آگاه
کد خبر: ۱۰۱۴۳۳۰

در گفت‌وگو با امیرعلی ابوالفتح بررسی شد؛

آینده مبهم «ترامپیسم»/ دموکرات‌ها چه اهرم‌هایی برای مهار دولت دارند؟

آینده مبهم «ترامپیسم»/ دموکرات‌ها چه اهرم‌هایی برای مهار دولت دارند؟

تحلیلگر ارشد مسائل امریکا گفت: نارضایتی از عملکرد ترامپ به‌تدریج به حزب جمهوری‌خواه هم تسری پیدا کرده و بر موقعیت انتخاباتی این حزب تاثیر گذاشته است.

پیشتازی دموکرات‌ها در نظرسنجی‌های سراسری و رقابت‌های نزدیک سنا در هفت ایالت کلیدی، انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا را به آزمونی چندوجهی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه تبدیل کرده است؛ انتخاباتی که علاوه بر سنجش میزان حمایت عمومی از عملکرد رییس‌جمهوری، می‌تواند موازنه قدرت در کنگره و دامنه نظارت قانون‌گذاران بر دولت را تغییر دهد.

به گزارش اعتماد، در سطح ملی، میانگین نظرسنجی‌های «ریل‌کلیرپالیتیکس» از برتری ۸.۲درصدی دموکرات‌ها در رای عمومی حکایت دارد، به‌طوری‌که سهم این حزب ۵۱.۴درصد و سهم جمهوری‌خواهان ۴۳.۲درصد برآورد شده است. در نظرسنجی اکونومیست و یوگاو نیز ۴۴درصد پاسخ‌دهندگان انتظار دارند دموکرات‌ها کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، درحالی که این رقم برای جمهوری‌خواهان ۳۱درصد است. در رقابت سنا نیز ۳۹درصد از احتمال آرای بالای دموکرات‌ها در برابر ۳۶درصد از پیشتازی جمهوری‌خواهان سخن گفته‌اند.

با این همه تصویر رقابت‌ها در هفت ایالت کلیدی نیز از فاصله اندک نامزدهای دو حزب حکایت دارد. براساس نظرسنجی مشترک نیویورک‌تایمز و موسسه سینا که از ۲۳ اکتبر تا اول نوامبر انجام شده، دموکرات‌ها در هر هفت ایالت میشیگان، تگزاس، مین، کانزاس، اوهایو، آلاسکا و آیووا از رقبای جمهوری‌خواه خود پیش هستند.

«عبدال السید» در میشیگان با ۱۱درصد و «جیمز تالاریکو» در تگزاس با ۷درصد اختلاف پیشتازند؛ فاصله نامزدهای دموکرات در مین ۶درصد، در کانزاس و اوهایو ۵درصد، در آلاسکا ۲درصد و در آیووا یک درصد است. با این حال، به جز میشیگان و تگزاس، رقابت در پنج ایالت دیگر از نظر آماری همچنان نزدیک و در محدوده خطای نظرسنجی قرار دارد. به باور برخی ناظران اهمیت این رقابت‌ها از آن جهت است که دموکرات‌ها برای تصاحب اکثریت سنا باید علاوه بر حفظ تمام کرسی‌های فعلی خود، دست‌کم چهار کرسی جمهوری‌خواهان را نیز به دست آورند.

گفتنی است در کنار رقابت‌های حزبی، اقتصاد و هزینه‌های زندگی به یکی از محورهای اصلی تصمیم رای‌دهندگان تبدیل شده است. براساس نظرسنجی نیویورک‌تایمز و سینا، تنها ۳۸درصد رای‌دهندگان در این هفت ایالت عملکرد ترامپ را تایید می‌کنند و دموکرات‌ها در موضوع هزینه‌های زندگی ۹درصد از جمهوری‌خواهان اعتماد بیشتری جلب کرده‌اند. افزایش هزینه سوخت پس از جنگ با ایران و نارضایتی از سیاست‌های تعرفه‌ای دولت، به‌ویژه در میان کشاورزان، بر فضای رقابت در ایالت‌هایی مانند کانزاس اثر گذاشته است.

همزمان، داده‌های نظرسنجی از افزایش حمایت جوانان و لاتین‌تبارها از دموکرات‌ها و کاهش حمایت رای‌دهندگان سفیدپوست طبقه کارگر از جمهوری‌خواهان حکایت دارد؛ گروهی که در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴.۷۴درصد آرای آن به ترامپ اختصاص یافته بود، اما در نظرسنجی تازه سهم جمهوری‌خواهان در میان آنان به ۵۶درصد رسیده است. ازسوی دیگر، بیش از ۴۳ میلیون نفر تا روزهای پایانی کارزار رای خود را به‌صورت زودهنگام ثبت کرده‌اند؛ رقمی نزدیک به ۱۰ میلیون نفر بیشتر از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۲، هر چند افزایش مشارکت به‌تنهایی مشخص نمی‌کند کدام حزب از این روند سود خواهد برد. روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی حاصل از نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس ارشد مسائل امریکا گفت‌وگو کرده است. 

تورم، انرژی و جنگ تجاری؛ پاشنه‌آشیل دولت ترامپ

امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در پاسخ به پرسشی درباره دلایل بروز نارضایتی رای‌دهندگان امریکایی از حزب حاکم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و پیش‌بینی نتایج کارزار براساس آخرین نظرسنجی‌ها گفت: در سنت سیاسی ایالات‌متحده، حزبی که کنترل کاخ سفید را دراختیار دارد، معمولا در نخستین انتخابات میان‌دوره‌ای پس از به قدرت رسیدن با شکست مواجه می‌شود. این الگو هم در دوره‌هایی که دموکرات‌ها قدرت را دراختیار داشته‌اند و هم در دوره‌های حاکمیت جمهوری‌خواهان تکرار شده است.

به گفته ابوالفتح در سال ۲۰۲۴ قدرت به جمهوری‌خواهان رسید و اکنون این حزب دولت را دراختیار دارد. بنابراین، باتوجه به سنت سیاسی امریکا، انتظار می‌رود جمهوری‌خواهان در انتخابات سال ۲۰۲۶ با شکست مواجه شوند و بخشی از کرسی‌های خود را ازدست بدهند. بخشی از این مساله به وعده‌های انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری بازمی‌گردد.

این تحلیلگر مسائل امریکا در ادامه گفت: نامزدها با طرح وعده‌هایی در انتخابات پیروز می‌شوند، اما پس از پایان انتخابات و تشکیل دولت، تحقق بخش قابل‌توجهی از این وعده‌ها با مشکلاتی مواجه می‌شود. مجموعه ناکامی‌ها در عمل به وعده‌های انتخاباتی، باعث شده است دونالد ترامپ نیز با چنین وضعیتی روبه‌رو شود. نارضایتی از عملکرد ترامپ به‌تدریج به حزب جمهوری‌خواه هم تسری پیدا کرده و بر موقعیت انتخاباتی این حزب تاثیر گذاشته است.

ابوالفتح در ادامه خاطرنشان کرد: در این میان، موضوعات مختلفی ازجمله جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی و تورم، در کنار مسائل داخلی امریکا، در شکل‌گیری این نارضایتی نقش دارند. ترامپ در حوزه جنگ تجاری نیز وعده‌هایی مطرح کرده که تاکنون موفقیت مورد انتظار در تحقق آن‌ها به دست نیامده است. او همچنین وعده داده بود تورم را کاهش دهد، اما این هدف نیز محقق نشده است. البته در برخی حوزه‌ها، ازجمله موضوع مهاجرت، عملکرد دولت او در مقایسه با سایر وعده‌ها بهتر بوده است؛ با این حال، در مجموع با مشکلاتی در زمینه تحقق وعده‌های انتخاباتی خود مواجه شده است.

این کارشناس ارشد مسائل امریکا در ادامه تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در این میان مطرح است، مساله جنگ ایران است، اما تمام ماجرا به این موضوع محدود نمی‌شود. به عبارت دیگر، اگر حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای شکست بخورد، نمی‌توان این نتیجه را صرفا به جنگ ایران نسبت داد؛ چراکه مجموعه‌ای از عوامل و نارضایتی‌ها در شکل‌گیری چنین نتیجه‌ای نقش خواهند داشت. 

چرایی کوچک‌تر شدن پایگاه رای جمهوری‌خواهان در میان اقلیت‌ها

ابوالفتح در پاسخ به دیگر پرسش درباره چرایی ریزش آرای جمهوری‌خواه در میان اقلیت ازجمله لاتین‌تبارها و جوانان در فاصله زمانی دوساله سپری شده از دولت ترامپ گفت: زمانی که مشکلات اقتصادی بروز پیدا می‌کند، برخی گروه‌های اجتماعی بیش از سایرین درمعرض فشارهای اقتصادی قرار می‌گیرند. جوانان یکی از این گروه‌ها هستند. نسل جوان، برخلاف پدران و مادران خود، از درآمد و ثبات اقتصادی مشابهی برخوردار نیست و فشار بیشتری را تحمل می‌کند. با افزایش هزینه‌های زندگی، جوانان حتی قادر نیستند بسیاری از تفریحات و فعالیت‌هایی را که پیش‌تر انجام می‌دادند، ادامه دهند. در چنین شرایطی، امید آن‌ها به دستیابی به یک زندگی مرفه کاهش پیدا می‌کند و به تدریج احساس سرخوردگی و نارضایتی در میان آن‌ها شکل می‌گیرد. 

به باور ابوالفتح در ایالات‌متحده گروه‌های اقلیت نیز از دیگر گروه‌هایی هستند که در شرایط دشوار اقتصادی بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند؛ اقلیت‌های نژادی، جنسیتی و مذهبی، هر کدام به شکلی با پیامدهای این وضعیت مواجه می‌شوند. زمانی که کارخانه‌ها و شرکت‌ها تعدیل نیرو را آغاز می‌کنند و فرصت‌های شغلی کاهش می‌یابد، مهاجران و مهاجرتبارها، ازجمله لاتین‌تبارهایی که از جامعه بومی یا نسل‌های قدیمی‌تر آن نیستند، ممکن است بیش از دیگران فرصت‌های شغلی خود را ازدست بدهند. در چنین شرایطی، نارضایتی در میان این گروه‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند. همچنین سیاه‌پوستان و زنان نیز ممکن است بیشتر در معرض اخراج از کار و تحمل فشارهای اقتصادی قرار بگیرند، به همین دلیل قابل انتظار است که با بروز مشکلات اقتصادی، گروه‌هایی که پیش‌تر به یک نامزد انتخاباتی رای داده‌اند، اما پس از پیروزی او شاهد تحقق وعده‌هایش نبوده‌اند، بیش از سایرین حمایت خود را از آن نامزد یا حزب سیاسی از دست بدهند.

این کارشناس مسائل امریکا در ادامه یادآور شد: در میان گروه‌هایی مانند افراد میانسال، اقشار مرفه و سفیدپوستان که بخش اصلی و بلوک اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند، میزان ریزش آرا ممکن است کمتر باشد، اما این ریزش در میان گروه‌های اقلیت بیشتر خواهد بود. از این منظر، می‌توان توضیح داد و قابل فهم است که چرا حمایت از حزب جمهوری‌خواه در میان جوانان، زنان و سیاه‌پوستان با کاهش بیشتری مواجه شده است. 

آزمون نفوذ ترامپ در حزب جمهوری‌خواه

این کارشناس ارشد مسائل امریکا در ادامه و در رابطه با پیامدهای انتخابات کنگره به عنوان متغیری مهم بر تقویت یا کاهش شکاف‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان بالاخص در انتخابات ۲۰۲۸ ریاست‌جمهوری گفت: اگر حزب جمهوری‌خواه یاحزب متبوع دونالد ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوند و برخلاف انتظارات، شکست نخورند، این نتیجه می‌تواند به تقویت وحدت درون حزب حول محور ترامپ منجر شود. در چنین شرایطی، ترامپ می‌تواند تلاش کند نفوذ خود را در حزب حفظ کند و حتی در تعیین نامزد جمهوری‌خواهان برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ نقش‌آفرینی کند. هرچند نامزدی برای سومین دوره ریاست‌جمهوری او به لحاظ قانون اساسی امکان‌پذیر نیست، اما می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در معرفی و حمایت از نامزد موردنظر خود داشته باشد؛ بدان معنا که از هر فردی حمایت کند، احتمال تبدیل شدن او به نامزد حزب و پیروزی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری وجود خواهد داشت. در واقع، اگر جمهوری‌خواهان پس از انتخابات میان‌دوره‌ای به پیروزی برسند، ترامپ می‌تواند خود را قهرمان این پیروزی معرفی کند. 

ابوالفتح در ادامه و با اشاره به سناریوی شکست جمهوری‌خواهان یادآورد شد: اما اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات شکست بخورند، نخستین اتفاقی که رخ می‌دهد، آغاز رقابت‌ها و اختلافات درون‌حزبی بر سر تعیین مسئول شکست خواهد بود. در چنین شرایطی، جریان‌های مختلف جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند مسوولیت ناکامی را به گردن یکدیگر بیندازند. برای مثال، بخشی از جریان راست در حزب جمهوری‌خواه ممکن است جناح‌های دیگر را مقصر بداند؛ گروهی دیگر معتقد باشند حمایت از جنگ با ایران عامل شکست بوده و عده‌ای نیز سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی دولت را دلیل این ناکامی معرفی کنند.

به گفته ابوالفتح درنتیجه، شکاف‌های درون حزب شکست‌خورده افزایش پیدا می‌کند و جایگاه ترامپ و میزان نفوذ او در حزب، ازجمله در تعیین مسیر سیاسی جمهوری‌خواهان، تضعیف خواهد شد. در این میان، رقابت میان دو جریان ماگا و نئوکان‌ها نیز تشدید می‌شود. برای مثال، چهره‌هایی مانند جی‌دی ونس که نماینده جریان ماگا و مخالف جنگ است و مارکو روبیو که نماینده جریان نئوکان و جنگ‌طلب در امریکاست، ممکن است درگیر رقابت‌های درون‌حزبی شوند؛ رقابت‌هایی که محور اصلی آن، تعیین چهره موردحمایت حزب برای انتخابات مقدماتی ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ خواهد بود.

این تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در ادامه خاطرنشان کرد: بنابراین، سرنوشت انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند بر معادلات سیاسی و رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۲۸، هم در حزب دموکرات و هم در حزب جمهوری‌خواه، تاثیر بگذارد. باید توجه داشت حزبی که ریاست‌جمهوری را دراختیار دارد، مسوولیت اداره کشور را نیز برعهده دارد و به همین دلیل، اختلافات و رقابت‌های درون‌حزبی در آن معمولا پررنگ‌تر از حزب اپوزیسیون است. به عبارتی دیگر دعواهای درون‌حزبی در حزب حاکم، به دلیل مسوولیت مستقیم آن در اداره کشور، معمولا بازتاب و شدت بیشتری پیدا می‌کند. 

از فشار بودجه‌ای تا تحقیقات سیاسی ابزارهای کنگره برای مهار دولت

این تحلیلگر ارشد مسائل امریکا در پاسخ به دیگر پرسشی در راستای ترکیب احتمالی کنگره و نقش آن بر تصمیمات دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی گفت: در مورد کنگره باید گفت که این نهاد صرفا یکی از قوای سه‌گانه تاثیرگذار در ایالات‌متحده است و البته که ترکیب سیاسی آن می‌تواند بر یکی از ارکان اصلی ساختار قدرت در امریکا تاثیر بگذارد. با این حال، میزان تاثیرگذاری کنگره بر عرصه‌های مختلف سیاست عمومی، ازجمله سیاست داخلی و سیاست خارجی، یکسان نیست و به موضوع مورد بحث بستگی دارد. در برخی حوزه‌ها، کنگره اختیار و قدرت مانور بیشتری برای اعمال‌نظر دارد، اما در برخی موضوعات دیگر، اختیارات آن محدودتر است.

به گفته ابوالفتح به عنوان مثال، کنگره در موضوع ورود امریکا به جنگ یا جلوگیری از وقوع آن، به اندازه برخی حوزه‌های دیگر قدرت و اختیار ندارد، اما در زمینه سیاست‌های تعرفه‌ای، توافق‌هایی که دولت امریکا قصد دارد با کشورهای دیگر امضا کند، قراردادهای تجاری و همچنین انتصابات، نقش و اختیارات مهم‌تری دارد. برای نمونه، انتصاب برخی افراد به سمت سفیر به تایید کنگره نیاز دارد و نمایندگان و سناتورها می‌توانند درباره این انتصابات اعمال نظر کنند. 

این پژوهشگر مسائل امریکا در ادامه گفت: ازسوی دیگر، کنگره می‌تواند با تشکیل کمیته‌های تحقیق، عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی را نیز زیر ذره‌بین قرار دهد. برای مثال، اگر دموکرات‌ها در انتخابات پیروز شوند، ممکن است موضوع پایبندی دولت ترامپ به تعهداتش در زمینه تامین نیازهای تسلیحاتی اوکراین را مطرح کنند و دولت را مورد بازخواست قرار دهند که چرا به تعهدات قانونی خود برای تامین این نیازها عمل نکرده است. همچنین ممکن است تحقیقاتی درباره فاجعه میناب و حمله به آن در جنگ چهل روزه آغاز کنند. این قبیل اقدامات ازجمله مداخلاتی است که کنگره می‌تواند در حوزه سیاست خارجی انجام دهد. 

به باور این کارشناس مسائل امریکا، حتی ممکن است موضوع استیضاح برخی مقام‌های دولت نیز مطرح شود؛ برای مثال، وزیر جنگ که در راهبرد و مدیریت جنگ نقش مهمی دارد، می‌تواند در معرض چنین اقداماتی قرار بگیرد. با این حال، حتی اگر دموکرات‌ها در انتخابات پیروز شوند و کنترل کنگره را به دست بگیرند، به این معنا نیست که می‌توانند مانع وقوع جنگ شوند. البته کنگره می‌تواند از طریق اعمال محدودیت بر بودجه، دولت را تحت فشار قرار دهد و برای مثال، در ازای تصویب بودجه جنگ، از دولت بخواهد در حوزه‌ای مشخص کوتاه بیاید یا امتیازاتی ارایه کند.

به این ترتیب، امکان اعمال فشار و امتیازگیری وجود دارد، اما اینکه تصور کنیم کنگره می‌تواند به‌طور کامل مانع تصویب بودجه جنگ شود، چندان واقع‌بینانه نیست، چراکه به نظر می‌رسد درنهایت، بودجه جنگ تصویب خواهد شد، هر چند ممکن است با محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌هایی همراه باشد. با این حال، چنین محدودیت‌هایی لزوما برای کشوری که هدف حمله قرار گرفته، تاثیر تعیین‌کننده‌ای نخواهد داشت. مساله اصلی این است که اگر دولت امریکا و شخص دونالد ترامپ تصمیم به جنگیدن بگیرد، برای پیشبرد آن اقدام خواهد کرد و درنهایت راهی برای تامین بودجه موردنیاز خود از طریق کنگره پیدا می‌کند.

ارسال نظرات
خط داغ