دولت پزشکیان را به این نام بشناسید
مهمترین چیزی که در دولت پزشکیان خودنمایی میکند، تعطیلات است. گویا تنها نسخه شفابخش این دولت فقط و فقط تعطیل کردن کشور به صورت عام و آموزش به صورت خاص است.
زاهدالدین سلگی در اطلاعات نوشت: اگر دولت هاشمی را دولت سازندگی بنامیم، دولت خاتمی را دولت اصلاحات، دولت احمدی نژاد را دولت یارانه، دولت روحانی را دولت برجام، دولت رئیسی را دولت ناکام، تنها نامی که میتوان بر دولت پزشکیان نهاد، بیشک دولت تعطیلات است چرا که در طول یک سال و نیمی که از دولت وی میگذرد، تنها راه حل وی برای مشکلات و معضلات بیشمار کشور، پاک کردن صورت مسئله و تعطیلی کشور به ویژه تعطیل کردن مهمترین و حیاتی ترین بخش کشور یعنی بخش آموزش بوده است.
اگر نگاهی گذرا به کارنامه دولت آقای پزشکیان بیندازیم، مهمترین چیزی که در دولت وی خودنمایی میکند، تعطیلات است. هوا گرم میشود، کشور تعطیل میشود، هوا سرد میشود، تعطیل، هوا آلوده می شود، تعطیل، ناترازی برق داریم، تعطیل، ناترازی گاز داریم، تعطیل، اعتراضی شکل می گیرد، تعطیل، گویا تنها نسخه شفابخش دولت پزشکیان فقط و فقط تعطیل کردن کشور به صورت عام و آموزش به صورت خاص است.
در این که به قول خود ایشان، بسیاری از نهادها و ارگانهای «بی خاصیت» کشور هیچ گونه بازدهی برای مردم ندارند وعدم شان به ز وجود است و با تعطیل شدنشان حداقل بار مصرفی آنان از روی دوش ملت برداشته میشود، شکی نیست، ولی اگر بخواهیم در این باره استثنایی قائل شویم، یکی از مهمترین استثنائات، آموزش است چرا که آموزش و پرورش رکن و پایه اصلی پیشرفت هر کشوری به شمار میرود.
اگر می بینیم که کشوری مانند ژاپن از ویرانههای جنگ جهانی دوم سربرآورد و به کشوری پیشرفته تبدیل شد ریشه و عامل اصلی آن مدیریت علمی و جدیت و هزینه زیاد در بخش آموزش و پرورش آن است، چیزی که ما خیلی راحت از آن اغماض کرده و گذران امور روزمره را به آن ترجیح میدهیم.
قبلا به دانش آموزان یاد میدادیم که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما هم بکاریم تا دیگران بخورند، ولی گویا اکنون قرار نیست ما چیزی برای دیگران بکاریم. اگر در دولت روحانی به خاطر شیوع کرونا، تعطیلی مدارس از روی اجبار بود، اکنون این اجبار به آن صورت وجود ندارد و می توانیم حتی المقدور تعطیلی مدارس را به آخر زنجیره تعطیلات آن هم در مواقعی که چاره ای دیگر نداریم ببریم که فعلا درست عکس این مطلب صدق می کند و تعطیلی مدارس در ابتدای زنجیره تعطیلات قرار دارد. این را هم اضافه کنیم که برخی مواقع که کشور تعطیل میشود، (مانند چهارشنبه هفته قبل اول بهمن) با اینکه آموزش مجازی هزینه زیادی را به دولت تحمیل نمیکند، ولی همان آموزش مجازی را هم تعطیل کردیم که نه لازم بود و نه ضروری!
اگر فرض بر این بگیریم که برای ناترازیهای فراوانی که با آن روبرو هستیم، از تعطیل کردن کشور گریزی نیست، برای تعطیل کردن آموزش مجازی این گزینه محلی از اعراب ندارد و کمترین بار را بر روی انرژی کشور دارد. چرا که نه ترافیکی شکل میدهد، نه مصرف برق را به شکلی محسوس بالا میبرد و نه در مصرف گاز تأثیری دارد که لازم است دولت محترم ضمن رعایت اولویتها برای به وجود نیامدن کمترین اختلال در زندگی مردم، حتی المقدور آموزش مجازی را با قوت و جدیت ادامه دهد و اینگونه به اذهان متبادر نشود که آموزش مجازی اهمیت چندانی ندارد.
تعطیل کردن بیش از اندازه بخش حضوری آموزش که به تازگی تعطیلی اینترنت و بخش مجازی هم به آن اضافه شده است، علاوه بر لطماتی که به صورت مستقیم بر پیکر نحیف این بخش وارد میکند، لطمات غیرمستقیم زیاد دیگری هم دارد که از مهمترین آنها می توان به بیاهمیت جلوه دادن آموزش مجازی اشاره کرد. با تعطیل کردن غیرضروری آموزش مجازی، این توهم در ذهن دانش آموزان شکل می گیرد که این گونه آموزش اهمیت چندانی ندارد و در روزهای تعطیل به هر بهانهای میتوان آن را نادیده گرفت.
اگر امروز برای مدیریت ناترازیهایمان آموزش و پرورش را مرغ عروسی و عزا کنیم و از آن مایه بگذاریم، آیندگان هرگز ما را نخواهند بخشید. دیری نمیپاید که شاهد ناترازی های علمی به شکلی شدیدتر و حادتر میشویم که عبور از آن به سادگی عبور از دیگر ناترازی ها نخواهد بود و دهها سال زمان میبرد تا بتوانیم گوشهای از غفلتهای امروز را جبران کنیم. در آن صورت تنها چیزی که میتوان گفت این است که خودکرده را تدبیر نیست. اگر باور دارید که فردایی هم هست، پس جلوی ضرر را از هرجا بگیرید منفعت است.