مهدی طارمی در دبی؛ این حقمان نبود
مهدی طارمی آخرین ایرانی شاغل در لیگ قهرمانان اروپا هم از سطح اول این رشته ورزشی خارج شد.
مهدی طارمی با پیوستن به الوصل امارات، رویای حضور ایرانیها در لیگهای معتبر اروپایی و در سطحی بالاتر، حضور در لیگ قهرمانان اروپا را بر باد داد. البته که نمیتوان خردهای بر طارمی گرفت؛ مهاجمی که در سن بالا راهی فوتبال اروپا شد و پس از 7 سال حضور در آن قاره و ثبت رکوردهای کم و بیش خوب در لیگهای مختلف، به فوتبال آسیا برگشت.
میشد حدس زد که طارمی دیر یا زود دوباره به جمع تیمهای متمول حاشیه خلیج فارس برخواهد گشت. او فصل پیش هم پیشنهاد چربی از همین تیمهای مشابه داشت ولی وسوسه بازی کردن در لیگ قهرمانان اروپا به همراه المپیاکوس، او را در آن سوی مرزها نگه داشت.
با خروج مهدی طارمی از سطح اول فوتبال اروپا و کمی پیش از آن، بازگشت سردار آزمون و وضعیت نه چندان مساعد علیرضا جهانبخش، حالا فوتبال ایران تهی از بازیکن در جمع برترینها و بهترین لیگهای دنیا شده است. در این میان، دلخوشی شده دنبال کردن بازیهای لژیونر باقیمانده در لیگهای عربی، از جمله امارات و عراق. اوج کار هم که مربوط به انتقال خبرساز میلاد محمدی به لیگ بلاروس است که به اندازه کافی مایه حیرت شده است.
حقمان نبود
فوتبال ایران در دهههای گذشته، لژیونرهای مطرحی در لیگهای معتبر اروپایی داشته است؛ اوجش مربوط به بوندسلیگا است که از علی دایی و کریمی گرفته تا مهدویکیا و هاشمیان، روزهای خوشی را رقم زدند. پس از آن هم که به لطف بازیکنان دو ملیتی، ایران همچنان در جمع لیگهای معتبر نماینده داشت. زمان هم گذشت تا نوبت به عصر طارمی و سردار آزمون رسید؛ بازیکنانی که تا همین چندسال پیش به تنهایی بار معرفی فوتبال ایران در لیگهای معتبر را به دوش میکشیدند. با این وجود، با بالا رفتن سن این بازیکنان و ته کشیدن بازیکنانی که بتوانند خودی نشان دهند و اروپاییها را ترغیب کنند، حالا ته مانده انرژی این فوتبال هم از بین رفته و امیدی نیست در کوتاه مدت بازیکنی بتواند سر از تیمی معتبر در بین باشگاههای اروپایی درآورد؛ اگرچه با همین دستفرمان میشد حدس زد که چنین روزی به زودی فراخواهد رسید ولی باز هم این حق فوتبال ایران نبود.
کاش قلعهنویی دلسوز بود
ویترین فوتبال هر کشوری جام جهانی است؛ حجم نقلوانتقالات و توجه به ستارههای مستعد در ادوار جام جهانی قابل توجه بوده. با این حال، در ایران و با هدایت امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی، مهاجرت معکوس شکل گرفت. نه تنها جوانی در تیم ملی فرصت عرضاندام در جام جهانی به دست نیاورد، بلکه همان تک بازیکنانی هم که امیدی به حضورشان در اروپا بود، عقبگرد داشته و به لیگهای آسیایی و یا لیگ برتر ایران برگشتهاند. اینجاست که اهمیت استفاده از بازیکنان جوان و مستعد در جامهای جهانی بیشتر خودنمایی میکند. در واقع اگر قلعهنویی کمی دلسوز فوتبال ایران بود، به جای بردن دومین پیر تیم جام جهانی به آمریکا، به جوانان بهای بیشتری میداد تا با ترانسفرشدن احتمالی آنها، این فوتبالِ تهی از ستاره، برای چند سال پیش رو، دستکم تا شروع جام جهانی بعدی، امیدی به روزهای روشن داشته باشد.