جنگ و پسا جنگ؛ ۶ بحرانی که باید از الان به آنها فکر کنیم؟
با پایان یافتن جنگ ۴۰ روزه و عبور موفقیتآمیز ایران از تقابل نظامی با آمریکا و اسرائیل، غبار جنگ بهآرامی در حال فرو نشستن است. اما فردای خاموش شدن آتش سلاحها، آغاز مواجهه با بحرانهایی است که زیر سایه جنگ پنهان مانده بودند. بررسیها نشان میدهد که ایران در دوران «پساجنگ» باید از ۶ خوان دشوار عبور کند؛ خوانهایی که از تورم لجامگسیخته و جبران میلیاردها دلار خسارت جنگی آغاز میشود و تا گرهگشایی از تحریمهای ترامپ و ترمیم التهابات اجتماعی امتداد مییابد.
فرارو- ایران در دوران جدید پس از پایان جنگ با چه مسائلی روبهرو خواهد بود؟ این پرسش، در دل خود سؤالهای کوچکتر و دشواری دارد که کارشناسان مختلف تلاش میکنند پاسخهایی از زاویه نگاه خود برای آنها پیدا کنند.
به گزارش فرارو، نگاهی به مجموعه تحلیلهای ارائهشده از سوی رسانهها، چهرههای آکادمیک، کارشناسان سیاسی، امنیتی و نظامی شناختهشده غیرایرانی نشان میدهد که بخش غالب آنها معتقدند ایران توانست ۴۰ روز مقابل آمریکا و اسرائیل، به عنوان دو قدرت نظامی اتمی، بایستد و از مرحله درگیری سخت عبور کند.
با فروکش کردن شرایط جنگی در جامعه، مسائلی که پیش از جنگ نیز وجود داشتند اما در این دوران کمرنگ بودند، بیشتر خود را نشان میدهند. در این گزارش، فرض را بر این میگذاریم که جنگ ایران - آمریکا امروز به پایان رسیده و وارد دوران پساجنگ شدیم.
۱. بحران معیشت زیر سایه تورم ۸۳ درصدی
سطوح مختلفی از حوزه اقتصادی در ایران با مشکلاتی کوچک و بزرگ مواجه است؛ از آسیب به زیرساختها به دلیل جنگ و تحریم تا تورم فزاینده، حفظ ارزش پول ملی و بحران معیشت.
بر اساس دادههای رسمی منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه در اردیبهشتماه به ۵۷.۷ درصد رسید. تورم نقطهبهنقطه در سطح ۸۳.۹ درصد ایستاد. بر اساس اظهارات معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ابتدای اردیبهشت گذشته، در حال حاضر ۸۶ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر از مردم کالابرگ میگیرند که معادل کل جمعیت ایران است.
افزایش قیمت ارز طی سه ماه گذشته، عقب ماندن دستمزدها از روند تورم، افزایش سهم هزینه مسکن از درآمد خانوارها، افزایش قیمت کالاهای اساسی، لوازم خانگی، خودرو، مواد غذایی و افزایش قیمت خرید مسکن، از جمله مسائلی هستند که در حال حاضر با شدت بیشتری وجود دارند.
۲. صورتحساب سنگین جنگ؛ از انرژی تا خانههای ویران
در جریان جنگ اخیر، آسیبهای مستقیم گستردهای به بخشهای اقتصادی، زیرساختها، نظامی و مناطق مسکونی کشور وارد شد. دو رقم درباره میزان خسارتها وجود دارد. سخنگوی دولت چندی پیش اولین برآوردها را ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام کرد و بعد از آن، یکی از نمایندگان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در اظهاراتی این رقم را رد و میزان خسارت مستقیم را بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار اعلام کرد.
خسارتهای واردشده به کشور در چند سطح قابل دستهبندی است. آمارها میگوید بیشترین خسارتها به بخش انرژی (نفت، گاز، پتروشیمی) وارد شده و بعد از آن، زیرساختهای صنعتی (با محوریت فولاد)، تجاری و حملونقل مانند فرودگاهها، هواپیماها، بنادر، خطوط ریلی و ... مورد هدف قرار گرفتند.
در کنار خسارتهای اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم ناشی از حملات آمریکایی ـ اسرائیلی، باید ارقام مربوط به خسارت ناشی از قطعی اینترنت در جنگ ۱۲ روزه، ناآرامیهای دیماه و جنگ ۴۰ روزه را نیز مورد توجه قرار داد.
در میزان خسارتهای مالی واردشده به مردم نیز آمارها از آسیب دیدن ۱۵۰ هزار واحد مسکونی در نقاط مختلف کشور خبر میدهند که بخش اصلی آن در پایتخت بوده است. در حوزه آسیب به خودروهای شخصی نیز اعدادی تا حدود ۳۰ هزار دستگاه خودروی آسیبدیده در اخبار وجود دارد که خسارتهای آنها در حال پرداخت است.
برای تمام شهدا و مجروحان جنگ ۴۰ روزه و پیش از آن، جنگ ۱۲ روزه، پرونده در بنیاد شهید و امور ایثارگران تشکیل میشود و جبران تمام خسارتهای وارده، نیازمند اختصاص منابع مالی مناسب است.
۳. التیام زخمهای اجتماعی و بازسازی روان جامعه
ایران در حالی درگیر جنگ شد که پیش از آن هم با التهابات داخلی روبهرو بود. صورتبندی زمینههای بروز التهابات، ریشهیابی و آسیبشناسی آنها موضوعی خارج از این گزارش است، اما گاهی این التهابات زمینههایی خاص (مثل مسائل معیشتی، اجتماعی و سیاسی) دارند و گاهی خروجی مجموعهای از علل و انگیزهها هستند.
روابط دوطرفه مردم و حاکمیت، مسائل حوزه زنان، سبک زندگی، امید به آینده، افزایش هزینههای درمان و اوقات فراغت، فیلترینگ، بازسازی روانی جامعه پس از پشت سر گذاشتن دو جنگ، آسیبهای ناشی از تعطیلی بلندمدت آموزش در مدارس و دانشگاهها و میزان مشارکت اجتماعی، تنها بخشی از کلاف پیچیده مسائل در این عرصه هستند.
۴. کلاف سردرگم تحریمها و تجارت در دوران ترامپ
پایان جنگ میان ایران و آمریکا به معنای پایان تحریمهای اولیه و ثانویه ایالات متحده علیه کشورمان نیست؛ تحریمهایی که طی سالهای گذشته به شبکهای پیچیده تبدیل شده و تمام ارکان و ابعاد تجاری، اقتصادی و گاهی سیاسی ـ امنیتی ایران را تحت تأثیر قرار داده است.
درگیر شدن با تحریمهای گسترده آمریکا علیه ایران، مسیری غیررسمی در تجارت خارجی را پیش پای ایران گذاشت که با عناوینی مانند «دور زدن» یا «خنثی کردن» آثار تحریم شناخته میشود؛ از جمله صادرات انرژی و مشتقات نفتی از ایران به چین، شبکه مالی انتقال پول معروف به تراستیها و واردات غیرمستقیم کالا به کشور از طریق بنادر امارات و ترکیه. حضور دولت ترامپ در واشنگتن، سیاست فشار حداکثری و افزایش تنش در خلیج فارس، سایه سنگینی بر این حوزه انداخته است.
۵. دیپلماسی در دوراهی؛ ضرورت یک «پارادایم شیفت»
پس از جنگ ۱۲ روزه، مفهومی تحت عنوان «پارادایم شیفت» (تغییر پارادایم) در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد تأکید جامعه نخبگان و رسانهها قرار گرفت.
پس از درگیر شدن کشور با دو جنگ در یک سال و کار نکردن اهرم مذاکره، سؤالاتی در این مورد مطرح میشود که ایران علاوه بر اقداماتی که در احیای بازدارندگی انجام میدهد، باید به کدام بخشهای سیاست خارجی خود نگاهی مبتنی بر بازنگری داشته باشد تا از رخداد مجدد جنگ جلوگیری شود. وضعیت روابط ایران با منطقه، غرب (اروپا و آمریکا)، شرق (روسیه و چین) و کشورهای در حال توسعه جنوب جهانی در این دوره به چه صورت خواهد بود؟
۶. نبرد خاموش با طبیعت؛ از فرونشست تا ناترازی انرژی
در این دسته از مسائل، موضوعاتی مانند بحران آب، افزایش فرونشست زمین، خشکسالی، آلودگی هوا و افزایش گردوغبار قرار میگیرند که هر کدام منشأ طبیعی یا غیرطبیعی جداگانهای دارند و برخی نیز علت و معلول یکدیگر محسوب میشوند.
ایران همچنان با موضوع ناترازی در آب، برق، گاز، فرهنگ مصرف بهینه، خودروهای فرسوده و کیفیت سوخت درگیر است. در جنگ اخیر، بخشی از زیرساختهای انرژی مورد حمله قرار گرفتند که همین مسئله باعث جدیتر شدن موضوعات مربوط به ناترازی انرژی در هفتههای آینده خواهد شد.