قاره سبز در دوراهی انفجار اجتماعی و اتحاد سیاسی
اروپا زیر فشار اعتراضات؛ آیا وحدت این قاره دوام میآورد؟
اروپا در میانه موجی از نارضایتی اجتماعی، بحران اعتماد و بیثباتی سیاسی قرار دارد؛ بحرانی که گرانی، مسکن غیرقابلدسترس و ضعف خدمات عمومی آن را تشدید کرده است. همزمان، جنگ اوکراین، رقابت با چین و ابهام درباره حمایت امنیتی آمریکا، همکاری قاره را ضروریتر کردهاند. اتحادیه اروپا با وجود اختلافات داخلی و دشواری تصویب بودجه، همچنان از حمایت نسل جوان برخوردار است؛ اما بقای آن به بهبود ملموس زندگی شهروندان وابسته خواهد بود.
فرارو- کاترین ای. دو فریس، معاون رئیس دانشکده و استاد مدرسه سیاست، اقتصاد و امور جهانی مؤسسه آموزش عالی دانشگاه مادرید.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، اروپا پاییزی متفاوت و سرشار از نارضایتی را تجربه میکند. معترضان در شهرهای مختلف با وجود تفاوت در خواستههای محلی، از نگرانی مشترکی سخن میگویند: آیندهای که هر روز نامطمئنتر به نظر میرسد و دولتهایی که از نگاه شهروندان، در برآوردهکردن انتظارات عمومی ناکام ماندهاند.
دسترسی دشوار به مسکن، کاهش قدرت خرید، دستمزدهایی که همگام با هزینههای زندگی افزایش نمییابند و مدارس و خدمات عمومی ناکارآمد، به عوامل اصلی خشم اجتماعی تبدیل شدهاند. این نارضایتی تنها به خیابانها محدود نمانده و پیامدهای انتخاباتی آن نیز در حال آشکارشدن است.
اسپانیا قرار است ماه آینده در انتخاباتی زودهنگام شرکت کند؛ انتخاباتی که پس از رد اصلاحات کلیدی در حوزه مسکن در پارلمان برگزار میشود. در فرانسه نیز روند انتخاب رئیسجمهور جدید از آوریل آغاز خواهد شد. لهستان، ایتالیا و شماری از کشورهای کوچکتر اروپایی هم تا پایان سال ۲۰۲۷ انتخابات خواهند داشت. در چنین شرایطی، ناتوانی دولتها در پاسخگویی به مطالبات اجتماعی میتواند آرایش سیاسی قاره را تغییر دهد.
اروپا میان فشارهای داخلی و تهدیدهای خارجی
بحرانهای داخلی در زمانی شدت گرفتهاند که رهبران اروپایی با مجموعهای از چالشهای خارجی روبهرو هستند. جنگ اوکراین، ابهام درباره تداوم تضمینهای امنیتی آمریکا و رقابت اقتصادی با چین، همگی به هماهنگی بیشتر کشورهای اروپایی نیاز دارند.
اما درست زمانی که همکاری مشترک برای تأمین امنیت و رفاه اهمیت بیشتری پیدا کرده، سیاست داخلی کشورهای عضو دستیابی به توافق را دشوارتر میکند. شهروندان از دولتهای خود انتظار دارند امنیت اقتصادی و ملی را تضمین کنند، فرصتهای شغلی و خدمات عمومی مناسب فراهم آورند و هزینههای زندگی را قابلتحمل نگه دارند. با این حال، توانایی دولتها برای تحقق مستقل این خواستهها، در جهانی که رقابت اقتصادی و امنیتی آن بهسرعت در حال تغییر است، محدودتر شده است. پرسش اساسی این است که دولتهایی که در داخل کشورهای خود با کاهش اعتماد عمومی و بیثباتی سیاسی مواجهاند، چگونه میتوانند بر سر راهبردی مشترک برای مقابله با چالشهای خارجی به توافق برسند؟
چرا اروپا بدون اتحادیه اروپا ضعیفتر خواهد بود؟
با وجود اختلافات سیاسی، دلایل اقتصادی و راهبردی قدرتمندی برای حفظ اتحادیه اروپا وجود دارد. کشورهای عضو در کنار یکدیگر بازاری متشکل از ۴۵۰ میلیون نفر و اقتصادی نزدیک به ۱۹ تریلیون یورو را تشکیل میدهند؛ اقتصادی که پس از آمریکا و چین، سومین اقتصاد بزرگ جهان محسوب میشود.
هیچیک از کشورهای عضو بهتنهایی از چنین وزنی برخوردار نیست. آلمان، بزرگترین اقتصاد اروپا، حدود ۸۴ میلیون نفر جمعیت دارد و اندازه اقتصاد آن تقریباً یکششم اقتصاد آمریکاست. همچنین ۲۰ کشور از مجموع ۲۷ عضو اتحادیه کمتر از ۱۲ میلیون نفر جمعیت دارند؛ جمعیتی که حتی از نصف جمعیت شانگهای نیز کمتر است.
در جهانی که تعرفههای تجاری، محدودیتهای صادراتی و رقابت بر سر فناوری و منابع راهبردی اهمیت فزایندهای یافتهاند، اندازه بازار و قدرت اقتصادی نقش تعیینکنندهای در میزان نفوذ کشورها دارد. همکاری اروپایی به کشورهای عضو امکان میدهد در مذاکرات و رقابتهای جهانی نقشی ایفا کنند که بهتنهایی دستیابی به آن برای بسیاری از آنها دشوار خواهد بود.
با این حال، ضرورت اقتصادی اتحادیه به معنای تضمین بقای آن نیست. این پروژه سیاسی بارها در آستانه فروپاشی توصیف شده است. خروج بریتانیا، همهگیری کرونا و شوکهای انرژی از جمله بحرانهایی بودهاند که انسجام اتحادیه را به آزمون گذاشتهاند. با وجود این، اتحادیه اروپا توانسته است با راهحلهایی که گاه در گذشته غیرممکن به نظر میرسیدند، خود را با شرایط جدید سازگار کند.
کندی تصمیمگیری؛ نقطهضعف یا عامل ماندگاری؟
ویژگیهایی که منتقدان اتحادیه اروپا را خشمگین میکند، از جمله تصمیمگیری کند، مذاکرات طولانی و مصالحههای پیچیده، گاهی به منابع قدرت و دوام آن تبدیل شدهاند. توزیع قدرت میان دولتهای ملی، پارلمانها، دادگاهها و نهادهای اتحادیه، تصاحب کامل ساختار سیاسی توسط یک جریان را دشوار میکند. همچنین توافقهایی که از مسیر مذاکرات پیچیده به دست میآیند، معمولاً بر پایه سازش میان منافع متفاوت شکل میگیرند و همین مسئله میتواند به ماندگاری آنها کمک کند.
یکی از مهمترین مزیتهای اتحادیه، توانایی آن در کمک به کشورهای عضو برای دستیابی به مفهومی است که میتوان آن را «حاکمیت مؤثر» نامید. حاکمیت اسمی به معنای برخورداری از حق تصمیمگیری مستقل است؛ اما داشتن این حق لزوماً به معنای توانایی تغییر واقعیتها نیست. تجربه بریتانیا پس از خروج از اتحادیه نشان داده است که بازپسگیری اختیار رسمی، بهخودیخود تضمین نمیکند که یک کشور بتواند نتایج اقتصادی یا سیاسی بهتری به دست آورد. در مقابل، حاکمیت مؤثر به توانایی تأثیرگذاری بر موضوعاتی مانند انرژی، تجارت، مهاجرت و دفاع اشاره دارد؛ حوزههایی که هیچ کشور اروپایی بهتنهایی کنترل کاملی بر آنها ندارد.
اتحادیه اروپا نیز در حال تطبیق خود با شرایط تازه است. کشورهای عضو همچنان هسته اصلی این مجموعه را تشکیل میدهند، اما کشورهای غیرعضوی مانند نروژ و سوئیس نیز در حوزههایی چون دفاع، امنیت، انرژی و سیاست اقتصادی با اروپا همکاری میکنند. نزدیکترشدن دوباره بریتانیا به ساختار همکاریهای اروپایی نیز میتواند در راستای منافع دو طرف باشد، هرچند الزاماً به معنای بازگشت به وضعیت پیش از برگزیت نیست.
بودجه دو تریلیون یورویی؛ آزمون تازه همبستگی اروپا
با وجود این ظرفیتها، تابآوری اتحادیه نباید بدیهی فرض شود. مذاکرات درباره بودجه هفتساله آینده به ارزش نزدیک به دو تریلیون یورو نشان داده است که رسیدن به توافق میان اعضا تا چه اندازه دشوار است. تقریباً همه دولتها بر ضرورت تقویت امنیت اروپا و افزایش توان رقابت اقتصادی آن اتفاقنظر دارند، اما درباره نحوه تأمین هزینهها اختلاف دارند. فرانسه برای نمونه از وضع مالیاتهای جدید در سطح اتحادیه حمایت میکند، در حالی که برخی کشورهای دیگر با چنین طرحی مخالفاند. با این حال، بیثباتی سیاسی در پایتختهای اروپایی لزوماً به معنای فلجشدن تصمیمگیری در بروکسل نیست. گاهی همین بیثباتی میتواند انگیزهای برای دستیابی سریعتر به توافقهای مشترک ایجاد کند.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه با نزدیکشدن انتخابات ریاستجمهوری کشورش از رهبران اروپایی خواسته است تا پیش از کریسمس درباره بودجه به توافق برسند. او هشدار داده است که اگر مارین لوپن جانشینش شود، فضای مانور سیاسی برای دستیابی به توافقهای اروپایی در سال جدید محدودتر خواهد شد. لوپن دیگر مانند گذشته از خروج فرانسه از منطقه یورو یا برگزاری همهپرسی مشابه برگزیت سخن نمیگوید.
نسل جوان هنوز به اروپا امیدوار است
در نهایت، هیچ توافق سیاسی نمیتواند نارضایتی عمومی را صرفاً از طریق مذاکره از میان ببرد. شهروندان فرانسه، ایتالیا و اسپانیا خواهان خدمات عمومی کارآمد، مسکن مقرونبهصرفه، امنیت اقتصادی و ملی و احساس کنترل بیشتر بر آینده خود هستند. این مطالبات بهویژه برای نسل جوان اهمیت دارد؛ نسلی که با دشواری یافتن مسکن مناسب، ناامنی شغلی و چشمانداز اقتصادی نامطمئن روبهروست. با این حال، بدبینی نسبت به آینده اقتصادی تاکنون به رد گسترده اتحادیه اروپا منجر نشده است.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند که جوانان اروپایی همچنان از حامیان جدی اتحادیه هستند. حدود ۹۰ درصد آنان خواهان اتحاد بیشتر کشورهای عضو هستند و ۷۸ درصد معتقدند اتحادیه باید منابع بیشتری برای اقدام در اختیار داشته باشد. این حمایت فرصتی مهم، اما همزمان مسئولیتی سنگین برای رهبران اروپایی ایجاد میکند. اتحادیه باید بتواند حمایت سیاسی شهروندان را به بهبود ملموس شرایط زندگی آنان تبدیل کند.
تصمیمگیری درباره دفاع، سیاست صنعتی و حمایت اجتماعی مستلزم مصالحههای دشوار خواهد بود و منافع حاصل از آن نیز لزوماً بهطور یکسان میان همه گروهها توزیع نمیشود. با این حال، اگر همکاری اروپایی در حفظ نهادها موفقتر از پاسخگویی به نگرانیهای مردم باشد، خطر آن وجود دارد که خشم کنونی خیابانها بهتدریج متوجه خود اتحادیه شود.