متهم ردیف اول آلودگی نفتی در سواحل قشم
لکههای نفتی از سواحل جنوبی قشم به جنگلهای حرای نقاشه رسید و همچنان بوی نفت در این نقاط به مشام میرسد؛ حالا پرسش این است که منشأ آلودگی چیست و چه کسی خسارت این اکوسیستم حساس را جبران میکند؟
فرارو- «بوی بسیار بدی میآید، انگار داخل پیت نفت افتادیم.» این جمله غواصی است که در آبهای خلیج فارس مشغول به فعالیت است.
به گزارش فرارو، همه چیز از لکههای سیاهی شروع شد که زیبایی سواحل جنوبی قشم را مخدوش کرده بود. اما ماجرا خیلی زود از آلودگی چند نقطه ساحلی فراتر رفت. نفت به محدوده شیبدراز و سوزا رسید و سپس خود را به جنگلهای حرای روستای نقاشه رساند. این یک بحران بود. هر قطره نفت در این جنگل اسرارآمیز میتواند در میان شبکه پیچیده ریشههای مانگرو گرفتار شود، نسلشان را منقرض کند و پاکسازی را به چالش بکشد.
دستوپنجه نرم کردن قشم با آلودگی نفتی
سجاد، غواص فعال در خلیج فارس، ضمن اشاره به این مسئله که در سواحل قشم بوی نفت بسیار شدید است، میگوید: «وقتی صبح برای غواصی آمدیم وضعیت اینگونه نبود. ۵:۳۰ صبح آلودگی کمتر بود و حالا به هنگام ظهر وضعیت بسیار بد شده است.»
یکی دیگر از ساکنان قشم نیز در گفتوگو با فرارو به مرزی اشاره میکند که ساحل تمیز را از ساحل آلوده به نفت جدا کرده است. او میگوید: «نگران لاشه زمرد ماهیهایی هستیم که در ساحل جسته و گریخته میبینیم.»
به هر رو، تا لحظه تنظیم این گزارش، حدود ۹۰ هزار مترمربع از آبهای ساحلی و ۳۲ هزار مترمربع از سواحل قشم درگیر آلودگی نفتی شدهاند. اکنون عملیات پاکسازی آغاز شده، نمونهبرداریها ادامه دارد و دستگاههای مختلف درباره منشا این آلودگی در حال بررسی هستند.
با این همه، مهمترین پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: این نفت از کجا آمده و چه کسی مسئول خسارتی است که به یکی از حساسترین زیستبومهای خلیج فارس وارد شده است؟
محمد الموتی، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور، در گفتوگو با فرارو، آلودگی ایجادشده را از همان ابتدا یکی از نگرانیهای جدی فعالان محیطزیست در جریان جنگ میداند و میگوید: «واقعیت این است که این مسئله، طبیعتا برگرفته از این جنگ و آن هم در یک زیستبوم بسیار حساس مانند خلیج فارس و جزایر ایرانی بوده و وقوع چنین اتفاقی نیز قابل انتظار بود. یکی از نگرانیهای جدی ما از روز آغاز این جنگ، همین موضوع آلایندگی جزایر، سواحل جزایر و خود خلیج فارس بود؛ چراکه با نقاط بسیار حساس مرجانی، سازههای مرجانی و کریدور رفتوآمد پستانداران دریایی مواجه هستیم و این مسئله همواره یکی از نگرانیهای ما بوده است.»
او درباره وضعیت کنونی نیز تأکید میکند: «این مسئله برای سواحل خطرناک و همچنان نگرانکننده است و باید هرچه سریعتر عملیات پاکسازی را انجام دهیم؛ چراکه وارد فصلهایی میشویم که نیازمند سواحل ایمن هستیم.»
نفت از کدام کشتی آمد؟
روایت رسمی از روزهای نخست، یک نکته مشترک داشت و آن هم این بود که آلودگی از سمت دریا به سواحل قشم رسیده است. حسین امیرتیموری، فرماندار قشم، گفته بود مسئولان در ۱۹ مرداد از مشاهده لکههای نفتی مطلع شدند و پس از آن اداره بنادر و محیط زیست عملیات خود را آغاز کردند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در موضعگیری دیگری اعلام کرد شواهد اولیه نشان میدهد منشأ آلودگی یک کشتی فلهبر خارجی بوده است. از سوی دیگر شرکت ملی نفت ایران نیز هرگونه ارتباط فعالیتهای نفتی خود با این آلودگی را رد کرده و اعلام کرده بود تأسیسات محدود این شرکت در قشم در آن مقطع به دلیل تعمیرات فعال نبودهاند.
الموتی درباره منشأ آلودگی میگوید: «اما درباره منشا اصلی آلودگی باید گفت آنچه مسلم است، این است که منشا آلودگی، نشت سوخت، نفت یا محتویات مخازن است. یعنی مخازنی که به هر حال سوخت در آنها ذخیره میکنیم و وجود آنها نیز چیز مخفی و پنهانی نیست.»
![]()
تصویر ماهوارهای از آلودگی نفتی قشم در روز چهارشنبه
در فضای رسانهای نیز روایتها با جدیت بیشتری پیگیری شد. سایت تانکر ترکرز احتمال ارتباط آلودگی با یک حادثه دریایی در آبهای دورتر را مطرح کرد. همزمان تصاویر ماهوارهای و دادههای ردیابی شناورها به کمک آمدند تا مسیر حرکت لکه نفتی را مشخص کنند. هرچند، از شباهت مسیر حرکت یک لکه نفتی تا اثبات منشا اصلی آن فاصله زیادی وجود دارد.
الموتی اما در بخش دیگری از گفتوگویش با فرارو، مسئولیت حملات به تاسیسات دارای مخازن سوخت را مسئلهای قابل پیگیری در سطح بینالمللی میداند و میگوید: «در واقع، این مسئولیت بینالمللی حملهوران است؛ چراکه آنها میدانند مخازن سوخت ما در کدام نقاط قرار دارند، اما با حمله و بمباران این تاسیسات، عملا زمینه ایجاد این آلودگیها را فراهم میکنند.»
او همچنین میگوید: «حفظ محیط زیست یک مسئولیت بینالمللی است که بارها و بارها بر آن تاکید شده و آسیب به محیط زیست در چنین شرایطی میتواند زیرمجموعه جنایات جنگی قرار بگیرد.»
وقتی نفت میان ریشههای حرا گیر میافتد
نگرانی اصلی از زمانی شدت گرفت که آلودگی به محدوده جنگلهای حرا رسید. کاربران فضای مجازی هر یک به شیوه خود ابراز نگرانی کردند. در این خصوص حتی کمپینی به راه افتاد تا افراد موهای خود را برای پاکسازی نفت به قشم بفرستند.
ماجرا از آنجا آغاز شده بود که یکی از کارشناسان با انتشار پستی در اینستاگرام اشاره کرده بود موی انسان قدرت بالایی در جذب مواد شیمیایی همچون نفت دارد. پس از این پیام، بلافاصله مردم بسیج شدند و اعلام آمادگی برای فرستادن موهایشان کردند. چرا که جامعه میاندیشید که مسئله به سادگی پاکسازی ساحل و جمعآوری آب نیست؛ مسئله جنگلهای حراست.
![]()
لایههای غلیظ نفت خام به ساقه، برگ، ریشه و بذرهای تازه روییده درختان حرا
حرا یک زیستبوم ساحلی حساس است که حیات آن به ارتباط دائمی میان آب، رسوبات، جزر و مد و شبکه ریشههای درختان وابسته است. همین ریشههای پیچیده که زیستگاه امنی برای ماهیان، سختپوستان و دیگر موجودات دریایی ایجاد میکنند، میتوانند نفت و رسوبات آلوده را در خود نگه دارند. در تازهترین تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، دیده شده است که لایههای غلیظ نفت خام به ساقه، برگ، ریشه و بذرهای تازه روییده درختان حرا چسبیده و حیات این پوشش گیاهی را در فصل دانهدهی با خطر جدی نابودی مواجه کرده است.
بخشی از نفت ممکن است از سطح آب ناپدید شود، اما آلودگی همچنان در میان ریشهها و رسوبات باقی بماند. این یعنی پایان عملیات جمعآوری لکههای قابل مشاهده، به معنای پایان بحران نیست.
از سوی دیگر، خطر فقط متوجه درختان حرا نیست. ورود مواد نفتی به این اکوسیستم میتواند زنجیرهای از پیامدها را به دنبال داشته باشد؛ از آسیب به آبزیان و منابع دریایی گرفته تا اختلال در صید، گردشگری و در نهایت معیشت جوامع محلی.
الموتی نیز نسبت به همین پیامدها هشدار میدهد: «آسیبهای ناشی از این آلودگی واقعا میتواند غیرقابل جبران باشد و مردم باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند. این مسئله آسیبهای بسیار بلندمدتی دارد و فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ بلکه با ابعاد اجتماعی و معیشتی میانمدت نیز روبهرو هستیم.»
به گفته او، «آلودگی خلیج فارس، سواحل جزایر ما، سواحل دریای عمان و این پهنههای دریایی، میتواند ما را بهتدریج با نوعی بحران بیکاری مواجه کند. معیشت بسیاری از مردم در کشورهای حاشیه خلیج فارس به دریا و منابع آن وابسته است و این آلودگیها آسیبهایی میانمدت به همراه دارد که ممکن است در ماههای آینده با پیامدهای آن درگیر شویم.»
اما پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان مانع تکرار چنین بحرانی شد؛ بحرانی که حتی پیش از جنگ نیز با توجه به تردد گسترده نفتکشها و شناورها، احتمال وقوع آن در خلیج فارس وجود داشت. الموتی برای آینده یک پیشنهاد مشخص دارد: «ما نیازمند یک پیمان منطقهای زیستمحیطی هستیم که صندوق مالی مربوط به خود را داشته باشد و کشورهای عضو منابع مالی لازم را به آن تزریق کنند تا بتوان گشتهای دریایی ایجاد کرد؛ مشابه آنچه در بسیاری از نقاط دیگر جهان برای حفاظت از محیط زیست دریایی انجام میشود.»
به گفته او، با توجه به اینکه این منطقه محل ترددهای بزرگ تجاری جهان است، «همه شرکتها و کشورها باید متعهد باشند که منابع مالی لازم برای حفاظت از این پهنه دریایی را نیز تأمین کنند. این صندوق میتواند امکان ایجاد گشتهای ویژه و اقدام سریع برای مقابله با آلودگی و رفع آن را فراهم کند.»
پرونده هنوز باز است
بنابراین، پرونده آلودگی نفتی قشم هنوز بسته نشده است. عملیات پاکسازی ادامه دارد، اما با جمعآوری لکههای نفتی، همه چیز تمام نمیشود. در حالی که رسانهها همچنان به این موضوع میپردازند و فعالان محیط زیست ابراز نگرانی میکنند منشا دقیق این آلودگی ناپیدا و پرسش درباره مسئولیت جبران خسارت نیز پابرجاست. آن هم خسارتی که ابعاد واقعی آن، بهویژه در جنگلهای حرا و اکوسیستم دریایی منطقه، شاید تازه در ماهها و سالهای آینده روشن شود به ویژه در شرایط اقتصادی کنونی که در این مدت به شکل چشمگیری بر معیشت جنوب تاثیر گذاشته است.
اتفاقی که در قشم رخ داده، یک بار دیگر آسیبپذیری خلیج فارس را در برابر آلودگیهای نفتی یادآوری میکند. پهنهای که تردد گسترده کشتیها و نفتکشها در آن، در کنار تنشهای نظامی منطقه، میتواند هر حادثهای را به بحرانی فراتر از مرزهای یک جزیره تبدیل کند.