ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۸۵۳۷

راهکار استقلال برای بردن دربی

راهکار استقلال برای بردن دربی

استقلال ابزارهای لازم را برای دیدار با پرسپولیس در اختیار دارد اما نکته اینجاست که چگونه از آنها بهره بگیرد.

تبلیغات
تبلیغات

دربی پایتخت ساعت 19:30 چهارشنبه 11 شهریور در ورزشگاه نقش جهان اصفهان برگزار خواهد شد. استقلالی‌ها بلافاصله پس از  بازی فولاد به فکر دربی هستند. داشته‌های استقلال را باید در فاصله میان خطوط، در شعاع حرکتی بازیکنان، در نحوه ساختن حمله و در واکنش به تغییر شکل حریف جستجو کرد.

یکی از مهم‌ترین داشته‌های استقلال، ساختار سه‌دفاعه‌ای است که به این تیم امکان می‌دهد در زمان مالکیت هم امنیت بیشتری پشت توپ داشته باشد و هم نفرات بیشتری را در عرض و طول زمین وارد فاز هجومی کند اما ارزش این ساختار به خود سه مدافع محدود نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، شکل‌گیری یک ساختار 3+2 یا حتی 3+1 در پشت توپ و آزادی نفرات جلوتر برای جابجایی است؛ ساختاری که به استقلال اجازه می‌دهد هم حمله کند و هم از ترس ضدحمله، تمام نفراتش را از بازی خارج نکند.

در چنین سیستمی، وینگ‌بک‌ها فقط بازیکنانی نیستند که کنار خط می‌ایستند و ارسال می‌کنند. آنها باید مدام ارتفاع خود را تغییر دهند؛ گاهی تا آخرین خط دفاع حریف بالا بروند، گاهی برای دریافت به فضای میانی نزدیک شوند و گاهی بعد از از دست رفتن توپ، سریعاً به خط دفاعی برگردند. به همین دلیل، شعاع حرکتی وینگ‌بک‌ها یکی از کلیدهای بازی استقلال است. استقلال بارها تلاش می‌کند از کناره‌ها به یک‌سوم دفاعی حریف برسد، اما نکته مهم این است که نفوذ از کناره الزاماً با حرکت هم‌زمان دو بازیکن در یک سمت اتفاق نمی‌افتد. اتفاقاً یکی از جذاب‌ترین نشانه‌های بازی این تیم، نوع رابطه میان وینگ‌بک و بازیکن هجومی همان سمت است.

سمت راست را می‌توان به‌عنوان نمونه بررسی کرد؛ جایی که رابطه صالح حردانی و یاسر آسانی فقط یک همکاری ساده میان یک مدافع کناری و یک بازیکن هجومی نیست. این دو در طول بازی می‌توانند ارتفاع‌های متفاوتی داشته باشند و فضای یکدیگر را تنظیم کنند.در بازی با فولاد، وقتی آسانی بیشتر تحت کنترل مدافعان قرار گرفت و فضای حرکت کمتری پیدا کرد، حردانی آزادی بیشتری برای پیشروی داشت. اینجا استقلال یک تصمیم مهم تاکتیکی گرفت: قرار نبود هر دو بازیکن برای رسیدن به یک منطقه بجنگند. آسانی می‌توانست پایین‌تر بماند و ارتباط سمت راست را حفظ کند، در حالی که حردانی از بیرون به عمق می‌زد و نفوذ بیشتری انجام می‌داد.

این جابجایی ساده، در واقع یک مفهوم مهم را نشان می‌دهد: استقلال می‌تواند بر اساس رفتار مدافع مستقیم، نقش بازیکنان یک سمت را تغییر دهد. اگر مدافع حریف روی آسانی متمرکز شود، فضا برای حردانی بیشتر می‌شود. اگر حردانی بیش از حد بالا برود و مدافع کناری حریف عقب بکشد، آسانی می‌تواند به داخل نزدیک شود و فضای بین فول‌بک و مدافع میانی را هدف بگیرد. بنابراین ارزش این زوج در این نیست که هر دو بازیکن دائماً در حال نفوذ باشند؛ ارزش آنها در این است که حرکت یکی، آزادی دیگری را ایجاد کند.

این همان جایی است که می‌توان از «زوج‌سازی» در استقلال حرف زد. زوج‌سازی الزاماً به معنای پاس‌کاری‌های دو نفره نیست. گاهی زوج‌سازی یعنی یکی حرکت کند تا دیگری آزاد شود؛ یکی عرض بدهد تا دیگری به نیم‌فضا برود؛ یکی نفوذ کند تا دیگری پشت سر او بماند و برای توپ برگشتی یا تغییر جهت حمله آماده باشد. این ویژگی برای دربی اهمیت زیادی دارد. پرسپولیس اگر بخواهد سمت راست استقلال را کنترل کند، نمی‌تواند فقط روی آسانی تمرکز کند؛ زیرا استقلال می‌تواند با تغییر شعاع حرکتی حردانی، همان سمت را دوباره فعال کند. اگر تمرکز دفاعی روی حردانی قرار بگیرد، آسانی فرصت بیشتری برای دریافت و حمل توپ پیدا خواهد کرد.

استقلال اما فقط از کناره‌ها تولید حمله نمی‌کند. مرکز زمین نیز یک تقسیم کار مشخص دارد. در این میان، نقش رزاقی‌نیا قابل توجه است. او در ساختار استقلال بازیکنی نیست که قرار باشد دائماً به آخرین خط حریف برسد. اتفاقاً ارزش او تا حد زیادی در این است که بیشتر بماند؛ هم در فاز مالکیت و هم هنگام از دست رفتن توپ. او باید تعادل میانه میدان را حفظ کند، پشت حمله قرار بگیرد و اجازه ندهد با هر پیشروی بازیکنان هجومی، مرکز زمین خالی شود.

رزاقی‌نیا در فاز مثبت می‌تواند یکی از پایه‌های گردش توپ و تنظیم‌کننده ریتم باشد و در فاز منفی نیز موقعیت او برای جمع کردن فضای مقابل مدافعان اهمیت پیدا می‌کند. همین ماندن است که به بازیکنان جلوتر اجازه می‌دهد آزادتر بازی کنند؛ زیرا آنها می‌دانند پشت سرشان بازیکنی وجود دارد که در صورت از دست رفتن توپ، می‌تواند ساختار را دوباره متعادل کند. در مقابل، قلی‌زاده آزادی بیشتری برای حرکت دارد. او قرار نیست به اندازه رزاقی‌نیا در یک منطقه ثابت بماند. می‌تواند از مرکز فاصله بگیرد، به نیم‌فضا برود، به کناره نزدیک شود و مهم‌تر از همه، خودش را به محوطه جریمه برساند.

این تفاوت نقش، برای استقلال بسیار مهم است. اگر رزاقی‌نیا همزمان با قلی‌زاده دائماً جلو برود، استقلال ممکن است در لحظه از دست دادن توپ، مرکز زمین را از دست بدهد. اما وقتی یکی تعادل را نگه می‌دارد و دیگری آزادی بیشتری برای نزدیک شدن به محوطه دارد، استقلال می‌تواند هم در حمله نفر اضافه داشته باشد و هم حداقلی از امنیت را پشت توپ حفظ کند. در واقع، یکی از داشته‌های استقلال همین تقسیم آزادی میان بازیکنان است. همه قرار نیست آزاد باشند و همه هم قرار نیست در یک منطقه بمانند. یک بازیکن باید عرض بدهد، دیگری به داخل بیاید؛ یکی باید جلو برود، دیگری بماند؛ یکی باید برای دریافت بین خطوط حرکت کند، دیگری پشت صحنه حمله را پوشش دهد.

به همین دلیل، وقتی از بازی‌سازی استقلال صحبت می‌کنیم، نباید فقط به تعداد پاس‌ها یا اینکه توپ از کدام مدافع به کدام هافبک می‌رسد نگاه کنیم. بازی‌سازی واقعی استقلال در تولید زاویه پاس و تغییر موقعیت نفرات اتفاق می‌افتد. سه مدافع می‌توانند اولین خط را بسازند، رزاقی‌نیا تعادل را حفظ کند، وینگ‌بک‌ها عرض بدهند و بازیکنانی مثل قلی‌زاده و آسانی با حرکت در نیم‌فضاها، خطوط بعدی دفاع را مجبور به تصمیم‌گیری کنند.در چنین شرایطی، استقلال می‌تواند از کناره نفوذ کند، اما هدف نهایی الزاماً ارسال نیست. نفوذ از کناره می‌تواند برای کشاندن خط دفاعی حریف به بیرون و باز کردن فضای مرکز باشد. همان‌طور که حمله از مرکز می‌تواند دفاع حریف را فشرده کند و بعد مسیر تغییر جهت به کناره را باز کند.

این رفت‌وبرگشت میان مرکز و کناره‌ها یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های استقلال است. تیمی که فقط از یک مسیر حمله کند، خیلی زود قابل پیش‌بینی می‌شود؛ اما استقلال می‌تواند با تغییر ارتفاع و موقعیت بازیکنان، نقطه تولید حمله را جابه‌جا کند.

در فاز منفی نیز سه‌دفاعه بودن استقلال یک مزیت بالقوه ایجاد می‌کند. وقتی وینگ‌بک‌ها بالا هستند، سه مدافع می‌توانند پایه‌ای برای کنترل انتقال حریف بسازند، اما این ساختار زمانی کارآمد است که هافبک‌ها نیز فاصله خود را با خط دفاع حفظ کنند. اینجا دوباره نقش رزاقی‌نیا اهمیت پیدا می‌کند؛ همان بازیکنی که در فاز مثبت برای تنظیم بازی می‌ماند، در لحظه از دست رفتن توپ نیز باید یکی از نخستین بازیکنانی باشد که مرکز را می‌بندد. پس استقلال برای دربی فقط یک آرایش سه‌دفاعه ندارد؛ یک ساختار قابل تغییر دارد. ساختاری که در آن شعاع حرکتی وینگ‌بک‌ها، آزادی بازیکنان هجومی و میزان پیشروی هافبک‌ها می‌تواند بر اساس رفتار حریف تغییر کند. شاید همین انعطاف، مهم‌ترین داشته استقلال باشد.

استقلال می‌تواند از سمت راست با حردانی و آسانی برتری بسازد، اما نه الزاماً با نفوذ هم‌زمان آنها. می‌تواند از مرکز با رزاقی‌نیا بازی را تنظیم کند و به قلی‌زاده آزادی بیشتری برای نزدیک شدن به محوطه بدهد. می‌تواند از سه مدافع برای ساختن بازی استفاده کند و هم‌زمان، با حفظ نفرات پشت توپ، ریسک انتقال منفی را کاهش دهد. اینها جزئیات کوچکی به نظر می‌رسند، اما در یک بازی مثل دربی همین جزئیات تعیین می‌کنند که یک ساختار تاکتیکی واقعاً کار می‌کند یا فقط روی تخته زیبا به نظر می‌رسد.

استقلال ابزارهای لازم را دارد؛ عرض، عمق، آزادی، تعادل، بازی‌سازی، توان نفوذ از کناره‌ها و بازیکنانی که می‌توانند در لحظه مناسب به محوطه اضافه شوند. مسئله این نیست که برای دربی ابزار جدیدی اختراع شود. مسئله این است که همین ابزارها در چه مناطقی، با چه شعاع حرکتی و در چه لحظه‌ای به کار گرفته شوند.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بحث استقلال به پرسپولیس می‌رسد: حالا باید دید پرسپولیس کدام یک از این ابزارها را بیشتر از همه تهدید می‌کند و استقلال کدام بخش از ساختار حریف را باید هدف بگیرد.

راهکار استقلال مقابل پرسپولیس در دربی

پرس هدفمند، نه پرس احساسی: استقلال نباید به‌خاطر فضای دربی از همان ابتدا با تمام نفرات جلو برود. باید لحظه مناسب فشار را پیدا کند؛ جایی که پاس به کناره، کنترل بد یا پاس رو به عقب، پرسپولیس را از شکل بازی‌سازی خارج می‌کند.

بستن مرکز و هدایت بازی به کناره‌ها: یکی از اولویت‌های استقلال باید کنترل فضای مقابل خط دفاع باشد. اگر پرسپولیس نتواند از مرکز عبور کند، استقلال می‌تواند بازی را به مناطقی ببرد که ساختار سه‌دفاعه و پوشش وینگ‌بک‌ها امکان کنترل بیشتری به آن می‌دهد.

حمله به پشت فول‌بک‌ها: بالا رفتن فول‌بک‌های پرسپولیس نباید فقط یک تهدید برای استقلال باشد؛ می‌تواند بهترین فرصت برای انتقال سریع باشد. توپ اول باید با سرعت به فضای خالی پشت آنها برسد؛ جایی که حردانی، آسانی یا بازیکن نزدیک به توپ بتواند حمله را ادامه دهد.

بازی بین خطوط: استقلال به یک بازیکن آزاد در فاصله بین خط هافبک و دفاع پرسپولیس نیاز دارد. حرکت قلی‌زاده به نیم‌فضا و نزدیک شدن به محوطه می‌تواند یکی از راه‌های ایجاد این برتری باشد؛ به شرطی که رزاقی‌نیا پشت این حرکت، تعادل تیم را حفظ کند.

استفاده از زوج حردانی - آسانی: این دو نباید الزاماً هم‌زمان به عمق بزنند. اگر آسانی با ماندن یا حرکت به داخل مدافع را مشغول کند، حردانی می‌تواند فضای بیشتری برای نفوذ داشته باشد و برعکس. حرکت یکی باید فضای دیگری را بسازد. مهمتر از همه اینکه جبهه راست و چپ استقلال بالانس کافی در حملات ندارد و به همین دلیل شاید بیشتر وزن بازی در فاز مثبت حمله در راست استقلال خلاصه می‌شود.

نکته اساسی مقابل پرسپولیس که احتمالا آنها هم حملات سریع را در دستور کار خواهند داشت، این است که استقلال باید از قبل برای لحظه از دست دادن توپ برنامه داشته باشد. اگر وینگ‌بک‌ها بالا باشند و بازیکنان هجومی هم جلو رفته باشند، رزاقی‌نیا و سه مدافع باید ساختار ضدانتقال را حفظ کنند. دربی را فقط با حمله نمی‌برند؛ با کنترل لحظه‌ای که حمله تمام می‌شود هم می‌برند.

 

تبلیغات
منبع : تسنیم
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات