ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۴۳۴۴

آتش‌بس روی کاغذ؛ آیا پروژه التهاب اقتصادی برای آشوب داخلی علیه ایران آغاز شده است؟

آتش‌بس روی کاغذ؛ آیا پروژه التهاب اقتصادی برای آشوب داخلی علیه ایران آغاز شده است؟

تجربه کشورهای مختلف نشان داده که در دوران فشار خارجی، کشورهایی موفق‌تر عمل کرده‌اند که توانسته‌اند میان مردم و حاکمیت نوعی همگرایی و اعتماد نسبی حفظ کنند.

تبلیغات
تبلیغات

در حالی که فضای سیاسی منطقه پس از تنش‌های مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای از آتش‌بس شکننده شده، بسیاری از تحلیلگران امنیتی و اقتصادی معتقدند که پایان درگیری نظامی الزاماً به معنای پایان جنگ نیست. تجربه جنگ‌های مدرن نشان داده است که پس از خاموش شدن صدای موشک‌ها، مرحله پیچیده‌تر یعنی «جنگ ترکیبی» آغاز می‌شود؛ جنگی که هدف آن نه تصرف خاک، بلکه فرسایش روانی، اقتصادی و اجتماعی ملت‌هاست.

در روزهای اخیر، افزایش ناگهانی قیمت کالاها، نوسانات شدید بازار، رشد نگرانی عمومی و التهاب روانی در جامعه، این پرسش را جدی‌تر کرده که آیا همه این گرانی‌ها صرفاً نتیجه طبیعی شرایط منطقه است یا بخشی از یک فشار هدفمند برای بی‌ثبات‌سازی فضای داخلی ایران محسوب می‌شود. در علوم سیاسی و اقتصاد امنیتی، این موضوع شناخته‌شده است که قدرت‌های متخاصم معمولاً تلاش می‌کنند از بحران معیشت به‌عنوان ابزاری برای تحریک نارضایتی اجتماعی استفاده کنند؛ زیرا فشار اقتصادی می‌تواند سریع‌تر از هر عملیات نظامی، اعتماد عمومی را تضعیف کند.

برخی تحلیلگران معتقدند دشمنان خارجی ممکن است از هرگونه آشفتگی اقتصادی، احتکار، التهاب ارزی و موج گرانی استقبال کنند؛ چراکه گسترش ناامیدی اجتماعی، خشم عمومی و بی‌اعتمادی اقتصادی می‌تواند بستر اعتراضات خشونت‌آمیز، آشوب داخلی و حتی شکاف‌های خطرناک اجتماعی را فراهم کند. در ادبیات امنیت ملی، این راهبرد بخشی از «بی‌ثبات‌سازی نرم» تلقی می‌شود؛ یعنی کشوری بدون اشغال نظامی، از درون تحت فشار روانی و اقتصادی قرار گیرد.البته این به معنای آن نیست که تمام مشکلات اقتصادی ایران صرفاً حاصل دخالت خارجی است. اقتصاددانان بارها هشدار داده‌اند که ضعف نظارت بازار، انتظارات تورمی، سوداگری، تحریم‌ها، فساد اقتصادی و ناکارآمدی برخی ساختارها نیز در تشدید گرانی نقش دارند.

اما نکته حساس اینجاست که دشمن خارجی دقیقاً از همین نقاط ضعف بهره‌برداری می‌کند. هر خبر منفی، هر موج شایعه درباره کمبود کالا، هر التهاب در بازار ارز و هر تصویر از صف و گرانی، می‌تواند به بخشی از عملیات روانی علیه ثبات کشور تبدیل شود.در جنگ‌های جدید، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و فضای روانی جامعه گاهی از موشک و تانک اثرگذارتر عمل می‌کنند. اگر مردم احساس کنند آینده نامعلوم است و کنترل بازار از دست رفته، ترس عمومی می‌تواند خود به موتور تورم و التهاب تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی شایعات برنامه‌ریزی‌شده نیز قادرند موج خرید هیجانی، احتکار خانگی و بی‌ثباتی اقتصادی ایجاد کنند؛ وضعیتی که در نهایت فشار آن مستقیماً بر زندگی مردم عادی وارد می‌شود.

از نگاه برخی ناظران، شاید مهم‌ترین هدف دشمن پس از آتش‌بس، کشاندن جامعه ایران به فرسایش داخلی باشد؛ یعنی شرایطی که مردم به‌جای تمرکز بر انسجام ملی، درگیر نگرانی معیشت، خشم اقتصادی و اختلافات اجتماعی شوند. تاریخ معاصر نیز نشان داده بسیاری از کشورها نه در میدان جنگ نظامی، بلکه زیر فشار بحران‌های اقتصادی و آشوب‌های داخلی آسیب‌پذیر شده‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، آرامش روانی جامعه، شفافیت اقتصادی، مقابله با سوءاستفاده‌گران بازار و تقویت اعتماد عمومی اهمیت دارد. زیرا در فضای جنگ ترکیبی، گرانی فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به ابزاری برای عملیات روانی، تضعیف انسجام ملی و ایجاد التهاب داخلی تبدیل شود.در چنین شرایطی، نقش رسانه‌ها، نخبگان سیاسی و دستگاه‌های اقتصادی کشور بسیار تعیین‌کننده می‌شود. اگر فضای عمومی جامعه دائماً با اخبار هیجانی، تحلیل‌های افراطی و روایت‌های ناامیدکننده تغذیه شود، فشار روانی ناشی از جنگ اقتصادی چند برابر خواهد شد. در مقابل، اطلاع‌رسانی دقیق، شفاف‌سازی درباره وضعیت بازار و برخورد قاطع با شبکه‌های اخلال اقتصادی می‌تواند مانع از شکل‌گیری موج‌های مصنوعی گرانی شود.

بسیاری از کارشناسان امنیت اقتصادی معتقدند که در دوره‌های تنش منطقه‌ای، برخی جریان‌های سوداگر و شبکه‌های دلالی نیز فعال‌تر می‌شوند. این گروه‌ها ممکن است با احتکار کالا، افزایش ساختگی قیمت‌ها یا ایجاد شایعه درباره کمبودها، به التهاب بازار دامن بزنند. در چنین فضایی، مرز میان «سودجویی اقتصادی» و «اخلال هدفمند در امنیت روانی جامعه» بسیار باریک می‌شود. زیرا هر شوک مصنوعی در بازار، مستقیماً احساس امنیت مردم را هدف قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، شبکه‌های رسانه‌ای معاند و برخی اتاق‌های عملیات روانی خارجی معمولاً تلاش می‌کنند تصویری از فروپاشی اقتصادی قریب‌الوقوع ارائه دهند؛ تصویری که هدف آن افزایش اضطراب عمومی و تبدیل نگرانی‌های اقتصادی به تنش اجتماعی است. در بسیاری از جنگ‌های ترکیبی جهان، نخست تلاش شده مردم نسبت به آینده بی‌اعتماد شوند و سپس این بی‌اعتمادی به خیابان و تقابل اجتماعی منتقل شده است.

به همین دلیل، تحلیلگران امنیتی تأکید دارند که ثبات روانی جامعه در چنین مقاطعی بخشی از امنیت ملی محسوب می‌شود.در این میان، حفظ وحدت اجتماعی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. هرگونه دوقطبی‌سازی شدید، درگیری‌های سیاسی فرسایشی و تشدید اختلافات داخلی می‌تواند دقیقاً همان فضایی را ایجاد کند که دشمنان خارجی به‌دنبال آن هستند؛ فضایی که در آن فشار اقتصادی به بحران اجتماعی تبدیل شود.

تجربه کشورهای مختلف نشان داده که در دوران فشار خارجی، کشورهایی موفق‌تر عمل کرده‌اند که توانسته‌اند میان مردم و حاکمیت نوعی همگرایی و اعتماد نسبی حفظ کنند. همچنین نباید فراموش کرد که بخشی از جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست. دشمن تلاش می‌کند هر گرانی، هر کمبود و هر نارضایتی را نشانه شکست کامل نظام اقتصادی و سیاسی جلوه دهد، در حالی که مدیریت بحران، اصلاح ساختارهای اقتصادی و کنترل بازار می‌تواند از تبدیل مشکلات به بحران امنیتی جلوگیری کند.

اگرچه مردم تحت فشار واقعی معیشتی قرار دارند و این فشار قابل انکار نیست، اما تبدیل این مشکلات به آشوب فراگیر دقیقاً همان نقطه‌ای است که طراحان جنگ ترکیبی روی آن حساب باز می‌کنند.اکنون ایران در مقطعی قرار گرفته که آرامش اجتماعی، تصمیمات اقتصادی سریع، مقابله با فساد و حفظ اعتماد عمومی، به اندازه توان نظامی اهمیت پیدا کرده است. زیرا در دوران آتش‌بس‌های شکننده، خطرناک‌ترین جنگ‌ها گاهی نه در آسمان، بلکه در بازارها، ذهن‌ها و سفره مردم جریان دارند.

تبلیغات
نویسنده : نیروانا مهرآیین
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات