در گفتوگو با منصور براتی بررسی شد؛
سه سناریوی انتخابات اسرائیل؛ شانس نتانیاهو برای ماندن چقدر است؟
کارشناس ارشد مسائل اسرائیل گفت: براساس بیشتر نظرسنجیها، نه بلوک حامی نتانیاهو و نه بلوک مخالفان او به تنهایی از ظرفیت لازم برای تشکیل کابینه برخوردار نیستند. تنها یک نظرسنجی نشان میدهد که ائتلاف فعلی نتانیاهو میتواند به ۶۲ کرسی دست یابد.
انتخابات پیشروی اسرائیل در شرایطی برگزار میشود که سه سال جنگ در غزه، لبنان و ایران، شکافهای داخلی و فشارهای اقتصادی، فضای سیاسی اسرائیل را تحتتاثیر قرار داده؛ با این حال برخی ناظران مدعیاند رقابت اصلی بیش از آنکه بر سر تفاوت برنامههای سیاسی باشد، حول ماندن یا رفتن بنیامین نتانیاهو شکل گرفته است.
به گزارش اعتماد، در همین راستا نظرسنجیهای منتشر شده ازسوی شبکههای تلویزیونی اسرائیل نشان میدهند که حزب «لیکود» به رهبری نتانیاهو در برابر حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش، با چالشی جدی روبهرو است؛ با این همه پیشتازی احتمالی مخالفان نیز لزوما به معنای پایان دوران نخستوزیری نتانیاهو نیست، چراکه هیچیک از دو اردوگاه اصلی، براساس برآوردهای فعلی، از اکثریت ۶۱ کرسی کنست برخوردار نیستند و اختلاف بر سر همکاری با احزاب دیگر، تشکیل کابینه آینده را با ابهام مواجه کرده است.
در این میان، مواضع احزاب درباره جنگ، آینده فلسطینیها، خدمت نظامی یهودیان فوقارتدوکس و هزینههای زندگی، در کنار احتمال تداوم بنبست سیاسی، اهمیت این انتخابات را دوچندان میکند. حال نیز پرسش اصلی این است که آیا رایدهندگان میتوانند به سلطه سیاسی نتانیاهو پایان دهند یا اسرائیل بار دیگر در چرخه چانهزنیهای ائتلافی و احتمال انتخابات مجدد گرفتار خواهد شد. بر این اساس با هدف بررسی سناریوهای پیش رو با منصور براتی، کارشناس ارشد مسائل اسرائیل گفتوگو کرده است.
منصور براتی، پژوهشگر ارشد مسائل اسرائیل در پاسخ به پرسش نخست درباره آخرین شرایط رقابت انتخاباتی در اسرائیل گفت: رقابتهای انتخاباتی در اسرائیل معمولا به این شکل است که هیچیک از احزاب بزرگ به تنهایی توانایی کسب ۶۱ کرسی پارلمان را ندارند. از اینرو، ائتلافها و بلوکهای سیاسی که در دو سوی رقابت شکل میگیرند، اهمیت تعیین کنندهای در معادلات انتخاباتی دارند. در شرایط کنونی نیز وضعیت به همین شکل است. در یک سوی رقابت، بلوک بنیامین نتانیاهو قرار دارد که حزب «لیکود» محور اصلی آن است. دو حزب راست افراطی «قدرت یهودی» به رهبری «ایتامار بنگویر» و «صهیونیسم مذهبی» به رهبری «بتسلئیل اسموتریچ» در کنار دو حزب مذهبی «حریدی» یعنی شاس به رهبری «آریه درعی» و «یهودیت متحد توراتی» به رهبری «یعقوب آشر» احزاب بلوک نتانیاهو را تشکیل میدهند.
در سوی مقابل، بلوک مخالفان نتانیاهو یا بلوک «تغییر» قرار دارد که در حال حاضر، به نظر میرسد حزب «یاشار» به رهبری «گادی آیزنکوت» محور اصلی آن باشد. پس از این حزب، فهرست مشترک «با هم» قرار دارد که با محوریت «نفتالی بنت» و «یاییر لاپید» شکل گرفته و رهبری آن را بنت برعهده دارد. حزب دموکراتها به رهبری «یاییر گولان» که جناح چپ اسرائیل را نمایندگی میکند و حزب «اسرائیل خانه ما» به رهبری «آویگدور لیبرمن» نیز دو ضلع دیگر این ائتلاف چهارگانه هستند. این احزاب در قالب بلوک مخالفان نتانیاهو متعهد شدهاند برای پایاندادن به دوران نخستوزیری او تلاش کنند.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل در ادامه خاطرنشان کرد: بنابراین، رقابت اصلی را باید در سطح این دو بلوک سیاسی بررسی کرد، چراکه احزاب اصلی بهتنهایی نمیتوانند با کسب اکثریت کرسیها، دولت تشکیل دهند. در نتیجه، معادله اصلی انتخابات نه صرفاً رقابت میان احزاب، بلکه رقابت میان بلوکها و ائتلافهای سیاسی است.
به باور براتی در صدر بسیاری از نظرسنجیها، حزب «یاشار» قرار دارد که بر اساس برخی برآوردها، حدود ۲۲ تا ۲۴ کرسی به دست میآورد. با این حال، این حزب فاصله زیادی با اکثریت لازم برای تشکیل دولت بهتنهایی دارد. در مقابل، جایگاه حزب «لیکود» در نظرسنجیها متغیر بوده، به گونهای که در برخی نظرسنجیها، شمار کرسیهای پیشبینیشده برای این حزب تا ۱۷ کرسی کاهش یافته و در برخی نظرسنجیها به ۲۶ کرسی رسیده است. در نظرسنجیهای شبکه ۱۴ و شبکه آی۲۴نیوز که تاحدودی گرایش بیشتری به نتانیاهو دارند، حتی ارقامی در حدود ۲۶ تا ۳۰ کرسی برای لیکود مطرح شده است. با این حال، در بیشتر نظرسنجیها، حزب یاشار در جایگاه نخست قرار دارد.
براتی در ادامه خاطرنشان کرد: نکته قابلتوجه این است که نتایج نظرسنجیهای مختلف، باتوجه به گرایش رسانهها و موسسات نظرسنجی، تفاوت محسوسی با یکدیگر دارند. همین مساله پیشبینی نتایج احتمالی انتخابات را برای ناظران و کارشناسان دشوارتر میکند. در مجموع، این دو بلوک اصلی در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. به گفته براتی، دو مجموعه سیاسی دیگر نیز حضور دارند. یکی از این مجموعهها، بلوک احزاب عربی است که دو حزب عربی را در بر میگیرد. یکی از آنها فهرست مشترک به رهبری «یوسف تیسیر جبارین» است. فهرست مشترک عربی که خود از ائتلاف سه حزب شکل گرفته و به رهبری یوسف جبارین فعالیت میکند، و حزب عربی «رعم» به رهبری «منصور عباس». این دو جریان در مجموع، براساس برخی نظرسنجیها، میتوانند بین ۱۲ تا ۱۶ کرسی به دست آورند.
با این همه باید دید درنهایت کدامیک از سناریوهای مطرح شده محقق خواهد شد. در کنار این دو بلوک و جریان احزاب عربی، دو حزب دیگر نیز وجود دارند که خود را به طور قطعی متعهد به پیوستن به هیچیک از دو بلوک حامی یا مخالف نتانیاهو نکردهاند. هر چند این احزاب به یکی از دو جریان تمایل دارند، برای پیوستن و همکاری با آنها شروطی مطرح میکنند. یکی از این احزاب، «عمخا اسرائیل» به رهبری «عوفر وینتر» است. این حزب اعلام کرده که نتانیاهو را برای نخستوزیری توصیه خواهد کرد و قصد دارد با او همکاری کند؛ با این حال، برای این همکاری شروطی نیز درنظر گرفته است.
ازجمله اینکه وینتر خواستار آن شده که مردان حریدی نیز به خدمت سربازی بروند. این مطالبه میتواند معادلات نتانیاهو را پیچیده کند، چراکه دو حزب حریدی نیز در ائتلاف او حضور دارند و با الزام به خدمت سربازی مخالفند. بنابراین، هنوز مشخص نیست که حضور حزب وینتر درنهایت به سود نتانیاهو تمام خواهد شد یا خیر. حزب دیگری که باید به آن اشاره کرد، فهرست مشترک «نیروهای ذخیره» و «حزب اقتصادی جدید» به رهبری «یوآز هندل» و «یارون زلیخا» است. این فهرست نیز در بیشتر نظرسنجیها بالاتر از حدنصاب انتخاباتی ۳.۲۵درصدی قرار میگیرد، اما در برخی نظرسنجیها به زیر این حدنصاب سقوط میکند. وضعیت حزب اوفر وینتر نیز مشابه است و جایگاه آن در برخی نظرسنجیها بالاتر و در برخی دیگر پایینتر از حدنصاب قرار دارد.
ازاینرو، نتیجه رقابت تا حد زیادی به این بستگی دارد که این دو حزب درنهایت بتوانند از حدنصاب انتخاباتی عبور کنند یا خیر، زیرا ورود یاعدم ورود آنها به پارلمان میتواند بر توزیع کرسیها و آرایش نهایی ائتلافها تاثیر بگذارد.
براتی در ادامه این گفتوگو درباره حضور نفتالی بنت و آیزنکوت در اردوگاه مخالفان نتانیاهو و هماهنگی دو چهره برای شکست نتانیاهو گفت: توجه داشته باشیم که در شرایط پیچیده کنونی رهبران اوپوزیسیون ناگزیر به ائتلاف هستند اما مشخص نیست این همکاری با چه ساز و کاری باشد. نفتالی بنت همچنان رویه مستقلی را دنبال میکند و نمیپذیرد که به عنوان نامزد نخستوزیری بلوک «تغییر» مطرح نباشد؛ او همچنان خود را به عنوان نامزد نخستوزیری معرفی میکند. اینکه درنهایت چه اتفاقی رخ دهد، مستقیما به نتیجه نهایی انتخابات بستگی دارد؛ ازجمله اینکه بلوک آیزنکوت و ائتلاف «باهم» چند کرسی به دست آورند و فاصله آنها با حزب یاشار چقدر باشد. در روزهای اخیر، سه یا چهار نظرسنجی تاحدودی از افزایش کرسیهای حزب «بنت» حکایت دارند. اگر دو تا سه هفته پیش، در بیشتر نظرسنجیها حدود ۱۲ کرسی برای این حزب پیشبینی میشد، اکنون این رقم در برخی نظرسنجیها به ۱۵ کرسی نیز رسیده است.
به باور براتی طبیعتا هر چه بنت بتواند فاصله خود را با آیزنکوت کاهش دهد، تمایل و جاهطلبی او برای تصدی مقام نخستوزیری نیز بیشتر خواهد شد. به یاد داریم که در سال ۲۰۲۱، زمانی که مخالفان نتانیاهو تشکیل کابینه دادند، حزب «یامینا» به رهبری «بنت» هفت کرسی داشت؛ البته یکی از نمایندگان این حزب با نتانیاهو همراه شده بود و در عمل، شش کرسی موثر در اختیار بنت قرار داشت. با این حال، بنت تنها یک شرط برای لاپید مطرح کرد و آن اینکه خودش باید نخستوزیر شود تا حاضر به پیوستن به ائتلاف باشد. لاپید نیز با وجود آنکه حزبش ۱۷ کرسی داشت، پذیرفت که بنت در نیمه نخست دوره فعالیت کابینه، نخستوزیر شود. به نظر میرسد همین الگو ممکن است تکرار شود، به ویژه آنکه ارتباط موثری نیز میان ائتلاف «با هم» و «لیبرمن» وجود دارد. این مساله احتمال آن را افزایش میدهد که مجموع کرسیهای بنت و لیبرمن در حمایت از نخستوزیری بنت به کار گرفته شود یا آیزنکوت را به پذیرش نخستوزیری بنت وادار کند؛ یا اینکه دوره نخستوزیری میان آنها تقسیم شود، مشابه توافقی که در دولت تغییر طی سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ صورت گرفت.
این کارشناس مسائل اسرائیل در ادامه خاطرنشان کرد: این سناریو در میان اپوزیسیون مطرح است، اما بعید به نظر میرسد اختلافات موجود میان این احزاب مانع همکاری آنها شود، زیرا در صورتعدم همکاری، نتیجه میتواند پیروزی نتانیاهو باشد. به همین دلیل، آنها ناچار خواهند شد به نوعی با یکدیگر همکاری کنند؛ حال ممکن است بنت نخستوزیر شود و آیزنکوت وزارت دفاع را برعهده بگیرد، یا اینکه دوره نخستوزیری را میان خود تقسیم کنند. درنهایت، باتوجه به اینکه گزینه دیگری پیش روی آنها وجود ندارد، ناگزیر به همکاری خواهند بود و بعید به نظر میرسد که اختلافات موجود باعث شود بنت به سمت نتانیاهو برود و با او همکاری کند.
براتی در پاسخ به دیگر پرسش درباره نقش احزاب عربی در تشکیل کابینه توسط نتانیاهو گفت: در حال حاضر، احزاب عربی دو نگاه دارند یکی رویکردشان درباره همکاری با احزاب اسرائیلی مخالف نتانیاهو است که متعلق به حزب رعم است که تمایل دارد وارد ائتلاف شود و سناریویی مشابه دولت «تغییر» به رهبری بنت و لاپید را تکرار کند. در تبلیغات انتخاباتی نیز فهرست متحد عربی، یا همان حزب رعم، همواره بر همین موضوع تاکید میکند. این حزب میگوید که قصد دارد وارد ائتلاف شود و از جامعه عربی میخواهد به آن رای بدهد تا بتوانند نتانیاهو را از قدرت کنار بزنند. بنابراین، این حزب از بالاترین سطح همکاری با احزاب صهیونیستی حمایت میکند. در مقابل و در رویکرد دوم «فهرست مشترک عربی» معمولا ملاحظات بیشتری دارد و با احزاب مخالف نتانیاهو نیز اختلافنظرهای بیشتری دارد و شروط بیشتری مطرح میکند.
این فهرست اعلام میکند که تنها در صورتی از اپوزیسیون و مخالفان نتانیاهو حمایت خواهد کرد که آنها برای از میان برداشتن قوانین تبعیضآمیز و آپارتاید اقدام کنند. به باور این پژوهشگر مسائل اسراییل اگر این احزاب خودشان بخواهند شهرکسازی کنند یا در رایگیریها از جنگ در غزه و مناطق فلسطینینشین حمایت کنند، فهرست مشترک عربی با آنها مخالفت خواهد کرد. بااینحال، در این دوره، مخالفت فهرست مشترک عربی با همکاری با اپوزیسیون نتانیاهو تا حدودی کاهش یافته است. دلیل این مساله آن است که جناح راست افراطی حاضر در کابینه نتانیاهو، با محوریت «بنگویر» و «اسموتریچ» اقدامات شدیدی علیه جامعه عربی در اسرائیل انجام داده و قوانین بسیار تبعیضآمیزی تصویب کرده است.
همچنین، خانههای زیادی تخریب شدهاند و چشماندازی که پیش روی جامعه عربی قرار گرفته، به مسالهای حیاتی تبدیل شده است، بهگونهای که موضوع برای این جامعه به مساله مرگ و زندگی شباهت پیدا کرده است. برای مثال، اگر این جریانها بار دیگر قدرت را در دست بگیرند، قطعا در چهار سال آینده شاهد الحاق کرانه باختری به اسراییل خواهیم بود.
به گفته براتی همچنین، قانون اعدام فلسطینیها در کنست تصویب شده است؛ قانونی که پیش از این در اسرائیل وجود نداشت و قرار است درباره فلسطینیهایی اجرا شود که مرتکب اعمالی با عنوان تروریستی علیه اسراییل شدهاند. ازسوی دیگر، قانون تخریب منازل نیز پس از عملیات اخیر، در الخلیل و مناطق اطراف آن در حال اجراست. این اقدامات چشماندازی را پیش روی جامعه عربی قرار دادهاند که وضعیت را برای آنها به مسالهای صفر و صدی و موضوعی حیاتی تبدیل کرده است. به همین دلیل، احتمال میرود میزان مشارکت جامعه عربی در انتخابات افزایش یابد.
براتی در ادامه یادآور شد: میزان مشارکت این جامعه در انتخابات سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۵۴درصد بود و انتظار میرود این رقم به بیش از ۶۰درصد برسد. طبیعتا هر چه میزان مشارکت افزایش یابد، این مساله بیشتر به زیان نتانیاهو خواهد بود و زمینه را برای ایفای نقش احزاب عربی به عنوان تعیینکننده نتیجه انتخابات فراهم میکند. با این حال، باید دید نتایج نهایی انتخابات چگونه رقم خواهد خورد. هرچه تعداد کرسیهای احزاب عربی افزایش یابد، این احزاب امکان بیشتری خواهند داشت تا جایگاه خود را در آینده سیاسی اسرائیل و کابینهای که قرار است تشکیل شود، حفظ کنند و بتوانند وارد ائتلاف شوند یا با آرای خود چنان تأثیری بر تشکیل کابینه مخالف نتانیاهو بگذارند که سایر احزاب نتوانند آنها را نادیده بگیرند.
این پژوهشگر مسائل اسرائیل در پاسخ به دیگر پرسش درباره نقش احزاب کوچک در سرنوشت انتخابات گفت: این احزاب میتوانند نقش بسیار مهمی در تعیین سرنوشت انتخابات و موازنه کرسیها داشته باشند. در حال حاضر به صورت کلی چهار عامل تعیینکننده نتیجه نهایی انتخابات هستند که یکی از آنها وضعیت احزاب کوچک است. پیش از پرداختن به این موضوع، باید به سه عامل دیگر نیز اشاره کرد. عامل نخست، میزان کلی مشارکت در انتخابات است. هر چه میزان مشارکت، به ویژه در شهرهای تلآویو و حیفا و مناطق شهری با بافت جمعیتی متوسط، بیشتر باشد، شرایط به نفع اپوزیسیون خواهد بود. اگر میزان مشارکت که در دوره قبل حدود ۷۰درصد بود، به بیش از ۷۵درصد برسد، وضعیت مخالفان نتانیاهو بهتر خواهد شد.
در مقابل، مشارکت پایینتر بیشتر به نفع نتانیاهو است. عامل دوم، میزان مشارکت جامعه حریدی است که تکلیف آن تا حد زیادی روشن است؛ هر چه این جامعه آرای بیشتری به صندوقها بریزد، شرایط بیشتر به نفع نتانیاهو خواهد بود. عامل سوم نیز میزان مشارکت جامعه عربی است که پیشتر درباره آن توضیح دادم. عامل چهارم، وضعیت احزاب کوچک است که تاثیر بسیار زیادی بر نتیجه نهایی انتخابات دارد. به باور براتی برای توضیح این موضوع، میتوان به انتخابات گذشته، در سال ۲۰۲۲، اشاره کرد.
به خاطر داریم که در آستانه انتخابات، کابینه لاپید در قدرت بود و دو حزب مخالف نتانیاهو، یکی حزب چپگرای «میرتس» که امروز بخشی از دموکراتهاست و دیگری حزب عربی «بلد» که امروز بخشی از فهرست مشترک عربی محسوب میشود، در آستانه حدنصاب انتخاباتی ۳.۲۵درصد قرار داشتند. هر کدام از این دو حزب تقریبا به اندازه چهار کرسی ظرفیت کسب کرسی داشتند؛ اما به دلیل قرار گرفتن زیر حدنصاب، آرای آنها به هدر رفت. در مجموع، حدود هشت کرسی از آرای مخالفان نتانیاهو به همین دلیل از دست رفت. براساس قوانین شمارش آرا در اسراییل، وقتی حزبی زیر حدنصاب قرار میگیرد، کرسیهایی که بالقوه میتوانست به دست آورد، میان احزاب واجد شرایط توزیع میشود.
برای مثال، از چهار کرسیای که یک حزب میتوانست به دست بیاورد، دو کرسی به حزب اول و دو کرسی دیگر به حزب دوم اختصاص پیدا میکند. براتی در ادامه تشریح کرد: در انتخابات ۲۰۲۲ نیز همین اتفاق افتاد. حزب چپگرا در مجموع ظرفیت کسب چهار کرسی را داشت، اما دو کرسیای که میتوانست به دست بیاورد، به بلوک نتانیاهو رسید و همین مساله در ایجاد اختلاف میان دو بلوک تاثیرگذار بود. اتفاق مشابهی برای حزب بلد نیز رخ داد؛ این حزب بالقوه میتوانست چهار کرسی به دست بیاورد، اما دو کرسی آن به بلوک نتانیاهو رسید. در نتیجه، جناح نتانیاهو توانست ۶۴ کرسی کسب کند، درحالی که مخالفان او در مجموع ۵۶ کرسی به دست آوردند.
اگر این دو حزب از حدنصاب عبور میکردند، دو بلوک در عدد ۶۰ کرسی با یکدیگر برابر میشدند و وضعیت به گونهای پیش میرفت که برگزاری انتخابات بعدی توسط کابینه لاپید در دستور کار قرار میگرفت. به باور این کارشناس مسائل اسراییل امروز نیز تا حدودی با وضعیتی مشابه روبهرو هستیم. در نظرسنجیهای جدید، حزب عوفر وینتر زیر حدنصاب قرار دارد، هر چند آرای آن در آستانه حدنصاب و بالاتر از ۲.۵درصد است. حزب «یارون زلیخا» و «یوآز هندل» نیز تقریبا شرایط مشابهی دارد و وضعیت آرای آن بسیار نوسانی است. اگر هر دو حزب بتوانند از حدنصاب عبور کنند، شرایط برای اپوزیسیون پیچیدهتر خواهد شد. در این صورت، اپوزیسیون از اعدادی مانند ۵۵ یا ۵۶ کرسی که برای تشکیل کابینه اکثریت با ۶۱ کرسی، با اتکا به ائتلاف با حزب رعم، اهمیت دارند، فاصله میگیرد و دستیابی به اکثریت برای آن دشوارتر میشود.
در مقابل، اگر هر دو حزب زیر حدنصاب بمانند، وضعیت اپوزیسیون بسیار بهتر خواهد شد و میتواند به اعداد ۵۵ و ۵۶ کرسی نزدیک شود. این اعداد برای اپوزیسیون حیاتی هستند؛ زیرا اگر بتواند به ۵۶ کرسی برسد و حزب رعم نیز پنج یا شش کرسی به دست بیاورد، امکان تشکیل کابینه برای آن فراهم خواهد شد. بنابراین، حذف هر دو حزب از رقابت انتخاباتی میتواند به نفع بلوک اپوزیسیون تمام شود و شانس آن را برای تشکیل دولت افزایش دهد.
به گفته براتی، با این حال، اگر یکی از این دو حزب از حدنصاب عبور کند و دیگری زیر حدنصاب بماند، شرایط تغییر خواهد کرد و کار برای اپوزیسیون پیچیدهتر میشود، زیرا احزابی وارد رقابت میشوند و کرسی به دست میآورند که خود را متعهد به هیچیک از دو بلوک نمیدانند. برای مثال، حزب وینتر برای همکاری با نتانیاهو شرط گذاشته است، اما حضور آن در رقابت انتخاباتی و کسب کرسی میتواند مانع تشکیل دولت از سوی اپوزیسیون نیز بشود. یوآز هندل هم اعلام کرده است که با نتانیاهو ائتلاف نخواهد کرد، اما اگر اپوزیسیون بخواهد با احزاب عربی همکاری کند، این حزب نیز حاضر به ائتلاف با آن نخواهد بود. بنابراین، حذف این دو حزب میتواند به نفع بلوکهای بزرگتر باشد و در صورت حذف هر دو، شانس بلوک اپوزیسیون برای تشکیل دولت افزایش پیدا کند؛ اما باقی ماندن آنها در رقابت میتواند معادلات را تغییر دهد.
احتمال دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه هر دو حزب از رقابت کنار بکشند. در حال حاضر، فشار زیادی بر آنها وارد میشود؛ به ویژه نتانیاهو فشار زیادی وارد کرده و حتی بحثهایی درباره وعده دادن یک پست وزارتخانه در دولت آینده به آنها مطرح شده است. بااینحال، تا این لحظه چنین اقدامی صورت نگرفته است. در هر صورت، تصمیم این دو حزب تاثیر زیادی بر نتیجه نهایی انتخابات خواهد داشت.
براتی در پاسخ به سوال پایانیدرباره سناریوهای احتمالی حاصل از شرایط کنونی در انتخابات اسرائیل خاطرنشان کرد: براساس بیشتر نظرسنجیها، نه بلوک حامی نتانیاهو و نه بلوک مخالفان او به تنهایی از ظرفیت لازم برای تشکیل کابینه برخوردار نیستند. تنها یک نظرسنجی نشان میدهد که ائتلاف فعلی نتانیاهو میتواند به ۶۲ کرسی دست یابد. این نظرسنجی متعلق به شبکه ۱۴ است؛ شبکهای که به نتانیاهو گرایش دارد و همین مساله موجب شده است درباره میزان بیطرفی و واقعگرایانه بودن نتایج آن تردیدهایی مطرح شود. در مقابل، سایر نظرسنجیها نشان میدهند که هیچیک از دو بلوک اصلی بهتنهایی قادر به تشکیل ائتلاف اکثریت نیستند. حتی نظرسنجی شبکه آی۲۴نیوز، که آن هم ازجمله نظرسنجیهای متمایل به نتانیاهو محسوب میشود، نشان میدهد که با وجود پیشتازی بلوک او، این ائتلاف تنها بین ۵۵ تا ۵۷ کرسی به دست میآورد و همچنان از دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی فاصله دارد. بلوک مخالفان نتانیاهو نیز با محدودیتی مشابه روبرو است.
سه یا چهار نظرسنجی دیگر نیز ازسوی شبکههای ۱۱.۱۲ و ۱۳ منتشر شدهاند. آخرین نظرسنجیهای این شبکهها نشان میدهد که بلوک اپوزیسیون با کسب حدود ۵۴ تا ۵۵ کرسی، از بلوک نتانیاهو که بین ۵۰ تا ۵۲ کرسی به دست میآورد، پیشی گرفته است. به گفته براتی با این حال، این نظرسنجیها نیز نشان میدهند که اپوزیسیون، با وجود پیشتازی، نمیتواند به تنهایی کابینه تشکیل دهد. در چنین شرایطی، هر دو بلوک برای تشکیل دولت به همکاری با احزاب دیگر نیاز خواهند داشت. به عبارت دیگر، بلوک نتانیاهو باید بکوشد یکی از احزاب جریان مقابل را به همکاری ترغیب کند یا اپوزیسیون به سمت همکاری با احزاب عربی برود. در برخی نظرسنجیها نیز این احتمال مطرح است که اپوزیسیون با پیوستن یک حزب دیگر از جمله حزب رعم بتواند به ۶۱ کرسی برسد. این وضعیت، خود یکی دیگر از سناریوهای پیشروی انتخابات است.
این پژوهشگر مسائل اسرائیل در ادامه تاکید کرد: در هر حال اگر بخواهیم سناریوهای احتمالی را از محتملترین تا کماحتمالترین حالت دستهبندی کنیم، سناریوی نخست، ناتوانی هر دو بلوک در تشکیل کابینه است. در این صورت، نتانیاهو به عنوان نخستوزیر موقت به کار خود ادامه خواهد داد تا انتخابات بعدی برگزار شود. اگر مشخص شود که هیچ ائتلافی قادر به تشکیل کابینه نیست، روند برگزاری انتخابات بعدی آغاز خواهد شد؛ انتخاباتی که در این سناریو ممکن است به اوایل سال ۲۰۲۷ موکول شود. البته باید توجه داشت که این ارزیابی مربوط به شرایط فعلی است و ممکن است در روزهای آینده، با تغییر آرایش سیاسی یا انتشار نظرسنجیهای جدید، وضعیت متفاوتی رقم بخورد.
بااینحال، در زمان حاضر، محتملترین سناریو آن است که هیچیک از دو بلوک نتواند دولت تشکیل دهد و نتانیاهو برای مدتی در مقام نخستوزیر موقت باقی بماند. در صورت تحقق این سناریو، روند تشکیل کابینه حدود دو ماه زمان خواهد برد. پس از انتخابات، ابتدا فردی به عنوان مامور تشکیل کابینه تعیین میشود که تقریبا یک ماه برای تشکیل دولت فرصت دارد. اگر او موفق نشود، فرد دیگری مامور خواهد شد که او نیز حدود یک ماه برای تشکیل کابینه فرصت خواهد داشت. بنابراین، این روند در مجموع حدود دو ماه طول میکشد. پس از آن، اگر مشخص شود که هیچیک از افراد مامور به تشکیل کابینه موفق نشدهاند، نتانیاهو به عنوان نخستوزیر موقت به کار خود ادامه خواهد داد تا زمینه برای برگزاری انتخابات بعدی فراهم شود.
این سناریو در حال حاضر بیشترین احتمال وقوع را دارد. به گفته براتی سناریوی دوم اما تشکیل کابینه از سوی اپوزیسیون است؛ کابینهای که میتواند بهصورت اکثریتی یا اقلیتی شکل بگیرد. در حالت نخست، اپوزیسیون با همکاری احزاب عربی ائتلافی تشکیل میدهد که بتواند اکثریت لازم را برای تشکیل دولت به دست آورد. در حالت دوم، اپوزیسیون میتواند با تکیه بر همان آرایش کرسیها، یعنی اعدادی در حدود ۵۴ یا ۵۵ کرسی در برابر ۵۰ تا ۵۲ کرسی بلوک نتانیاهو، کابینهای اقلیتی تشکیل دهد و از حمایت احزاب عربی در خارج از ائتلاف برخوردار شود.
در چنین شرایطی، احزاب عربی بدون آنکه لزوما به ائتلاف حاکم بپیوندند، میتوانند با حمایت از کابینه در رای اعتماد و رایگیریهای پارلمانی، مانع شکست آن شوند و امکان تصویب طرحها و تصمیمهای موردنظر دولت را فراهم کنند. این نیز یکی از سناریوهای قابلطرح برای تشکیل کابینه ازسوی اپوزیسیون است. براتی در ادامه به «اعتماد» گفت: سناریوی سوم نیز افزایش فشارها برای تشکیل دولت وحدت ملی است. در این حالت، جناح راست در داخل اسراییل و دونالد ترامپ در خارج از این کشور، فشارها بر اپوزیسیون یا برخی از احزاب آن را تشدید میکنند تا آنها را به ائتلاف با نتانیاهو و تشکیل دولت وحدت ملی ترغیب کنند. به نظر میرسد در شرایط کنونی نیز نشانههایی از چنین فشارهایی وجود دارد و در این زمینه اظهارنظرهای متعددی مطرح شده است.
حتی صحبتهایی درباره تلاش برای تحت فشار قرار دادن برخی چهرههای اپوزیسیون برای پذیرش چنین ائتلافی مطرح بوده است؛ هر چند یکی از این چهرهها اعلام کرده که تحت هیچ شرایطی وارد چنین ائتلافی نخواهد شد. البته در بررسی این سناریوها باید به یک نکته مهم توجه داشت؛ در اسراییل، مواضع احزاب پیش از انتخابات لزوما با تصمیمهای آنها پس از انتخابات یکسان نیست. در موارد متعددی، احزاب پیش از انتخابات اعلام میکنند که حاضر به همکاری یا ائتلاف با یک جریان مشخص، از جمله احزاب عربی، نیستند، اما پس از مشخص شدن نتایج و در مواجهه با ضرورت تشکیل دولت، وارد همکاری میشوند. در ادامه نیز ممکن است توضیح دهند که این تصمیم را به دلیل شرایط موجود و برای جلوگیری از برگزاری مجدد انتخابات اتخاذ کردهاند
. به گفته این پژوهشگر ارشد مسائل اسرائیل بنابراین، باید دید مواضع اعلام شده احزاب در دوران پیش از انتخابات تا چه اندازه در مرحله پس از انتخابات حفظ خواهد شد و آیا ضرورت تشکیل کابینه، آنها را به تغییر مواضع و پذیرش ائتلافهایی سوق خواهد داد که پیشتر با آنها مخالفت کرده بودند یا خیر. در مجموع، اینها سه سناریوی اصلی هستند که میتوان درباره آنها صحبت کرد.
به نظر میرسد احتمال اینکه نتانیاهو با ترکیب فعلی کابینه و ائتلاف خود بتواند در انتخابات پیروز شود، پایین باشد. مسئله حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و ناکامیهای اسراییل در روزهای نخست عملیات «توفانالاقصی» نیز تاثیر قابلتوجهی بر ذهنیت عمومی و ارزیابیها از عملکرد دولت او داشته است. این، تصویری کلی از وضعیت رقابتهای انتخاباتی اسراییل در شرایط کنونی است؛ وضعیتی که در آن، علاوه بر میزان آرای احزاب، توانایی آنها برای تشکیل ائتلاف و جلب حمایت سایر جریانهای سیاسی، نقشی تعیینکننده در مشخصشدن نتیجه نهایی خواهد داشت.