جهان دهه ها
دهه های جدید در سایه ارتباطات و دهکده جهانی می توانند رشد فکری، شکل گیری آرمان ها و البته انرژی وافر مربوط به رویاها را همزمان تجربه کنند. در حالی که دسترسی غالب افراد دهه های قبل به جهان اطلاعات، کمتر بوده و غالبا محدود به رسانه های معمول، نوشته ها و کتاب های فیزیکی و البته تجارب خود و دیگران بود.
گاهی اتفاقات تلخی در خانواده و بستر جامعه بشریت رخ می دهد که غالبا نیز جبران ناپذیر است. حوادثی که جهانی از ناگفته ها را نیز با خود در پی دارد که بی توجهی به آن می تواند صدمات زیاد و همچنین جبران ناپذیری به مجموعه های انسانی همچون خانواده و اجتماع وارد کند. درست در همین مقاطع است که غالبا سوال پرسیده می شود چرا چنین شد ولی کمتر کسی به این نکته توجه می کند که به راستی از نظر کمی و کیفی چقدر از کارشناسان جامعه شناسی بهره گرفته شده بود؟ اینکه جایگاه یک جامعه شناس در سطوح مختلف و البته برنامه های آتی و کلان یک جامعه چقدر تبیین شده و آیا به راستی مشخص شده است؟ در واقع یک جامعه شناس نه تنها چالش های احتمالی آینده را پیش بینی می کند بلکه با واکاوی آنها بهترین راه کار و راه حل ها را ارائه می دهد.
از سویی یکی از موضوعاتی که جایگاه خاصی در دانش جامعه شناسی دارد مقوله زمان و مقتضیات خاص آن است. طبیعتا نمی توان گفت که تمامی افراد یک دهه از ساختار شخصیتی یکسانی برخوردار هستند و همه گونه افراد با تیپ های شخصیتی و روحیات گوناگون وجود خواهد داشت ولی غالبا دهه ها با برخی ویژگی ها شناخته شده و یا خصیصه هایی در آن پررنگ تر است. به عنوان مثال بیشتر افراد دهه های چهل، پنجاه و شصت که تا حدودی شرایط متفاوتی داشته اند، غالبا دنیا و جهان بینی متاثر از اطرافیان و شرایط را پذیرفته بودند؛ این افراد بنا به دلایلی و راحت به تغییر و یا حذف خواسته ها روی می آوردند و حتی اکنون نیز تا حدودی چنین هستند این در حالی است که دهه های بعد بینش و اعتقاد خاص خود را دارند. دهه های جدید در سایه ارتباطات و دهکده جهانی می توانند رشد فکری، شکل گیری آرمان ها و البته انرژی وافر مربوط به رویاها را همزمان تجربه کنند. در حالی که دسترسی غالب افراد دهه های قبل به جهان اطلاعات، کمتر بوده و غالبا محدود به رسانه های معمول، نوشته ها و کتاب های فیزیکی و البته تجارب خود و دیگران بود.
از سویی دید و رفتار یک مجموعه بزرگ و البته جامعه نسبت به افراد همچون رفتار والدین به فرزندان است. به عبارتی برخی والدین برخورد، رفتار و کنش های یکسانی نسبت به فرزندان در طول زمان و رشد آنها نشان می دهند غافل از اینکه فرزندان در بستر زمان و شرایط عصر خود نیز رشد می کنند و این عامل مهمی است که طبیعتا نمی توان از آن به راحتی گذشت؛ ضمن اینکه در غالب موارد ادامه رویه های قبلی نتیجه معکوس به همراه خواهد داشت. با اینکه فرزندان نیز از تبعات تنش به وجود آمده در برخی از شرایط آگاه هستند ولی همچنان دنیا و اعتقادات خود را پی می گیرند و آن را باور دارند و نباید این مهم را نادیده گرفت که والدین نیز از همین روند ها متضرر نیز می شوند. در نهایت اینکه این مساله تا حدودی با موضوع برخی مقوله های اساسی و کلان در بستر جامعه قرابت داشته و حتی همسان است. در واقع و هر چند در مقاطعی به نظر می رسد تنش خاصی وجود ندارد و رفاه نسبی حاکم است ولی حوادث، خلاهای موجود را به نمایش می گذارد و همین جهان های پنهان با شکل و شمایلی دیگر آشکار می شود.