فرارو | ماجرای قتل «گل »در نیلوفر؛ با تبر ستون فقراتش را قطع کردم!
کد خبر: ۴۰۶۹۲۷
بنابراین گزارش، رمضان متهم ۵۲ ساله گفت: من با تبر به او «گل» حمله ور شدم و به ستون فقراتش ضربه زدم طوری که بعد فهمیدم این ضربه ستون فقراتش را قطع کرده است!
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۷ - ۰۳ مرداد ۱۳۹۸
مرد ۵۲ ساله: با تبر ستون فقراتش را قطع کردم!
 
برق سه فاز زمانی از سر متهم به قتل پرید که تازه متوجه شد، راننده تاکسی که او را به میدان «جام عسل» منطقه رضاشهر مشهد رسانده، یکی از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی است که در پوشش راننده مسافرکش او را به دام انداخته و تا مقر پلیس آگاهی هدایت کرده است در این لحظه بود که ناگهان ...

به گزارش خراسان، جوان ۲۸ ساله‌ای که متهم است به همراه چند نفر دیگر و در یک نزاع وحشتناک شبانه، جوان ۳۰ ساله افغانستانی را با ضربات هولناک چاقو به قتل رسانده است روز دوشنبه گذشته در بازسازی صحنه جنایت تلاش کرد تا ارتکاب این جنایت مخوف را به گردن یکی از دوستانش بیندازد که او نیز به همراه پدرش در این نزاع مرگبار چاقو و تبر به دست داشتند.

آغاز درگیری از لانه کبوتران تا قتل
ماجرای این حادثه خونین شب پنجم اردیبهشت سال ۹۷، زمانی در دستور کار پلیس قرار گرفت که شهروندان در تماس با مرکز پلیس ۱۱۰، از وقوع یک درگیری خونین در توس ۳۳ (کشف) خبر دادند.

با حضور نیرو‌های انتظامی در محل وقوع حادثه مشخص شد که یکی از مجروحان این حادثه که با خودرو‌های عبوری به مرکز درمانی (بیمارستان رضوی) منتقل شده بود، بر اثر شدت عوارض ناشی از اصابت اجسام برنده و نوک تیز جان خود را از دست داده است. با افشای این موضوع، نیرو‌های انتظامی مراتب را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع دادند.

دقایقی بعد با حضور قاضی کاظم میرزایی در مرکز درمانی، تحقیقات قضایی درباره چگونگی وقوع این جنایت آغاز شد. بررسی‌های مقدماتی نشان می‌داد: جوان ۲۲ ساله (مقتول) بر اثر اصابت ضربات چاقو، تبر و اشیای برنده مانند شیشه شکسته نوشابه به قتل رسیده است.

در همین حال ادامه تحقیقات بیانگر آن بود افرادی که مجروح ۲۲ ساله این حادثه را به مرکز درمانی رسانده اند نیز از محل گریخته اند که یکی از آنان با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی میرزایی در اطراف بیمارستان دستگیر شد.

تحقیقات میدانی شبانه
این گزارش حاکی است، در حالی که شب از نیمه گذشته بود، مقام قضایی به همراه کارآگاهان جنایی پلیس، عازم توس ۳۳ شد و به تحقیقات میدانی ادامه داد. بررسی‌ها حاکی از آن بود که چند جوان افغانستانی که روی پشت بام یکی از منازل محل حضور داشتند با عده دیگری در همان محل درگیر شده اند که در نتیجه این درگیری یکی دیگر از برادران مقتول نیز مجروح شده و توسط اورژانس به بیمارستان طالقانی مشهد انتقال یافته است.
 
بنابراین گزارش، در حالی که تحقیقات قضایی به سپیده دم کشیده بود، قاضی ویژه قتل عمد برای یافتن سرنخی از عاملان درگیری عازم مرکز درمانی شد، اما مجروح حادثه پس از مداوای اولیه، ساعتی قبل از بیمارستان ترخیص شده بود. با دستگیری برادر مقتول و فرد دیگری که توسط نیرو‌های انتظامی در اطراف بیمارستان رضوی به دام افتاده بود، بازجویی از آن‌ها در حالی آغاز شد که هنوز تعدادی از عاملان شرکت در نزاع دسته جمعی و ضاربان متواری بودند.

متهمان این پرونده در بازجویی‌های مقدماتی که به صبح روز بعد کشیده شدبه قاضی میرزایی گفتند: در پشت بام منزل یکی از دوستانمان کنار لانه کبوتران بودیم که سر و صدایی از داخل کوچه بلند شد.

ابتدا فکر کردیم پدر دوست مان از حضور ما در این مکان ناراحت شده است و سر و صدا می‌کند، اما وقتی دوست مان آمد، گفت: افراد دیگری داخل کوچه هستند که ما با شنیدن این جمله از آن جا فرار کردیم، ولی داخل کوچه افرادی به ما حمله کردند.

یکی از همراهان ما به نام سیدگل (افغانستانی) بر اثر اصابت ضربات چاقو به زمین افتاد. چون حالش وخیم بود او را با وانت به بیمارستان رضوی بردیم. برادر مقتول نیز گفت: من خانه خواهرم بودم که فردی گفت: برادرت را کتک می‌زنند من هم بلافاصله به محل آمدم و در درگیری با آنان زخمی شدم که اورژانس مرا به بیمارستان طالقانی برد.

گزارش خراسان حاکی است، اظهارات متهمان دستگیر شده در حالی برای مقام قضایی باورپذیر نبود که بررسی‌های میدانی و تجربه قضایی او، از یک کینه واختلاف قدیمی بین طرفین نزاع مرگبار حکایت داشت، اما قطعه اصلی این پازل، متهم فراری به نام «وحید-هـ» بود چرا که اعترافات او به عنوان عامل درگیری خونین، کلید حل این معمای پیچیده جنایی به شمار می‌رفت.

دستورات محرمانه
بنابراین قاضی کاظم میرزایی با صدور دستورات محرمانه‌ای از کارآگاهان خواست برای دستگیری متهم فراری به شیوه‌های اطلاعاتی متوسل شوند.

به همین دلیل گروه زبده‌ای از کارآگاهان با نظارت مستقیم سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی) و به سرپرستی سرگرد وحید حمیدفر (افسر پرونده) وارد عمل شدند و به تجزیه و تحلیل‌های کارشناسی پرداختند.
 
آنان سپس ردیابی‌های علمی، با استفاده از تجهیزات پیشرفته پلیسی را در دستور کار قرار دادند تا این که چند ماه بعد و با استفاده از شگرد‌های تخصصی به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می‌داد «وحید-هـ» توسط افرادی حمایت مالی می‌شود و قرار است در یکی از بیمارستان‌های مشهدحضور یابد چرا که تحقیقات اطلاعاتی کارآگاهان بیانگر آن بود که همسر متهم برای به دنیا آوردن فرزندش در بیمارستان مذکور بستری است.

این گونه بود که کارآگاهان دو شبانه روز با پوشش مبدل در اطراف بیمارستان به انتظار نشستند تا این که در زمان ملاقات عمومی بیماران، ناگهان متهم ۲۸ ساله را دیدند که با پوشش خاصی و در میان جمعیت ملاقات کننده وارد بیمارستان شد و به سوی اتاقی رفت که همسرش در آن بستری بود! اما کارآگاهان در این لحظه وارد عمل نشدند و همه راه‌های احتمالی فرار او را به محاصره درآوردند.
 
ساعتی بعد با دستور سرهنگ غلامی ثانی و راهنمایی‌های قاضی میرزایی، یکی از کارآگاهان در حالی پشت فرمان یک دستگاه تاکسی نشست که سه کارآگاه دیگر نیز به عنوان مسافر داخل خودرو جای گرفتند و چشم به در بیمارستان دوختند.
 
مرد ۵۲ ساله: با تبر ستون فقراتش را قطع کردم!

دستگیری متهم فراری
هنوز دقایقی بیشتر از این ماجرا نگذشته بود که وحید باز هم در حالی که چهره خود را پنهان می‌کرد و با وسواس اطرافش را می‌پایید به آرامی کنار خیابان ایستاد تا خودروی مسافربری از راه برسد!
 
در این هنگام بلافاصله تاکسی استارت خورد و مقابل پای وحید ترمز زد او نشانی میدان جام عسل را داد و راننده با صدای بوق از او خواست سوار شود در این لحظه یکی از کارآگاهان که در پوشش مسافر و در صندلی عقب نشسته بود با این شگرد که قرار است زودتر از او از خودرو پیاده شود، متهم ۲۸ ساله را به ناچار در وسط صندلی عقب نشاند و این گونه دو کارآگاه در اطراف وی قرار گرفتند.

راننده تاکسی در‌های خودرو را به شیوه‌ای پلیسی قفل کرد تااین که از سمت میدان جام عسل به طرف ساختمان پلیس آگاهی پیچید که در فاصله حدود ۲۰۰ متری قرار داشت.

وحید که با دیدن این شرایط تازه به اوضاع مشکوک شده بود از راننده خواست توقف کند، اما دیگر دیر شده بود ناگهان، یکی از کارآگاهان کارت شناسایی را مقابل چشمان وحید گرفت و لوله اسلحه را به سوی او نشانه رفت تا حرکت اضافی نکند! این متهم ۲۸ ساله که همه راه‌های گریز را بسته می‌دید در حالی برق سه فاز از سرش پرید که تازه فهمید در دام کارآگاهان پلیس آگاهی گرفتار شده است.

ساعتی بعد بازجویی از این متهم فراری در حالی آغاز شد که او خود را بی خبر از ماجرای قتل «گل» در خیابان نیلوفر نشان می‌داد. اما کارآگاهان با دستور قاضی شعبه ۲۱۱ دادسرای مشهد آن قدر مدارک انکارناپذیر روی میز ریختند که متهم ۲۸ ساله به ناچار لب به اعتراف گشود و به حضور خود در این درگیری وحشتناک معترف شد.

در پی اعترافات وی، کارآگاهان بلافاصله عوامل دیگر نزاع دسته جمعی مرگبار را از زندان تحویل گرفتند تا در یک مواجهه حضوری همه زوایای این پرونده فاش شود.

این در حالی بود که برخی از متهمان به وجود تبر، لوله فلزی آب و چماق نیز در این درگیری مرگبار اذعان کردند.

بازسازی صحنه جنایت
به همین دلیل صبح روز دوشنبه گذشته و با صدور دستوری از سوی قاضی ویژه قتل عمد مشهد، مقدمات بازسازی صحنه جرم در خیابان نیلوفر ۸ در منطقه کشف مشهد فراهم شد و چهار نفر از متهمان اصلی این پرونده جنایی مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفتند تا ماجرای این جنایت هولناک را در حضور قاضی کاظم میرزایی تشریح کنند.

دقایقی بعد هر چهار متهم در حالی که حلقه‌های قانون بر دستانشان خودنمایی می‌کرد از خودروی پلیس پیاده شدند و مقابل دوربین ایستادند.

این در حالی بود که در مواجهه متهمان و شاهدان عینی این حادثه خونین، شکل ظاهری چاقو‌هایی که در صحنه درگیری مورد استفاده متهمان قرار گرفته بود، ترسیم و برای مطابقت آن‌ها با ضربه کشنده، به پزشکی قانونی ارسال شد.

با تطبیق اشکال این چاقوها، مشخص شد که ضربه مرگبار به ناحیه قفسه سینه با چاقو وارد آمده است.

«وحید-هـ» پس از معرفی کامل خود گفت: آن روز من چاقو داشتم که وارد درگیری دسته جمعی شدم، اما آن چاقو را به کمرم بسته بودم و در لحظه درگیری استفاده نکردم! اما مرحوم «گل» و رضا کینه قدیمی داشتند یک بار «گل» چاقوی رضا را از دستش گرفته و به او پس نداده بود! آن روز «گل» به رضا گفت: چاقوی بی غلاف، صاحب ندارد! به همین خاطر کینه عمیقی بین آن‌ها شکل گرفت!

متهم ۲۸ ساله این پرونده جنایی ادامه داد: روز حادثه «گل» را دیدم که به همراه دوستانش به منزلی در خیابان نیلوفر رفتند و در پشت بام مشغول کبوتربازی شدند. «گل» همیشه فکر می‌کرد که من چند نفر را اجیر کرده ام تا او را کتک بزنند به همین دلیل از من ناراحت بود!

وقتی درگیری شروع شد رضا و سجاد و رمضان هم بودند که ناگهان برادر مرحوم «گل» هم به وسط درگیری آمد و مجروح شد. در این میان رضا چاقو داشت، ولی من چاقویم را از کمرم باز نکردم! رمضان که پدر یکی از متهمان است با تبر حمله می‌کرد! و سجاد هم لوله فلزی در دست داشت؛ بنابراین گزارش، رمضان متهم ۵۲ ساله نیز گفت: من با تبر به او «گل» حمله ور شدم و به ستون فقراتش ضربه زدم طوری که بعد فهمیدم این ضربه ستون فقراتش را قطع کرده است!

با اظهارات متهمان و با صدور دستوری از سوی قاضی میرزایی، بازسازی صحنه قتل پایان یافت و این پرونده جنایی در مسیر طی شدن دیگر مراحل دادرسی قرار گرفت.
برچسب ها: حوادث درگیری قتل
مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
رهبر جدید جریان اصلاحات؛ کارگزاران به دنبال چیست؟
فعالین سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با فرارو
رهبر جدید جریان اصلاحات؛ کارگزاران به دنبال چیست؟
چه کسانی با «چهار میلیارد ارز دولتی» در کانادا خانه خریده‌اند؟
رئیس سابق کنفدراسیون صادرات ایران در گفتگو با فرارو عنوان کرد
چه کسانی با «چهار میلیارد ارز دولتی» در کانادا خانه خریده‌اند؟
پربیننده ترین
گزارش تصویری