میان امید به توافق و بیم از جنگ؛ دوراهی سرنوشتساز خلیج فارس
قطبنمای شکسته اعراب در خاورمیانه پرالتهاب؛ پایان دوران فرار از سیاست
جنگ اخیر ایران و آمریکا ، کشورهای خلیج فارس را با سه چالش اصلی مواجه ساخت: بازسازی اعتماد، بازنگری در راهبردهای تنوعبخشی اقتصادی و مدیریت محیط ژئوپلیتیکی جدید. در حالی که امارات و عربستان به دلیل توان مالی و موقعیت جغرافیایی آسیب کمتری دیدند، بحرین، قطر و کویت با مشکلات بیشتری روبهرو شدند. همزمان، شکافهای درون شورای همکاری عمیقتر شده و کشورهای منطقه بهدنبال یافتن شرکای امنیتی جدید هستند.
فرارو- ژانویه(دی ماه) اکنون آنقدر دور به نظر میرسد که گویی به یک زندگی دیگر تعلق دارد. در آن زمان، بحث اصلی در گردهمایی بانکداران در شهر دبی این بود که آیا بازار داغ املاک این شهر در آستانه تغییر و اصلاح است یا خیر. در یک کنفرانس فناوری در دوحه نیز، تقریباً همه میخواستند درباره هوش مصنوعی صحبت کنند.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه اکونومیست، هرچند از همان زمان سایه جنگ بر سر خاورمیانه افتاده بود، اما کمتر کسی باور داشت که این بحران به خانههای آنها نیز برسد.
خلیج فارس میان صلح شکننده و تهدید تازه
برای کشورهای عضو «شورای همکاری خلیج فارس» که شامل پادشاهیهای نفتی منطقه میشود، ماههای بعدی با بزرگترین شوک از زمان اشغال کویت توسط صدام حسین در سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) همراه بود. شاید این مقایسه در نگاه اول کمی اغراقآمیز به نظر برسد. جنگ اول خلیج فارس باعث مرگ صدها غیرنظامی کویتی شد و ارتش عراق با آتش زدن چاههای نفت، یک فاجعه بزرگ زیستمحیطی به وجود آورد. در مقابل، پیامدهای جنگ اخیر کمتر به چشم میآید.
حمله موشکی و پهپادی ایران به پایگاههایی، دهها میلیارد دلار خسارت مالی بر جای گذاشت، اما خوشبختانه تلفات انسانی کمی داشت. هرچند تنگه هرمز برای نزدیک به چهار ماه بسته بود، ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس با کمبود جدی کالا روبهرو نشدند. با این حال، شوک ناشی از این جنگ از جهاتی حتی عمیقتر از جنگ اول خلیج فارس بوده است.
در سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹)، این کشورها فقط به عنوان «پمپ بنزین جهان» شناخته میشدند. اما امروز آنها در بخشهای مختلفی مثل امور مالی، حملونقل کالا و سرمایهگذاری جهانی، به بازیگرانی بزرگ تبدیل شدهاند و میزبان بزرگترین شرکتهای هواپیمایی جهان هستند.
اقتصاد کشورهای عضو این شورا در مجموع حدود ۲.۳ تریلیون دلار ارزش دارد؛ رقمی که بیش از دو درصد از کل تولید ناخالص جهان را تشکیل میدهد. این منطقه همچنین به پناهگاهی امن برای میلیونها مهاجر تبدیل شده است که به امید زندگی بهتر، به این کشورهای باثبات در دل خاورمیانه پرالتهاب آمدهاند. اما اکنون شک و تردیدهای جدی درباره ادامه این روند شکل گرفته است.
اتفاقات آینده تا حد زیادی به مذاکرات میان آمریکا و ایران بستگی دارد. اگر دونالد ترامپ بتواند به یک توافق محکم دست پیدا کند که به دههها درگیری بین واشنگتن و تهران پایان دهد، احتمال دارد ترس و شوک واردشده به کشورهای خلیج فارس کمکم از بین برود. اما در صورت شروع دوباره جنگ، درگیریهای بعدی میتواند بسیار ویرانگرتر باشد. مقامات ارشد منطقه انتظار جنگ فوری را ندارند، اما به یک صلح همیشگی نیز خوشبین نیستند. به همین دلیل، کشورهای خلیج فارس مجبورند در آینده خود را با سطح بالاتری از خطر هماهنگ کنند.
دبی زیر آتش و مسئله اعتماد
این وضعیت، سه چالش اساسی را برای کشورهای عربی ایجاد کرده است: بازسازی اعتماد از دست رفته، تغییر برنامههای بزرگ برای کاهش وابستگی به نفت، و مدیریت شرایط پیچیده سیاسی در زمانی که این کشورها نه به آمریکا اعتماد کامل دارند و نه به یکدیگر. البته تاثیر این بحران روی همه کشورهای منطقه یکسان نخواهد بود.
در نگاه اول، به نظر میرسد که امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از نظر احساس امنیت دیده است. این کشور که از هفت امارت تشکیل شده، بارها هدف حمله قرار گرفت؛ رقمی که تقریباً با مجموع حملات به سایر کشورهای عربی برابر است. همچنین روابط نزدیک ابوظبی با اسرائیل و مواضع تند رهبران آن را نمیتوان نادیده گرفت.
با وجود این اتفاقات، بسیاری از مهاجران ساکن دبی هنوز نگاهی آرام به آینده دارند. منتقدان میگویند این خوشبینی به دلیل برخورد با رسانهها است؛ زیرا دولت امارات افرادی را که اخبار حملات را در شبکههای اجتماعی پخش میکردند، دستگیر کرده است. یکی از بحثهای داغ در دبی، تعداد افرادی است که در طول جنگ این شهر را ترک کردهاند، اما به دلیل نبود آمار شفاف، کسی جواب قطعی را نمیداند.
با این حال، مشاهدات نشان میدهد که بسیاری از نیروهای متخصص در دبی ماندهاند. ترافیک سنگین خیابانها نشان میدهد که دبی امروز دیگر یک شهر موقت برای کارگران نیست. البته بسیاری از کسانی که رفتند، چاره دیگری نداشتند؛ زیرا کاهش شدید توریستها باعث شد هتلها هزاران نفر از کارمندان خود را اخراج کنند.
بحرین در خط مقدم بحران
صنعت گردشگری که حدود ۱۲ درصد از اقتصاد امارات را میچرخاند، اولین بخشی است که بازگشت اعتماد مردم را نشان خواهد داد. تابستان همیشه فصل خلوتی در این کشور است، اما شرکتها امیدوارند با خنک شدن هوا، روند بهبود اوضاع آغاز شود. یکی از مدیران بازاریابی میگوید: «گردشگران روسی و هندی به ما اعلام کردهاند که برای بازگشت آمادهاند، اما بعید میدانم بریتانیاییها به این زودیها برگردند.»
امارات این شانس را دارد که از پشتوانه مالی بسیار بزرگی برخوردار است. پیش از شروع جنگ، امارات با فروش نفت بشکهای ۵۰ دلار هم میتوانست هزینههایش را تامین کند. دبی تا امروز ۲.۵ میلیارد درهم (حدود ۶۸۰ میلیون دلار) برای کمک به اقتصاد در زمان جنگ اختصاص داده و گرفتن مالیات از هتلها را نیز متوقف کرده است.
اما بازسازی این اعتماد در کشورهای کوچکتری مثل بحرین بسیار سختتر خواهد بود. این کشور جزیرهای در حالی وارد جنگ شد که بدهیهایش بسیار بیشتر از درآمدش بود. پولهای ذخیره شده در بحرین نیز فقط برای خرید کالاهای اساسی به مدت دو ماه کافی بود. علاوه بر این، اختلافات قدیمی میان حاکمان در این کشور همچنان وجود داشت.
جنگ تمام این مشکلات را بدتر کرد. هرچند نفت فقط ۱۴ درصد از اقتصاد بحرین را تشکیل میدهد، اما نیمی از بودجه دولت از این راه تامین میشود. این در حالی است که بحرین از ماه مارس (اسفند/فروردین) تقریباً هیچ نفتی صادر نکرده است. در ماه آوریل (فروردین/اردیبهشت)، امارات ۵ میلیارد دلار به بانک مرکزی بحرین کمک کرد تا این کشور ورشکسته نشود.
عربستان پس از جنگ و تغییر استراتژی
یکی از مهمترین درسهای این جنگ آن بود که موقعیت جغرافیایی هنوز هم اهمیت بسیار زیادی دارد. بزرگی مساحت عربستان باعث شد تا این کشور بهتر از بقیه همسایگانش از این بحران عبور کند. شهرهای مهم عربستان تا حد زیادی از حملات در امان ماندند و آسمان این کشور هیچگاه بسته نشد. جمعیت زیاد خود عربستان و حضور زائران نیز باعث شد تا اقتصاد گردشگری این کشور ثبات بیشتری داشته باشد.
پیش از جنگ، عربستان در حال کوچک کردن پروژههای بلندپروازانه خود مثل شهر «نئوم» بود. ریاض اکنون به جای ساختن آسمانخراش در بیابان، تلاش میکند به یک مرکز بزرگ برای حملونقل کالا تبدیل شود. آنها میخواهند یک بندر مدرن بسازند که کشورهای خلیج فارس را به دریای سرخ وصل کند.
عربستان میتواند از این استراتژی برای توسعه هوش مصنوعی هم استفاده کند. ساخت مراکز ذخیره اطلاعات در غرب عربستان، آنها را حدود ۱۵۰۰ کیلومتر از ایران دور نگه میدارد. با این حال، بنادر و مراکز داده نمیتوانند جایگزین جذابی برای جذب افراد ثروتمند باشند. همچنین این کارها شغلهای زیادی برای جوانان عربستانی ایجاد نمیکند، زیرا آنها تمایلی به کارهای سخت مثل تخلیه بار ندارند.
پیش از جنگ، بیشتر کشورهای منطقه میخواستند از الگوی دبی تقلید کنند و اقتصادشان را بر اساس خدمات و فناوری بنا کنند. اما اکنون که سطح خطر بالا رفته است، شاید این مدل برای همه جواب ندهد. یک دیپلمات اروپایی میگوید: «این جنگ مدل اقتصادی دبی را نابود نکرد، اما این تصور اشتباه را که همه میتوانند به یک دبی جدید تبدیل شوند، از بین برد.»
ائتلافی که هرگز متحد نبود
قطر صدها میلیارد دلار برای امکانات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) خرج کرد، اما بعد از مسابقات با تعداد زیادی ساختمان خالی روبهرو شد. کویت نیز به دلیل اختلافات سیاسی طولانی، از ساخت و ساز و پیشرفت بازمانده است. پیشبینی میشود اقتصاد قطر و کویت در سال جاری بسیار کوچک شود و تا سال ۲۰۲۸ (۱۴۰۷) طول بکشد تا به وضعیت قبل از جنگ برگردند.
عمان همیشه یک کشور متفاوت در منطقه بوده است؛ کشوری با سیاست خارجی مستقل. عمان در ماههای اخیر به خاطر همدردی با ایران و پیشنهاد همکاری با تهران برای گرفتن حق عبور از کشتیها در تنگه هرمز، برخی همسایگانش را عصبانی کرد.
شورای همکاری خلیج فارس همیشه سعی کرده خود را یک گروه متحد نشان دهد، اما در واقعیت بارها دچار اختلافات شدید شده است. همین چند سال پیش، عربستان، امارات و بحرین برای تنبیه قطر، این کشور را محاصره کردند. در آمریکا نیز ترامپ حتی از احتمال حمله به عمان سخن گفته است. واقعیت این است که این شورا بیشتر از اینکه یک ائتلاف سیاسی باشد، فقط محلی برای تجارت است.
جنگ اخیر نشان داد که این کشورها چقدر با هم اختلاف دارند. آمریکا سالهاست که میخواهد سیستمهای دفاع هوایی آنها را یکی کند، اما بیاعتمادی به یکدیگر مانع این کار شده است. کمبود موشکهای دفاعی باعث شد تا هر کشور در زمان خطر، فقط به فکر نجات خودش باشد.
جستوجوی حامیان جدید
کشورهای خلیج فارس حتی در زمینه دیپلماسی هم توافق ندارند. قطر نقش مهمی در واسطهگری بین آمریکا و ایران داشت. قبل از این توافق اولیه، همه شش کشور عربی از ترامپ خواستند که آن را قبول کند، اما بسیاری از مقامات آنها در جلسات خصوصی میگویند که این توافق اصلاً به نفع آنها نیست.
اکنون عربستان با کمک ترکیه، مصر و پاکستان سعی دارد روی اتفاقات بعد از توافق تاثیر بگذارد. با این حال، خود سعودیها میدانند که این گروه قدرت کافی برای فشار آوردن به ایران را ندارد. امارات نیز خود را از این بازیها دور نگه داشته است. ابوظبی ترجیح میدهد قدرت نظامی خود را بالا ببرد.
در کنار این مسائل، کشورهای منطقه اعتماد خود را به آمریکا نیز از دست دادهاند. از نظر آنها، رفتارهای واشنگتن آنقدر غیرقابل پیشبینی است که نمیتوان روی آن حساب کرد. به همین دلیل، کشورهای خلیج فارس به دنبال پیدا کردن متحدان جدیدی مثل چین هستند. روابط این کشورها با اسرائیل هم به نتیجه انتخابات پاییز امسال در سرزمینهای اشغالی بستگی دارد.
دهههاست که حاکمان کشورهای عربی یک قرارداد نانوشته با مردمشان دارند: «شما در سیاست دخالت نکنید، ما امنیت و رفاه شما را تضمین میکنیم.» اما امروز با کم شدن اثر درآمدهای نفتی و کمرنگ شدن حمایتهای آمریکا، این وعدهها دیگر کافی نیست. جنگ اخیر شاید این توافق را کاملاً از بین نبرده باشد، اما پایههای آن را به شدت ضعیف کرده است.