ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۶۵۵۸

چرا اگر با مردم مثل خودشان رفتار کنیم، ناراحت می‌شوند؟

چرا اگر با مردم مثل خودشان رفتار کنیم، ناراحت می‌شوند؟

نشان دادن رفتار آینه‌ای به کسی، گاهی راهی است برای اینکه او تأثیر رفتارش را حس کند، اما به‌ندرت باعث تغییر واقعی می‌شود؛ چون طرف مقابل معمولاً آن را حمله می‌بیند، نه بازتاب.

چند وقت پیش در جلسه‌ای یکی از مراجعانم گفت: «فقط داشتم همون کاری رو باهاش می‌کردم که خودش با من می‌کرد. چرا باید حالا او دلخور باشد؟» این جمله ساده، یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های روانی در روابط انسانی را در خودش دارد. بگذارید کمی این موضوع را باز کنیم.

ما رفتار خودمان را «واکنش» می‌بینیم، نه «کنش»

وقتی خودمان با کسی سرد، طعنه‌آمیز یا بی‌توجه رفتار می‌کنیم، در ذهن‌مان آن را توضیح‌پذیر می‌کنیم؛ می‌گوییم «داشتم عکس‌العمل نشان می‌دادم» یا «او مستحق این رفتار بود». اما وقتی همان رفتار از طرف مقابل به سمت ما برمی‌گردد، دیگر زمینه و توضیحش را نمی‌بینیم، فقط نتیجه را حس می‌کنیم. این یک سوگیری شناختی شناخته‌شده است: ما رفتار خودمان را با توجه به موقعیت توجیه می‌کنیم، اما رفتار دیگران را نشانه‌ای از شخصیت و نیتشان می‌دانیم.

نیت دیده نمی‌شود، فقط اثر حس می‌شود

وقتی کسی با ما دقیقاً مثل خودمان رفتار می‌کند، آن رفتار دیگر برای ما «آینه» نیست؛ فقط یک تجربه‌ی مستقیم و تازه است. مغز ما نیت پشت رفتار طرف مقابل را نمی‌بیند، فقط احساس ناشی از آن رفتار را ثبت می‌کند. پس حتی اگر منطقاً بدانیم «این همان کاری‌ست که من کردم»، احساسات‌مان با این منطق همراه نمی‌شوند.

تصویری که از خودمان داریم، معمولاً مهربان‌تر از واقعیت است

بیشتر آدم‌ها تصویری از خود دارند که در آن، رفتارهای تندشان موجه، ناچار یا حتی محبت‌آمیز بوده. وقتی رفتار مشابه را از بیرون و روی خودمان تجربه می‌کنیم، آن تصویر ذهنی به چالش کشیده می‌شود. این ناراحتی، گاهی بیشتر از خودِ رفتار، ناشی از برخورد با این شکاف بین خودانگاره و واقعیت است.

رابطه، محل انتظار متقابل است، نه فقط تلافی

در روابط نزدیک، ما نوعی قرارداد نانوشته داریم که «انتظار داریم» طرف مقابل بهتر از آنچه ما گاهی رفتار می‌کنیم با ما رفتار کند؛ چون او را می‌بخشیم، دلمان برایش می‌سوزد یا او را دوست داریم. وقتی همان رفتار به‌عنوان یک پیام آگاهانه («این حس تو رو به من نشون میدم») برمی‌گردد، آن را نه یک رفتار خنثی، بلکه نوعی قهر یا تنبیه تلقی می‌کنیم؛ حتی اگر دقیقاً کپی رفتار خودمان باشد.

نکته‌ای برای روابط

نشان دادن رفتار آینه‌ای به کسی، گاهی راهی است برای اینکه او تأثیر رفتارش را حس کند، اما به‌ندرت باعث تغییر واقعی می‌شود؛ چون طرف مقابل معمولاً آن را حمله می‌بیند، نه بازتاب. اگر هدف، فهمانده شدن است، گفت‌وگوی مستقیم و صادقانه درباره‌ی احساس‌مان، معمولاً اثرگذارتر از تکرار همان رفتار است.

در نهایت، این پدیده یادآوری می‌کند که ما همه از دریچه‌ی تجربه‌ی خودمان قضاوت می‌کنیم، نه از دریچه‌ی عدالت مطلق. شناخت این نکته، شاید کمک کند کمی سریع‌تر ببخشیم و کمی دیرتر قضاوت کنیم؛ هم درباره‌ی دیگران، هم درباره‌ی خودمان.

نویسنده : محمدباقر سبط الشیخ
ارسال نظرات
خط داغ