کاپیتان تیمملی بانوان بعد از انصراف از پناهندگی: شرایط وسوسه برانکیز بود!
پس از چند روز ابهام و حواشی پیرامون درخواست پناهندگی برخی ملیپوشان فوتبال زنان در استرالیا، سرانجام اعضای تیم ملی به کشور بازگشتند و کاپیتان تیم ملی علت بازگشت خود را بازگو کرد.
کاروان تیم ملی فوتبال زنان ایران روز گذشته از مرز بازرگان وارد کشور شد؛ بازگشتی که پس از ماجراهای جنجالی و درخواست پناهندگی چند بازیکن انجام گرفت. در نهایت، همه اعضایی که چنین تصمیمی گرفته بودند، از انتخاب خود منصرف شدند و به ایران برگشتند. که یکی از آنها زهرا قنبری، کاپیتان تیم ملی بود.
قنبری در گفتوگویی درباره دلایل اتفاقهای اخیر گفت:بعد از بازی آخر مقابل فیلیپین، مأموران پلیس استرالیا با ما صحبت کردند و شرایط بسیار خوبی برای ماندن در آن کشور پیشنهاد دادند. ابتدا من و چند بازیکن دیگر مخالفت کردیم، اما روز بعد دوباره سراغمان آمدند و پیشنهادشان را با جزئیات و مزایای بیشتر مطرح کردند؛ از ادامه تحصیل و خدمات درمانی رایگان گرفته تا خانه، قرارداد باشگاهی و امکان آوردن خانوادههایمان به استرالیا.
به گفته او، شرایط بهقدری وسوسهبرانگیز بود که بسیاری احساس کردند شاید این فرصت تکرارنشدنی باشد:من هم فقط چند ساعت قبل از آن تصمیم گرفتم بمانم، اما وقتی لحظهای با خودم خلوت کردم دیدم دوری از خانواده مخصوصاً مادرم برایم ممکن نیست. بعد از چند روز همه ما به این نتیجه رسیدیم که هیچ جا مثل وطن خودمان نمیشود.
کاپیتان تیم ملی درباره حواشی پس از بازی با کرهجنوبی و واکنش برخی رسانهها نیز توضیح داد: اظهارنظر یکی از مجریها درباره نخواندن سرود ملی باعث ناراحتی تمام اعضای تیم شد. در استادیوم شرایط مناسب نبود، سر و صدای زیادی وجود داشت و سرود هم قطع شد. اما ما همیشه برای ایران خواندهایم و به کشورمان احترام گذاشتهایم. قضاوت عجولانه درباره تیم درست نبود.
وی گفت: وقتی با مادرم تماس گرفتم، به او اطمینان دادم که مشکلی ندارم و میتوانم حتی او را هم به استرالیا بیاورم، اما از صحبتهایش معلوم بود نمیخواهد از من دور باشد. چند روز بعد به من گفت فقط برگرد. همان جمله کافی بود تا بفهمم هیچ شرایطی ارزش ناراحتی مادرم را ندارد.تصمیم من درست در سالگرد درگذشت پدرم بود. به او فکر میکردم و ازش خواستم کمک کند بهترین راه را انتخاب کنم. آرامشی که از حضور بر سر مزارش میگیرم، برایم غیرقابلجایگزین است. باور دارم دعای پدر و مادرم همیشه پشتیبانم بوده و هنوز از آسمان هوایم را دارد.