ادامه جنگ ایران؟ از اقتصاد منطقه و جهان بپرسید
یک رسانه آمریکایی با اشاره به پیامدهای فراگیر جنگ ایران که تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را تحتالشعاع قرار داده است، نوشت: صادرکنندگان انرژی آمریکایی شاید از افزایش قیمت جهانی نفت منفعت ببرند اما مصرفکنندگان آمریکایی از چنین منفعتی بینصیب هستند و در کنار سایر مردم جهان، بهای سنگین این جنگ را میپردازند.
نشریه «ریسپانسیبل استیت کرافت» (کشورداری مسئولانه) به عنوان بازوی رسانهای اندیشکده آمریکایی کوئینسی در گزارش خود آورده است: بهرغم تمام ابهامات پیرامون اینکه در جبهه نظامی و دیپلماتیک جنگ ایران چه اتفاقی خواهد افتاد، درباره آنچه تاکنون در جبهه اقتصادی رخ داده است، هیچ تردیدی وجود ندارد و واقعیت این است که وضعیت به هیچ وجه خوب نیست.
به گزارش ایرنا، جهان شاهد جهش قیمت نفت بوده؛ جهشی که تاکنون تا حدی با برداشت گسترده از ذخایر جهانی نفت مهار شده است. افزون بر این، آسیبپذیرترین تودهها در کشورهای جنوب جهانی با مصائب روزافزون روبهرو شدهاند و این در حالی است که بیشتر کشورها در حال پشت سر گذاشتن فشارهای تورمی فزاینده و افزایش نرخ بهره اوراق قرضه دولتی هستند. و گرچه بازار سهام آمریکا نسبتا دور از هیاهو به نظر میرسد، نسخهای از همین ترکیب ناخوشایند به ایالات متحده نیز رسیده است.
قیمت جهانی نفت اکنون بسیار بالاتر از سطوح پیش از جنگ قرار دارد. بهای هر بشکه نفت خام برنت در اواخر هفته گذشته(میلادی) که پس از انتشار خبر توافق احتمالی به حدود ۹۱ دلار کاهش یافت، همچنان بسیار بیشتر از حدود ۶۰ دلار در اوایل ژانویه است. با این حال، بهرغم کاهش شدید صادرات انرژی از خلیج فارس از زمان آغاز جنگ، قیمت نفت خام طی دو ماه گذشته در بازهای نسبتا گسترده اما باثبات باقی مانده است.
براساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی/IEA، کسری تجمیعی محولههای نفت از خلیج فارس تا ۱۳ مه، به حدود یک میلیارد بشکه رسیده بود. این کمبود بهواسطه کاهش تقاضای نفت (در نتیجه افزایش قیمتها)، جهش تولید خارج از منطقه خلیج فارس و همچنین کاهش حدود ۲۵۰ میلیون بشکهای ذخایر جهانی نفت جبران شده است؛ ذخایری که با هدف مهار قیمتها و جبران فقدان تولید از جدید خلیج فارس وارد بازار شدند. با این حال، فاتح بیرول، رئیس این نهاد بینالمللی، هفته گذشته هشدار داد که ذخایر جهانی با سرعتی ناپایدار رو به کاهش است، بهویژه با توجه به اینکه فصل سفرهای تابستانی در نیمکره شمالی نزدیک میشود.
جنوب جهانی در کانون شوک انرژی
بزرگترین شوک ناشی از افزایش قیمت(و کسری آشکار) سوخت، محصولات پتروشیمی و کودهای شیمیایی را فقیرترین مردمان جنوب جهانی متحمل میشوند. نیویورکتایمز در گزارشی توضیح داد که هزینه انتقال ذرت به اردوگاههای پناهندگان در سومالی ۲ یا حتی سهبرابر شده و قیمت آب در چاههای عمومی که با گازوئیل کار میکنند نیز افزایش مشابهی داشته است. در این بین، اعتراضات این هفته در کنیا در واکنش به افزایش قیمت سوخت به کشته شدن چهار نفر انجامیده و فشارهای سیاسی و مالی در سراسر قاره آفریقا رو به افزایش گذاشته است.
در هند، جهش شدید قیمت گاز مایع (الپیجی/LPG) فشار شدیدی بر خانوارهای شهری وارد کرده، بهویژه خانوادههایی که نانآورشان در واحدهای صنعتی کوچک کار میکند. بسیاری از این واحدها که از الپیجی بهعنوان سوخت اصلی استفاده کرده و بهشدت به آن وابسته هستند، تعطیل شدهاند و کارگرانی که اغلب مهاجران تازهوارد از روستاها هستند، شغل خود را از دست داده و آواره شدهاند. و از آنجا که کارگران مهاجر غیررسمی در شهرها، به سیستم توزیع دولتی و قیمتگذاریشده هند دسترسی ندارند، مجبور شدهاند تا سوخت موردنیاز خود را با قیمتهای گزاف از بازار سیاه تهیه کنند. شرایط کنونی نگرانیها درباره تکرار موج مهاجرت معکوس و بازگشت گسترده مردم به روستاها، مشابه آنچه در تابستان کرونازده ۲۰۲۰ رخ داد، را افزایش داده است.
نمونههایی از این دست به فور در سراسر جنوب جهانی یافت میشود. برنامه جهانی غذا/ WFP، دو ماه پیش یعنی زمانی که تنها دو هفته از آغاز جنگ ایران گذشته بود، هشدار داد که در صورت ادامه جنگ، ۴۵ میلیون نفر دیگر ممکن است گرفتار گرسنگی حاد شوند.
ضعف اقتصادی بسیاری از کشورهای در حال توسعه با فشارهای مالی بیشتری از جمله افزایش کسری تجاری ناشی از جهش قیمت نفت، رشد تورم، کاهش ارزش ارزهای ملی و افت ذخایر بانکهای مرکزی، تشدید شده است. خطر افزایش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی با هدف کنترل تورم(حتی در شرایطی که اقتصاد رو به تضعیف میرود) را نیز به این فهرست اضافه کنید.
دست به دامن طلا و ذخایر ارزی
بسیاری از کشورها در مواجهه با چنین فشارهایی مجبور شدند تا برای جلوگیری از سقوط بیشتر ارزش پول ملی خود، ذخایر ارزی یا طلای خود را بفروشند. براساس گزارش بلومبرگ، میزان کاهش ذخایر در فیلیپین به ۸.۱، در هند به ۵.۱ و در اندونزی به ۳.۸ درصد رسیده است. هند نیز تعرفههای سنگین و محدودیتهایی را بر واردات طلا اعمال کرده و نارندرا مودی، نخست وزیر این کشور، از مردم خواسته است تا از «سفرهای خارجی غیرضروری» پرهیز کنند تا فشار بیشتری بر روپیه وارد نشود. در جایی دیگر، در مالاوی نیز گزارش شده است که دولت نهتنها ذخایر طلا، بلکه شمشهای نیمهفرآوریشدهای که از معدنکاران محلی خریداری کرده است را نیز میفروشد.
اروپا وابستگی کمتری به نفت خلیج فارس دارد و تنها هفت درصد نفت آن از این منطقه تامین میشود. در سوی مقابل، قاره آسیا حدود ۶۰ درصد نفت خود را از خلیج فارس دریافت میکند. با این حال، قاره سبز نیز از افزایش قیمتها در امان نیست و مسئول اقتصادی کمیسیون اروپا هشدار داده که این قاره با شوک رکود تورمی مواجه است. اتحادیه اروپا به عنوان قارهای نسبتا ثروتمندتر به همراه انگلیس، میتوانند با تخصیص یارانههای مالی به کسبوکارهای آسیبدیده، بخشی از فشار را کاهش دهند. اما همین اقدامات در عمل، بار کاهش مصرف نفت را بر دوش کشورهای فقیرتری که توان چنین حمایتهایی را ندارند، میاندازد.
آمریکای لاتین و بحران کود شیمیایی
آمریکای لاتین در برابر شوکهای ناشی از جنگ ایران مقاومتر نشان داده است چرا که کشورهایی همچون آرژانتین، برزیل، کلمبیا و اکوادور صادرکنندگان خالص انرژی هستند و مکزیک نیز گرچه کسری اندکی در حوزه انرژی دارد، اما بیشتر گاز طبیعی خود را از آمریکا وارد میکند. شیلی اما تنها استثنای بزرگ در این منطقه است. با این حال، هرچند تجارت انرژی ممکن است به عنوان محافظی در برابر سقوط شدید ارزهای اصلی آمریکای لاتین عمل کند، اما این منطقه بهعنوان صادرکننده محصولات کشاورزی در برابر افزایش قیمت کود شیمیایی و تورمی که میتواند بانکهای مرکزی را مجبور به افزایش نرخ بهره کند، همچنان به شدت آسیبپذیر است.
در ایالات متحده، دولت تاثیر جنگ بر مردم آمریکا را کماهمیت جلوه داده و مدعی شده که افزایش چشمگیر تولید نفت داخلی، وابستگی واشنگتن را به واردات انرژی بسیار کاهش داده است. اسکات بِسِنت، وزیر خزانهداری آمریکا مدعی شده که سیاستهای «وفور انرژیِ» دولت به این کشور کمک کرده تا در برابر شوکهای جنگ ایران مقاومت کند. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نیز در ماه آوریل مدعی شد که «ایالات متحده تقریبا هیچ نفتی از تنگه هرمز وارد نمیکند و در آینده هم نخواهد کرد. و آمریکا به آن نیازی ندارد.»
بسنت در اظهاراتش همچنین اشاره کرده که جنگ به آمریکا فرصتی داده است تا از افزایش تقاضای جهانی برای انرژی آمریکا بهره ببرد. در واقع، جنگ به افزایش قابلتوجه صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا منجر شده است. گزارش اخیر نیویورک تایمز نشان میدهد که آمریکا از زمان آغاز جنگ تاکنون ۱۴۵ میلیون بشکه نفت اضافی صادر کرده که به حدود ۵۰ میلیارد دلار درآمدزایی بیشتر منجر شده است.
آمریکاییهایِ بینصیب
با این حال، روی دیگر قصه و به عبارت بهتر، جنبه منفی ماجرا این است که مصرفکنندگان آمریکایی از آغاز جنگ تاکنون، حدود ۴۰ میلیارد دلار بیشتر برای بنزین پرداخت کردهاند. شاید صادرکنندگان انرژی آمریکا از افزایش قیمت جهانی نفت سود ببرند، اما مصرفکنندگان عادی از چنین منفعتی بینصیب هستند. مطالعه فدرال رزرو نیویورک هم نشان میدهد که افزایش بهای انرژی، آسیب به مراتب بیشتری به خانوارهای کمدرآمد وارد و آنها را وادر کرده است تا برای مهار هزینه بنزین، الگوی رفتوآمد و مسافرت خود را تغییر دهند.
افزون بر این، بخش کشاورزی آمریکا با فشاری دوسویه روبهرو شده است؛ چرا که دو هزینه اصلی عملیاتی یعنی کود شیمیایی و گازوئیل بهشدت افزایش یافتهاند. گزارش اتحادیه کشاورزان آمریکا در ماه گذشته حاکی از آن بود که ۷۰ درصد کشاورزان بر این باورند که توان خرید تمام کود موردنیاز خود را ندارند. این مسئله میتواند متعاقبا به کاهش بازده محصولات و افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود؛ نگرانی عمیقی که در میان کشاورزان خردهپای جنوب جهانی به مراتب شدیدتر است که بر آثار جهانی این جنگ صحه میگذارد.
گرچه بازار سهام آمریکا به لطف رشد سهام هوش مصنوعی و نیمهرساناها همچنان در میانه این هرجومرج، نسبتا پررونق و پویا مانده است، نشانههایی از نگرانیهای عمیقتر در بازارهای جهانی اوراق قرضه، از جمله در خود آمریکا، سر برآورده است. نگرانی از فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی در کنار هراس از افزایش هزینههای مالی ناشی از جهش بودجه دفاعی، یارانه سوخت و نیازهای عظیم بازسازی، به افزایش چشمگیر نرخ بازده اوراق قرضه جهانی انجامیده است.
پس از آنکه تورم مصرفکننده در آمریکا در مقیاس سالانه به ۳.۸ درصد یعنی بسیار بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو جهش کرد، بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا هفته گذشته به بالاترین سطح در ۳۰ سال اخیر رسید. گرچه این موضوع برای دارندگان اوراق تازهمنتشرشده خبر خوبی است، اما برای کسانی که قصد خرید یا سرمایهگذاری مجدد در مسکن را دارند، به هیچوجه خبر خوشایندی نیست چرا که نرخ بهره وام مسکن با رشد بازده اوراق دولتی، افزایش مییابد.
در نتیجه، هرچند آثار این جنگ در آمریکا در مقایسه با بسیاری از مناطق جنوب جهانی کمتر است، اما حتی در داخل آمریکا نیز تعداد کسانی که از پیامدهای اقتصادی این جنگ متضرر میشوند، به مراتب بیشتر از کسانی خواهد بود که از آن سود میبرند.