توقیف قیمت دلار برای ۵ سال؛ ماجرای یک طرح جنجالی
طرح نمایندگان مجلس برای جلوگیری از افزایش نرخ ارز، بدون استفاده از ابزارهای دستوری و سیاستهای کنترلی سختگیرانه تا چه اندازه عملی به نظر میرسد؟
فرارو- طرح تثبیت پنجساله قیمت دلار از جمله خبرهایی است که با خواندنش ناخودآگاه تعجب میکنیم.
به گزارش فرارو؛ طرح را به گروهی از نمایندگان مجلس منتسب کردهاند و میگویند پیشنهاددهندگان اعتقاد دارند با اجبار صادرکنندگان به فروش ارز با نرخ رسمی در بازارهای داخلی میتوان قیمت دلار را دستکم برای مدت پنج سال ثابت نگه داشت. ایده از بعضی جهات شبیه ماجرای تورم صفر درصد شهرداری تهران است یا مثلا طرح فروش متری مسکن. ماجراجوییهایی که بیشتر تلاشی از سوی چهرههای سیاسی برای عرضاندام در محافل عمومی به حساب میآیند. اغلب این طرحها بیخطر هستند اما بعضی ایدهها به نتایج فاجعهباری ختم میشوند. درست مثل اصرار بر تثبیت قیمت بنزین در ابتدای دهه ۹۰ که اثرش را در آبان ۱۳۹۸ به شکل یک زخمی عمیق برجا گذاشت و ترکشهایش همچنان به اقتصاد کشور آسیب میزند.
آیا تثبیت ۵ ساله قیمت دلار واقعا امکانپذیر است؟
ایده مهار قیمت دلار پیش از این هم به ذهن خیلیها خطور کرده است. این موضوع شاید همین حالا جزو برنامههای اقتصادی دولت نباشد اما قطعا بسیاری از سیاستمداران و اقتصاددانان رویای آن را در سر داشتهاند. پس چرا تا امروز کسی سراغ اجرای آن نرفته است؟
احتمالا به این دلیل که در واقعیت هنوز کسی نتوانسته با غول چراغ جادو ملاقات کند و از او بخواهد نرخ ارز را برای ۵ سال ثابت نگه دارد! با این حال یادتان باشد چه درخواستی میکنید چون غول چراغ جادو نیز برای اجرای چنین ایدهای به دو شرط حیاتی نیاز دارد؛ اول اینکه روند متغیرهای کلان اقتصادی قابل پیشبینی باشد و دوم اینکه فعالان بازار به پایداری این سیاست اعتماد کامل داشته باشند.
پشت پرده مهار دستوری قیمت دلار
اگر فرض را بر اجرای این طرح بگذاریم، دولت و بانک مرکزی به یکسری ابزار نیاز دارند. بهعنوان مثال تمام ارز حاصل از نفت و صادرات غیرنفتی باید تحت کنترل مطلق بانک مرکزی باشد و فعالیت در بازار آزاد ارز بهطور کامل جرمانگاری شود.
بانک مرکزی همچنین باید کوهی از ذخایر ارزی داشته باشد تا بتواند به تقاضای سرکوبشده بازار پاسخ دهد. پس حداقل روی کاغذ و در بخشنامههای اداری تثبیت قیمت دلار امکانپذیر است ولی برای اینکه در عمل هم باری از روی دوش جامعه برداشته شود، باید در قدم اول بپذیریم نرخ ارز دشمن شماره یک اقتصاد نیست و اول باید برای هیولاهایی مثل تورم انباشته، کسری بودجه دولت و رشد بیرویه نقدینگی چاره پیدا کرد. در غیر این صورت کنترل دستوری بازار ارز تنها به معنای متراکم کردن فنر قیمت دلار است که دیر یا زود دوباره با قدرتی دیوانهوار رها خواهد شد.
تثبیت قیمت دلار حداقل روی کاغذ و در بخشنامههای اداری امکانپذیر است ولی آیا در عمل هم میتواند باری از روی دوش جامعه بردارد؟
معایب طرح سرکوب قیمت دلار بر اقتصاد و معیشت مردم
حامیان این طرح ممکن است با اصرار بگویند طرح ثبات ۵ ساله موفق میشود اما بیایید پیامدهای احتمالی این ایده بر معیشت و تولید را مرور کنیم:
|
پیامد اجرای طرح |
تاثیر مستقیم بر تولید و بازار |
|
رشد فزاینده رانت و فساد |
فاصله عمیق میان نرخ دستوری و واقعیت بازار، بستر مناسبی برای توزیع رانت و امضاهای طلایی فراهم میکند. |
|
فلج شدن صادرات غیرنفتی |
با وجود تورم سالانه در داخل، ثابت ماندن قیمت دلار یعنی نابودی کامل مزیت رقابتی صادرکنندگان ایرانی در بازارهای جهانی |
|
زمینگیر شدن تولید ملی |
دلار ارزانقیمت، صرفه واردات را بالا میبرد، به این ترتیب صنایع داخلی در رقابت نابرابر با نمونههای خارجی شکست خواهند خورد. |
|
جمعشدن فنر بازار ارز |
با تخلیه تدریجی ذخایر ارزی، ممکن است انرژی متراکمشده در بازار به صورت یک جهش ارزی سهمگین آزاد شود. |
آیا مهار قیمت دلار اقتصاد را نجات میدهد؟
آنچه اقتصاد ایران تا بهحال در قالب تجربه از سر گذرانده، بارها و بارها ثابت کرده نباید با ابزارهایی مثل قیمتگذاری دستوری سراغ بازار ارز رفت چون سرکوب قیمت دلار بدون درمان ریشههای تورم، تنها به معنای به تعویق انداختن بحران و انباشت مطالبات اقتصادی است. شاید طراحان چنین ایدههایی قبل از هر چیز باید به این پرسش پاسخ دهند که در شرایط فعلی میخواهند پول و منابع ارزی لازم برای تحقق این وعده را دقیقا از کجا تامین کنند؟