پیشنهاد ربایش ترامپ؛ مرز واقعیت و آرزو کجاست؟
معمولاً این اتفاقات تا رخ دادن موارد مشابه دیگر در جامعه فراموش میشود. اما دو سوال همیشه وجود دارد. ابتدا این که چرا انقدر آدمها به اظهارنظر درباره مسائل مختلف از سطح پایین تا راهبردی میپردازند؛ دوم آن که مرز میان واقعیتها، ظرفیتها و امکانات با آرزوها در عرصه تحلیل کجاست.
فرارو – یکی از سخنرانان شناختهشده اصولگرا، در آخرین اظهارنظر خود پیشنهاد داد ایران اقدامی مشابه آنچه آمریکا علیه رئیسجمهور پیشین ونزوئلا انجام داد را علیه دونالد ترامپ اجرا کند.
به گزارش فرارو، حسن رحیمپور ازغدی در یک گفتگوی ویدیویی که در مشهد انجام شده بود این اظهارات را مطرح کرد. او گفت: «طبق منطق همه کار انجام میشود؛این آدم پلید یا در دوره ریاست جمهوری یا بعد از ریاست جمهوری باید تقاص پس بدهد. بنده خیلی علاقه دارم که این آدم را بگیرند،زیرا این افرادی که انقدر متکبر هستند وقتی گیر بیوفتند مانند سگ زوزه میکشند،بنده اینجور آدم ها را میشناسم. اگر اکنون ترامپ را بازداشت کنند و دوتا به گوشش بزنند و به دادگاه بیاید مانند سگ زوزه میکشد.» این مصاحبه مربوط به روز ۱۹ دی ماه بوده و با توجه به باز شدن محدود اینترنت، اخیراً بیشتر دیده شده است.
دو واکنش به اظهارات رحیمپور
شاخصترین واکنش به اظهارات این عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی، مربوط به حشمتالله فلاحتپیشه، نماینده پیشین مجلس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی بود. او در توئیتر نوشت: «ترامپ را همچون مادورو دستگیر میکند!! افراطیگری در سیاست خارجی به ابتذال رسیده است. البته بعد از آتش زدن گذشته، حال و آینده ایران.»
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مطالعات آمریکا هم با بازنشر فیلم اظهارات رحیمپور نوشت: «البته رییس جمهوری آمریکا تحت الحفظ ترین فرد روی کره زمین است و توصیه برای بازداشت ترامپ، فقط به حامیان حمله نظامی آمریکا بهانه می دهد که برای حمله به ایران، بیش از پیش بهانه تراشی کنند. نکنید آقا؛ به ایران رحم کنید.»
![]()
یادآوری یک توصیه درباره ونزوئلا
زمانی که هنوز رخدادهای اخیر ونزوئلا اتفاق نیفتاده بود و ترامپ صرفاً به تهدید و تجمیع نیروهای خود اطراف این کشور آمریکای لاتین میپرداخت، رحیمپور در توئیتر نوشت: «ترامپ باید در ونزوئلا سیلی بخورد. دنیا پس از آن، دنیای امنتری خواهد بود. در برابر دشمن مشترک، دشمن هار بشریت، هر که میتواند در ثواب این سیلی شریک شود، به صلح جهانی خدمت کرده است.» همان زمان کاربران توئیتری واکنشهای شوخی و جدی زیادی به این پست رحیمپور ازغدی نشان دادند. پس از عملیات آدمربایی آمریکاییها در ونزوئلا و دستگیری شبانه نیکلاس مادورو و همسرش در کاخ ریاستجمهوری این کشور و انتقال آنها به خاک ایالات متحده، این توئیت یک بار دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد.
![]()
مرز گمشده
نمونههایی از این اظهارنظرها و تحلیلها که کاربران یا کارشناسان موضوعات آنها را دور از واقعیتهای دنیای سیاست و نظام بینالملل ارزیابی میکنند، کم نیستند. این صحبتها هم معمولاً در مصاحبههای تلویزیونی، ویدیویی، سخنرانیها یا در شبکههای اجتماعی مطرح میشوند. گاهی نیز با توجه به شناختهشده بودن فرد ارائه دهنده تحلیل یا جایگاه شغلی او، این نگرانی به وجود میآید که این گزارهها تبدیل به تصمیم شوند. در بسیاری موارد هم تحلیلهای مذکور که اتفاقاً در شبکههای اجتماعی به عنوان تحلیلهای علمی، صحیح و اصلی ترویج میشود، تا حدی و گاهی اوقات نیز به طور کامل اشتباه از کار در میآیند یا به شکلی دیگر رخ میدهند. از ورود ایران به ترسالی در عین آغاز دوران خشکسالی در دهه ۹۰، زمستان سخت اروپا و التماس به ایران برای خرید گاز، شکستناپذیر بودن در بعضی تواناییها، اصرار بر درک واقعیتهای نظام بینالملل در عین کمبود امکانات، ظرفیتها و ... .
![]()
بعضی اوقات اظهارنظرها صرفاً اشتباه از آب در نمیآیند. بلکه مورد استناد قرار میگیرند. مثلاً در بازههای زمانی مختلف در ۶ سال گذشته، کارشناسان مختلف در برنامههای گوناگون از لزوم ترور ترامپ پس از به شهادت رساندن سردار سلیمانی صحبت میکردند. این روند پس از بازگشت ترامپ به قدرت و پیروزشاش در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، صعودی شد و روزنامهها و کارشناسان صداوسیما تا سخنرانان درباره آن صحبت میکردند. تا جایی که یک بار ترامپ در پاسخ به خبرنگاری، به تهدید جواد لاریجانی که گفته بود ممکن است ترامپ موقع آفتاب گرفتن هدف ریزپرنده قرار بگیرد واکنش نشان داد. این اظهارات تیرماه امسال و بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه در گفتگوی ویژه خبری مطرح شد. یا در شهریورماه امسال، ترامپ فیلمی از مصاحبه علی مطهری، نایبرئیس سابق مجلس مربوط به سال ۱۴۰۱ را بازنشر داد که درباره قصد ایران برای ساخت بمب اتم در آغاز برنامه هستهایش صحبت کرده بود.
![]()
معمولاً این اتفاقات تا رخ دادن موارد مشابه دیگر در جامعه فراموش میشود. اما دو سوال همیشه وجود دارد. ابتدا این که چرا انقدر آدمها به اظهارنظر درباره مسائل مختلف از سطح پایین تا راهبردی میپردازند؛ دوم آن که مرز میان واقعیتها، ظرفیتها و امکانات با آرزوها در عرصه تحلیل کجاست.