ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۱۹۶۵

سایه جنگ منطقه‌ای بر دیپلماسی/ آیا مذاکرات اسلام‌آباد نتیجه‌بخش خواهد بود؟

سایه جنگ منطقه‌ای بر دیپلماسی/ آیا مذاکرات اسلام‌آباد نتیجه‌بخش خواهد بود؟

کوروش احمدی حضور هیات‌های دو کشور در اسلام آباد در کوتاه‌ترین زمان ممکن را نشانه‌ای مثبت و حاکی از وجود «اراده سیاسی» در طرفین برای انجام و پیشبرد مذاکرات ارزیابی کرد و گفت: نفس حضور طرفین در محل گفت‌وگو نشان می‌دهد که اراده برای حرکت به سمت توافق وجود دارد و دو طرف، دست‌کم در سطحی، امکان پیشرفت را محتمل دانسته اند.

بامداد ۱۹ فروردین بود که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با صدور بیانیه‌ای از آتش‌بس دو هفته‌ای بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا خبر داد. 

به گزارش اکوایران، امروز -۲۲ فروردین- همه نگاه‌ها به اسلام‌آباد است؛ جایی که چهار روز پس از وضع آتش‌بس موقت، هیات‌های ایرانی و آمریکایی در اسلام‌آباد به میانجی‌گیری پاکستان پای میز مذاکره خواهند نشست. 

همزمان با اعزام هیأت‌های ایرانی و آمریکایی به اسلام‌آباد، کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران ، حضور هیات‌های دو کشور در اسلام آباد در کوتاه‌ترین زمان ممکن را نشانه‌ای مثبت و حاکی از وجود «اراده سیاسی» در طرفین برای انجام و پیشبرد مذاکرات ارزیابی کرد. به گفته او، نفس حضور طرفین در محل گفت‌وگو نشان می‌دهد که اراده برای حرکت به سمت توافق وجود دارد و دو طرف، دست‌کم در سطحی، امکان پیشرفت را محتمل دانسته اند. 

با این حال، احمدی تأکید کرد که موانع مهمی همچنان پابرجاست؛ از جمله پیش‌شرط‌هایی که برای آغاز مذاکرات مطرح شده‌است. یکی از این موارد، آزادسازی برخی منابع مالی ایران است که به اعتقاد او، می‌تواند برای دولت دونالد ترامپ چالش‌برانگیز باشد. 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل توضیح داد که ترامپ در سال‌های گذشته بارها از توافقات مالی دولت باراک اوباما با ایران انتقاد کرده و همین سابقه، موافقیت با دادن چنین امتیازی را در فضای سیاسی داخلی آمریکا برای او دشوارتر می‌کند. 

با وجود این، این دیپلمات پیشین معتقد است که همواره امکان رسیدن به یک راه حل بینابینی و میانه وجود دارد؛ فرمولی که به هر دو طرف اجازه دهد بدون عقب‌نشینی آشکار، مدعی تحقق بخشی از مطالبات خود شوند. به گفته او، تجربه مذاکرات گذشته نشان داده که چنین راه‌حل‌هایی، هرچند پیچیده، اما قابل دستیابی هستند. 

در خصوص وضعیت آتش‌بس، احمدی به تحولات لبنان اشاره کرد و گفت: نشانه‌هایی وجود دارد که ممکن است شدت حملات اسرائیل کاهش یابد، حتی اگر در سطح سیاسی، طرف مقابل نپذیرد که این موضوع را به‌طور رسمی به مذاکرات ایران و آمریکا مرتبط بداند و این باید بتواند نظر هیات ایرانی را تاحدودی تامین کند. به باور او، این سناریو محتمل است که در عمل نوعی کاهش تنش و تجاوز از سوی اسرائیل در لبنان رخ دهد، بدون آنکه طرف‌ها به‌صورت علنی آن را به روند گفت‌وگوها گره بزنند. 

او در عین حال تأکید کرد که اراده پیشبرد مذاکرات در هر دو طرف دیده می‌شود، اما این اراده با ملاحظات داخلی گره خورده است. از نگاه احمدی، هم تهران و هم واشنگتن ناگزیرند در جریان چانه‌زنی‌ها، واکنش پایگاه اجتماعی و سیاسی خود در داخل را در نظر بگیرند؛ موضوعی که به‌طور طبیعی ممکن است باعث طولانی شدن روند مذاکرات و بروز کشمکش‌های مقطعی شود. 

تنگه هرمز؛ اهرم بازدارندگی یا عامل بحران؟ 

یکی از محورهای مهم مورد اشاره احمدی، نقش تنگه هرمز در معادلات فعلی و مذاکرات است. او تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگی و در پاسخ به حملات نظامی، از منظر حقوق بین‌الملل می‌تواند اقداماتی برای کنترل تردد در این آبراه انجام دهد. به گفته او، چنین اقداماتی در چارچوب دفاع مشروع و ضرورت تعلیق موقت رژیم حقوقی مستقر شده قابل توجیه است. 

با این حال، به گفته احمدی ممکن است برخی میان شرایط جنگی و شرایط صلح تمایز قائل شوند. او هشدار داد که تداوم محدودیت‌ها در شرایط صلح، می‌تواند تبعات حقوقی و سیاسی داشته باشد. به گفته او، رژیم حقوقی تنگه‌ها در حقوق بین‌الملل، مبتنی بر عرفی چندصدساله است و هرگونه تغییر در آن، نیازمند بررسی دقیق پیامدهای بین‌المللی است و ممکن است ضروری باشد از کانال‌های چند جانبه و جلب رضایت کشورهای بی‌شماری که از آن استفاده می‌کنند باشد. . 

این دیپلمات پیشین همچنین به ابعاد سیاسی موضوع اشاره کرد و گفت: تصمیم‌گیری درباره اعمال محدودیت در تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله حقوقی نیست، بلکه واکنش بازیگران مختلف—از کشورهای خلیج فارس گرفته تا قدرت‌های اقتصادی شرق آسیا و اروپا —را نیز در پی خواهد داشت. به باور او، این خطر وجود دارد که در صورت حل یک بحران (پرونده هسته‌ای)، موضوع تنگه هرمز خود به یک منبع جدید تنش تبدیل شود. 

با این حال، احمدی تأکید کرد که در ارتباط با خطر بروز مجدد درگیری نظامی، تنگه هرمز می‌تواند به‌عنوان یک اهرم بازدارنده مؤثر عمل کند و نقش مهمی در معادلات امنیتی منطقه ایفا کند. 

ساختار هیأت ایرانی و اهمیت اختیارات مذاکره‌کنندگان

احمدی در بخش دیگری از تحلیل خود، به ترکیب هیأت ایرانی در اسلام‌آباد اشاره کرد که شامل چهره‌های اقتصادی، نظامی و بانکی است. به گفته او، حضور این طیف متنوع، از قبیل عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، کارشناسان بانک مرکزی و مقامات مرتبط با جهات نظامی مانند حضور علی اکبر احمدیان، عضو شورای عالی امنیت ملی می‌تواند به تصمیم‌گیری سریع‌تر و دقیق‌تر کمک کند، به‌ویژه اگر مذاکرات وارد جزئیات شود. 

او در عین حال یک پرسش کلیدی را مطرح کرد: میزان اختیارات تیم مذاکره‌کننده. 

احمدی با اشاره به تجربه مذاکرات گذشته، از جمله برجام، گفت: محدود بودن اختیارات مذاکره‌کنندگان و نیاز مداوم به کسب مجوز از پایتخت، یکی از عوامل اصلی طولانی شدن روند گفت‌وگوها در گذشته بوده است. 

به اعتقاد او، اگر این‌بار تیم ایرانی—به ریاست قالیباف، رئیس مجلس—از اختیارات کافی در چارچوبی مشخص برخوردار باشد، می‌تواند به شکل قابل توجهی سرعت و کارایی مذاکرات را افزایش دهد. 

موضوع دیگری که احمدی به آن پرداخت، نحوه برگزاری مذاکرات است. او معتقد است که اگر گفت‌وگوها به‌صورت مستقیم انجام شود که قاعدتا با توجه به حضور جی دی ونس باید این طور باشد، احتمال دستیابی به تفاهم به‌مراتب بیشتر خواهد بود و زمان به مراتب کمتری نیز صرف خواهد شد. به گفته او، تجربه مذاکرات غیرمستقیم نشان داده که انتقال پیام‌ها از طریق واسطه‌ها، فرآیندی زمان‌بر و فرسایشی است و تفهیم و تفاهم هم در آن صورت بسیار مشکل خواهد بود. 

اختلاف بر سر «جامع بودن» مذاکرات

در نهایت، احمدی به اختلاف دیدگاه ایران و آمریکا در مذاکرات قبلی درباره دامنه مذاکرات اشاره کرد. به گفته او، اگر قرار بر تمرکز بر طرح پیشنهادی ایران باشد، موضوعاتی مانند برنامه موشکی و مسائل منطقه‌ای را در بر نمی‌گیرد، در حالی که آمریکا تمایل دارد مذاکرات را به‌صورت جامع و شامل همه موضوعات پیش ببرد. 

او در عین حال تأکید کرد که طرح موضوعات مختلف لزوماً به معنای امتیازدهی در آن حوزه‌ها نیست و ایران می‌تواند بدون پذیرش محدودیت در گفتگوها، در هر مورد توضیحات خود را ارائه کند. به باور احمدی، آنچه اهمیت دارد، محتوای توافق نهایی است، نه صرفاً موضوعاتی که در جریان مذاکرات مطرح می‌شوند.

 

ارسال نظرات
خط داغ