ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۷۶۰۷

برنده واقعی تولید جنگنده کیست؛ بوئینگ یا لاکهید مارتین؟

برنده واقعی تولید جنگنده کیست؛ بوئینگ یا لاکهید مارتین؟

در رقابت دیرینه میان بوئینگ و لاکهید مارتین، یک نام بیش از همه معادلات قدرت هوایی جهان را تغییر داده است: F-۳۵. بررسی آمار تولید نشان می‌دهد که چرا امروز کفه ترازو به‌طور کامل به سود لاکهید مارتین سنگینی می‌کند.

وقتی صحبت از هوانوردی رزمی مدرن می‌شود، یکی از پرسش‌هایی که بیشترین توجه را جلب می‌کند، رقابت میان بوئینگ و لاکهید مارتین است. هر دو شرکت از ستون‌های اصلی سیستم صنعتی-دفاعی ایالات متحده به شمار می‌روند و هر دو، هواپیماهایی را طراحی کرده‌اند که دوره‌های بزرگی از نبرد هوایی را تعریف کرده‌اند. با این حال، در دنیای امروز که پنهان‌کاری، یکپارچگی حسگرها و تداوم تولید اهمیت بیشتری نسبت به اعتبار تاریخی دارد، پرسش اصلی بسیار مشخص‌تر می‌شود: کدام‌یک از این دو غول صنعت هوافضا در حال حاضر جنگنده‌های بیشتری تولید می‌کند؟

دولت‌هایی که میلیاردها دلار را به برنامه‌های بلندمدت خرید تسلیحات اختصاص می‌دهند، تنها به عملکرد یک هواپیما توجه ندارند، بلکه به اطمینان از توانایی سازنده در تولید انبوه و پایدار نیز اهمیت زیادی می‌دهند. برای پاسخ دقیق به این پرسش، باید به تاریخچه، ادغام‌ها، برنامه‌های فعال هواپیماهای نظامی و واقعیت‌های کنونی تولید جنگنده نگاهی عمیق‌تر انداخت.

این مقاله با استفاده از اطلاعات منتشرشده در منابع رسمی شرکتی، تاریخ هوانوردی نظامی بوئینگ و لاکهید مارتین را بررسی می‌کند. همچنین توضیح داده می‌شود که ادغام بوئینگ با مک‎دانل داگلاس در سال ۱۹۹۷ چگونه سبد جنگنده‌های این شرکت را متحول کرد، لاکهید مارتین چگونه بر قدرت هوایی تاکتیکی مسلط شد و مهم‌تر از همه، این دو شرکت امروز بر اساس تنها جنگنده‌های فعال و در حال تولید چه شرایطی دارند. در پایان، پاسخ این سوال روشن می‌شود، اما دلایل آن بسیار پیچیده‌تر از یک مقایسه ساده عددی است.

کدام یک امروز جنگنده‌های بیشتری می‌سازد: لاکهید مارتین یا بوئینگ؟

پاسخ کوتاه این است که لاکهید مارتین در حال حاضر جنگنده‌های بسیار بیشتری نسبت به بوئینگ تولید می‌کند. این برتری تولید تقریباً به طور کامل به یک هواپیما وابسته است: F-35 Lightning II. این جنگنده چندمنظوره نسل پنجم، تنها هواپیمای نسل خود است که برای ایالات متحده و اکثر متحدانش در مقیاس گسترده تولید می‌شود. برنامه F-35 در مقیاسی فعالیت می‌کند که هیچ برنامه مدرن دیگری در هوانوردی رزمی با آن قابل مقایسه نیست و تولید سالانه آن به جای ده‌ها فروند، به صدها فروند می‌رسد.

بوئینگ همچنان یک تولیدکننده فعال جنگنده به شمار می‌رود، اما در مقیاسی بسیار محدودتر نسبت به رقیب اصلی خود. تمرکز تولید فعلی این شرکت بر F/A-18E/F Super Hornet، هواپیمای مخصوص جنگ الکترونیک EA-18G Growler و F-15EX Eagle II است. این هواپیماها از نظر توان رزمی بسیار پیشرفته و در میدان نبرد اثبات‌شده‌اند و همچنان نقش‌های حیاتی در ارتش ایالات متحده ایفا می‌کنند، اما تعداد تولید سالانه آن‌ها نسبتاً محدود بوده و بیشتر به مأموریت‌های خاص وابسته‌اند تا برنامه‌های جایگزینی گسترده و چندملیتی. در مارس ۲۰۲۵، نیروی هوایی ایالات متحده اعلام کرد که بوئینگ مسئول ساخت جنگنده برتری هوایی نسل بعدی خود (NGAD)، یعنی F-47 پنهان‌کار نسل ششمی خواهد بود که یک پیروزی راهبردی مهم به شمار می‌آید، هرچند هنوز به حجم تولید قابل توجه در کوتاه‌مدت منجر نمی‌شود.

برای دهه‌ها، بوئینگ از طریق ادغام با مک‌دانل داگلاس، کنترل برخی از موفق‌ترین برنامه‌های جنگنده تاریخ، از جمله خانواده‌های F-15 و F/A-18، را در اختیار داشت. با این حال، تغییر اولویت‌های دفاعی ایالات متحده به سمت پنهان‌کاری و جنگ شبکه‌محور، همراه با موفقیت لاکهید مارتین در بدست آوردن پروژه‌های کلیدی پنتاگون مانند برنامه Joint Strike Fighter، چشم‌انداز جنگنده‌ها را به‌طور اساسی دگرگون کرده است. در نتیجه، اگرچه بوئینگ همچنان نقش مهمی در آینده نبرد هوایی دارد، اما لاکهید مارتین در حال حاضر از نظر اعداد و ارقام تولید جنگنده‌ها برتری کاملی دارد.

بوئینگ

بوئینگ چگونه میراث خود را در هوانوردی نظامی بنا کرد؟

داستان هوانوردی نظامی بوئینگ بیش از یک قرن قدمت دارد. بر اساس تاریخچه رسمی، این شرکت از دوران جنگ جهانی اول به تولید هواپیماهای نظامی پرداخت. بوئینگ نخستین هواپیمای تعقیب تک‌باله تمام‌فلزی آمریکا را تولید کرد. شهرت این شرکت اما عمدتاً در جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ زمانی که بمب‌افکن‌هایی مانند B-17 Flying Fortress و B-29 Superfortress به نماد قدرت صنعتی ایالات متحده تبدیل شدند.

در دوران جنگ سرد، بوئینگ جایگاه خود را به عنوان یک قدرت راهبردی در هوانوردی تثبیت کرد. هواپیمای B-52 Stratofortress که نخستین پروازش در سال ۱۹۵۲ انجام شد و هنوز هم در خدمت است، نمونه‌ای روشن از توان این شرکت در ساخت هواپیماهای نظامی سنگین و دوربرد به شمار می‌رود. همچنین بوئینگ با هواپیماهایی مانند KC-135 و KC-46 Pegasus به یکی از بازیگران اصلی در حوزه سوخت‌رسانی هوایی تبدیل شد. اما نقطه عطف واقعی برای این کمپانی در سال ۱۹۹۷ رقم خورد؛ زمانی که در یک معامله تاریخی، با مک‌دانل داگلاس ادغام شد، معامله‌ای که صنعت هوافضای جهان را به شکلی اساسی بازتعریف کرد.

علاوه بر خود برنامه‌های هواپیما، بوئینگ از طریق این ادغام به تخصص‌های مهندسی، مالکیت فکری، شبکه‌های تأمین‌کنندگان و روابط صادراتی نیز دست یافت. از نظر عملی، بوئینگ تمام میراث جنگنده‌ای مک‌دانل داگلاس را به ارث برد. برنامه F/A-18 به خط مقدم جنگنده‌های بوئینگ تبدیل شد و F-15 نیز تحت مدیریت این شرکت به مسیر خود به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین و بهترین جنگنده‌های غیرپنهان‌کار جهان ادامه داد.

با این حال، با وجود این میراث، سبد جنگنده‌های بوئینگ به‌تدریج محدودتر شد. هواپیماهای قدیمی بازنشسته شدند، طراحی‌های کاملاً جدید و از صفرِ جنگنده به مرحله اجرا نرسیدند و تمرکز بوئینگ بیش از پیش به سمت ارتقا، پشتیبانی و نسخه‌های مشتق‌شده رفت، نه ساخت جنگنده‌های کاملاً جدید و انقلابی.

ارتقاهای پیوسته، موتورهای جدید و رادارهای مدرن باعث شده‌اند B-52 Stratofortress در مسیری قرار بگیرد که به نخستین هواپیمای جت تاریخ تبدیل شود که به عمر ۱۰۰ سال می‌رسد.

بوئینگ

راز میراث بی‌رقیب جنگنده‌ای لاکهید مارتین چیست؟

برتری لاکهید مارتین در هوانوردی جنگنده‌ای ریشه در تاریخچه شرکتی کاملاً متفاوتی دارد. شجره‌نامه جنگنده‌های این شرکت از Lockheed Aircraft Corporation آغاز می‌شود؛ شرکتی که در جنگ جهانی دوم هواپیماهای رزمی مشهوری مانند P-38 Lightning را تولید کرد که یک جنگنده دوموتوره دوربرد بود که در چندین جبهه نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.

لاکهید در دوران آغازین عصر جت، خیلی زود به نامی مترادف با طراحی پیشرفته جنگنده تبدیل شد. این شرکت F-80 Shooting Star، نخستین جنگنده جت عملیاتی آمریکا را معرفی کرد و پس از آن F-104 Starfighter را ساخت که رهگیری پرسرعت بود و در ناتو و بسیاری از نیروهای هوایی متحد وارد خدمت شد. این هواپیماها جایگاه لاکهید را به‌عنوان پیشتاز هوانوردی نظامی با عملکرد بالا، مدت‌ها پیش از ظهور فناوری پنهان‌کاری، تثبیت کردند.

در سال ۱۹۹۳، لاکهید پس از خرید بخش Fort Worth شرکت General Dynamics، مسئولیت برنامه F-16 Fighting Falcon را بر عهده گرفت و خطوط تولید، زنجیره تأمین جهانی و روابط صادراتی این برنامه را به ارث برد. این جنگنده در ادامه به یکی از موفق‌ترین جنگنده‌های تاریخ تبدیل شد؛ به‌طوری‌که بیش از ۴,۶۰۰ فروند از آن ساخته شد و ده‌ها کشور در سراسر جهان از آن استفاده می‌کنند.

تشکیل شرکت لاکهید مارتین در سال ۱۹۹۵، از طریق ادغام Lockheed Corporation و Martin Marietta، این موقعیت را بیش از پیش تقویت کرد. شرکت جدید، تخصص در پنهان‌کاری، آویونیک پیشرفته و روابط عمیق با پنتاگون را در هم آمیخت و زمینه را برای مهم‌ترین پیروزی خود فراهم ساخت.

مقایسه بوئینگ و لاکهید مارتین از نظر تولید فعلی جنگنده

وقتی فقط جنگنده‌های فعال و در حال تولید را مقایسه کنیم، تفاوت میان بوئینگ و لاکهید مارتین بسیار آشکار می‌شود. تولید F-35 توسط لاکهید مارتین از نظر تعداد در صدر قرار دارد؛ جنگنده‌ای با سه نسخه مختلف برای نیروی هوایی، تفنگداران دریایی و نیروی دریایی ایالات متحده، به‌همراه فهرستی رو‌به‌گسترش از شرکای بین‌المللی. مونتاژ نهایی این هواپیما عمدتاً در کارخانه فورت وورث، ایالت تگزاس انجام می‌شود و خطوط مونتاژ و تحویل دیگری نیز در ایتالیا و ژاپن برای پشتیبانی از تحویل به متحدان فعال هستند. این برنامه پس از بیش از یک دهه تولید اولیه با نرخ پایین (LRIP)، در اوایل دهه ۲۰۲۰ وارد مرحله تولید با نرخ کامل شد و به‌تدریج ظرفیت خود را افزایش داد.

تا میانه دهه ۲۰۲۰، تولید سالانه F-35 به رکوردهای جدیدی رسید و تنها در سال ۲۰۲۵، ۱۹۱ فروند از آن تحویل داده شد؛ نرخی که پنج برابر سریع‌تر از هر جنگنده دیگری است و نزدیک به ۱,۳۰۰ فروند از این هواپیما را در خدمت عملیاتی جهانی نگه می‌دارد. هواپیماها در قالب «لات»‌های تولید سالانه تحویل می‌شوند و هر لات شامل به‌روزرسانی‌های تدریجی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است؛ به این معنا که جنگنده‌هایی که امروز از خط تولید خارج می‌شوند، به‌طور محسوسی توانمندتر از نمونه‌های اولیه هستند.

بوئینگ

تولید جنگنده‌های بوئینگ، با وجود پیشرفت فناورانه بالا، در مقیاسی کاملاً متفاوت انجام می‌شود. خطوط تولید F/A-18E/F Super Hornet و EA-18G Growler اکنون با نرخ سالانه پایینی فعالیت می‌کنند تا نیازهای ناوگان موجود و تعهدات باقی‌مانده نیروی دریایی آمریکا و مشتریان صادراتی را پوشش دهند، نه برای پشتیبانی از گسترش گسترده نیروها.

خرید سالانه این هواپیماها نسبت به اوج تولید در دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است؛ کاهشی که بازتاب افت تقاضا برای ساخت هواپیماهای جدید است، نه کمبود توانمندی فنی.

در همین حال، F-15EX Eagle II در قالب بسته‌های نسبتاً کوچک و مشخص خریداری می‌شود تا جایگزین فروندهای سالخورده F-15C/D در ناوگان نیروی هوایی ایالات متحده شود. این خریدها بر استقرار سریع و حفظ تداوم توان برتری هوایی تمرکز دارند، اما شامل تدارکات پایدار و پرحجم نیستند؛ ویژگی‌ که معمولاً به یک برنامه اصلی جنگنده چندمنظوره تعلق دارد.

حتی اگر تولید Super Hornet، Growler و F-15EX با هم جمع زده شود، مجموع خروجی سالانه جنگنده‌های بوئینگ همچنان به‌مراتب کمتر از تولید جنگنده F-35 است. این اختلاف نشان می‌دهد که مدل تولید تک‌پلتفرمی و پُرحجم لاکهید مارتین در حال حاضر بر چشم‌انداز تولید جنگنده‌ها سلطه دارد، در حالی که تولید بوئینگ بیشتر بر اساس نیازهای جایگزینی هدفمند و مأموریت‌محور شکل گرفته است، نه نوسازی گسترده کل ناوگان.

آیا در اعداد تولید جنگنده‌ها ریسک‌ها یا محدودیت‌های پنهانی وجود دارد؟

حجم تولید به‌تنهایی معادل ارزش کلی نظامی نیست. جنگنده‌های بوئینگ، به‌ویژه F-15EX، قابلیت‌هایی ارائه می‌دهند که حتی F-35 نیز نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین آن‌ها شود. F-15EX قادر است تا ۲۹٬۵۰۰ کیلوگرم مهمات خارجی را روی ۱۲ نقطه اتصال حمل کند؛ از جمله موشک‌های دوربرد هوا‌به‌هوا و هوا‌به‌زمین. این ویژگی، آن را به پلتفرمی بسیار انعطاف‌پذیر برای حملات اشباعی، دفاع از سرزمین اصلی و پشتیبانی از متحدان تبدیل می‌کند.

به‌ همین ترتیب، F/A-18E/F Super Hornet و EA-18G Growler قابلیت‌های حمله و جنگ الکترونیک مبتنی بر ناو هواپیمابر را فراهم می‌کنند که برای عملیات نیروی دریایی آمریکا حیاتی است؛ قابلیت‌هایی که مکمل جنگنده‌های پنهان‌کار هستند، نه رقیب مستقیم آن‌ها. این هواپیماها احتمالاً برای دهه‌ها همچنان عناصر پشتیبان ضروری قدرت هوایی آمریکا و متحدانش باقی خواهند ماند، حتی در شرایطی که برنامه‌های متمرکز بر پنهان‌کاری تیتر رسانه‌ها را به خود اختصاص می‌دهند.

در عین حال، اتکای لاکهید مارتین به یک پلتفرم جنگنده واحد، ریسک‌های قابل اندازه‌گیری به همراه دارد. برنامه F-35 در گذشته با چالش‌های فنی مواجه بوده است؛ از جمله تأخیر در یکپارچه‌سازی نرم‌افزار، مشکلات ساختاری و افزایش هزینه‌ها در بسته‌های اولیه تولید. همچنین عدم قطعیت‌های سیاسی و بودجه‌ای، مانند تغییر در خرید شرکای خارجی یا جابه‌جایی اولویت‌های بودجه‌ای وزارت دفاع آمریکا، می‌تواند بر سرعت تولید این جنگنده نسل پنجمی تأثیر بگذارد. از آنجا که خروجی جنگنده‌های لاکهید تقریباً به‌طور کامل بر F-35 متمرکز است، هر اختلال جدی می‌تواند اثر نامتناسبی بر کل حجم تولید جنگنده و تعهدات تحویل جهانی این شرکت داشته باشد. در مقابل، سبد دفاعی متنوع‌تر بوئینگ به این شرکت حاشیه امنی در برابر ریسک وابستگی به یک برنامه واحد می‌دهد، هرچند تعداد جنگنده‌های تولیدی آن کمتر باقی می‌ماند.

سازنده هواپیما نقش تولید سالانه برآورد شده (فروند) وضعیت تولید محاسبه شده بر اساس تعداد تولید شده کنونی
لاکهید مارتین F-35 Lightning II جنگنده چندمنظوره نسل پنجم حدود ۱۵۰ تا ۱۹۰ فروند تولید فعال چندملیتی با نرخ بالا بله
بوئینگ F/A-18E/F Super Hornet جنگنده چندمنظوره ناونشین حدود ۱۲ تا ۲۴ فروند تولید فعال با نرخ پایین بله
بوئینگ EA-18G Growler جنگنده حمله الکترونیکی حدود ۶ تا ۱۲ فروند تولید فعال مأموریت‌محور بله
بوئینگ F-15EX Eagle II برتری هوایی سنگین / جنگنده تهاجمی حدود ۱۸ تا ۲۴ فروند تولید فعال در دسته‌های اولیه بله
لاکهید مارتین F-16 Block 70/72 جنگنده چندمنظوره نسل چهارم حدود ۱۲ تا ۲۴ فروند تولید فعال صرفاً برای صادرات خیر
لاکهید مارتین/بوئینگ F-22 Raptor جنگنده برتری هوایی نسل پنجم تولید در سال ۲۰۱۲ پایان یافت خیر

با نگاهی به آینده، برنامه‌های نوظهوری مانند طرح NGAD نیروی هوایی آمریکا می‌توانند به‌طور کامل چشم‌انداز تولید جنگنده در این کشور را دگرگون کنند. هم بوئینگ و هم لاکهید مارتین به‌شدت در طراحی‌های اولیه و کار روی نمونه‌های اولیه مشارکت دارند و اعطای یک قرارداد واحد می‌تواند برای دهه‌ها حجم تولید، رهبری فناورانه و راهبرد خرید پنتاگون را تغییر دهد.

برنامه NGAD بر ماژولار بودن، پنهان‌کاری و قابلیت‌های شبکه‌محور تأکید دارد و این امکان را فراهم می‌کند که به‌جای جایگزینی کامل خطوط فعلی جنگنده، مکمل آن‌ها باشد. با این حال، برنده نهایی این برنامه ممکن است تعیین کند کدام سازنده در دهه ۲۰۳۰ و پس از آن بر تولید جنگنده‌های رده‌بالا سلطه خواهد داشت. از این منظر، اعداد فعلی تولید تنها بخشی از داستان را روایت می‌کنند؛ جایگاه‌یابی راهبردی بلندمدت، تنوع برنامه‌ها و فناوری‌های نوظهور نیز نقش اساسی در شکل‌دهی به برتری آینده هوانوردی رزمی ایفا می‌کنند.

نبرد جنگنده‌ها: امروز واقعاً چه کسی بازار را در دست دارد؟

با بازگشت به پرسش اصلی، پاسخ روشن است: لاکهید مارتین در حال حاضر با فاصله‌ای قابل‌توجه، جنگنده‌های بیشتری نسبت به بوئینگ تولید می‌کند. مقیاس بی‌رقیب تولید، پذیرش جهانی و اهمیت راهبردی F-35 Lightning II باعث شده است لاکهید مارتین در رأس سلسله‌مراتب تولید جنگنده‌های امروزی قرار بگیرد.

میراث جنگنده‌ای بوئینگ که بخش عمده آن از طریق ادغام با مک‌دانل داگلاس به این شرکت منتقل شد، همچنان یکی از چشمگیرترین کارنامه‌ها در تاریخ هوانوردی به‌شمار می‌رود. با این حال، در شرایط کنونی، نقش بوئینگ از تولید انبوه جنگنده‌ها به سمت قابلیت‌های تخصصی، پشتیبانی و نگهداری، و تولید گزینشی تغییر یافته است.

با این وجود، این رقابت هنوز به پایان نرسیده است. با نزدیک شدن جنگنده‌های نسل ششم از مرحله مفهومی به واقعیت، توازن قوا می‌تواند بار دیگر تغییر کند. اما در حال حاضر، وقتی صحبت از تولید جنگنده در عصر مدرن به میان می‌آید، لاکهید مارتین به‌وضوح پیشتاز این میدان است.

منبع : روزیاتو
ارسال نظرات
خط داغ