ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۴۸۵۲

تنگه هرمز و خطر تشدید بحران جهانی انرژی و غذا

تنگه هرمز و خطر تشدید بحران جهانی انرژی و غذا

کارشناسان هشدار می‌دهند در صورتی که توافقی پایدار به‌زودی حاصل نشود، پیامدهای آن به سرعت در سراسر اقتصاد جهانی گسترش خواهد یافت.

فرارو- در حالی که نشانه‌هایی از پیشرفت احتمالی در مذاکرات میان ایالات متحده و ایران دیده می‌شود، اهمیت این گفت‌وگوها بسیار فراتر از روابط دوجانبه تهران و واشنگتن ارزیابی می‌شود. مسئله اصلی تنها دستیابی به آتش‌بس یا توافق هسته‌ای نیست، بلکه جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران‌های جهانی انرژی، غذا و هزینه‌های زندگی است؛ بحران‌هایی که تنگه هرمز در مرکز آن قرار دارد. 

به گزارش فرارو به نقل از الجزیره،  ایلان کوپر، استاد مطالعات توسعه انتقادی در دانشکده تغییرات محیطی و شهری، دانشگاه یورک، تورنتو، در مقاله ای تحلیلی در الجزیره نوشت: «بر اساس گزارش‌های اخیر، دو طرف در حال مذاکره بر سر توافقی هستند که می‌تواند به بازگشایی تنگه هرمز در قالب یک چارچوب گسترده‌تر منجر شود. این پیشنهاد شامل آتش‌بس ۶۰ روزه، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی، کاهش بخشی از تحریم‌ها و ازسرگیری مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران عنوان شده است. 

اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که حدود یک‌پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور می‌کند. طی هفته‌های اخیر، اختلال در حمل‌ونقل دریایی، افزایش تنش‌های نظامی و رقابت بر سر کنترل مسیرهای دریایی، موجب رشد هزینه‌های حمل‌ونقل، افزایش قیمت انرژی و بالا رفتن نرخ بیمه کشتی‌ها شده است. 

کارشناسان هشدار می‌دهند در صورتی که توافقی پایدار به‌زودی حاصل نشود، پیامدهای آن به سرعت در سراسر اقتصاد جهانی گسترش خواهد یافت. 

اقتصادهای ثروتمند نیز از این وضعیت متأثر خواهند شد. افزایش قیمت سوخت می‌تواند فشارهای تورمی موجود بر خانوارهای اروپا و آمریکای شمالی را تشدید کند. دولت‌هایی که هم‌اکنون با رشد اقتصادی کند و نارضایتی ناشی از هزینه‌های بالای زندگی روبه‌رو هستند، ممکن است با موج تازه‌ای از فشارهای سیاسی ناشی از افزایش قیمت حمل‌ونقل، برق و مواد غذایی مواجه شوند. 

با این حال، اثرات بحران برای کشورهای جنوب جهان شدیدتر خواهد بود. »

او در این مقاله خاطر نشان کرد: «بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه همچنان وابستگی بالایی به واردات سوخت، کود شیمیایی و مواد غذایی دارند. از این رو، هرگونه شوک انرژی مستقیماً به سایر بخش‌های اقتصادی سرایت می‌کند. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، گران‌تر شدن تولیدات کشاورزی و تشدید تورم مواد غذایی از جمله پیامدهای فوری این وضعیت خواهد بود. هم‌زمان، دولت‌ها برای حمایت از شهروندان خود ناچار به پرداخت یارانه یا اجرای برنامه‌های اضطراری می‌شوند؛ اقدامی که فشار بیشتری بر بودجه عمومی آن‌ها وارد می‌کند. 

در برخی کشورهای وابسته به واردات در آفریقا و جنوب آسیا، دولت‌ها هم‌اکنون نیز برای تأمین منابع جایگزین انرژی با دشواری روبه‌رو هستند و هم‌زمان با بحران‌های مالی فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ادامه نااطمینانی پیرامون تنگه هرمز می‌تواند خطر تعمیق بحران بدهی و افزایش بی‌ثباتی اجتماعی را در این کشورها افزایش دهد. 

تحلیلگران معتقدند اقتصاد جهانی همچنان در برابر گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی بسیار آسیب‌پذیر است. تنگه هرمز تنها یک آبراه منطقه‌ای نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی به شمار می‌رود. هرگونه نظامی‌شدن یا اختلال در این مسیر، در مدت کوتاهی اثرات خود را در بازارهای جهانی نشان می‌دهد. »

کوپر همچنین تاکید کرده است: «بازار مواد غذایی نیز به شدت نسبت به چنین اختلالاتی حساس است؛ زیرا بازار انرژی و سیستم غذایی جهان ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. تولید کود شیمیایی وابسته به گاز طبیعی است و هزینه حمل‌ونقل و نگهداری مواد غذایی نیز به قیمت نفت بستگی دارد. به همین دلیل، هرگونه بی‌ثباتی در بازار انرژی می‌تواند تقریباً در سراسر جهان به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود. 

در این شرایط، مذاکرات جاری میان تهران و واشنگتن اهمیت ویژه‌ای یافته است. مسئله تنها جلوگیری از تشدید درگیری نظامی نیست، بلکه حفظ ثبات اقتصادی جهانی در شرایطی است که جهان هم‌زمان با بحران بدهی، شوک‌های اقلیمی و شکاف‌های ژئوپلیتیکی روبه‌روست. 

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که چنین شوک‌هایی می‌تواند به سرعت به بحران‌های سیاسی تبدیل شود. افزایش قیمت مواد غذایی در شکل‌گیری ناآرامی‌های منتهی به قیام‌های عربی نقش مهمی داشت و در سال‌های اخیر نیز افزایش هزینه‌های زندگی، بی‌ثباتی سیاسی را از آمریکای لاتین تا اروپا تشدید کرده است. بسیاری از دولت‌ها اکنون با بی‌اعتمادی عمومی، رکود دستمزدها و نابرابری فزاینده مواجه‌اند و افزایش دوباره قیمت انرژی و غذا می‌تواند این فشارها را به‌طور قابل توجهی تشدید کند. 

نکته قابل توجه آن است که بسیاری از کشورهایی که بیشترین آسیب را از این بحران خواهند دید، نقش چندانی در خودِ تنش ژئوپلیتیکی ندارند. کشورها و جوامعی که اکنون با شدیدترین تهدیدهای اقتصادی مواجه‌اند، اغلب کمترین سهم را در رویارویی قدرت‌های بزرگ داشته‌اند، اما بیشترین هزینه را از طریق افزایش قیمت واردات، گسترش گرسنگی و محدود شدن توان مالی خود پرداخت می‌کنند. 

از این منظر، بازگشایی تنگه هرمز تنها مسئله‌ای مرتبط با ثبات راهبردی ایران و آمریکا نیست، بلکه ضرورتی برای ثبات اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. 

با این حال، رسیدن به توافق آسان نخواهد بود. اختلافات جدی بر سر تحریم‌ها، غنی‌سازی اورانیوم، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و نحوه مدیریت آینده کشتیرانی در خلیج فارس همچنان پابرجاست. گزارش‌ها همچنین از تداوم اختلاف‌ها بر سر نحوه کنترل و مدیریت تردد در تنگه هرمز حکایت دارند. 

علاوه بر این، هیچ تضمینی برای پایدار ماندن آتش‌بس احتمالی وجود ندارد. مذاکرات پیشین بارها در نتیجه تشدید دوباره درگیری‌های نظامی و بی‌اعتمادی متقابل متوقف شده‌اند. با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند گزینه جایگزین، یعنی ادامه اختلال در تنگه هرمز، می‌تواند به مراتب خطرناک‌تر باشد. »

او افزود: «در صورت تداوم بحران در این آبراه راهبردی، پیامدها محدود به منطقه نخواهد ماند. تشدید تورم، افزایش ناامنی غذایی، فشار بر سیستم‌های بشردوستانه و گسترش بی‌ثباتی سیاسی در اقتصاد جهانی، از جمله تبعات احتمالی چنین سناریویی عنوان می‌شود. 

به باور تحلیلگران، مذاکرات کنونی میان تهران و واشنگتن در واقع آزمونی برای توان جهان در جلوگیری از بحرانی تازه است؛ بحرانی که می‌تواند از دل ناامنی انرژی، شکاف‌های ژئوپلیتیکی و نابرابری اقتصادی شکل بگیرد. 

در نهایت، بسیاری بر این باورند که تنگه هرمز – چه از منظر اقتصادی و چه سیاسی – نمی‌تواند بدون تحمیل هزینه‌های سنگین بر جهان، برای مدت طولانی بسته بماند.»

ارسال نظرات
خط داغ