ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۶۰۰۲

تاملاتی درباره  گفتمان «تاریخ معاصر»

تاملاتی درباره  گفتمان «تاریخ معاصر»

مرزهای تاریخ معاصر در پیوند با گذشته نسبی و متغیر است و در کشورهای مختلف،رویکردهای متفاوتی دیده می شود مثلا در گفتمان اسلامی معاصر، پیوندهای تاریخ معاصر می تواند تا قرون دورتر بازگردد.

تاریخ معاصر مفهومی سیال و نسبی است که« تاریخ دانان معاصر اندیش »در قرن اخیر از منظرهای گوناگون به آن پرداخته و  دنبال صورت بندی دال ها و عناصر زمانی و تاریخی آن بوده اند  به همین دلیل قلمرو زمانی آن همواره از کشوری به کشور دیگر در نوسان بوده است.

از مسائل غالب در این گفتمان ،ارتباط تحولات یا نقاط عطف تاریخی گذشته اخیر در هر کشور است که پیامدهای ان در اکنون احساس می گردد و آثار آن  در چرخه حیات اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی مردم دریافت می گردد.

از یک طرف، شتاب تاریخی در جهان کنونی، تحولات زایا، تغییر مفاهیم، در هم تنیدگی امر محلی و امر جهانی، شتاب فنآورانه و سیستم های  ارتباطی نوظهور ، و از طرف دیگر پیوستگی های تاریخی میان اکنون و ‌گذشته به صور گوناگون، و به اصطلاح حضور رفت و بازگشتی مورخ  میان اکنون و ‌گذشته ، موجب شده که نتوان براحتی از بیرون و با بی طرفی به مفهوم معاصر اندیشید  و مرزهای آن را تعیین کرد.

مرزهای تاریخ معاصر در پیوند با گذشته نسبی و متغیر است و در کشورهای مختلف،رویکردهای متفاوتی دیده می شود مثلا در گفتمان اسلامی معاصر، پیوندهای تاریخ معاصر می تواند تا قرون دورتر بازگردد. در ایرلند شمالی ،مورخان برای فهم ساختارهای دینی و سیاسی معاصر  مجبور اند در برخی محورها به سده هفدهم بازگردند. مورخ ایرانی ممکن است برای درک برخی عناصر تاریخ معاصر به دوران متقدم-قرون اولیه،دوره میانی- صفوی، دوره متاخر - مشروطیت بازگردد. از این رو، گفتمان تاریخ معاصر در یک چرخه پسرو پیشرو یعنی حرکت از اکنون به گذشته و از گذشته به اکنون در تحرک و خودیابی است.

یکی از مورخان معاصر اندیش قرن بیستم که بتدریج به دوره معاصر علاقه مند شد مورخ انگلیسی«جئوفری بارکلاو (۱۹۸۴-۱۹۰۸)» بود که به خلا اندیشه تاریخی در مسائل جامعه معاصر و کاربردهای تاریخ علاقه مند شد . دغدغه وی این بود که سرچشمه یا لنگرگاه های گذشته در محورهایی که جامعه معاصر را تحت الشعاع قرار داده است شناسایی کند.به همین دلیل رهیافت پیشرو پسرو ، یعنی حرکت رفت و بازگشت میان نقاط عطف گذشته و مسایل برامده از ان در دوره معاصر را ردیابی می کرد.

وی در همین زمینه «مقدمه ای بر تاریخ معاصر»و «تاریخ در جهان در حال دگرگونی»و «خاستگاه های آلمان مدرن» را نگاشت. این مورخ کوشید تاریخ معاصر را نه از منظر مفهوم تاریخ مدرن بلکه از یک چشم انداز کلی تر یعنی تاریخ جهان باز تعریف کند.در تاریخ مدرن ،همیشه انگاره اروپامحوری به عنوان دریچه ای رو به جهان، موجب خدشه بر درک تاریخ معاصر شده است.

باراکلاو در کتاب خود«مقدمه ای بر تاریخ معاصر»معتقد است که تاریخ معاصر ،تاریخ جهان است .وی برای مفهوم پردازی« تاریخ معاصر»از منظر تاریخ جهان، مفهومی به نام «دوره جدید قرن بیستم » را طرح کرد و بر این باور بود که در این قرن فرایندهایی شکل گرفت و به جریان افتاد که موجب گسست آن از قرن نوزدهم و ورود به آستانه دوره جدید به نام قرن بیستم شد که آغازگاه تاریخ معاصر است. اما این آغازگاه با چه تحولات و فرآیندهایی گره خورد و چه ویژگی هایی داشت؟

قرن بیستم ، با تحولات زیر آغاز  شد:

-گلوبالیسم (جهانی گرایی):رویدادهای بزرگی در جهان شکل گرفت که بر تحولات سایر نقاط جهان تاثیر گذاشت.لذا همه کشورها کمابیش تحت الشعاع وقایع قرن بیستم قرار گرفتند.

-شتاب علم و فناوری قرن بیستم  غیرقابل مقایسه با قرن نوزدهم بود و طلیعه عصر جدیدی گردید که بر ساختارهای سیاسی،اجتماعی و فرهنگی جوامع تاثیر بنیادین گذارد.

- در قرن بیستم جایگاه اروپا و انگاره اروپا محوری در مقایسه با شوروی و آمریکا تضعیف شد و جهان شاهد برامدن آفریقا و آسیا و ابراز وجود و‌ طرح موضوعیت این دو قاره را در پی داشت.

در قرن بیستم کمونیسم در برابر  مشی لیبرال قوت گرفت و توسعه یافت و بر تحولات و انقلاب ها تاثیرنهاد.

از دیدگاه باراکلاو از دهه های اغازین قرن بیستم جهان شاهد شکل گیری دوران جدید با ویژگی های متفاوت از قرن نوزدهم بود که  ابعاد جهانی داشت ،از همین رو،تاریخ معاصر به نوعی باید در معاصر بودگی جهانی از سده بیستم به این سو ادراک گردد.لذا جهان از قرن بیستم به این سو ،از نظر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وارد دوره جدید و‌متفاوتی گردید که پیامدهای آن در قرن بیستم به بعد مشهود است.

با جمع بندی مطالب و نظرگاه های بالا می توان گفت که باراکلاو یکی از مهمترین تعاریف از مفهوم تاریخ معاصر را در عصر خودش طرح کرد. وی تاریخ معاصر را بر پایه تحولات سده بیستم مورد خوانش قرار داد.

انچه می توان از تعریف باراکلاو دریافت کرد این است که به نقل از وی، نیروهای شکل دهنده به تاریخ معاصر فراتر از مرزهای سیاسی و فرهنگی هر کشور هستند. دیگر انکه مؤلفه های درونزای تاریخی فرهنگی در تعامل پویا با مؤلفه های برونزا  قرار دارند.

کنشگران تاریخ معاصر، کنشگران جهانی بوده و خواه ناخواه درگیر گفتمان های مسلط جهانی هستند. آنها نمی توانند نظام معنایی فرهنگ معاصر را از فرآیند زایای گفتگومندی و بیناگفتمانیت باز دارند زیرا فرهنگ معاصر در کنش و کشمکش با سایر فرهنگها قرار دارد.

پدیده کرونا در دنیای کنونی نمونه بارز از پیوند میان تاریخ های معاصر کشورها بود که موجب شکل گیری گفتمان های مشترک، متداخل یا همسو میان کشورهای مختلف گردید. تبعاتی که این پاندومی بر روابط بین الملل ، ساختارهای اقتصادی و ...بر جای گذاشته ،همچنان برای تاریخ معاصر معنی دار است. اتخاذ رویکردهای مشابه گفتمانی در تحولات  اجتماعی، کشمکش ها و شتاب دهی به هوشمندسازی قرنطینه و  کسب و کارها.... تجربیات شتاب دهنده ای برای بسیاری کشورهای درگیر کرونا بود.

امروزه همچنان با پدیده های بین المللی روبرو هستیم که تحریم ها  و نزاع ها علیه ایران و نوسانات ارزی و ...نمونه بارز آن است. این روند در همان حال  نشان دهنده  کشمکش آمریکا با وضعیت ما در تاریخ معاصر است.  در  چند دهه گذشته و ‌حتی  دهه های دورتر، دال «آمریکا» یکی از عناصر معنایی پربسامد در گفتمان معاصر ایران بوده است.

لذا تاریخ معاصر همواره در روند" گذشته و حال و آینده" ما جاری است و در حال تجربه پدیده های نوین ، مختلف، حتی مشابه با سیمایی متفاوت است اما هر بار با زمان حال ما پیوند برقرار می کند، مسائل و دغدغه های جدیدی را پیش می کشد و بر امکان های پیش روی ما تاثیر می گذارد.

نویسنده : عیسی عبدی
ارسال نظرات
خط داغ