رکوردشکنی بورس در سایه تورم ۷۷ درصدی؛ صعود واقعی یا حباب؟
بورس بازاری برای انتقال ریسک است، نه فرار از تورم بدون مطالعه. هر رکوردشکنی قابل تحسین نیست، گاهی رکوردشکنی، خود هشدار بزرگترین ریزش است.
بورس تهران که تا ۸۰ روز در پی جنگ تحمیلی اخیر تعطیل بود، پس از بازگشایی با رشدی خیرهکننده و بیوقفه همراه شده است. شاخص کل از مرز ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد عبور کرده، اما این صعود برای بسیاری از فعالان بازار شکبرانگیز است. اگر شما سهامدار، سرمایهگذار یا یکی از فعالان بازار سرمایه هستید که از این رشد حیرتزده شدهاید و نگران ریزش قریبالوقوع هستید، این گزارش را تا انتها بخوانید.
شاخص کل بورس تهران روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ با رشد ۶۳ هزار و ۶۵۷ واحدی به ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد رسید. رشدی که در شرایطی رقم خورده که تورم سالانه به ۵۳.۹ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۷۷.۲ درصد رسیده است. اما نگاهی به نظرات سهامداران در شبکههای اجتماعی و تالارهای آنلاین نشان میدهد که بسیاری از این صعود استقبال نمیکنند. برخی آن را «بادکنکی» میدانند که در شرف ترکیدن است و برخی آن را حاصل «قیمتگذاریهای عصر حجری» میخوانند. پرسش اینجاست: آیا سازمان بورس با بسته حمایتی و ممنوعیت فروش برخی نمادها، بازار را به طور مصنوعی سبز نگه داشته؟ یا واقعاً بنیاد شرکتها بهبود یافته است؟
معمای رشد در برابر تورم ۷۷ درصدی
برای درک عمق این رکوردشکنی، ابتدا باید به معنای واقعی پول توجه کرد. نرخ تورم نقطهبهنقطه اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۷۷.۲ درصد رسیده است. این یعنی قیمت کالاها و خدمات نسبت به سال قبل ۷۷ درصد افزایش یافته. حالا بیایید این عدد را کنار رشد ۲۰ درصدی شاخص بورس (از حدود ۳.۵ میلیون به ۴.۳ میلیون) بگذاریم. در نگاه اول، رشد ۲۰ درصدی در مدت کوتاه پس از بازگشایی، فوقالعاده به نظر میرسد، اما در عمل، این رشد ۲۰ درصدی در برابر تورم ۷۷ درصدی، به معنای کاهش ۵۷ درصدی ارزش واقعی سهام است.
بیایید یک مثال ساده بزنیم: فرض کنید یک سال پیش، شما ۱۰۰ میلیون تومان در بورس سرمایهگذاری کردید. اگر سبد شما دقیقاً همراستا با شاخص کل حرکت کرده بود، امروز ارزش اسمی سبد شما به ۱۲۰ میلیون تومان رسیده است. اما در همین مدت، هزینه یک کالای اساسی که سال قبل ۱۰۰ هزار تومان بود، امروز ۱۷۷ هزار تومان شده است. یعنی قدرت خرید ۱۰۰ میلیون تومان اولیه شما به کمتر از ۶۰ میلیون تومان در سال پایه کاهش یافته است. بنابراین سهامدارانی که در سال ۱۳۹۵ سهام خریداری کردهاند، هنوز در ضرر هستند. این یعنی بورس نه تنها نتوانسته از تورم عقب نماند، بلکه بسیار عقبتر است. به عبارت دیگر، رکوردزنی اسمی شاخص، نباید فریبدهنده باشد. اگر تورم را به عنوان «سوخت» رشد اسمی بازار در نظر بگیریم، بورس تهران نسبت به این سوخت، بازده منفی واقعی ثبت کرده است.
زلزلهای به نام ۴۲ نماد بسته
یکی از مهمترین و در عین حال پنهانترین دلایل صعود مداوم بازار، موضوع «نمادهای بسته» است. در حال حاضر ۴۲ نماد عمدتاً پالایشی و پتروشیمی به دلیل آسیبدیدگی مستقیم در جنگ، بسته هستند. این نمادها وزن فوقالعاده بالایی در شاخص کل دارند. وضعیت به این شکل است: از یک سو، این نمادها اجازه فروش ندارند، بنابراین هیچ عرضهای در مقابل تقاضا وجود ندارد. از سوی دیگر، برخی سرمایهگذاران با این امید که پس از بازگشایی این نمادها، افزایش قیمت جبرانی رخ دهد، تقاضای خرید ایجاد کردهاند. نتیجه چیست؟ صفهای خرید طولانی که در آنها عملاً معاملهای انجام نمیشود. این قفل شدن نمادها، مانند این است که چند وزنه سنگین را از روی یک ترازو بردارید؛ ناگهان کفه ترازو بالا میرود، اما این بالا آمدن نشانه سبک شدن واقعی نیست، بلکه نشانه حذف وزنههاست. هر زمان که این ۴۲ نماد باز شوند، فشار فروش سنگینی به بازار وارد خواهد شد. برخی تحلیلگران فنی با صراحت میگویند: «اصل کاری اون ۴۲ نماد بسته هستن؛ اونا باز بشن ببینیم بازم رکورد میشه یا نه.» تا آن روز، این صعود شکننده و وابسته به ممنوعیت معامله بزرگترین شرکتهای بازار باقی خواهد ماند.
دامنه نوسان ۳ درصدی؛ شمشیر دو لبه نظارتی
پس از بازگشایی بورس، سازمان بورس در اقدامی احتیاطی (یا به روایت برخی، دستوری) دامنه نوسان روزانه را به ۳ درصد کاهش داد. در حالی که پیش از جنگ، دامنه نوسان معمولاً ۵ تا ۷ درصد بود. این تصمیم دو اثر متضاد دارد. اثر اول: از شدت نوسانات هیجانی کاسته و مانع از سقوط ناگهانی بازار میشود. اثر دوم: باعث میشود سهمها برای رشد به اندازه یک روز ۷ درصدی قدیم، به سه روز زمان نیاز داشته باشند. در واقع این سیاست، ترمز رشد تند و اهرمی را هم کشیده است، اما در عین حال، خروج سرمایهگذاران نگران را هم با مانع مواجه کرده است. از سوی دیگر، سهام شرکتهایی که در جنگ آسیب فیزیکی دیدهاند (مانند فولاد و پتروشیمیهای عسلویه) با محدودیت فروش مواجه هستند و عملاً معامله نمیشوند. ترکیب «دامنه نوسان محدود» و «ممنوعیت فروش برای نمادهای آسیبدیده» یادآور سال ۱۳۹۹ است؛ سالی که بانک مرکزی با دامنه نوسان منفی ۲ درصد، بازار را به معنای واقعی متوقف کرد. تجربه نشان داده هرجا که بازار با دستور و محدودیت مصنوعی به جای مکانیسم عرضه و تقاضا هدایت شده، نتیجه نهایی اصلاحی دردناکتر و عمیقتر بوده است.
نقدینگی سرگردان، نه بنیان اقتصادی
اگر کسی بپرسد «آیا سودآوری شرکتهای بورسی در این ۸۰ روز جهش کرده است؟» پاسخ منفی است. بسیاری از شرکتهای بزرگ تولیدی و پتروشیمی در حملههای هوایی آسیب دیدهاند. خطوط تولید مختل شده، زنجیره تأمین دچار گسست و بیمهها هنوز در حال ارزیابی خسارت هستند. با این اوصاف، علت اصلی رشد فعلی کجاست؟ پاسخ را باید در سه کلمه جست: نقدینگی سرگردان. بازار مسکن به گونهای شده که برای ۹۰ درصد مردم غیرقابل دسترس است. قیمت طلا جهشهای وحشتناک داشته و بازار خودرو نیز در رکود تورمی به سر میبرد. در چنین شرایطی، مردم که از تورم افسارگسیخته به ستوه آمدهاند، به دنبال هر بازاری میگردند تا ارزش پول خود را حفظ کنند. بورس با بسته حمایتی سازمان بورس و وعده «قیمتگذاری دلاری سهام» (برخی سهام با دلار ۲۰ هزار تومانی معامله میشوند نه دلار ۱۸۰ هزار تومانی آزاد!) موقتاً جذاب شده است. اما این نقدینگی، «داغ» و «سردرگم» است، نه «هوشمند». به محض اینکه بازار دیگری (مثلاً ارز یا سکه) علامت صعود بدهد، این نقدینگی از بورس خارج خواهد شد. بنابراین صعود فعلی بیشتر از جنس «انتقال حباب از بازاری به بازار دیگر» است تا «رشد بنیادین».
سه نشانه بارز حباب روانی
حالا به پرسش اصلی میرسیم: آیا ما با یک حباب قطعی روبهروییم یا یک صعود واقعی؟ شواهد به احتمال قریب به یقین نشان میدهد بازار فعلاً در وضعیت «حباب روانی» به سر میبرد. سه نشانه روشن برای این ادعا وجود دارد:
- جدایی شاخص از سودآوری: رشد شاخص بدون هماهنگی با سودآوری واقعی شرکتها اتفاق میافتد. بسیاری از شرکتهای فولادی و پتروشیمی در جنگ آسیب دیدهاند و گزارشهای میاندورهای آنها کاهش سود را نشان میدهد، اما قیمت سهام آنها به دلیل ممنوعیت فروش و تقاضای کاذب، بالاست.
- انسداد معاملاتی:صفهای خرید بلندمدتی در بازار دیده میشوند که در آنها معاملهای انجام نمیشود. این وضعیت، خلاف فلسفه وجودی بازار سرمایه است که باید سیالیت و نقدشوندگی داشته باشد. وقتی سهمی هفتهها در صف خرید باشد و کسی نتواند بخرد، قیمت آن سهم دیگر واقعی نیست.
- خوشبینی افراطی بدون پشتوانه: در حالی که ۴۲ نماد بسته هنوز باز نشدهاند و بزرگترین بلوکهای عرضه در راه هستند، برخی تحلیلهای غیرحرفهای از رشد تا ۵ میلیون واحد سخن میگویند. این همان نشانی کلاسیک حباب است: وقتی همه خوشبین میشوند، دیگر خریدار جدیدی برای ورود باقی نمیماند.
نتیجهگیری و توصیه به سرمایهگذاران
با جمعبندی شواهد، تصویر روشنی پیش روی ماست: بورس تهران در یک صعود اسمی و شکننده گرفتار آمده که ریشه در نقدینگی سرگردان، ممنوعیت فروش نمادهای کلیدی و دامنه نوسان دستوری دارد، نه در بهبود بنیان شرکتها. تورم ۷۷ درصدی عملاً ارزش این صعود را خنثی کرده و ۴۲ نماد بسته، بمب ساعتی زیر پای بازار هستند. توصیه به سرمایهگذاران به ترتیب اولویت:
- از خرید در قیمتهای فعلی خودداری کنید: ورود به بازار در اوج حباب، یکی از رایجترین اشتباهاتی است که سرمایهگذاران تازهکار مرتکب میشوند.
- منتظر بازگشایی نمادهای بسته باشید: باز شدن هر کدام از این نمادها میتواند معادلات بازار را به هم بزند. منتظر بمانید و سپس تصمیم بگیرید.
- سبد خود را به سمت سهام با پشتوانه دارایی واقعی (نه سودهای کاغذی) متمایل کنید: در شرایط تورمی، شرکتهایی که دارای زمین، ساختمان، ماشینآلات و موجودی انبار کالای اساسی هستند، ارزش ذاتی بیشتری دارند. از سودهای حسابداری و وعدههای قیمتگذاری دلاری فریب نخورید.
در نهایت به یاد داشته باشید: بورس بازاری برای انتقال ریسک است، نه فرار از تورم بدون مطالعه. هر رکوردشکنی قابل تحسین نیست، گاهی رکوردشکنی، خود هشدار بزرگترین ریزش است.