ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۸۶۶۴

همگرایی راهبردی ایران و پاکستان: ضرورتی امنیتی در برابر تهدیدات فزاینده

همگرایی راهبردی ایران و پاکستان: ضرورتی امنیتی در برابر تهدیدات فزاینده

سیر صعودی روابط اسرائیل و هند، پاکستان را در تنگنایی استراتژیک قرار داده است. از یک سو، نیاز به حفظ توان بازدارندگی هسته‌ای خود در برابر هند، و از سوی دیگر، نگرانی از فشارهای احتمالی از سوی ائتلاف هند – اسرائیل، اسلام‌آباد را به سمت تقویت توانمندی‌های خود در حوزه‌های غیرمتعارف و همچنین جستجوی شرکای راهبردی سوق داده است.

بررسی روند اخیر در ارتقا روابط ایران و پاکستان، فراتر از یک ارزیابی سطحی از دیپلماسی دوجانبه، نیازمند کاوشی عمیق در لایه‌های پیچیده ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی است که منطقه جنوب و غرب آسیا را در بر گرفته است.

نزدیکی فزاینده میان تهران و اسلام‌آباد، که در سال‌های اخیر و خصوصاً پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه شاهد آن بوده‌ایم، نه یک تحول اتفاقی، بلکه نتیجه اجتناب‌ناپذیر فشارهای چندوجهی و تلاش برای بازتعریف جایگاه هر دو کشور در نظم منطقه‌ای در حال تحول است. بی‌شک، یکی از حیاتی‌ترین محرک‌های سیاست خارجی پاکستان، رقابت دیرینه و خصمانه با هند اتمی است. این رقابت، که ریشه در اختلافات ارضی، تاریخی و ایدئولوژیک دارد، که پس از زد و خوردهای مکرر، با دستیابی هر دو کشور به سلاح‌های هسته‌ای، ابعادی خطرناک‌تر به خود گرفته است.

در سال‌های اخیر، گرایش هند به تقویت اتحاد راهبردی خود با اسرائیل، نگرانی‌های امنیتی اسلام‌آباد را به سطحی بی‌سابقه افزایش داده است. نقش اسرائیل در این معادله، چندوجهی و بسیار حساس است. تل‌آویو، به عنوان عنصری متخاصم و ناهمگون در غرب آسیا، نگاهی ویژه به امنیت خود و موازنه قدرت در منطقه دارد. عدم تحمل اسرائیل نسبت به هرگونه گسترش زرادخانه هسته‌ای و توسعه و تقویت قوای نظامی متعارف توسط کشورهای اسلامی، به ویژه در همسایگی هند، یک اصل بنیادین در سیاست خارجی این رژیم بوده است. این حساسیت، زمانی که با نگرانی‌های هند از توان بازدارندگی هسته‌ای پاکستان هم‌افزایی می‌یابد، یک محور سه گانه با تاثیرگذاری ویژه ایالات متحده را تشکیل می‌دهد. همکاری‌های فنی، اطلاعاتی و دفاعی میان هند و اسرائیل، از دیدگاه پاکستان، نه‌تنها به مهار احتمالی توانمندی‌های نظامی این کشور کمک می‌کند، بلکه می‌تواند در ایجاد شکاف اطلاعاتی و فناوری نیز موثر باشد. نمود عدم تحمل اسرائیل در خصوص توانمندی های نظامی ملل مسلمان به وضوح در جنگ تحمیلی رمضان علیه ملت ایران قابل رویت است که کماکان ادامه دارد.

سیر صعودی روابط اسرائیل و هند، پاکستان را در تنگنایی استراتژیک قرار داده است. از یک سو، نیاز به حفظ توان بازدارندگی هسته‌ای خود در برابر هند، و از سوی دیگر، نگرانی از فشارهای احتمالی از سوی ائتلاف هند – اسرائیل، اسلام‌آباد را به سمت تقویت توانمندی‌های خود در حوزه‌های غیرمتعارف و همچنین جستجوی شرکای راهبردی سوق داده است. در این میان، ایران، با موقعیت ژئواستراتژیک منحصربه‌فرد خود در همسایگی و ظرفیت‌های بالقوه در حوزه‌های مختلف، به گزینه‌ای طبیعی برای کاهش فشار و ایجاد موازنه تبدیل شده است. نزدیکی اخیر، می‌تواند تلاشی از سوی پاکستان برای کاهش وابستگی به یک محور صرفاً غربی و ایجاد یک شبکه دفاعی و اقتصادی منطقه‌ای باشد که در برابر هژمونی احتمالی هند–اسرائیل مقاومت کند. همچنین نقش چین در تقویت پاکستان در برابر رقیب منطقه‌ای خود بسیار تعیین کننده و موثر بوده است.

جنبش‌های جدایی‌طلب در بلوچستان پاکستان، یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین چالش‌های امنیتی است که پاکستان با آن روبرو است. این منطقه، که دارای پیوندهای عمیق قومی، فرهنگی و حتی مذهبی با بلوچستان ایران است، همواره صحنه تنش‌های امنیتی بوده است. فعالیت گروه‌های مسلح جدایی‌طلب، تهدیدی جدی برای ثبات داخلی پاکستان و همچنین امنیت مرزهای شرقی ایران محسوب می‌شود. ایران، ضمن تأکید بر پایبندی خود به تمامیت ارضی پاکستان، انتظار دارد که دولت اسلام‌آباد اقدامات قاطع و موثری را برای سرکوب کامل گروه‌های تروریستی که از خاک پاکستان علیه منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کنند، به عمل آورد.

این گروه‌ها، با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، نیروهای امنیتی و حتی غیرنظامیان ایرانی، ثبات منطقه‌ای را به مخاطره می‌اندازند و همکاری صمیمانه دو کشور در این زمینه، یک ضرورت غیرقابل انکار است. درک این تهدید مشترک، منجر به تغییر چارچوب در رویکرد امنیتی پاکستان نسبت به ایران شده است. پیش از این، بدبینی‌های تاریخی و رقابت‌های منطقه‌ای، مانع از همکاری‌های نزدیک در این حوزه شده بود. اما اکنون، مقامات اسلام‌آباد به این نتیجه رسیده‌اند که امنیت پایدار در بلوچستان، تنها از طریق هماهنگی اطلاعاتی و عملیاتی فشرده با ایران میسر است. پس بروز درگیری مرزی دی ماه ۱۴۰۲ که به ضد و خوردی محدود بین دو کشور شده بود عملیات‌هایی علیه گروه‌های تروریستی در مناطق مرزی، صورت گرفت که نشانه ای دال بر این تغییر رویکرد است.

این همکاری، فراتر از تبادل اطلاعات صرف، شامل ایجاد سازوکارهای مشترک برای کنترل مرزها، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و سلاح، و جلوگیری از نفوذ گروه‌های افراطی است. علاوه بر این، گشوده شدن تنش‌ها میان پاکستان و طالبان افغانستان، اوضاع را برای اسلام‌آباد پیچیده‌تر کرده است. بروز اختلافات جدی میان دو طرف، به ویژه در مورد وضعیت خط دیورند و ادعاهای ارضی تاریخی افغانستان، خطر ایجاد یک جبهه جدید دامنه‌دار در مرزهای غربی پاکستان را افزایش داده است. در چنین شرایطی، سیاست «تنش صفر» با ایران، به یک اولویت استراتژیک برای پاکستان تبدیل شده است. این سیاست، به اسلام‌آباد اجازه می‌دهد تا تمام تمرکز و منابع خود را بر مدیریت تهدیدات اصلی در شرق (هند) و شمال (افغانستان) متمرکز سازد و در نگاه راهبردی پاکستان، ایران حکم کمرگاه امنیتی را دارد؛ تکیه‌گاهی مطمئن که ستون فقرات خود را به آن تکیه داده و با آسودگی خاطر، رو در روی دشمن تاریخی خود بایستد.

در کنار ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی، مسئله حقوق و امنیت شیعیان پاکستان، یکی دیگر از محورهای حساس و مهم در روابط دوجانبه است. ایران، به عنوان کشوری که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند و همواره بر دفاع از حقوق جوامع شیعه در سراسر جهان تأکید ورزیده است، نسبت به هرگونه کشتار، خشونت، تبعیض یا آزار و اذیت علیه شیعیان در پاکستان، به ویژه در مواردی که توسط گروه‌های افراطی سلفی سازماندهی می‌شود، حساسیت بالایی دارد.

تهران انتظار دارد که دولت پاکستان، مسئولیت خود را در قبال تأمین امنیت تمام شهروندان خود، از جمله شیعیان، به طور کامل ایفا کند و با قاطعیت تمام، روند کشتارها و اقدامات خشونت‌آمیز علیه این جامعه را متوقف سازد. این موضوع، صرفاً یک مسئله داخلی پاکستان نیست، بلکه پیامدهای عمیقی بر روابط دوجانبه و احساسات عمومی در ایران دارد. جمهوری اسلامی ایران، ضمن احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی پاکستان، بر این باور است که حمایت از اهل تسنن در سرزمین‌های دیگر مانند فلسطین، منافاتی با وظیفه خود در حمایت از حقوق شیعیان در کشورهای دوست، از جمله پاکستان، ندارد. هرگونه کوتاهی در برخورد با عاملان خشونت علیه شیعیان، نه تنها باعث آزردگی خاطر مقامات و مردم ایران خواهد شد، بلکه می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از عدم جدیت اسلام‌آباد در تعمیق روابط دوستانه تلقی گردد. لذا، انتظار می‌رود پاکستان در شرایط کنونی، با درک این حساسیت راهبردی، نسبت به سرکوب گروه‌های سلفی افراطی که به طور خاص شیعیان را هدف قرار می‌دهند، رویکردی جدی‌تر و قاطعانه‌تر اتخاذ نماید.

فراتر از ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی، پتانسیل عظیم همکاری‌های اقتصادی، به ویژه در حوزه انرژی و حمل‌ونقل زمینی، به عنوان یکی از پایه‌های محکم نزدیکی اخیر میان ایران و پاکستان عمل می‌کند. پاکستان، با جمعیت رو به رشد و تقاضای فزاینده انرژی، همواره به دنبال راه‌هایی برای تأمین پایدار نیازهای خود بوده است. ایران، با دارا بودن یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی در جهان و موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد، شریک طبیعی بالقوه‌ای برای پاکستان در این زمینه محسوب می‌شود. پروژه خط لوله صلح (گاز ایران به پاکستان)، که سال‌ها به دلیل موانع سیاسی و فشارهای خارجی به تعویق افتاده بود، اکنون با جدیت بیشتری در دستور کار قرار گرفته است.

این پروژه، نمادی از اراده سیاسی برای پیوند دادن اقتصادهای دو کشور از طریق زیرساخت‌های مشترک است. علاوه بر این، توافقات برای افزایش صادرات برق از ایران به پاکستان و همچنین پتانسیل همکاری در زمینه توسعه کریدورهای حمل‌ونقل زمینی، از جمله اتصال به پروژه کریدور اقتصادی چین–پاکستان ، افق‌های تازه‌ای را پیش روی روابط اقتصادی دو کشور گشوده است. این همکاری‌های اقتصادی، حائز مزایای متعددی برای پاکستان به همراه دارد که می توان تأمین پایدار انرژی، کاهش هزینه‌های واردات، و افزایش امنیت انرژی را برشمرد. از سوی دیگر، این همکاری‌ها برای ایران فرصتی برای تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی انرژی، کسب درآمد ارزی در شرایط تحریم، و تقویت موقعیت منطقه‌ای خود فراهم می‌آورد. این هم‌افزایی اقتصادی، می‌تواند به تدریج به کاهش وابستگی پاکستان به متحدین ایالات متحده در منطقه و تقویت استقلال راهبردی هر دو کشور منجر شود.

نزدیکی اخیر میان ایران و پاکستان، پتانسیل آن را دارد که در فردای پس از جنگ و تثبیت قدرت ایران در منطقه غرب آسیا منجر به شکل گیری محور جدیدی از همکاری و ثبات منطقه‌ای شود. این محور، می‌تواند در برابر فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی مقاومت کرده و منافع مشترکی را برای هر دو کشور به ارمغان آورد. با این حال، نباید از موانع پیش رو غافل شد: تنش‌های دیرینه میان ایران و عربستان سعودی، و همچنین پیچیدگی‌های روابط پاکستان با برخی کشورهای منطقه، همچنان می‌تواند بر پویایی این نزدیکی سایه افکند. همچنین احتمال واکنش منفی قدرت‌های جهانی، به ویژه ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، به هرگونه ائتلاف منطقه‌ای که منافع آن‌ها را به چالش بکشد، وجود دارد.

ناآرامی‌های داخلی در هر دو کشور، به ویژه در بلوچستان پاکستان، و همچنین ادامه فعالیت گروه‌های افراطی، می‌تواند اجرای توافقات و پروژه‌های مشترک را با مشکل مواجه سازد.

با وجود این چالش‌ها، شواهد نشان می‌دهد که منافع راهبردی مشترک و ضرورت‌های امنیتی متقابل، دو کشور را به سوی همکاری عمیق‌تر سوق داده است. این روند، نه تنها برای ثبات منطقه‌ای، بلکه برای تقویت جایگاه قدرت‌های مستقل در مقابل هژمونی‌های جهانی نیز حائز اهمیت است. آینده روابط ایران و پاکستان، تابعی از توانایی هر دو کشور در مدیریت این چالش‌های موجود است بدون شک تبادل تکنولوژیک در خصوص نیازهای راهبردی دو طرفه که اسرائیل به شدت به آن حساس است، موجب ایجاد ائتلافی شکست ناپذیر خواهد شد. حفظ و تقویت روابط دوجانبه مستلزم هوشیاری نهادهای امنیتی است.

در این بین نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و پاکستان، در راستای صیانت از منافع ملی طرفین و ثبات منطقه‌ای، می‌بایست نسبت به شناسایی و خنثی‌سازی پاشنه آشیل روابط دوجانبه هوشیاری راهبردی اتخاذ نمایند. این مهم شامل مقابله با ظرفیت‌سازی و تقویت گروه‌های معارض، و همچنین پیشگیری از بهره‌برداری دشمن از شکاف‌های هویتی و مذهبی است عاملی که به منظور ایجاد شکاف و تفرقه میان دو ملت و تبدیل آن به مولفه تهدیدکننده امنیت و منافع مشترک طرفین است. در این چارچوب، دور از ذهن نخواهد بود که برخی کشورهای منطقه‌ که در جنگ تحمیلی جاری به عنوان میزبان پایگاه های آمریکا دشمنی خود را با ملت ایران نمایان‌تر نموده‌اند در ادامه خصومت های تاریخی به عنوان بازوهای اجرایی سیاست‌های خارجی اسرائیل عمل نموده، ‌و با اتکا به دلارهای نفتی و بهره‌گیری از فاکتور سلفی‌گری افراطی، نقش مخرب خویش را در تضعیف روابط ایجاد شده بین بلوک ایران و پاکستان، ایفا نمایند.

در حال حاضر به دلیل استفاده دولت متخاصم ایالات متحده از سرزمین امارات متحده عربی و مواضع خصمانه آن دولت، فرصت مغتنم مهیا شده است تا بنادر امارات تحریم و بنادر تجاری عمان و پاکستان جایگزین آن شوند این امر علاوه بر توسعه و تحکیم روابط تجاری با پاکستان می‌تواند و در صورت لزوم موجبات بهره‌مندی ناوگان بین‌المللی ایران از حوزه دریایی آن کشور جهت دور زدن محاصره دریایی را فراهم نماید.

 

نویسنده : غفور کریمی
ارسال نظرات
خط داغ