جنگ ترامپ چگونه تمام منطقه را در معرض آسیب قرار داد
روایتی از خسارت حملات ایران به کشورهای عربی خلیج فارس
آسمان شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس شاهد حجم بیسابقهای از موشکها و پهپادهایی بود که از سوی ایران شلیک میشد. بر اساس آمارهای منتشرشده در رسانههای عربی، بیش از ۲۱۹۱ فروند موشک بالستیک، کروز و پهپاد اهداف مختلفی را در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و حتی عمان هدف قرار دادند.
پاسخ ایران به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، نه تنها پایگاههای نظامی، که زیرساختهای غیرنظامی و مناطق شهری چندین کشور عربی را نیز در برگرفت و آنچه در هفته گذشته رخ داد، نه یک درگیری حاشیهای، بلکه زلزلهای در معادلات امنیتی و اقتصادی خلیج فارس بود.
چه آنکه تا به امروز، آسمان شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس شاهد حجم بیسابقهای از موشکها و پهپادهایی بود که از سوی ایران شلیک میشد. بر اساس آمارهای منتشرشده توسط رسانههای عربی، بیش از ۲۱۹۱ فروند موشک بالستیک، کروز و پهپاد اهداف مختلفی را در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و حتی عمان هدف قرار دادند. این آمار، اگرچه در منابع مختلف اندکی متفاوت است، اما مقیاس بیسابقه این حمله را به خوبی نشان میدهد.
نکته قابل تأمل، تنوع اهداف بود. پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، مانند پایگاههای العدید در قطر، الظفره در امارات و علی السالم در کویت، در صدر این اهداف قرار داشتند. اما همزمان، فرودگاههای بینالمللی دبی، ابوظبی و کویت، هتلهای لوکسی مانند برج العرب و فیرمونت پالم در دبی، مناطق مسکونی در بحرین و قطر، و زیرساختهای حیاتی مانند بنادر و تأسیسات آبشیرینکن نیز هدف قرار گرفتند یا از اصابت ترکشها آسیب دیدند.
در این میان برآوردها حاکی از آن است که در جریان این حملات، حداقل چهار نفر جان خود را از دست دادند و بیش از صد نفر مجروح شدند. وزارت دفاع امارات اعلام کرد که از ۱۶۵ موشک بالستیک و ۵۴۱ پهپاد شلیکشده به این کشور، ۲۱ پهپاد به اهداف غیرنظامی اصابت کرد. در این حملات، سه کارگر خارجی با ملیتهای پاکستانی، نپالی و بنگلادشی جان باختند. مجروحان نیز شامل اتباع اماراتی، مصری، فیلیپینی، پاکستانی، ایرانی و هندی بودند.
در کویت، سامانههای پدافندی با ۹۷ موشک بالستیک و ۲۸۳ پهپاد مقابله کردند، اما یک نفر (تبعه خارجی) کشته و بیش از ۳۰ نفر (همگی اتباع خارجی) زخمی شدند. در قطر نیز حداقل ۱۶ نفر زخمی شدند.
شاید نگرانکنندهترین وجه این حملات برای جبهه جنگ علیه ایران، آسیب به زیرساختهای حیاتی منطقه بود. بنادر، فرودگاهها، تأسیسات انرژی و حتی آبشیرینکنها هدف قرار گرفتند که موارد مهم آن در ادامه میآید:
امارات متحده عربی: بندر جبل علی دبی، یکی از بزرگترین و پرترددترین بنادر خاورمیانه، هدف اصابت قرار گرفت و به طور موقت از کار افتاد. فرودگاه بینالمللی دبی و فرودگاه ابوظبی نیز آسیب دیدند و پروازها لغو شدند. هتلهای فیرمونت پالم و برج العرب، دو نماد گردشگری دبی، هدف قرار گرفتند. مجتمع نیرو و آب فجیره (Fujairah F۱) که از تأسیسات کلیدی تأمین آب و برق است، آسیب دید.
بحرین: کارخانه آبشیرینکن بحرین آسیب دید که نگرانیهایی را در خصوص تأمین آب این کشور جزیرهای ایجاد کرد. شرکت نفت بحرین (Bapco) پس از آتشسوزی در پالایشگاه خود، بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، وضعیت فورس ماژور اعلام کرد و محمولههای نفتی خود را متوقف ساخت. بندر سلمان و هتل کرون پلازا در منامه نیز آسیب دیدند.
قطر: تأسیسات شرکت قطر انرژی در راس لفان و یک مخزن آب در نیروگاه مسیعید هدف اصابت قرار گرفتند. شرکت قطرانرژی تولید گاز طبیعی مایع (LNG) خود را در این تأسیسات متوقف کرد. این اتفاق، با توجه به نقش قطر به عنوان بزرگترین صادرکننده LNG جهان، زنگ خطری برای بازارهای انرژی بود.
کویت: پالایشگاه مینا الاحمدی هدف اصابت ترکش قرار گرفت و دو کارگر زخمی شدند. پایگاه کمپ باهرینگ که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، هدف قرار گرفت.
عربستان سعودی: پالایشگاه راس تنوره، بزرگترین مجتمع پالایشی عربستان، هدف دو فروند پهپاد قرار گرفت که رهگیری شدند، اما آتشسوزی محدودی رخ داد و عملیات متوقف شد. میدان نفتی شیبه نیز هدف قرار گرفت.
عمان: بندر دقم که اخیراً به عنوان یک بندر راهبردی و محل دسترسی نیروی دریایی آمریکا مطرح شده است، هدف دو فروند پهپاد قرار گرفت.
اما در میان تمام این خسارتها، کارشناسان به یک آسیبپذیری بنیادین اشاره کردند: آب شیرین. کشورهای حاشیه خلیج فارس، با وجود ثروت عظیم نفتی، در یکی از خشکترین مناطق جهان قرار دارند و برای تأمین آب شرب خود تقریباً به طور کامل به آبشیرینکنها وابسته هستند. کویت ۹۰ درصد، عمان ۸۶ درصد، عربستان ۷۰ درصد و امارات ۴۲ درصد از آب شرب خود را از طریق شیرینسازی آب دریا تأمین میکنند.
حمله به تأسیسات فجیره در امارات و آبشیرینکن بحرین، این واقعیت را آشکار کرد که قلب تپنده بقای این کشورها، در تیررس موشکهای ایران قرار دارد. مایکل کریستوفر لو، مدیر مرکز خاورمیانه دانشگاه یوتا، این کشورها را به جای «کشورهای نفتی»، «پادشاهیهای آب شور» میخواند و میگوید که این وابستگی، «یک دستاورد بزرگ و در عین حال یک آسیبپذیری خاص» است.
چرا که بسیاری از این تأسیسات در کنار نیروگاهها قرار دارند و هرگونه اختلال در انرژی، آب را نیز با مشکل مواجه میکند. در بحرین و کویت که گزینههای ذخیرهسازی کمتری دارند، این خطر بسیار جدیتر است.
اختلال اقتصادی: از توقف تجارت تا جهش قیمت نفت
پیامدهای اقتصادی این حملات نیز بلافاصله ظاهر شد. تردد کشتیها در تنگه هرمز، که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، به شدت کاهش یافت. بیش از ۲۰۰ کشتی حامل نفت و گاز در این آبراه سرگردان شدند. شرکت DP World عملیات خود را در بندر جبل علی متوقف کرد. خطوط کشتیرانی بزرگ مانند MSC پذیرش محموله به مقصد منطقه را متوقف کردند.
فضای هوایی منطقه نیز به روی پروازهای تجاری بسته شد و بیش از ۱۹ هزار پرواز لغو گردید. این اختلال در زنجیره حملونقل، هزینه بیمه کشتیها را افزایش داد و بیم آن میرود که به رکود تجاری گستردهای منجر شود.
قیمت نفت برنت از مرز ۱۱۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و برخی تحلیلها از احتمال رسیدن به ۱۲۰ دلار سخن گفتند. اگرچه ترامپ این افزایش را «موقتی» خواند، اما موسسات مالی مانند گلدمن ساکس هشدار دادند که اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، قیمتها با یک صعود جدیتر مواجه خواهند شد. بازارهای سهام منطقه نیز با افت ۴ تا ۵ درصدی روبهرو شدند.
در مجموع حملات ایران، کشورهای عربی را در موقعیتی دشوار قرار داد. آنها از یک سو متحدان سنتی آمریکا هستند و از سوی دیگر در سالهای اخیر سیاست تنشزدایی با ایران را در پیش گرفته بودند. اما این حملات، آنها را به موضعی سختتر در قبال تهران سوق داد. عربستان سعودی هشدار داد که ایران «بزرگترین بازنده» این درگیری خواهد بود. امارات و قطر، با توجه به خسارتهای سنگینی که متحمل شدند، از ترامپ خواستند «مدت عملیات را کوتاه کند».
اتحادیه اروپا نیز حملات ایران را «غیرقابل توجیه» خواند و خواستار خویشتنداری شد. ناتو نیز با استقرار سامانههای پدافندی بیشتر، به کمک متحدان خود شتافت و یک فروند تایفون نیروی هوایی بریتانیا یک پهپاد ایرانی را بر فراز قطر سرنگون کرد.
خلیج فارس در آستانه چه تحولی است؟
حملات هفته گذشته، تصویر «پناهگاه امن» خلیج فارس را برای همیشه مخدوش کرد. کشورهایی که سالها با ثبات و امنیت خود به مرکز جذب سرمایه و گردشگری تبدیل شده بودند، ناگهان خود را در خط مقدم یک جنگ تمامعیار یافتند. خسارتهای انسانی، اگرچه در مقیاس پایین نگه داشته شد، اما جامعه کارگران مهاجر را به شدت متأثر کرد. خسارتهای زیرساختی، به ویژه به تأسیسات آب و انرژی، زنگ خطری جدی برای آینده این کشورهاست.
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، آشکار شدن آسیبپذیریهای بنیادین منطقه است. اقتصاد کشورهای عربی خلیج فارس بر پایه صادرات نفت و گاز و جذب سرمایه و گردشگر بنا شده است. هر دو این ارکان، در جریان این حملات به شدت لرزیدند. تجارت دریایی مختل شد، فضای هوایی بسته شد و نمادهای گردشگری هدف قرار گرفتند. اگر این روند ادامه یابد، منطقه خلیج فارس با یک چالش اقتصادی و امنیتی بیسابقه مواجه خواهد شد. ایران نشان داد که توانایی ضربه زدن به عمق خاک کشورهای عربی را دارد و در صورت تداوم تنش، میتواند هدف خود را از پایگاههای نظامی به زیرساختهای حیاتی تغییر دهد.