ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۰۷۶۴

نقش ۳۰ تا ۶۰ روز آینده در تعیین سرنوشت توافق

نقش ۳۰ تا ۶۰ روز آینده در تعیین سرنوشت توافق

سفیر پیشین ایران در کویت و اردن تأکید کرد شرایط کنونی کشور نیازمند خروج از وضعیت تعلیق و حرکت به سمت ثبات دیپلماتیک است.

محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در کویت و اردن، محمد ایرانی، آینده تفاهم ایران و آمریکا را ارزیابی کرد و تاثیر آن بر معادلات منطقه‌ای و روابط تهران با کشورهای عربی را مرور کرد؛ از چشم‌انداز مذاکرات ۳۰ تا ۶۰ روزه تا سناریوهای پس از توافق و نقش بازیگران منطقه‌ای در شکل‌گیری نظم جدید.

در ادامه اهم اظهارات او را می‌خوانید:

من از هر زاویه‌ای که به این مسئله نگاه می‌کنم، معتقدم شرایطی فراهم شده است که بتوانیم از وضعیت ناشی از جنگ و سپس دوره‌ای از آتش‌بس موقت که نه جنگ بود و نه صلح و در واقع نوعی وضعیت تعلیقی را ایجاد کرده بود، عبور کنیم. طبیعتاً درباره این تفاهم‌نامه، پرسش‌های متعددی مطرح است؛ از جمله اینکه آیا همه خواسته‌های ما در آن لحاظ شده است یا خیر؟ آیا منافع و مصالح کشور را تأمین خواهد کرد یا نه؟ و اینکه آیا می‌تواند چشم‌اندازی امیدوارکننده برای خروج کشور از بحران طولانی‌مدت با غرب و ایالات متحده و حرکت به سوی توسعه و سازندگی فراهم کند، یا اینکه صرفاً بخشی از فرآیند مدیریت بحران است که فعلاً در دستور کار قرار گرفته و در نهایت نیز ممکن است به تداوم همان تنش‌ها، مشکلات و درگیری‌ها منجر شود؟

تصور می‌کنم فارغ از اینکه از چه منظری به این موضوع بنگریم، در شرایط کنونی چاره‌ای جز خوش‌بینی نداریم. به اعتقاد من، تدبیری که اکنون در پیش گرفته شده، تدبیری درست است. ایران با توجه به پیچیدگی‌های روابط خود با آمریکا در سال‌های گذشته، به‌تدریج در شرایطی قرار گرفت که حتی در مناسبات با برخی کشورهای همسایه نیز با مشکلاتی مواجه شد و کشور از جنبه‌های مختلف در معرض نوعی محاصره سیاسی، اقتصادی و تحریمی قرار گرفت.

افزون بر این، به دلیل برخی مخالفت‌ها با روندهای بین‌المللی، تصویر کشورمان در عرصه جهانی نیز تا حدی با چالش‌هایی مواجه شده بود. اکنون به نظر می‌رسد تلاشی جدی برای خروج از این وضعیت در جریان است. من این رویکرد را نوعی خردورزی و تدبیر دیپلماتیک می‌دانم؛ نشانه‌ای از اینکه تهران به دنبال عبور از این مرحله و دستیابی به دستاوردهایی در جهت تأمین منافع و نیازهای کشور است.

در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری لازم است که تیم مذاکره‌کننده احساس کند از حمایت ملت برخوردار است. این صرفاً یک نمایش سیاسی نیست، بلکه ضرورتی ملی است که باید مورد توجه قرار گیرد. ما باید انسجام ملی را حفظ و تقویت کنیم و نشان دهیم که پایداری و مقاومتی که در جریان جنگ‌های اخیر خود را نشان داد، اکنون به‌تدریج در حال به بار نشستن است. از این پس نیز همه آحاد ملت باید در کنار یکدیگر و با همدلی، همان مسیر آبادانی، توسعه و پیشرفت کشور را دنبال کنند.

به نظر من باید قدری صبر کنیم و ببینیم توافق نهایی بین ایران و آمریکا حاصل می‌شود یا نه، چون حصول توافق نهایی و کیفیت آن بر مسیر روابط ایران و کشورهای عربی اثر مستقیم دارد. در ارزیابی این توافق باید همه جوانب را همزمان مدنظر قرار داد؛ ما نمی‌توانیم صرفاً بر فرصت‌ها تمرکز کنیم، بلکه تهدیدهای موجود، وضعیت داخلی کشور، تاب‌آوری اقتصادی و شرایط طرف‌های مقابل نیز باید دیده شود. این توافق اگر حاصل شود می‌تواند نقطه‌ای مهم در تاریخ کشور باشد، اما در صورت عدم تحقق نیز امکان تکرار چرخه تنش و حتی شکست راهبردی وجود دارد.

واقعیت این است که ما در این مدت خسارت‌های قابل توجهی را هم در عرصه داخلی و هم در حوزه منطقه‌ای و بین‌المللی متحمل شده‌ایم و روابط ما با برخی همسایگان نیز آسیب دیده است. طبیعی است که برای ترمیم این روابط باید برنامه‌ریزی جدی صورت گیرد. در عین حال، ما هنوز در مرحله تفاهم‌نامه هستیم و روایت‌های متفاوتی از مفاد آن ارائه می‌شود؛ بنابراین قضاوت نهایی نیازمند زمان است.

بسیاری از مسائل اصلی به مرحله مذاکرات فنی و جزئیات بازمی‌گردد و سرنوشت توافق در همان مرحله تعیین خواهد شد. آنچه امروز مطرح است بیشتر در حد یک تفاهم اولیه است و در مراحل بعدی تکلیف نهایی روشن می‌شود. اگر نتیجه این روند به تثبیت شرایط مثبت برای ایران منجر شود، مسیر ترمیم روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز شکل متفاوتی خواهد گرفت.

من معتقدم اگر ایران بتواند از این فرآیند با حفظ جایگاه و اقتدار خود خارج شود، بخش مهمی از مشکلات با کشورهای منطقه نیز قابل حل خواهد بود. در این میان روابط با امارات یکی از چالش‌های اصلی است که هم ابعاد اقتصادی دارد و هم سیاسی و امنیتی، به‌ویژه با توجه به برخی نگرانی‌ها درباره حضور اسرائیل در این کشور.

وابستگی اقتصادی ایران و امارات نیز واقعیتی غیرقابل انکار است و امارات طی سال‌ها یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران بوده است. به همین دلیل روابط با این کشور پیچیده و چندلایه است و نیازمند تعریف جدیدی در شرایط تازه خواهد بود.

در صورتی که ایران بتواند در مذاکرات با آمریکا اقتدار خود را حفظ کند، بسیاری از مسائل منطقه‌ای نیز به‌تدریج قابل مدیریت خواهد بود. همچنین لازم است مذاکرات منطقه‌ای به‌صورت جداگانه و متناسب با شرایط هر کشور دنبال شود، زیرا هیچ مسیر جایگزینی برای تعامل در این جغرافیا وجود ندارد.

اگر مسئله تحریم‌ها تا حدی حل شود، امکان فروش نفت افزایش یابد و دارایی‌های بلوکه‌شده آزاد شود، شرایط اقتصادی کشور تغییر خواهد کرد و بر اساس آن می‌توان روابط منطقه‌ای را متوازن‌تر تنظیم کرد. در این حالت باید به‌طور همزمان اقتدار ملی، منافع مشترک و همکاری‌های دوستانه مدنظر قرار گیرد.

همچنین باید به همسایگان توضیح داده شود که ایران به دنبال هژمونی نیست بلکه هدف توسعه همکاری‌هاست. بازسازی اعتماد فرآیندی زمان‌بر است و باید تدریجی انجام شود.

به نظر می‌رسد کشورهای منطقه نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایران و آمریکا در مسیر حل بخشی از اختلافات هستند و همین موضوع باعث تغییر در نگاه آن‌ها به معادلات گذشته شده است. از سوی دیگر، نگاه به نقش آمریکا نیز در برخی کشورهای منطقه دچار تغییر شده است.

این کشورها به خوبی می‌دانند ایران همسایه دائمی آن‌هاست و ناگزیر به همکاری هستند. در مقابل، قدرت‌های فرامنطقه‌ای منافع خاص خود را دنبال می‌کنند. بنابراین طبیعی است که درباره جایگاه خود در نظم جدید منطقه‌ای نگران باشند.

در ایران نیز این نگاه وجود دارد که برخی اقدامات کشورهای منطقه قابل چشم‌پوشی نیست، اما در عین حال گرایش غالب این است که در صورت فراهم شدن شرایط، گفت‌وگوها باید آغاز شود.

برداشت من این است که کشورهای عربی منطقه به‌تدریج به سمت ترمیم روابط حرکت خواهند کرد، اما در هر صورت باید از هر فرصت برای بازسازی اعتماد استفاده کرد. کشورهایی مانند عمان، قطر و کویت نقش متعادل‌تری داشته‌اند و حتی امارات و بحرین نیز ممکن است به سمت بازنگری در سیاست‌های خود حرکت کنند.

تحقق طرح‌های امنیت جمعی منطقه‌ای به سرانجام مذاکرات فعلی وابسته است، اما همزمان باید گفت‌وگو با کشورهای منطقه ادامه یابد. ایران باید نشان دهد که در پی ادامه الگوهای تنش‌زا نیست.

امنیت منطقه صرفاً نظامی نیست و همکاری‌های اقتصادی نیز می‌تواند بخشی از آن را تأمین کند. موضوعاتی مانند امنیت دریایی، تردد کشتی‌ها و تنگه هرمز نیازمند مذاکرات تخصصی و بلندمدت است.

کشورهای منطقه نیز به‌خوبی درک کرده‌اند که معادلات پس از جنگ تغییر کرده است. در این میان نقش کشورهایی مانند عمان و عربستان در گفت‌وگوهای منطقه‌ای مهم است.

اتکای کشورهای منطقه به قدرت‌های خارجی واقعیتی تاریخی است و نمی‌توان انتظار تغییر سریع آن را داشت. بنابراین باید با واقع‌گرایی و انعطاف وارد گفت‌وگوها شد.

در سناریوی کوتاه‌مدت ۳۰ تا ۶۰ روزه نمی‌توان به طراحی سازوکار امنیتی جدید رسید؛ در این بازه تنها می‌توان به اعتمادسازی، رفت‌وآمد دیپلماتیک و ترسیم افق آینده پرداخت.

موضوعات فوری‌تر مانند اجرای توافق، رفع محدودیت‌ها، صادرات نفت و بازگشت دارایی‌ها در اولویت هستند و نباید با مسائل بلندمدت امنیتی خلط شوند.

اهمیت تنگه هرمز و خلیج فارس به‌گونه‌ای نیست که در آینده نزدیک جایگزین‌پذیر باشد و این منطقه همچنان موقعیت ژئوپلیتیکی خود را حفظ خواهد کرد.

اگر تفاهم به‌درستی اجرا شود، امکان حرکت به سمت سیاست خارجی متوازن‌تر وجود دارد. اعتمادسازی میان کشورها و به‌ویژه با قدرت‌های بزرگ نقش کلیدی در این مسیر دارد.

در نهایت، اگر ایران اقتدار خود را حفظ کند و در عین حال به همسایگان اطمینان دهد که به دنبال هژمونی نیست، زمینه برای بازگشت به روابط متعادل‌تر منطقه‌ای فراهم خواهد شد.

منبع : شرق
ارسال نظرات
خط داغ