خانهدوستی؛ نشانه انزوا یا انتخابی آگاهانه
تنهاییِ انتخابی میتواند به افزایش خلاقیت، تمرکز و خودآگاهی منجر شود، در حالی که تنهایی تحمیلی اغلب با احساس طردشدگی و رنج روانی همراه است
در سالهای اخیر، بهویژه پس از همهگیری کرونا، «تنهایی» اغلب بهعنوان یک بحران اجتماعی مطرح شده است. تیترهای هشداردهنده از افزایش انزوا، افسردگی و گسستهای اجتماعی خبر میدهند.
به گزارش همشهری آنلاین، این افراد که در ادبیات روانشناسی غیررسمی به «خانهدوستها» معروف شدهاند، الزاماً خجالتی، افسرده یا منزوی نیستند. پژوهشهای جدید نشان میدهد که بسیاری از انسانهای خانه دوست روابط اجتماعی سالمی دارند، اما ترجیح میدهند انرژی خود را در محیطی امن، قابل پیشبینی و شخصی بازیابی کنند.
تنهاییِ انتخابی در برابر تنهاییِ تحمیلی
روانشناسان میگویند خانه برای این افراد تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه پناهگاهی روانی است؛ جایی که فشارهای اجتماعی کاهش مییابد، نیاز به نقشبازیکردن کمتر میشود و فرد میتواند خودِ واقعیاش باشد. برخلاف تصور رایج، این ترجیح لزوماً به معنای گریز از جامعه نیست، بلکه شکلی از خودتنظیمی روانی به شمار میرود.
کارشناسان تأکید میکنند که تفاوت مهمی میان «تنهاییِ انتخابی» و «تنهاییِ تحمیلی» وجود دارد. تنهاییِ انتخابی میتواند به افزایش خلاقیت، تمرکز و خودآگاهی منجر شود، در حالی که تنهایی تحمیلی اغلب با احساس طردشدگی و رنج روانی همراه است.
وقتی خانهنشینی افراطی میشود
البته متخصصان هشدار میدهند که مانند هر الگوی رفتاری دیگر، افراط در خانهنشینی نیز میتواند مشکلساز شود. قطع کامل روابط اجتماعی یا اجتناب مداوم از تعامل با دیگران ممکن است در بلندمدت به کاهش مهارتهای ارتباطی بینجامد. از این رو، تعادل همچنان کلید اصلی سلامت روان باقی میماند.
بازنگری در یک قضاوت اجتماعی
در نهایت، شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه قالبی به «خانه ماندن» را بازنگری کنیم. برای برخی، شلوغی بیرون انرژیبخش است و برای برخی دیگر، سکوت خانه. هیچکدام ذاتاً برتر از دیگری نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شناخت نیازهای روانی خود و احترام به تفاوتهای فردی است.