آخرین آمار قربانیان و مجروحان جنگ و شهدای سلامت
آمار قربانیان غیرنظامی نیز به گفته سخنگوی وزارت بهداشت درخورتوجه است. بیش از ۲۲۰ زن در میان شهدا گزارش شدهاند. کمسنترین قربانی یک نوزاد هشتماهه از رباطکریم بوده. همچنین ۲۰۲ نفر از جانباختگان کمتر از ۱۸ سال داشتهاند و ۱۲ نفر از آنان نیز زیر ۵ سال بودهاند.
جنگ فقط در خطوط مقدم نظامی جریان ندارد؛ در بیمارستانها، پایگاههای اورژانس و مراکز درمانی نیز نبردی دیگر در جریان است؛ جایی که پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی در حالی به مداوای مجروحان میپردازند که خود نیز در معرض خطر مستقیم حملات قرار دارند.
به گزارش شرق، در روزهایی که شمار مصدومان و قربانیان جنگ افزایش یافته، کادر درمان کشور با فشارهای جسمی و روانی سنگینی روبهروست؛ فشاری که از یک سو به حجم بالای خدمات درمانی و از سوی دیگر به ناامنی مراکز درمانی و نگرانی برای جان بیماران و خانوادههای خود بازمیگردد.
کادر درمان در خط مقدم
بهتازگی محمد رئیسزاده، رئیسکل سازمان نظام پزشکی، با اعلام اسامی ۱۵ نفر از شهدای نظام سلامت در جریان جنگ، از جانباختن جمعی از پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی در پی حملات اخیر خبر داد؛ حملاتی که به گفته او با وجود مصونیت مراکز درمانی و کادر سلامت در قوانین بینالمللی و کنوانسیونهای جنگی، بیش از ۲۰ بیمارستان، مرکز درمانی و پایگاه اورژانس را هدف قرار داده است.
در میان جانباختگان نام چهرههایی از بخشهای مختلف نظام سلامت دیده میشود؛ از پزشکان و داروسازان تا پرستاران، تکنیسینهای اورژانس و کارشناسان حوزه سلامت. ازجمله آنان میتوان به علی آریا، دستیار سال سوم ارتوپدی بیمارستان سینای تهران، علیرضا پورسعیدقاضی، محمدرضا عباسی در شهرستان مهران، محمد مهرابی و عبدالله اصلعلوان از شهدای ارتش در ناو دنا، مائده دهاقین دکترای داروسازی در تهران، علی عبدالهی در تهران، هوشنگ ترکعلیا و سجاد چرخنده از نیروهای اورژانس شیراز، عاطفه بهرامی در خمین، راضیه عابدی در خمینیشهر اصفهان، رامین جعفری در تهران، رباب دهدشتی کارشناس رادیولوژی در لامرد، حسن محمدی از نیروهای مرکز بهداشت شهدای والفجر شیراز و انیسهالسادات امیدعلی مراقب سلامت مرکز خدمات جامع سلامت بروجرد، اشاره کرد.
همزمان آمارهای اورژانس کشور نیز نشان میدهد در جریان این حملات دستکم ۱۴ عضو کادر درمان جان خود را از دست دادهاند، ۳۴ پایگاه اورژانس آسیب دیده و ۳۰ دستگاه آمبولانس نیز دچار خسارت شدهاند که پنج دستگاه از آنها به طور کامل از چرخه خدمت خارج شده و یک بالگرد امدادی نیز منهدم شده است؛ آماری که تصویری روشن از قرارگرفتن کادر درمان در خط مقدم بحران ترسیم میکند.
آسیب به ۵۲ مرکز درمانی
در روزهایی که حملات نظامی و ناامنی، زندگی روزمره را مختل کرده، بار اصلی مواجهه با پیامدهای انسانی جنگ بر دوش نظام سلامت قرار گرفته است؛ شبکهای که از خانههای بهداشت روستایی تا بیمارستانهای مرجع و پایگاههای اورژانس را در بر میگیرد و اکنون همزمان با افزایش شدید تقاضای خدمات، خود نیز در معرض آسیبهای مستقیم قرار گرفته است.
حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، تصویری از وضعیت کادر درمان و زیرساختهای سلامت در روزهای جنگ ارائه داد.
به گفته او، در روزهای اخیر علاوه بر مراکز درمانی، بخش بهداشت نیز که به طور سنتی کمتر در معرض آسیبهای مستقیم قرار داشت، هدف حملات قرار گرفته است. براساس آمار ارائهشده از سوی سخنگوی وزارت بهداشت، تاکنون ۵۲ مرکز بهداشتی آسیب دیدهاند. در کنار آن، ۲۹ مرکز درمانی ازجمله بیمارستانها نیز دچار خسارت شدهاند.
شبکه اورژانس کشور نیز از این آسیبها مصون نمانده است. کرمانپور میگوید تا این لحظه ۳۵ پایگاه اورژانس آسیب دیده و در بخش تجهیزات امدادی نیز خسارتهایی ثبت شده است؛ ازجمله ۳۱ آمبولانس، یک بالگرد امدادی و یک آمبولانس دریایی. در مجموع، براساس آمار وزارت بهداشت، حدود ۲۲۰ سازه در حوزه سلامت آسیب دیده و ۳۳ مورد از تجهیزات و امکانات لجستیکی این بخش نیز دچار خسارت شدهاند.
در کنار خسارتهای زیرساختی، کادر سلامت نیز با تلفات و مصدومیت روبهرو بودهاند. در بخش اورژانس، ۶۵ نفر از نیروهای امدادرسان دچار مصدومیت شدهاند و سه نفر به شهادت رسیدهاند. در بخش درمان نیز حدود ۱۰ نفر از کارکنان حوزه سلامت در جریان حوادث مرتبط با جنگ ازجمله در خروجی بیمارستانها، اطراف مراکز درمانی یا در مسیر جابهجایی بین شیفتها آسیب دیدهاند که در میان آنها هشت نفر از پزشکان، پرستاران و تکنیسینهای درمانی جان باختهاند.
به گفته او، در حوزه بهداشت، ۲۳ نفر از کارکنان مصدوم شدهاند و سه نفر از آنها به شهادت رسیدهاند. بهاینترتیب در مجموع ۱۵ نفر از نیروهای حوزه سلامت تا این لحظه جان خود را از دست دادهاند و حدود صد نفر نیز در بخشهای مختلف مجروح شدهاند.
با وجود این فشارها، نظام درمانی کشور همچنان با حجم گستردهای از بیماران و مصدومان مواجه است. به گفته سخنگوی وزارت بهداشت، در حدود ۱۲ تا ۱۳ روز گذشته نزدیک به ۱۶ هزار مصدوم در مراکز درمانی پذیرش، درمان و ترخیص شدهاند. افزون بر این، حدود ۹۰۰ نفر از مصدومان در همان محل حادثه درمان شدهاند تا از انتقال غیرضروری آنها به بیمارستانها جلوگیری شود. در همین مدت نیز نزدیک به ۷۰۰ عمل جراحی در بیمارستانهای مختلف کشور انجام شده است.
بررسی ترکیب مصدومان نشان میدهد بخش درخورتوجهی از آنها غیرنظامی هستند. کرمانپور میگوید از میان افرادی که به اورژانس منتقل شدهاند، دوهزارو ۷۲۹ نفر زن بودهاند؛ آماری که به گفته او نشانهای از غیرنظامیبودن بسیاری از قربانیان است. دامنه سنی مصدومان نیز گسترده گزارش شده است؛ از نوزاد یکماههای در بهارستان تهران تا زن ۹۴سالهای در سقز کردستان. در میان مجروحان نیز هزارو ۱۹۰ نفر زیر ۱۸ سال سن دارند؛ ۲۷ نفر از آنها کمتر از پنج سال و ۴۱ نفر کمتر از دو سال سن دارند. این آمار تا ساعت هشت صبح روز جمعه، ۲۲ اسفند ثبت شده و به گفته وزارت بهداشت به صورت دورهای بهروزرسانی میشود.
آمار قربانیان غیرنظامی نیز به گفته سخنگوی وزارت بهداشت درخورتوجه است. بیش از ۲۲۰ زن در میان شهدا گزارش شدهاند. کمسنترین قربانی یک نوزاد هشتماهه از رباطکریم بوده. همچنین ۲۰۲ نفر از جانباختگان کمتر از ۱۸ سال داشتهاند و ۱۲ نفر از آنان نیز زیر ۵ سال بودهاند.
از نظر جغرافیایی نیز بیشترین حجم مصدومان و قربانیان مربوط به استان تهران گزارش شده است؛ استانی که با فاصله درخورتوجهی در صدر آمار قرار دارد. پس از آن استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه و اصفهان در میان مناطقی قرار دارند که بیشترین تعداد مصدومان را داشتهاند.
در آمار جانباختگان نیز پس از تهران، هرمزگان ازجمله استانهایی است که بیشترین تلفات را ثبت کرده است.
افزایش ۱.۵ برابری خدمت
فشار کاری بر شبکه سلامت دوچندان شده است. کرمانپور میگوید: حجم خدمات در حوزه بهداشت و درمان در شرایط جنگی حدود ۱.۵ برابر افزایش یافته است. به گفته او، جابهجایی جمعیت میان استانها نیز الگوی مراجعه به مراکز درمانی را تغییر داده است؛ به گونهای که استانهایی که مقصد مهاجرت موقت مردم برای افزایش امنیت بودهاند، با ازدحام بیشتری در مراکز درمانی روبهرو شدهاند، درحالیکه در برخی مناطق پرخطرتر از میزان مراجعه کاسته شده است.
از سوی دیگر، «محمد شریفیمقدم»، دبیرکل خانه پرستار، وضعیت پرستاران در روزهای اخیر را دشوار توصیف میکند و میگوید که اطلاعات دقیق درباره تعداد و شرایط پرستارانی که در حملات اخیر شهید شدهاند، در اختیار سازمان نظام پرستاری است و روایت کاملی از آنها موجود نیست. گرچه تماسهای مکرر ما با معاونت پرستاری وزارت بهداشت برای تکمیل این گزارش راه به جایی نبرد.
بیتوجهی به قواعد بینالمللی
درحالیکه در روزهای جنگ تمرکز افکار عمومی اغلب بر آمار مصدومان و قربانیان است، فشار اصلی این بحران بر دوش کادر درمان قرار دارد؛ نیروهایی که در شرایطی ناامن و همراه با نگرانیهای شخصی، همچنان در خط مقدم خدماترسانی ایستادهاند.
محمد میرخانی، معاون اجتماعی و پارلمانی سازمان نظام پزشکی، با اشاره به تجربههای پیشین کشور در شرایط جنگی، از فشارهای روانی، مخاطرات امنیتی و مسئولیتهای مضاعفی سخن میگوید که این روزها بر دوش پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی قرار گرفته است.
به گفته او، شرایطی که امروز در جریان جنگ تجربه میشود، در تاریخ معاصر ایران نیز سابقه داشته و در دوران جنگ هشتساله ایران و عراق نیز کادر درمان با وضعیت مشابهی روبهرو بودهاند. با این حال، آنچه در شرایط کنونی نگرانیها را تشدید میکند، بیتوجهی به قواعد و موازین بینالمللی در قبال مراکز درمانی است.
به گفته میرخانی، در کنوانسیونهای بینالمللی ازجمله کنوانسیون چهارم ژنو، مراکز درمانی و کادر سلامت بهعنوان نهادهای غیرنظامی شناخته میشوند، اما در عمل نشانههایی دیده میشود که این اصول در جریان حملات رعایت نشده است.
او توضیح میدهد در جنگهای امروز، حمله به یک مرکز درمانی لزوما فقط به معنای فرود مستقیم موشک به ساختمان بیمارستان نیست. موج انفجار ناشی از حملات نیز میتواند همان اندازه مخرب باشد.
به گفته میرخانی، نمونههایی از این وضعیت در نقاط مختلف کشور دیده شده و حتی در تهران نیز بیمارستان گاندی در فاصله بسیار نزدیک محل فرود و در شعاع مرگآور از محل اصابت موشک قرار داشته است. در چنین شرایطی، به گفته معاون اجتماعی و پارلمانی سازمان نظام پزشکی، کادر درمان با آگاهی از ناامنبودن محیط مراکز درمانی همچنان در محل کار خود حاضر میشوند. او تأکید میکند هر مرکز درمانی که در چنین حملاتی آسیب ببیند، بازسازی آن هزینههایی در مقیاس هزاران میلیارد تومان در پی دارد.
بخش قابل توجهی از این مراکز نیز با سرمایهگذاریهای خصوصی تجهیز شدهاند و بسیاری از نیروهایی که در آنها فعالیت میکنند نیز در بخش خصوصی مشغول به کار هستند.
به گفته میرخانی، در میان نیروهای نظام سلامت، یگانهای امدادی بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند. این نیروها بلافاصله پس از وقوع هر حمله در محل حادثه حاضر میشوند و گاه با شرایطی مواجه میشوند که خطر حملات دو مرحلهای یا انفجارهای مجدد وجود دارد. او میگوید در برخی موارد نیز همین شرایط به جانباختن نیروهای امدادی منجر شده است.
افزون بر تهدیدهای مستقیم، موج انفجارها نیز آثار قابل توجهی بر نیروهای درمانی بر جای میگذارد. میرخانی با اشاره به تجربه شخصی خود از موج انفجاری در حوالی خیابان ولیعصر تهران میگوید: «شدت موج به اندازهای بوده که برای دقایقی گیج شده بودم؛ وضعیتی که برای بسیاری از نیروهای حاضر در مراکز درمانی نیز قابل تصور است».
در کنار این مخاطرات، فشارهای روانی ناشی از جدایی از خانواده نیز بخش دیگری از تجربه کادر درمان در روزهای جنگ است. به گفته او، در حالی که بسیاری از شهروندان در چنین شرایطی امکان ترک شهر یا انتقال خانواده به مناطق امنتر را دارند، پزشکان و پرستاران ناگزیرند در محل خدمت خود باقی بمانند. همین موضوع باعث میشود با هر صدای انفجار، علاوه بر نگرانی از شرایط محل کار، نگرانی مضاعفی درباره امنیت خانوادههایشان نیز داشته باشند.
میرخانی در عین حال از نگرانی دیگری نیز سخن میگوید؛ تلاش برای عادیسازی حمله به مراکز درمانی: «در برخی روایتها تلاش میشود با طرح ادعاهایی مبنی بر حضور فرماندهان یا مقامات نظامی در بیمارستانها، حمله به این مراکز توجیه شود. چنین ادعاهایی فاقد مبنای واقعی است و بیمارستانها اساسا محل اسکان یا پناهگرفتن مقامات نظامی نیستند. بسیاری از بیمارستانهای کشور نیز سالها پیش ساخته شدهاند و حتی در شرایط عادی نیز با محدودیت فضا برای پذیرش بیماران مواجهاند».
به گفته معاون پارلمانی سازمان نظام پزشکی، حتی اگر فرض شود فردی مهم برای درمان مثل سایر مردم یا برای بازدید بهطور موقت به یک مرکز درمانی مراجعه داشته باشد، این موضوع نمیتواند حمله به یک بیمارستان را توجیه کند. بیمارستانها به دلیل وجود تجهیزات حساس از جمله دستگاههای اکسیژنساز، کپسولهای اکسیژن و سایر گازهای پزشکی، از نظر ایمنی نیز محیطهایی بسیار آسیبپذیر به شمار میروند و هرگونه حمله به آنها میتواند خطرات گستردهای برای بیماران ایجاد کند.
در چنین شرایطی، بیماران نیز با نگرانیهای مضاعفی روبهرو هستند. به گفته میرخانی، بسیاری از بیماران خاص، از جمله بیماران تحت شیمیدرمانی یا کودکان بیمار، برای ادامه درمان نیازمند مراجعه مستمر به مراکز درمانی هستند. اگر این بیماران به دلیل ترس از حملات از مراجعه به بیمارستانها خودداری کنند، فشار و رنج مضاعفی بر نظام سلامت و بر خود بیماران تحمیل خواهد شد. با وجود همه این فشارها، به گفته او جامعه پزشکی و کادر درمان مثل همیشه همچنان در کنار مردم ایستادهاند.
باید غرامت بگیریم
در ادامه، میرخانی به خسارتهای گستردهای که به زیرساختهای درمانی کشور وارد شده نیز اشاره میکند و بر ضرورت پیگیری حقوقی این آسیبها در سطح بینالمللی تأکید دارد.
به گفته معاون اجتماعی و پارلمانی سازمان نظام پزشکی، علاوه بر فشارهای روانی و انسانی که به کادر درمان وارد شده، بخش مهمی از خسارتها متوجه فضاهای درمانی و تجهیزات پیشرفته پزشکی است؛ تجهیزاتی که بسیاری از آنها گرانقیمت، وارداتی و در مواردی حتی در برخی کشورهای اروپایی نیز بهسادگی در دسترس نیستند.
او با اشاره به مراکزی مانند بیمارستان گاندی که در جریان حملات آسیب دیدهاند، توضیح میدهد در چنین مراکزی تجهیزات پیشرفته تصویربرداری، رادیولوژی و درمانی وجود داشته که از ارکان حیاتی ارائه خدمات پزشکی محسوب میشوند. میرخانی تأکید میکند کشورهایی که در این حملات نقش داشتهاند باید در قبال خسارتهای واردشده به مراکز درمانی پاسخگو باشند و پرداخت غرامت برای این اماکن را در نظر بگیرند؛ چراکه این تجهیزات ماهیت نظامی ندارند و نابودی آنها فقط به تخریب یک ساختمان محدود نمیشود، بلکه بهطور مستقیم بر جان و کیفیت زندگی هزاران بیمار تأثیر میگذارد.
به گفته او، پیگیری این موضوع از طریق سازوکارهای حقوقی و شکایت در نهادهای بینالمللی باید در دستور کار قرار گیرد تا بخشی از این خسارتها جبران شود؛ هرچند به باور او خسارت اصلی، جان انسانهایی است که در معرض خطر قرار گرفتهاند و همچنین امنیت روانی جامعهای که از این حملات آسیب دیده است.
کادر درمان هم مثل بقیه مردم
اصفهان نیز در روزهای اخیر از حملات در امان نمانده و صدای انفجار و اضطراب ناشی از ناامنی به بخشی از تجربه روزمره شهروندان تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کادر درمان این شهر در حالی به مداوای بیماران ادامه میدهند که خود نیز مانند دیگران زیر فشار روانی و نگرانیهای ناشی از جنگ زندگی میکنند.
«هادی یزدانی»، پزشکی در اصفهان، از فشارهای چندلایهای میگوید که این روزها بر دوش کادر درمان قرار گرفته است؛ فشاری که هم از افزایش مشکلات جسمی بیماران ناشی میشود و هم از اضطراب و ناامنیای که جنگ به زندگی روزمره پزشکان و پرستاران تحمیل کرده است. به گفته او، در هفتههای اخیر شمار زیادی از بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن، بهویژه بیماران قلبی و مبتلایان به فشار خون، با تشدید علائم مواجه شدهاند؛ بیمارانی که پیش از این وضعیتشان تحت کنترل بوده اما اکنون به دلیل استرس و فشار روانی ناشی از شرایط جنگی دچار بیثباتی در وضعیت جسمی شدهاند.
یزدانی توضیح میدهد در چنین شرایطی کادر درمان نیز درست مانند سایر شهروندان با اضطراب و نگرانی زندگی میکنند، با این تفاوت که امکان ترک محل کار را ندارند. به گفته او وقتی صدای هواپیما یا انفجار شنیده میشود، طبیعی است که هر فردی بخواهد در کنار خانوادهاش باشد، اما پزشکان و پرستاران ناچارند شیفتهای طولانی ۱۲.۱۸ یا حتی ۲۴ساعته را در بیمارستان بگذرانند و حتی در شرایط بحرانی نیز امکان ترک مرکز درمانی را ندارند. همین موضوع باعث میشود آنها همزمان با انجام وظیفه حرفهای خود، نگرانی دائمی درباره امنیت خانوادههایشان را نیز تجربه کنند.
یزدانی در ادامه به تجربه حملات دومرحلهای اشاره میکند؛ حملاتی که به گفته او در برخی موارد پس از وقوع انفجار نخست و در زمانی که نیروهای امدادی و آتشنشانی برای کمکرسانی در محل حاضر شدهاند، بار دیگر همان نقطه هدف قرار گرفته است. او با اشاره به نمونههایی در اصفهان و نجفآباد میگوید چنین حملاتی میتواند نیروهای امداد، درمان و آتشنشانی را که برای کمک به حادثهدیدگان وارد صحنه شدهاند در معرض خطر جدی قرار دهد.
به گفته این پزشک، یکی دیگر از دشواریهای شرایط کنونی آن است که نظام سلامت کشور تجربه مستقیمی از چنین نوعی از جنگ نداشته است: «تجربه جنگ هشتساله ایران و عراق عمدتا مربوط به جنگی کلاسیک با جبهههای مشخص بوده، در حالی که شرایط فعلی با انفجارهای ناگهانی و پراکنده در مناطق شهری، الگوی متفاوتی از آسیبها و بحرانها را ایجاد کرده است؛ وضعیتی که برای بسیاری از کادر درمان نیز تجربهای تازه و دشوار محسوب میشود». یزدانی همچنین نسبت به روایتهایی که تلاش میکنند حمله به مراکز درمانی را با ادعای حضور مقامات یا نیروهای نظامی در بیمارستانها توجیه کنند انتقاد میکند و میگوید ساختار مراکز درمانی بهگونهای است که ورود و خروج افراد در آنها کاملا مشخص است و چنین ادعاهایی با واقعیت محیطهای درمانی همخوانی ندارد و فقط به نوعی عادیسازی حمله به مراکز درمانی است.