گزارشی از کشف یک جسد که پلیس نتوانسته ردی از عاملان جنایت پیدا کند
قتل دختر ۹ساله سراوانی به دست افراد ناشناس
منابع محلی میگویند این کودک ۹ساله توسط افراد ناشناس با یک ماشین که پلاک نداشته، ربوده شده است. این در حالی است که مادر فاطمهزهرا میگوید: «چند روز قبل از حادثه انگار فاطمه زهرا از چیزی ترسیده بود. چند بار از او پرسیدم چیزی شده، اما هیچی نمیگفت.»
غروب بیست و هشتم فروردینماه سال جاری، «فاطمهزهرا حسینبر» دختر ۹ساله اهل شهر گشت در بخش مرکزی شهرستان سراوان واقع در استان سیستان و بلوچستان به طرز مشکوکی مفقود و جسد نیمه سوخته او چهار روز بعد کنار زبالهها کشف میشود، اما ماموران تاکنون نتوانستهاند ردی از عامل این جنایت فجیع پیدا کنند.
به گزارش اعتماد، منابع محلی میگویند این کودک توسط افراد ناشناس با یک ماشین که پلاک نداشته، ربوده شده است. این در حالی است که مادر فاطمهزهرا میگوید: «چند روز قبل از حادثه انگار فاطمه زهرا از چیزی ترسیده بود. چند بار از او پرسیدم چیزی شده، اما هیچی نمیگفت. افرادی که فاطمه زهرا را دزدیدهاند و این بلا را سر دخترم آوردهاند، حتما آشنا بودهاند.»
یکی از منابع محلی در مورد کشف جسد میگوید: «پیکر فاطمه زهرا بهدلیل شدت سوختگی بهسختی قابل شناسایی بوده و خانواده پس از انتقال مادر به محل، از طریق پای کودک، هویت او را تأیید کردهاند.»
تکرار جنایتی مشابه برای جوان ۲۱ساله حدود هفت، هشت ماه پیش
مادر فاطمه زهرا در مورد ربودن و قتل دخترش میگوید: «روز حادثه فاطمهزهرا از صبح بیتاب بود و چندین بار به خانه خواهرم که خانهشان دیوار به دیوار خانه ما است، رفت و برگشت. ما غروب برای دیدن یکی از اقواممان به خانه آنها رفتیم کهای کاش نمیرفتیم. آخرین بار فاطمهزهرا به خانه خواهرم رفته و وقتی به خانه خودمان برگشته و متوجه شده ما خانه نیستیم به خانه یکی از اقوام نزدیک ما که چند خانه آن طرفتر ساکن هستند، رفته و پیگیر ما شده است. چند دقیقهای خانه آنها بوده و موقع برگشت به خانه ناپدید شده است. هیچکس صدای جیغ و فریاد فاطمه زهرا را نشنیده است. احتمالا آن افراد آشنا بودهاند که فاطمه زهرا سوار ماشین آنها شده است.»
مادر فاطمه زهرا در ادامه میگوید: «سه، چهار روز قبل از این اتفاق انگار فاطمه زهرا از چیزی ترسیده بود. بیقرار شده بود. یک جا بند نمیشد. از او پرسیدم چیزی شده، اما هیچی نمیگفت. حتی روز حادثه چندین بار به خانه خواهرم رفته و برگشته است. فاطمه زهرا از کلاس اول همه کارهایش را خودش انجام میداد و خودش به مدرسه میرفت، اما این اواخر به من میگفت مرا به مدرسه برسان. میگفت مامان میترسم. میترسید. چند روز بود که میترسید. تا اینکه آن شب متوجه شدیم فاطمه زهرا گم شده است. تا سه، چهار روز هیچ ردی از فاطمهزهرا پیدا نشد تا بالاخره ماموران شهرداری به کیسهای که کنار محل جمعآوری زباله بوده مشکوک میشوند و ماجرا را اطلاع میدهند. جسد فاطمه زهرا نیمه سوخته و به طرز فجیعی داخل کیسه بوده است. از آن روز تا الان هیچ سرنخی از افرادی که این بلا را سر دخترم آوردهاند، پیدا نشده است.»
مادر این دختر ۹ساله همچنین میگوید: «حدود هفت، هشت ماه پیش مانند همین اتفاقی که برای فاطمه زهرا افتاد برای یکی از اقواممان رخ داد. پسر جوانی که ۲۱ سال داشته به طرز عجیبی گم میشود و بعد جسد سوخته او کشف میشود. سابقه نداشته در این شهر چنین جنایتهایی اتفاق بیفتد. ما دشمن داشتیم و فکر میکنم بلایی که سر فاطمه زهرا آمده کار آنها بوده است. نمیدانم قبل از این اتفاق چه ماجرایی پیش آمده بود که هم ترسو شده بود و هم آرام و قرار نداشت. اصلا نمیتوانست در خانه بماند.»
خاله فاطمه زهرا نیز در مورد روز حادثه میگوید: «روز حادثه فاطمه زهرا چند بار به خانه ما آمد و برگشت. خانه آنها دیوار به دیوار خانه ماست. آخرین بار غروب بود که دست برادر کوچکش را گرفت و از خانه ما رفت. من تا جلوی در رفتم و آنها را نگاه کردم که وارد خانه شوند. چند دقیقه بعد از اینکه فاطمه زهرا و برادرش وارد خانه شدند، فاطمه زهرا مجدد از خانه خارج شده است. فاطمه زهرا به خانه یکی از اقواممان در همان حوالی رفته و سراغ مادرش را گرفته است. وقتی متوجه شده مادرش آنجا نیست ده، پانزده دقیقه خانه آنها بوده و سپس از خانهشان خارج میشود. از آنجا که خارج شده دیگر هیچ ردی از او پیدا نشده است. مادر فاطمه زهرا که به خانه برگشت سراغ او را از من گرفت. به او گفتم فاطمه زهرا غروب از خانه ما رفت. همان شب همه جا را گشتیم. حتی با معلمان و همکلاسیهای فاطمه زهرا تماس گرفتیم، اما هیچکس خبری از او نداشت. بعد از چند روز به ما خبر دادند که جسد نیمه سوخته فاطمه زهرا را کنار سطل زباله پیدا کردند.»
بریدن هر دو دست کودک و آتش زدن جسد او
یکی از کانالهای محلی در مورد ربودن و قتل این دختر ۹ساله نوشته است: «شامگاه روز جمعه ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۷، فاطمه زهرا حسینبر در شهر گشت از توابع شهرستان سراوان، توسط سرنشینان مسلح یک خودروی پژو پارس فاقد پلاک ربوده شده و پس از چهار روز، پیکر بیجان، مثلهشده و آتشزده او در حاشیه این شهر کشف شده است. خانواده فاطمهزهرا از اقشار کمدرآمد جامعه بوده و پدر او کارگر یک نانوایی در شهر گشت است.»
منابع محلی گفتهاند: «این کودک جمعه شب در حالی که در محدوده محل سکونت خود حضور داشته، توسط افراد ناشناس ربوده شده و علیرغم جستوجوی خانواده و اهالی تا چند روز هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نبوده است. پیکر این کودک شامگاه روز دوشنبه ۳۱ فروردینماه در اطراف شهر گشت و در نزدیکی محلهای دفع زباله توسط اهالی کشف شده است.»
به گفته شاهدان عینی، پیکر این کودک بهشدت آسیب دیده و آثار مثله شدن بر آن مشهود بوده است. منابع محلی از بریدن هر دو دست این کودک خبر داده و اعلام کردهاند که پیکر او پس از رهاسازی در محل، به آتش کشیده شده است. تاکنون هیچگونه اطلاعاتی درباره هویت عاملان این جنایت و انگیزه آنها مشخص نشده است.
بررسیها نشان میدهد که موضوع قتل و آدمربایی در استان سیستان و بلوچستان اکثرا مورد توجه رسانهها و سیستم قضایی بوده است. آدم ربایی و قتل در استان سیستان و بلوچستان به عوامل متعددی بستگی دارد؛ عوامل اقتصادی واجتماعی؛ فقر، بیکاری، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی و آموزشی، احساس محرومیت و نابرابری میتواند زمینهساز بسیاری از جرایم از جمله جرایم خشن باشد. عوامل امنیتی وسیاسی؛ فعالیت گروههای مسلح غیرقانونی، قاچاق سازمان یافته همچون مواد مخدر، انسان و کالا و ناامنیهای مرزی میتواند به افزایش جرم و جنایت منجر شود.
همچنین در برخی موارد ضعف در اجرای قانون میتواند عاملی تشدید کننده باشد. عوامل فرهنگی و قبیلهای؛ دربرخی مناطق، رسوم و سنتهای قبیلهای مانند انتقامجوییهای خانوادگی میتواند به وقوع قتل و درگیریهای مسلحانه منجر شود. عوامل جغرافیایی؛ هم مرز بودن با کشورهای دیگر و وجود مناطق صعبالعبور میتواند زمینه را برای فعالیت قاچاقچیان و مجرمان، همچنین فرار آنها از چنگ قانون فراهم کند.
همچنین طبق تحقیقات آماری از وقوع قتل در استان سیستان و بلوچستان؛ بلوچستان در صدر جدول آمار قتل به نسبت جمعیت قرار دارد. نرخ رسمی قتل در این استان حدود سه برابر میانگین کشوری است.
آمار مرکز دادههای باز ایران نرخ قتل در این استان را بیش از ۸ در یکصد هزار نشان میدهد مربوط به سه سال پیش است. در سال ۱۴۰۴ قتل و خشونت مسلحانه بسیار بیشتر از ۱۰ قتل در یکصد هزار نفر جمعیت بوده که با نرخ میانگین متوسط کشوری فاصله معناداری دارد.