ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۵۷۹۲

پشت پرده هوش مصنوعی: آنچه دانش‌آموزانان از دست می‌دهند!

پشت پرده هوش مصنوعی: آنچه دانش‌آموزانان از دست می‌دهند!

گسترش استفاده از هوش مصنوعی در تکالیف نوشتاری، این نگرانی را افزایش داده است که دانش‌آموزان بخشی از مهارت‌های فکری و شناختی خود را نیز از دست بدهند.

فرارو- نوشتن فقط مهارتی برای تولید متن نیست، بلکه فرایندی برای سازمان‌دهی افکار، تقویت حافظه، تحلیل اطلاعات و شکل‌گیری تفکر مستقل است؛ به همین دلیل، ورود هوش مصنوعی به کلاس‌های درس پرسش‌های تازه‌ای درباره مرز میان کمک فناوری و جایگزینی یادگیری ایجاد کرده است.

به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، گسترش هوش مصنوعی در انجام تکالیف نوشتاری، بحث تازه‌ای را درباره آینده آموزش به راه انداخته است. نگرانی اصلی فقط به تقلب یا نقض مقررات آموزشی محدود نمی‌شود؛ بلکه این پرسش مطرح است که اگر دانش‌آموزان بخش عمده فرایند نوشتن را به هوش مصنوعی بسپارند، چه مهارت‌های ذهنی و شناختی را از دست خواهند داد؟

ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند نوشتن را سریع‌تر و آسان‌تر کنند، اما پژوهشگران هشدار می‌دهند نوشتن مستقل، فراتر از یک مهارت زبانی است. دانش‌آموز هنگام نوشتن باید فکر کند، اطلاعات را به یاد بیاورد، ایده‌های خود را سازمان‌دهی کند، استدلال بسازد، دیدگاه‌های مخالف را بررسی کند و متن خود را بارها بازبینی کند. به همین دلیل، حذف این فرایند ممکن است به معنای حذف بخشی از تمرین فکری باشد که آموزش قرار است در اختیار دانش‌آموز قرار دهد.

نوشتن؛ تمرینی برای فکر کردن

سال‌ها پژوهش درباره فرایند نوشتن نشان داده است حتی نوشتن یک مقاله ساده می‌تواند فعالیتی پیچیده و پرتقاضا برای ذهن باشد؛ به‌ویژه زمانی که متن به استدلال، تحلیل یا متقاعد کردن مخاطب نیاز دارد. نویسنده ابتدا باید موضوع را درک کند و اطلاعات مرتبط را از حافظه خود بازیابی کند. سپس باید میان ایده‌های مختلف ارتباط برقرار کند، آن‌ها را اولویت‌بندی و برای متن ساختاری مشخص طراحی کند.

در مرحله بعد، انتخاب واژه‌ها و جمله‌بندی آغاز می‌شود و در نهایت نویسنده باید متن را از نظر انسجام، دقت و وضوح بررسی و اصلاح کند. از این منظر، نوشتن فقط راهی برای انتقال افکار نیست؛ بلکه می‌تواند ابزاری برای شکل دادن به خودِ فکر باشد.

به همین دلیل، ظهور ابزارهایی که می‌توانند این فرایند دشوار را در چند ثانیه انجام دهند، با استقبال گسترده دانش‌آموزان و دانشجویان مواجه شده است. بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، بخش قابل‌توجهی از دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان از هوش مصنوعی برای انجام فعالیت‌های آموزشی استفاده می‌کنند و نوشتن یکی از رایج‌ترین کاربردهای این فناوری است.

اما پرسش اساسی اینجاست: اگر دانش‌آموز دیگر مجبور نباشد با یک صفحه سفید روبه‌رو شود و افکار خود را خودش روی کاغذ بیاورد، چه چیزی را از دست خواهد داد؟

ارزش نوشتن در دشواری آن است

پژوهشگران حوزه شناخت و آموزش لزوماً با استفاده از هوش مصنوعی مخالف نیستند. بسیاری از آن‌ها سال‌ها پیش ظهور فناوری‌های رایانه‌ای برای کمک به نویسندگان را پیش‌بینی کرده بودند و امروز نیز ظرفیت‌های هوش مصنوعی را برای آموزش و یادگیری می‌بینند.

با این حال، به اعتقاد آن‌ها بخشی از ارزش نوشتن دقیقاً در دشواری آن نهفته است. نوشتن می‌تواند حافظه کاری، توانایی برنامه‌ریزی و مهارت نظارت بر فرایندهای ذهنی را تقویت کند. فرد هنگام نوشتن ناچار است میان دیدگاه‌های مختلف مقایسه انجام دهد، استدلال‌های مخالف را در نظر بگیرد و برای رسیدن به متنی منسجم‌تر، ایده‌های خود را اصلاح کند.

اهمیت نوشتن به‌عنوان ابزاری برای یادگیری نیز سابقه‌ای طولانی دارد. با گسترش اقتصاد مدرن و افزایش مشاغلی که به ارتباطات نوشتاری وابسته بودند، از اواخر قرن نوزدهم آموزش نوشتن در مدارس اهمیت بیشتری پیدا کرد. به‌تدریج روشن شد نوشتن فقط ابزاری برای سنجش میزان یادگیری دانش‌آموز نیست؛ خودِ فرایند نوشتن نیز می‌تواند به عمیق‌تر شدن یادگیری کمک کند.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند جای نویسنده را بگیرد؟

هنوز مشخص نیست آیا تمام مزایای شناختی نوشتن در شرایطی که فرد با کمک یک چت‌بات متن تولید می‌کند، حفظ می‌شود. با این حال، برخی پژوهش‌های اولیه نشانه‌هایی نگران‌کننده ارائه کرده‌اند. در یکی از مطالعات کوچک انجام‌شده توسط پژوهشگران مؤسسه فناوری ماساچوست، افرادی که برای نوشتن از چت‌بات‌های هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، در مقایسه با افرادی که بدون کمک هوش مصنوعی می‌نوشتند، فعالیت مغزی کمتری نشان دادند.

کاربران هوش مصنوعی همچنین در به یاد آوردن دقیق مطالبی که نوشته بودند، عملکرد ضعیف‌تری داشتند و احساس مالکیت کمتری نسبت به متن نهایی خود نشان می‌دادند. پژوهش‌های دیگری نیز این احتمال را مطرح کرده‌اند که استفاده مداوم و بدون نظارت از هوش مصنوعی ممکن است برخی مهارت‌های تفکر انتقادی را تضعیف کند.

با این حال، شرکت‌های فناوری همچنان در حال توسعه ابزارهایی برای استفاده آموزشی از هوش مصنوعی هستند. برخی نسخه‌های جدید چت‌بات‌ها نیز با هدف آن طراحی شده‌اند که به جای نوشتن تکلیف به جای دانش‌آموز، با پرسیدن سؤال و ارائه راهنمایی، او را در مسیر انجام کار هدایت کنند.

مشکل اینجاست که مرز میان «کمک کردن» و «انجام دادن کار» همیشه روشن نیست.

در آزمایش‌هایی با ابزارهای آموزشی هوش مصنوعی شرکت‌هایی مانند گوگل و اوپن‌ای‌آی، چت‌بات‌ها در ابتدا با طرح پرسش‌هایی درباره موضوع مقاله تلاش کردند دانش‌آموز را به سمت ایده‌پردازی هدایت کنند، اما در ادامه به تهیه طرح‌های بسیار دقیق و حتی ارائه پاراگراف‌های کامل رسیدند. متن‌هایی که پیش از این ممکن بود ساعت‌ها برای تهیه آن‌ها زمان صرف شود، اکنون در چند ثانیه تولید می‌شوند و از نظر ساختار و زبان، آماده استفاده به نظر می‌رسند.

مسئله، حذف هوش مصنوعی نیست

هوش مصنوعی دیگر فناوری دور از دسترسی نیست. این فناوری در تلفن‌های همراه، موتورهای جست‌وجو، نرم‌افزارهای آموزشی و ابزارهای تولید و خلاصه‌سازی محتوا حضور دارد. بنابراین برای مدارس، مسئله اصلی احتمالاً حذف کامل آن نیست؛ بلکه تعیین مرزی است که در آن استفاده از فناوری به یادگیری کمک می‌کند، نه اینکه جایگزین یادگیری شود.

هوش مصنوعی می‌تواند برای برخی دانش‌آموزان بسیار مفید باشد. دانش‌آموزانی که با برخی ناتوانی‌های جسمی یا یادگیری مواجه‌اند، ممکن است از امکاناتی مانند اصلاح دستور زبان، پیشنهاد بازنویسی یا تبدیل گفتار به متن بهره زیادی ببرند. چنین ابزارهایی می‌توانند برخی موانع موجود بر سر راه نوشتن را کاهش دهند.

اما کارشناسان معتقدند هیچ مرحله‌ای از فرایند نوشتن را نمی‌توان بدون هزینه به ماشین سپرد. از شکل‌گیری ایده اولیه تا تنظیم جمله‌های نهایی، هر مرحله می‌تواند فرصتی برای تمرین ذهن و تقویت مهارت‌های شناختی باشد. اگر نوشتن بخشی از فرایند فکر کردن باشد، واگذار کردن تمام این فرایند به ماشین به معنای از دست دادن بخشی از همان تمرین فکری است.

مدیریت به جای ممنوعیت

به همین دلیل، برخی متخصصان پیشنهاد می‌کنند مدارس به جای ممنوع کردن هوش مصنوعی، نحوه استفاده از آن را مدیریت کنند. دانش‌آموزان همچنان باید خودشان جمله، پاراگراف و مقاله بنویسند، اما می‌توانند در مراحل مشخصی از هوش مصنوعی برای دریافت بازخورد، اصلاح متن یا پیدا کردن ایده‌های اولیه استفاده کنند.

دانشگاه سیدنی نیز رویکردی موسوم به «دو مسیر» را در پیش گرفته است. بر اساس این رویکرد، بخشی از ارزیابی‌ها باید به صورت حضوری و در شرایط کنترل‌شده انجام شود تا دانشجویان توانایی‌های مستقل خود را نشان دهند. در بخش دیگری از فعالیت‌ها نیز استفاده از هوش مصنوعی مجاز است تا دانشجویان یاد بگیرند چگونه از این فناوری به شکل مسئولانه و مؤثر استفاده کنند.

تجربه برخی مدارس نیز نشان داده است دانش‌آموزان لزوماً با محدودیت استفاده از هوش مصنوعی مخالف نیستند. برخی از آن‌ها پس از تجربه کار با چت‌بات‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که هوش مصنوعی برای تحلیل داده یا بعضی فعالیت‌های علمی می‌تواند مفید باشد، اما استفاده از آن برای تحلیل ادبیات و نوشتن مقاله ممکن است آن‌ها را از تمرین مهارتی محروم کند که مدرسه اساساً برای تقویت آن طراحی شده است.

آنچه نباید به ماشین سپرده شود

آینده آموزش احتمالاً به این پرسش وابسته نیست که آیا باید هوش مصنوعی را کنار گذاشت یا اجازه داد بدون محدودیت وارد کلاس‌های درس شود. مسئله مهم‌تر این است که کدام بخش از فرایند یادگیری را می‌توان به ماشین سپرد و کدام بخش باید همچنان بر عهده خود دانش‌آموز باقی بماند.

هوش مصنوعی می‌تواند ویرایشگر، دستیار و حتی ابزار آموزشی قدرتمندی باشد، اما اگر به جای دانش‌آموز فکر کند، ایده‌پردازی کند و متن نهایی را بنویسد، ممکن است بخشی از مهم‌ترین تجربه‌های آموزشی را از او بگیرد.

هدف آموزش نیز صرفاً تولید متنی بی‌نقص نیست. مدرسه و دانشگاه باید به دانش‌آموز کمک کنند ایده‌ای را شکل دهد، درباره آن فکر کند، شواهد و استدلال‌های خود را بسنجد، از دیدگاهش دفاع کند و در نهایت صدایی مستقل برای خود داشته باشد.

در عصر هوش مصنوعی، شاید مهم‌ترین مهارت این نباشد که دانش‌آموز بتواند بهترین متن ممکن را تولید کند؛ بلکه این است که بتواند تشخیص دهد کدام فکر واقعاً متعلق به خودش است و چرا ارزش بیان کردن دارد.

ارسال نظرات
خط داغ