ترکشهای گرانی ۱۱۱ درصدی به سبک زندگی ایرانیان
«از قیمت کالای نو، بیشتر از ساس میترسیم!»؛ چرا بازار دستدومها داغ شد؟
از فشارهای اقتصادی تا جابهجایی بازار از شکل سنتی به فضای آنلاین، میتواند تغییر الگوی مصرف خانوارها و گرایش بیشتر آنها به کالاهای دستدوم را توضیح میدهد. با این حال، یک پرسش همچنان باقی است: آیا این تغییر صرفا نتیجه تنگنای اقتصادی است یا بهتدریج ذائقه و نگاه جامعه به خرید کالای دستدوم نیز دگرگون شده؟
فرارو- بر اساس تازهترین دادههای آماری در سال ۱۴۰۵، جهش ۱۱۱ درصدی تورم نقطهبهنقطه لوازم خانگی، افزایش لجامگسیخته ۸۲.۲ درصدی قیمت پوشاک و قیمتهای سرسامآور در بازار کالاهای دیجیتال، بسیاری از خانوارهای ایرانی را ناگزیر به تغییر الگوی مصرف و روی آوردن به بازار کالاهای دستدوم کرده است.
رئیس اتحادیه سمساران نیز در گفتوگو با خبرنگار فرارو، این تغییر رفتار مصرفکننده را واکنشی طبیعی به شرایط اقتصادی میداند و میگوید: «با این وضعیت گرانی، افزایش تقاضا برای خرید کالاهای دستدوم کاملاً قابل پیشبینی است.» اما چه عواملی باعث شد تابوی خرید کالای دستدوم در ایران شکسته شود؟
زمانی که هزینه تأمین حداقل سبد معیشت یک خانوار بین ۲۴ تا بیش از ۴۰ میلیون تومان برآورد میشود، کاملاً طبیعی است که خرید کالاهایی که مستقیماً با نیازهای اولیه زندگی و پله بقا مرتبط نیستند، به تعویق بیفتد.
با این حال، برخی هزینهها در زندگی روزمره اجتنابناپذیرند. در چنین وضعیت چالشبرانگیزی، خانوارها ناچار میشوند برای مدیریت منابع مالی خود، الگوی مصرفشان را تغییر دهند. اما چاره چیست؟ در در دسترسترین و بداههترین تصمیم ممکن، خرید کالای دستدوم به ذهن اکثر افراد خطور میکند.
قیمت کالای نو از ساس ترسناکتر است
روند خریدوفروش کالاهای دستدوم در سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۰ درصد افزایش یافت و این آمار در ماههای سپریشده از سال ۱۴۰۵ نیز با شیب تندتری رو به صعود بوده است. بنابراین به نظر میرسد برای جامعهای که تا همین چند سال پیش، خرید کالای کارکرده را آخرین گزینه ممکن میدانست، حالا این اقدام به یک رفتار کاملاً عادی و پذیرفتهشده تبدیل شده است.
مریم، زن خانهدار ۳۸ سالهای که تجربههای متعددی در این زمینه دارد، میگوید: «در گذشته تصور میکردیم اگر کالای دستدومی وارد خانه شود، حشرات موذی مانند ساس هم همراه آن به زندگیمان راه پیدا میکنند؛ اما امروز وحشت ما از قیمت کالاهای نو، بسیار بیشتر از ترسِ از ساس است!»
بسیاری از خانوادهها خرید لوازم خانگی نو را به تعویق انداختهاند
شاید بخش عمدهای از دلایل رونق بازار کالاهای دستدوم را بتوان در کاهش چشمگیر قدرت خرید خانوارها جستوجو کرد. علیرضا قندی، رئیس اتحادیه فروشندگان و تعمیرکاران لوازم خانگی اصفهان، در این باره میگوید: «کاهش قدرت خرید مردم در پی افزایش بیرویه قیمتها، موجب شده است تا بسیاری از خانوادهها خرید لوازم خانگی جدید را به تعویق بیندازند و حتی ترجیح دهند بهجای جایگزینی کالای نو، وسایل معیوب خود را تعمیر کنند.»
او تأکید میکند که حتی هزینه تعمیرات نیز به دلیل افزایش قیمت قطعات یدکی در بازار، بهطور قابلتوجهی بالا رفته است. به این ترتیب، بخش بزرگی از مصرفکنندگان هنگامی که بر سر دوراهی خرید کالای نو، تعمیر وسیله قدیمی یا خرید کالای دستدوم قرار میگیرند، گزینه سوم را اقتصادیترین راهکار مییابند.
آمارهای پلتفرمهای خریدوفروش آنلاین نیز این تغییر ملموس در رفتار مصرفکنندگان را تأیید میکند. بررسی آگهیهای دو سال گذشته نشان میدهد که پوشاک، تلفن همراه و مبلمان، در صدر پرتکرارترین کالاهای دستدومِ معاملهشده قرار دارند. این دادهها نشانه روشنی است از اینکه بازار کالاهای کارکرده دیگر به چند قلم کالای خاص محدود نیست و طیف گستردهای از نیازهای اساسی خانوار، از جمله پوشاک را نیز پوشش میدهد.
چوب حراج به کمد لباسها
مارال، یکی از کاربرانی که تعداد قابلتوجهی از لباسهای داخل کمدش را در پلتفرم دیوار به حراج گذاشته است، تجربه خود را اینگونه روایت میکند: «من علاقه زیادی به تمام لباسهایم دارم. اما وقتی دیدم دخل و خرج زندگیام با هم همخوانی ندارد و بهشدت درگیر بدهی و قرض شدهام، تصمیم گرفتم بخشی از لباسهایم را بفروشم. از آنجا که لباسهای من غالباً از برندهای شناختهشده هستند، مشتریان فراوانی برای خرید آنها پیدا شد.»
ریزش ۲۰ درصدی اعضای صنف امانتفروشان
در عین حال، شکل و مناسبات خریدوفروش کالاهای دستدوم نیز دستخوش تحول شده است. بازارهای فیزیکی و سنتیِ این حوزه، نسبت به گذشته از رونق افتادهاند و بخش قابلتوجهی از معاملات به پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی منتقل شده است. در موارد متعددی، کانالها و گروههای مجازی شکل گرفتهاند که کالاها بهصورت مستقیم در آنها مبادله میشوند.
عبداللهیفر، رئیس پیشین اتحادیه سمساران و امانتفروشان، در همین رابطه توضیح میدهد: «صنف امانتفروشان نیز از تبعات مشکلات معیشتی در امان نمانده است. چالش دیگر این صنف، رواج فروش کالاهای دستدوم در شبکههای اجتماعی است؛ بهگونهای که پس از ظهور و گسترش این پلتفرمهای مجازی، حدود ۲۰ درصد از اعضای صنف امانتفروشان دچار ریزش شدند و تغییر شغل دادند.»
همه وسایل خانه را فروختیم
هماکنون شاهد فعالیت گروههای پررونق پرشماری در فضای مجازی هستیم که کالاها در آنها دستبهدست میشوند؛ خواه به صورت فروش نقدی و خواه در قالب تهاتر (مبادله کالا با کالا). یکی از شهروندانی که در آستانه مهاجرت قرار دارد و تمامی اسباب منزلش را در یکی از همین گروههای مجازی به فروش رسانده است، میگوید: «با این روش، هیچگونه هزینه واسطهگری پرداخت نکردیم؛ این موضوع هم به نفع ما بهعنوان فروشنده بود و هم به سود خریدار تمام شد.»
مجموعه این شواهد خُرد و کلان، از فشارهای ساختاری اقتصاد گرفته تا انتقال بازار از حجرههای سنتی به بستر اینترنت، میتواند تغییر الگوی مصرف خانوارها و گرایش روزافزون آنها به کالاهای دستدوم را توضیح دهد. با این حال، یک پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا این تغییر رفتار صرفاً معلولِ تنگنای اقتصادی است یا بهتدریج ذائقه، فرهنگ و نگاه جامعه به پدیده خرید کالای کارکرده نیز دگرگون شده است؟
خرید کالای نو فقط رفع نیاز نیست
مهرداد ناظری، جامعهشناس، در پاسخ به این پرسش فرارو میگوید: «اصولاً مطالعه الگوهای مصرف در هر جامعهای، به شناخت دقیقتر رفتارهای طبقات اجتماعی منجر میشود. در سالهای اخیر، بهویژه پس از بحران کرونا وجنگهای اخیر، توان مصرفی مردم، بهخصوص در طبقات متوسط و فرودست، افت شدیدی را تجربه کرده است.»
وی میافزاید: «در واقع، خرید کالاهای برند یا نو، صرفاً پاسخی به یک نیاز کاربردی نیست، بلکه نوعی «نماد منزلتی» به شمار میرود که فرد از طریق آن، جایگاه اجتماعی خود را به نمایش عمومی میگذارد. برای مثال، فردی که پالتوی پوست میپوشد، تنها هدفش محافظت بدن در برابر سرما نیست، بلکه در پی آن است تا قدرت خرید خود را به رخ بکشد.»
طبقه متوسط با خرید کالای دستدومِ برند، ظاهر را حفظ میکند
این جامعهشناس با توجه به جهش قیمت اجناس تأکید میکند: «در شرایط فعلی، بهویژه طبقات متوسط با خرید کالای «دستدومِ برند»، تلاش میکنند ظاهر نمایشی خود را در جامعه حفظ کنند. هرچند این افراد ممکن است از درون و به لحاظ روانی متحمل رنج شوند، اما در عین حال خرسندند که کمتوانی مالیشان به تولید «شرم اجتماعی» در میان مردم منجر نمیشود.»
وی خاطرنشان میکند: «البته خرید کالای دستدوم بههیچوجه امری منفی نیست؛ چراکه از یک سو کرامت مصرفکننده حفظ میشود و از سوی دیگر، میتوان آن را نوعی مدیریت هوشمندانه هزینهها دانست.»
اعتماد از فروشنده به سیستمها و الگوریتمها منتقل شده است
مسئله دیگری که از دیدگاه این استاد دانشگاه حائز اهمیت است، تغییر فرهنگ مصرف در سالهای اخیر است. او در این باره میگوید: «در حال حاضر، مردم مانند گذشته به «مالکیت دائم کالا» فکر نمیکنند. سالها این ضربالمثل در میان مردم رایج بود که میگفتند «هنوز آنقدر پولدار نشدهام که کالای ارزان بخرم!» اما اکنون، اکثریت جامعه به این میاندیشند که کالایی را خریداری کنند، برای مدتی از آن بهره ببرند و سپس آن را به نفر بعدی که شاید قدرت خرید ضعیفتری دارد، واگذار نمایند.»
این جامعهشناس درباره ریزش صنف امانتفروشان و کوچ آنها به فضای مجازی توضیح میدهد: «در اینجا یک نکته کلیدی جامعهشناختی وجود دارد؛ رابطه «چهرهبهچهره» در بازار، جای خود را به «کنش متقابل دیجیتال» داده است. به بیان دیگر، اعتماد از شناختِ شخصیِ فردِ فروشنده، به اعتماد به سیستمها و الگوریتمها تغییر یافته است.»
وی یادآور میشود: «با این وجود، از نگاه من، خریدوفروش کالاهای دستدوم تنها به فضای مجازی محدود نمیشود. ما در اقصینقاط شهر تهران بازارهای فیزیکی متعددی داریم که عرضهکنندگان کالاهای قدیمی و دستدوم در آنها فعالیت میکنند و مردم نیز همچنان خریدار این اقلام هستند.»
گوشی دستدوم، تلاشی برای حفظ هویت طبقاتی در برابر تورم
نکته پایانی از دیدگاه دکتر ناظری این است که حفظ کیفیت زندگی برای خانوارهای ایرانی به یک مسئله حیاتی تبدیل شده است. او تصریح میکند: «خانوادهها برای دستیابی به این هدف، دو راهکار عمده را در پیش میگیرند: نخست، رفتن به رستوران یا مصرف غذای بیرونبر است که نشانهای روانی برای القای این حس است که «ما هنوز از جریان عادی جامعه حذف نشدهایم». دوم، خرید کالای دستدوم است که در واقع نوعی مکانیسم دفاعیِ فردی و جمعی به شمار میرود تا فرد احساس نکند از چرخه جهان مدرن خارج شده است.»
او در پایان نتیجه میگیرد: «شهروندی که یک گوشی دستدومِ برند میخرد، در واقع در حال نبردی روزمره برای حفظ و نمایش هویت طبقاتی خود در مواجهه با تورم است.»