انتظار به مثابه زیستن
انتظار، یک تجربه است و همانند همه تجربه های زیستی دیگر، کل ساحت های وجودی انسان منتظر را در یک وحدت جهت مند قرار می دهد.
اینگونه که متون روایی در باب ویژگی های منتظران نشان می دهد، انتظار نه یک نظریه، نه یک تاکتیک، بلکه یک شیوه زیستن است. تقلیل دادن انتظار به هر امری غیر از زیستن، و تحویل بردن آن به هر امری غیر از زیستن، لازمه ای جز معنازدایی و کارکردزدایی از این شیوه زیستن سرنوشت ساز در عصر غیبت کبری ندارد. انتظار را همچون نظریه دانستن، و همچون تجربه ندانستن، باعث می شود منتظر تنها به صورت زبانی منتظر باشد و در حقیقت منتظر نباشد چون منتظر بودن می طلبد که کلیه ساحت های وجودی ، ذهنی/ عاطفی / ارادی، در موقعیت ویژه ای به نام عصر غیبت، جهت گیری ویژه ای به نام انتظار داشته باشد. عصر حاضر را عصر غیبت ندانستن و فاقد جهت گیری منتظرانه بودن، بدین معناست که منتظر، زندگی خویش را فارغ از امامت باوری و باور خوشبینانه به پایان تاریخ پی ریزی کرده است و این مگر مسخ معنایی شیعه و منتظر نیست؟
وقتی می گوییم انتظار به مثابه زیستن، سخن از چه می گوییم؟
1/ انتظار، یک تجربه است و همانند همه تجربه های زیستی دیگر، کل ساحت های وجودی انسان منتظر را در یک وحدت جهت مند قرار می دهد.
2/ انتظار، همگانی است و عمومیت دارد. به عبارت دقیق تر، موجودیت و وضعیت وجودی ماست، جزو لاینفک زیستن ماست و بدون آن ، شکل زیستن ما معنایی نخواهد داشت.
3/ انتظار، نسبت با من انسانی دارد. یک امر مستقل از درک و ادراک بشری نیست بلکه کاملاً درونی شده است و جذب شده و نفوذ کرده در همه ساحت های وجودی.
انتظار فرج چنانچه روایات نشان می دهند از مقوله فعل است. نه از مقوله ذات است که تعبیه در سرشت آدمی شده باشد نه از مقوله وصف است که ثبوت بطلبد بلکه به تمامه از مقوله فعل است و تمام لوازم فعل – به ویژه تغییر و حرکت – را در بر دارد بنابراین با شیوه زیستن، ربط دارد چون شیوه زیستن از مقوله فعل است. فعل منتظرانه به لحاظ ماهیت خویش، معطوف به زمان حال است. انسان هر کاری که انجام می دهد فرایندی وجودی را طی می کند که به قول فلاسفه اسلامی، مبادی فعل اند: تصور فعل، اراده آن و شکل فیزیکی آن، به عنوان مبادی ، همه و همه در زمان حال صورت می گیرد و نیز به جهت ماهیت آن، تغییری ایجاد می کند یا در درون یا در برون. دعا کردن برای فرج امام عصر (عج)، فعل محسوب می شود که از یک سو، فرایند درونی آن تا بروز بیرونی اش، در زمان حال است و از یک سوی دیگر، تغییری رخ می دهد، بالقوه تبدیل به بالفعل می شود و اثر می کند بنابراین فعل انتظار، شیوه زیستن اکنون است، چگونه مواجه شدن با وضعیت اکنون و چگونه تغییر دادن وضعیت اکنون.
با این وجود، فعل منتظرانه به جهت کارکرد آن، معطوف به زمان آینده است. نمی شود و نباید انتظار داشت که سریعاً و به طور دفعی نتیجه بدهد. به قول فلاسفه اسلامی، آنچه در فکر، اول است، در عمل آخر است به این معنا که نیت، هدف و انگیزه انسانی از هر کار و کنش، درست است که ابتدای از هر چیزی در ذهن می آید و تصور می شود ولی نتیجه و نهایت آن، به واسطه فرایندهایی که باید طی کند و به واسطه اسباب و علل و اقتضائات عالم مادی، آخرین چیزی است که رخ خواهد داد. هدف منتظر از خواندن دعای فرج، تحقق فرج است ولی این هدف ذهنی، تا به نتیجه عینی برسد، مراحلی دارد و عواملی می طلبد که باید تحقق بیابد.
فعل منتظرانه، فی الواقع در زمان حال اتفاق می افتد ولی نتیجه اش در زمان آینده. منظور از نتیجه، ظهور امام عصر (عج) و تحقق فرج کلی است. ممکن است بپندارند فعل منتظرانه، امیدی در خویش ندارد، هرچه هست امید به آینده است ولی آینده ای نامعلوم چون زمان ظهور، نامعلوم است اما نه اینست که می پندارند.
فعل منتظرانه، هم اثری در اکنون دارد و هم اثری در فردا. به عنوان یک فعل، که نوعی تغییر مثبت است، منجر به فرج شخصی خواهد شد و گشایش درونی برای فرد منتظر ایجاد خواهد کرد ولی به عنوان یک نهایت، منجر به فرج کلی خواهد شد و گشایش عمومی در نظام عالم و نظم جهانی ایجاد خواهد نمود بنابراین فعل منتظرانه در هر دو سو، امیدوارانه است و انسان چیزی را از دست نخواهد داد بلکه بسیاری چیزها را همین گونه به دست خواهد آورد.
انتظار را از مقوله فعل دانستن، نباید باعث تفسیر افراطی معتزلی گونه شود کما اینکه نباید باعث تفسیر تفریطی اشعری گونه شود. سالهاست در آموزش دینی، سخن از دو گونه برداشت نسبت به مفهوم انتظار هست: انتظار به عنوان فعل و انتظار به عنوان انفعال. انفعال انگاران، منتظر را در برابر نابهنجاری ها و کج روی های جامعه و تاریخ مسوول نمی پندارند بلکه بر این پندارند که باید ظلم و ستم همه و همه جا را فرا بگیرد تا طبق اراده الهی، ظهور فرا برسد. انفعال انگاری به ادله ای که گفته شد و آنچه گفته اند، با متون دینی سازگار نیست ولی بر نوعی رضا و تسلیم در متون دینی تاکید شده که با فعل انگاری انتظار، کاملاً سازگار است.
فرد منتظر، مسوول است و باید عملاً و علناً نشان بدهد که منتظر است. انتظار یعنی کیفیت عمل منتظر و منتظر هرچه در توان دارد برای رسیدن به غایت دینی باید به کار بگیرد اما همچنان باید بداند که نتیجه امور با خداست. فعل منتظرانه، جزو شرایط ظهور است ولی هر چه هست به دست اراده الهی محقق می شود. چه امر غیبت، چه امر ظهور، چه زمان ظهور، چه امدادهای غیبی، و چه این سنت الهی که مستضعفین و صالحین به ارث و امامت زمین خواهند رسید، کلاً با مشیت خداوند تحقق خواهد یافت. ممکن است منتظر، علت حقیقی تامه غیبت امام خویش را درنیابد ولی از این رو که غیبت را حکمت الهی می داند، تسلیم خواهد بود. ممکن است فرد منتظر ، استعجال پیدا کند یا بی تابی پیدا کند؛ چاره کار چنانچه روایات گفته اند صبر و تقواست. خارج نشدن از حد میانه روی، دچار کندروی و تندروی نشدن، اسیر حواشی نشدن، و غلبه احساسات هر کدام می تواند روحیه رضایت و تسلیم را به چالش بکشاند. دقت کنید اینگونه رضایت و تسلیم، از مقوله انفعال نیست بلکه از مقوله فعل است. منتظر، انتخاب می کند که در برابر امور غیبی و مقدرات الهی، سر تسلیم فرود بیاورد. فعل منتظرانه، جزو علل و اسباب ظهور امام عصر (عج) و تحقق فرج جهانی است و باید در پیش گرفت و پیش رفت اما نتیجه، هر چه هست به اراده خداوند رقم خواهد خورد. شاید کسی در فعل منتظرانه، پیشتازی پیشه کند و فرج شخصی هم بیابد اما فرج جهانی را به چشم نبیند ولی راضی خواهد بود چون ثواب منتظر در دوره غیبت و در دوره ظهور ، تفاوت ندارد و نیز راضی خواهد بود چون هر چه قدر توانسته کوشیده و با توکل، نتیجه امر را به خداوند سپرده و تسلیم اوامر الهی بوده است.
از آنچه گفته آمد، مشخص شده است که انتظار، نوعی نبودن به شیوه خاصی است و تلاش برای بودن به شیوه خاصی. منتظر در وضعیت « سختی» است و تلاش می کند به وضعیت « فرج» برسد بنابراین منتظر، در عصر غیبت به واسطه غیبت حجت خداوند و نیز امتحان ها و ابتلائات گونه گون، در وضعیت سختی قرار دارد و می کوشد به وسیله امام زمان خویش، که هدایت گر، ولیّ دوران و واسطه فیض است، به فرج دست بیابد. در انتظار، همواره نوعی اراده و خواست و تمایل وجود دارد که خود را در تلاش برای بودن به شیوه ای خاص نشان می دهد.
ممکن است بپرسند اینگونه معنای انتظار، اختصاص به زمان ما و امام زمان ما ندارد و قابل تعمیم به همه زمان ها و مکان ها و افراد است. با این حساب امتیاز انتظار فرج چیست؟ امتیاز انتظار فرج به دو مشخصه است: مشخصه وجود امام غایب، امام عصر (عج) که خاتم اوصیا و پایان بخش سلسله ولایت است و مشخصه فرج کلی که در عصر ظهور، با گشایش در همه ارکان عالم مادی، نظم جهانی و جامعه انسان ها رخ خواهد داد.
چنانچه مشخص است، در انتظار به مثابه زیستن، تمام تلاش ها معطوف به ایجاد فرج است. هر حرکت مثبت که گشایش در امور بشری ایجاد کند و زمینه تحقق فرج کلی باشد، در معنای انتظار به مثابه زیستن می گنجد. فعل منتظرانه هم مستلزم تحرک است و مقابله با هرگونه وادادگی و رخوت و ضعف، و هم مستلزم تعالی است و فراتررفتن از امور منفی، مخرب و سخت و دشوار به سوی امور مثبت، سازنده، مفرح و سعادت بخش. فعل منتظرانه به معنی واقعی کلمه، تعالی بخش جهان امروز است.
انتظار، خواه ناخواه، آثار روان شناختی دارد و در ساحت عاطفی منجر به بروز حالات و احوال مختلف خواهد شد. از این نمونه: دیرند زمانی و حسرت و انتظار کشیدن، خواست و اراده امر مثبت و فرج کلی، رنج و سختی، امیدواری، رضا و تسلیم ولی هر چه باشد، همراه با تعالی فعل منتظرانه، همه ساحت های وجودی انسان تعالی خواهند یافت. ساحت اندیشه و نگرش ، توحیدی و امت محور، ارزش گرا و عدالت طلبانه، مثبت نگر و مبتنی بر حیات طیبه خواهد شد؛ ساحت عاطفه و احساس، امیدوارانه، خوش بینانه، مومنانه، خشنود و آرام خواهد شد و ساحت اراده و گرایش، خیرخواهانه، زیبابینانه، حقیقت طلبانه و حق طلبانه، بقا جویانه و باطل ستیزانه خواهد گشت.
انتظار به مثابه زیستن، نعمت و فرصت بزرگی است که در جهت واقعه بزرگی قرار می گیرد. ارزش وجودی منتظران چنانچه روایات گفته اند، بالاتر از همه مردم عصرهای دیگر است بنابراین اینگونه زیستن، همراه با شکوه و عظمت خاصی است که نه تنها زندگی را معنادار، هدفمند و ارزش مند می سازد بلکه شکوه، زیبایی و عظمت خاصی به کلیت تجربه زیستی انسان منتظر خواهد بخشید.