ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۸۸۰۵

آیا ایران مهم‌ترین بازار نفتی خود را از دست خواهد داد؟ آزمون بزرگ چین در برابر فشار آمریکا

آیا ایران مهم‌ترین بازار نفتی خود را از دست خواهد داد؟ آزمون بزرگ چین در برابر فشار آمریکا

از نگاه واشنگتن، کاهش توان چین برای جذب نفت ایران می‌تواند مستقیماً مهم‌ترین منبع درآمد خارجی تهران را تحت فشار قرار دهد.

تبلیغات
تبلیغات

آمریکا تلاش می‌کند تحریم‌های خود علیه ایران را از ابزاری برای اعمال فشار یک‌جانبه به هزینه‌ای بین‌المللی تبدیل کند؛ راهبردی که علاوه بر همراه کردن متحدان غربی، بر افزایش هزینه و ریسک تجارت چین با تهران متمرکز است.

به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، واشنگتن می‌داند که در شرایط کنونی، صرف وضع تحریم‌های جدید برای محدود کردن منابع درآمدی ایران کافی نیست و موفقیت این سیاست تا حد زیادی به توانایی آن در مسدود کردن مسیرهای دور زدن تحریم‌ها، به‌ویژه در تعاملات ایران با چین، بستگی دارد. 

مقامات آمریکایی مدعی‌اند فشارهای اقتصادی واردشده به ایران تاکنون آثار قابل‌توجهی بر اقتصاد این کشور داشته است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ادعا کرده است رهبران ایران از وخامت شرایط اقتصادی «شوک‌زده» شده‌اند و فشارهای اقتصادی آن‌ها را به سمت تشدید تنش نظامی سوق داده است. کاخ سفید نیز ایران را در وضعیت «انزوای اقتصادی» توصیف کرده و مدعی شده است که تهران در صورت کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود می‌تواند مسیر رونق اقتصادی را در پیش بگیرد. 

نفت ایران؛ نقطه تمرکز فشار بر چین

با این حال، برای واشنگتن، اعمال تحریم به‌تنهایی کافی نیست. آمریکا برای افزایش اثربخشی کارزار فشار حداکثری باید شبکه‌هایی را که امکان ادامه تجارت ایران را فراهم می‌کنند، هدف قرار دهد؛ از شبکه‌های بانکی و شرکت‌های کشتیرانی و بیمه گرفته تا واسطه‌های تجاری و خریداران نفت ایران. 

در این میان، چین در مرکز راهبرد آمریکا قرار گرفته است. بر اساس برآوردهای مرتبط با هشدارهای وزارت خزانه‌داری آمریکا، چین حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری می‌کند و بخش قابل‌توجهی از این معاملات نیز از طریق پالایشگاه‌های مستقل و شبکه‌ای از واسطه‌ها انجام می‌شود. بنابراین، از نگاه واشنگتن، کاهش توان چین برای جذب نفت ایران می‌تواند مستقیماً مهم‌ترین منبع درآمد خارجی تهران را تحت فشار قرار دهد. 

هدف آمریکا در این مرحله لزوماً قطع کامل صادرات نفت ایران نیست؛ بلکه محدود کردن توان تهران برای تبدیل نفت به درآمدی پایدار و قابل اتکاست. هر اندازه انتقال نفت، بیمه محموله‌ها، دریافت پول و استفاده از واسطه‌های تجاری برای ایران دشوارتر و پرهزینه‌تر شود، اثر اقتصادی تحریم‌ها نیز افزایش خواهد یافت. 

رابطه تهران و پکن فراتر از نفت است

با این حال، رابطه چین و ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تجارت نفت تحلیل کرد. مناسبات دو کشور مجموعه‌ای از منافع اقتصادی و راهبردی را دربر می‌گیرد و پکن نیز همواره با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا که خارج از چارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال می‌شوند، مخالفت کرده است. 

برخی تحلیلگران بر این باورند که روابط چین و ایران را نباید یک اتحاد نظامی و دفاعی تلقی کرد؛ بلکه این روابط عمدتاً بر پایه منافع متقابل اقتصادی و راهبردی شکل گرفته است. از این منظر، اگر آمریکا بتواند هزینه همکاری اقتصادی با ایران را افزایش دهد و همزمان منابع انرژی جایگزین یا مشوق‌های اقتصادی جذابی در اختیار چین قرار دهد، ممکن است پکن در نحوه تعامل خود با تهران تجدیدنظر کند. 

اما در سوی دیگر، گروهی از کارشناسان معتقدند چین در برابر فشارهای آمریکا مقاومت خواهد کرد؛ زیرا روابط تهران و پکن به خرید نفت محدود نیست. همکاری‌های بلندمدت اقتصادی، عضویت مشترک در سازمان همکاری شانگهای و بریکس و همچنین جایگاه ایران در مسیرهای ارتباطی طرح «کمربند و جاده» بخشی از مجموعه مناسباتی است که برای چین اهمیت دارد. 

موازنه پکن میان تهران، خلیج فارس و واشنگتن

با این همه، چین همزمان منافع اقتصادی بسیار گسترده‌ای در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارد. حجم تجارت چین با عربستان سعودی و امارات در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۸ میلیارد دلار بوده، در حالی که تجارت چین با ایران حدود ۴۱.۲ میلیارد دلار برآورد شده است. 

این اختلاف نشان می‌دهد که پکن در محاسبات خود ناچار است مجموعه‌ای از منافع متعارض را همزمان در نظر بگیرد. چین از یک سو خواهان حفظ روابط اقتصادی و انرژی با ایران است و از سوی دیگر نمی‌خواهد مناسبات گسترده‌تر خود با کشورهای خلیج فارس را به خطر بیندازد. علاوه بر این، ورود مستقیم به رویارویی با آمریکا نیز می‌تواند هزینه‌های قابل‌توجهی برای اقتصاد چین به همراه داشته باشد. 

از این منظر، سیاست احتمالی پکن نه خروج کامل از بازار ایران است و نه ایستادن در کنار تهران در برابر فشارهای آمریکا؛ بلکه حفظ حداکثری منافع با حداقل کردن هزینه‌های ناشی از تحریم‌هاست. 

واشنگتن به دنبال تغییر محاسبات چین است

به همین دلیل، هدف آمریکا نیز لزوماً وادار کردن چین به قطع کامل روابط اقتصادی با ایران نیست. واشنگتن می‌تواند کاهش خرید نفت ایران، محتاط‌تر شدن شرکت‌ها و واسطه‌های چینی یا افزایش هزینه انتقال، بیمه و پرداخت پول نفت ایران را یک موفقیت تلقی کند. 

در واقع، راهبرد آمریکا بیش از آنکه بر بستن یکباره تمام مسیرهای تجاری ایران متمرکز باشد، بر تغییر محاسبات اقتصادی بازیگران فعال در این مسیرها استوار است. اگر همکاری با ایران برای شرکت‌های چینی پرریسک‌تر و پرهزینه‌تر شود، حتی بدون توقف کامل تجارت، بخشی از هدف تحریم‌ها محقق خواهد شد. 

این رویکرد به‌ویژه درباره نفت اهمیت دارد؛ زیرا کاهش تخفیف‌های نفتی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه یا دشوارتر شدن انتقال درآمد حاصل از فروش نفت می‌تواند بدون توقف رسمی صادرات، درآمد واقعی ایران را کاهش دهد. 

تنگه هرمز؛ حلقه اتصال فشار اقتصادی و تنش نظامی

این فشارهای اقتصادی همزمان با تشدید تنش‌های نظامی در اطراف تنگه هرمز دنبال می‌شود؛ منطقه‌ای که امنیت کشتیرانی و جریان انرژی در آن به بخشی از رویارویی مستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است. 

دونالد ترامپ نیز در تازه‌ترین اظهارات خود گفته است چین در قبال تحولات تنگه هرمز موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کرده است. این موضع را می‌توان نشانه‌ای از تمایل پکن برای پرهیز از ورود مستقیم به درگیری‌ای دانست که می‌تواند امنیت انرژی و منافع تجاری چین را با خطر مواجه کند. 

برای چین، حفظ جریان باثبات انرژی اهمیت اساسی دارد و هرگونه اختلال جدی در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌تواند هزینه‌های اقتصادی سنگینی به همراه داشته باشد. از همین رو، پکن احتمالاً تلاش خواهد کرد حتی در صورت ادامه همکاری با ایران، از تبدیل این همکاری به مشارکت مستقیم در تقابل نظامی با آمریکا جلوگیری کند. 

آزمون اصلی واشنگتن، تغییر رفتار چین است

در مجموع، به نظر می‌رسد چین نه به‌طور کامل از بازار ایران خارج خواهد شد و نه برای مقابله با فشارهای آمریکا به تهران چک سفیدامضا خواهد داد. پکن احتمالاً تلاش می‌کند میان حفظ منافع خود در حوزه تجارت و انرژی، جلوگیری از آسیب دیدن شرکت‌های چینی از تحریم‌های آمریکا و مخالفت با تبدیل تحریم‌های یک‌جانبه واشنگتن به یک رویه جهانی تعادل برقرار کند. 

از این رو، آزمون اصلی آمریکا در گروه ۲۰ صرفاً افزایش تعداد یا دامنه تحریم‌ها نیست؛ بلکه تغییر محاسبات اقتصادی چین است. اگر واشنگتن بتواند هزینه تعامل با ایران را برای پکن به اندازه‌ای افزایش دهد که خرید نفت ایران کاهش یابد و شرکت‌ها و واسطه‌های چینی محتاط‌تر شوند، فضای مانور اقتصادی تهران نیز محدودتر خواهد شد. 

اما اگر چین بتواند همچنان نفت ایران را از مسیرهای جایگزین جذب کند و شبکه‌های مالی و تجاری لازم برای این مبادلات را حفظ کند، تحریم‌های آمریکا همچنان اثرگذار خواهند بود، اما بعید است بتوانند اقتصاد ایران را با سرعت و شدتی که واشنگتن انتظار دارد تحت فشار قرار دهند. در نهایت، میزان موفقیت این راهبرد نه در تعداد تحریم‌های جدید، بلکه در این مشخص خواهد شد که آمریکا تا چه اندازه بتواند هزینه ادامه تجارت چین با ایران را افزایش دهد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات