ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۳۱۰

سقوط یک ابرقدرت/ وقتی یک ایدئولوژی به نابودی رسید

سقوط یک ابرقدرت/ وقتی یک ایدئولوژی به نابودی رسید

درحالی‌که نظام شوروی از درون در حال فروپاشی بود، از بیرون هم فشارهای شدیدی وارد می‌شد و ناتوانی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با ضربات بیرونی هم‌راستا شدند. مواردی نظیر رقابت‌های تسلیحاتی با آمریکا، برنامه رقابت با «جنگ ستارگان» آمریکا، شکست در افغانستان که با تلفات انسانی و تضعیف روحیه و اعتبار شوروی همراه بود، زمینه‌های سقوط را فراهم کرد.

تبلیغات
تبلیغات

حمید روشنایی کارشناس روابط خارجی در یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت: این روزها همزمان است با یادآوری 26 دسامبر سال 1991 که میخائیل گورباچف، آخرین رهبر و رئیس‌جمهوری اتحاد جماهیر شوروی، فرمان فروپاشی را امضا نمود و این کشور بزرگ را که فاکتورهای قدرت بسیاری داشت، برای همیشه از صفحه روزگار حذف شد. فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی تنها سقوط یک ابرقدرت بسیار وسیع نبود، بلکه نابودی یک ایدئولوژی بود که سال‌ها برای جوانان و انقلابیون؛ امید برای مبارزه را برمی‌انگیخت. فاکتورهای قدرت شوروی عبارت بودند از:

1-بزرگترین وسعت سرزمینی با منابع زیرزمینی فراوان: مساحت شوروی بیش از 22 میلیون کیلومتر مربع و دارای ذخایر عظیم نفت و گاز، زغال‌سنگ و فلزات استراتژیک نظیر اورانیوم، نیکل و آهن بود. 

2-دومین قدرت بزرگ نظامی در جهان: دارای بزرگ‌ترین زرادخانه هسته‌ای دنیا (هم‌تراز یا حتی فراتر از آمریکا) ارتشی بسیار بزرگ و با تجربه عملیاتی دراروپا، افغانستان و مناطق دیگر و شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی و نفوذ امنیتی در اروپای شرقی. 

3-قدرت نفوذ در بسیاری از کشورها: از جمله در کشورهای کمونیست و احزاب چپ سراسر جهان.

4-توان علمی و فناوری: شامل پیشرو بودن در برخی حوزه‌ها از جمله: فناوری فضایی(پرتاب اولین ماهواره و اعزام اولین انسان به فضا) علوم پایه(ریاضی، فیزیک و مهندسی) صنایع نظامی و هوافضا، نظام آموزش عالی قوی در رشته‌های فنی.

5-دولت مرکزی مقتدر و دستگاه امنیتی قدرتمند: حزب کمونیست با کنترل گسترده بر ساختارهای حکومتی و ایجاد یک سازمان امنیتی قوی مانند کی‌جی‌بی که هنوز توان سرکوب و کنترل شدید داشت و همچنین تجربه طولانی در مدیریت بحران و متزلزل سیاسی گسترده، پایه‌های حکومت خود را گسترده کرده بود. 

6-سرمایه انسانی غنی: این کشور دارای جمعیت تحصیل‌کرده در حوزه‌های فنی و علمی و همچنین سطح بالایی از سواد عمومی نسبت به بسیاری از کشورهای در حال توسعه بود. 

به صورت کلی، اتحاد جماهیر شوروی در زمینه سخت‌افزاری از توان گسترده‌ای برخوردار بوده است لیکن عواملی که موجب نابودی آن گردید در لایه‌های زیرین اتفاق افتاد:

1-بحران ساختاری اقتصادی: دولت شوروی که دارای اقتصادی متمرکز و دولتی بود امکان و توان نوآوری، بهره‌وری و رقابت را به خصوص با نظام اقتصاد آزاد نداشت و همین موجب شد از نظر توسعه همه‌جانبه عقب بماند. این کشور همچنین با کمبودهای مزمن در خصوص کالاهای مصرفی مواجه بود و صف‌های طولانی برای دریافت کالا و بازار سیاه تشکیل می‌شد. در خصوص صادرات کالا، شوروی وابسته به صدور مواد خام و وابستگی شدید به صادرات نفت و گاز داشت و همین ویژگی در زمان سقوط قیمت نفت در دهه 1980 ضربه سنگینی به این کشور زد. این در حالی بود که این کشور هزینه‌های بالای نظامی و رقابت تسلیحاتی با آمریکا داشت. 

2-بحران مشروعیت ایدئولوژیک: محور حیات شوروی، ایدئولوژی کمونیسم بود که به مرور زمان از دست رفت و با کاهش باور عمومی نسبت به آن، دچار بحران گردید. همزمان مردم شوروی که در تنگناهای اقتصادی بودند به مقایسه زندگی خودشان با کشورهای غربی پرداختند و از طریق رسانه‌ها به تفاوت‌های خودشان با آنها پی بردند. از سوی دیگر ایدئولوژی رسمی نتوانست نیازهای واقعی جامعه را پاسخ بگوید. 

3-ناکارآمدی سیاسی و فساد اداری: همزمان با ناتوانی‌های اقتصادی، حزب کمونیست و دولت شوروی نیز دچار فساد گسترده، کهنسالی نخبگان و فاصله شدید با جامعه گردید و این در حالی بود که تصمیم‌گیری در سطح بالا کُند و غیرمنعطف شده بود. 

4-نقش نخبگان و فروپاشی از بالا: فساد گسترده در بین مقامات در حالیکه گروهی از نخبگان را وابسته به سیستم کرده بود، بخشی دیگر از نخبگان مانند یلتسین و رهبران سایر جمهوری‌ها را تشویق به استقلال و جدایی نمودند. آنها به این نتیجه رسیدند که فروپاشی را به بقای نظام ترجیح دهند. کودتای ناکام جمعی از نظامیان و مقامات برجسته شوروی در آگوست سال 1991، نشان داد که سیستم دیگر نمی‌تواند قدرت را حفظ کرده و عملاً فرو ریخته است. 

5-ملی‌گرایی و شکاف‌های قومی: یکی دیگر از عوامل فروپاشی شوروی، وجود تعدد قومیت‌ها و جمهوری‌ها بود که در دوران استالین با سرکوب مواجه شده بودند و با تضعیف شدن دولت مرکزی، جمهوری‌های بالتیک، قفقاز و آسیای مرکزی خواهان استقلال شدند و نظام کمونیستی توان یا اراده لازم برای مهار این جنبش‌ها را نداشت. 

6-فشارهای خارجی و جنگ سرد: درحالی‌که نظام شوروی از درون در حال فروپاشی بود، از بیرون هم فشارهای شدیدی وارد می‌شد و ناتوانی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با ضربات بیرونی هم‌راستا شدند. مواردی نظیر رقابت‌های تسلیحاتی با آمریکا، برنامه رقابت با «جنگ ستارگان» آمریکا، شکست در افغانستان که با تلفات انسانی و تضعیف روحیه و اعتبار شوروی همراه بود، زمینه‌های سقوط را فراهم کرد.

7-اصلاحات گورباچف (پروستریکا و گلاسنوست): درحالی‌که سیستم دیگر توان و کشش هرگونه تغییری را نداشت، گورباچف با برنامه‌های اصلاح‌طلبانه‌اش تلاش کرد تا سیستم را زنده نگه دارد. نه پروستریکا یا بازسازی اقتصادی و نه گلاسنوست یا فضای باز سیاسی، هیچ‌کدام نتوانست فساد و ناکارآمدی نظام شوروی را بهبود بخشد و مشروعیت حزب کمونیست را بازگرداند. فراموش نکنیم که اتحاد جماهیر شوروی چون ضعیف بود فرونپاشید، بلکه عواملی همچون اصلاح‌ناپذیری سیستم، کنترل سیاسی تضعیف شده، اقتصاد ناتوان و غیررقابتی و از بین رفتن انسجام هویتی موجب گردید در یک روز به ناگاه یک قدرت غول‌آسا که سال‌ها دست تطاولش سرزمین‌های بسیاری را درنوردیده بود، فرو ریزد و به تاریخ بپیوندد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۳ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات