فرارو | واکنش روزنامه اصولگرا به انتخاب رئیس جدید صداوسیما
کد خبر: ۵۰۷۰۶۱
رسانه ملی نیرو‌های کاربلد ندارد، ضعف تکنیکی هم دارد

واکنش روزنامه اصولگرا به انتخاب رئیس جدید صداوسیما

برای تبدیل‌شدن به یک رسانه هدایت‌گر، برخی از زمینه‌ها فراهم است، اما شاید رسانه ملی به دو دلیل بهره‌مند نبودن از نیروی انسانی کاربلد و ضعف‌های تکنیکی نتوانسته است انتظارات را برآورده کند.
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۲ - ۰۸ مهر ۱۴۰۰

روزنامه اصولگرای جوان نوشت: تغییر در مدیریت صداوسیما همیشه با این پرسش ناگزیر روبه‌رو می‌شود که «آیا رسانه ملی تغییر (مثبت) خواهد کرد؟!»

برخی مطالعات نشان می‌دهد تصور مردم از بخش خبری صداوسیما آن است که این رسانه تا حدودی «بسته»، «محدود» و «توجیه‌گر وضع موجود» است؛ و اتفاقاً همه این‌ها را با تلقی حفظ منافع ملی انجام می‌دهد، در حالی که منافع ملی لزوماً توجیه‌کننده وضع موجودی که معلول عملکرد برخی مدیران یا حتی ساختار‌های ناکارآمد است، نیست.

رسانه نباید توجیه‌گر باشد، اما «هدایت‌گری» رسانه کاملاً معقول و امری پذیرفته شده در فرهنگ رسانه‌ای است. بین توجیه و هدایت، آن‌قدر احتمال خلط هست که کافی است شما توان هدایتگری نداشته باشید، به راحتی به دامان توجیه‌گری می‌افتید.

برای تبدیل‌شدن به یک رسانه هدایت‌گر، برخی از زمینه‌ها فراهم است، اما شاید رسانه ملی به دو دلیل بهره‌مند نبودن از نیروی انسانی کاربلد و ضعف‌های تکنیکی نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. عموماً این گونه است که برخی افراد ناشایست برای حضور در عرصه رسانه و رفتن روی آنتن به هر چیزی تن می‌دهند و هر سدی را از مقابل خود با تخفیف نفس هم که شده برمی‌دارند، در حالی که افراد شایسته معمولاً به واسطه عزت‌نفس و خوی کناره‌گیری از شهرت و هیاهو، تمایلی به حضور در عرصه رسانه ندارند. این وضعیت در درازمدت سبب می‌شود همه چیز در اختیار ناشایسته‌سالاری قرار بگیرد. وظیفه رسانه‌ای که می‌خواهد هدایتگر یک تمدن و ملت بزرگ باشد، این است که به درون خلوت خیل عظیم شایستگان فرهنگ و تمدن ایرانی برود و آنان را به میدان رسانه ملی وارد سازد و با پذیرش فضای بازتر و حذف برخی نظارت‌های غیرمؤثر زمینه شایسته‌سالاری را در این رسانه معظم فراهم کند.

اگر مجری یک برنامه گفتگومحور یا مجری یک بخش خبری، شخصی باسواد و مستقل و آشنا به فنون رسانه باشد، دیگر نیازی به کنترل او از هفتاد جهت نیست و حضور مستقل او را مردم باور می‌کنند و چنین عاملی می‌تواند راهبرد هدایتگری رسانه ملی را به پیش ببرد، اما وقتی مجری متوسطی به کار گرفته شود و او از چند جهت زیر نظر ناظران قرار بگیرد که خطا‌های ناگزیرش را کنترل کنند، آن وقت راهبرد هدایتگری یک رسانه پرمخاطب مانند صداوسیما به فضایی غیرقابل باور برای مردم و خسته‌کننده و ناامیدکننده تبدیل می‌شود.

اکنون رسانه ملی ما عروس هزارداماد است و هر بخشی از دولتی‌ها گرفته تا غیردولتی‌ها انتظار دارند و می‌پندارند که این رسانه باید تریبون بلافصل و یک‌طرفه آنان باشد. در فشار دستگاه‌ها رفته رفته تلویزیون و رادیوی ما دیگر صدای مردم نخواهد بود.

مجله فرارو
پرطرفدارترین عناوین