کد خبر: ۱۰۱۲۴۴۱

کالینینگراد؛ نقطه انفجار احتمالی تقابل روسیه و ناتو

شمارش معکوس برای جنگ جهانی سوم؟!

شمارش معکوس برای جنگ جهانی سوم؟!

کالینینگراد، منطقه راهبردی روسیه در ساحل دریای بالتیک، به یکی از حساس‌ترین کانون‌های تقابل مسکو و ناتو تبدیل شده است. محاصره احتمالی این منطقه در واکنش به اقدامات نظامی روسیه می‌تواند بحران ترانزیتی را به رویارویی مستقیم و حتی تهدید هسته‌ای تبدیل کند. کاهش توان متعارف روسیه در پی جنگ اوکراین و موقعیت جغرافیایی آسیب‌پذیر کالینینینگراد، خطر محاسبات اشتباه و تشدید کنترل‌ناپذیر تنش‌ها را افزایش می‌دهد.

فرارو– آناتول لیون، مدیر برنامه اوراسیا در مؤسسه کوئینسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، در دوران جنگ سرد، برلین غربی، منطقه‌ای جداافتاده در قلب آلمان شرقی کمونیستی، یکی از خطرناک‌ترین نقاط بالقوه برای آغاز درگیری میان اتحاد جماهیر شوروی و غرب به شمار می‌رفت. محاصره زمینی این شهر از سوی ژوزف استالین در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹، جهان را تا آستانه جنگی تازه پیش برد؛ بحرانی که تنها با تأمین نیازهای ساکنان برلین غربی از طریق پل هوایی آمریکا و بریتانیا مهار شد.

امروز، در شرایطی متفاوت اما با برخی شباهت‌های راهبردی، منطقه کالینینگراد روسیه در ساحل دریای بالتیک به یکی از حساس‌ترین نقاط تقابل مسکو و ناتو تبدیل شده است. این منطقه که در گذشته بخشی از پروس شرقی آلمان بود، پس از گسترش ناتو به شرق اروپا، از طریق زمینی میان کشورهای عضو این پیمان و متحدان غربی محصور شده است.

هشدار اصلی این است که هرگونه تلاش برای محاصره کالینینگراد می‌تواند از یک فشار نظامی و اقتصادی به بحرانی مستقیم میان روسیه و ناتو تبدیل شود؛ بحرانی که خطر استفاده از سلاح هسته‌ای را نیز به همراه خواهد داشت.

شکاف سووالکی؛ خط مقدم تقابل روسیه و ناتو

گسترش ناتو پس از سال ۱۹۸۹ و پیوستن کشورهایی مانند لهستان و کشورهای حوزه بالتیک، موقعیت راهبردی کالینینگراد را تغییر داده است. سوئد و فنلاند نیز به ناتو پیوسته‌اند و در نتیجه، موازنه نظامی در دریای بالتیک بیش از گذشته به سود این ائتلاف تغییر کرده است.

اکنون بخش بزرگی از سواحل دریای بالتیک در اختیار کشورهای عضو ناتو قرار دارد و روسیه عمدتاً به منطقه کالینینگراد و اطراف سن‌پترزبورگ متکی است.در این میان، «شکاف سووالکی» در شمال‌شرق لهستان، نواری از خاک میان کالینینگراد و بلاروس اهمیت ویژه‌ای یافته است.

تحلیلگران غربی اغلب این منطقه را یکی از خطرناک‌ترین نقاط احتمالی رویارویی روسیه و ناتو معرفی می‌کنند؛ زیرا در صورت قطع این مسیر، ارتباط زمینی کشورهای حوزه بالتیک با دیگر اعضای ناتو می‌تواند با اختلال جدی مواجه شود. با این حال، مسئله فقط آسیب‌پذیری کشورهای عضو ناتو نیست. کالینینگراد نیز در صورت وقوع جنگ، در معرض محاصره زمینی و دریایی قرار خواهد گرفت.

چرا تصرف ناروا می‌تواند برای روسیه پرهزینه باشد؟

در ماه‌های اخیر، نگرانی‌هایی مطرح شده است مبنی بر اینکه روسیه ممکن است با تصرف شهر ناروا در استونی، توانایی ناتو برای دفاع از اعضای خود را آزمایش کند. اما این سناریو با یک معضل راهبردی مهم روبه‌رو است: هر حمله روسیه به خاک یک عضو ناتو می‌تواند واکنش نظامی گسترده این ائتلاف را در پی داشته باشد و به محاصره کالینینگراد منجر شود.

یک کارشناس امنیتی روس این پرسش را مطرح کرده است که آیا ولادیمیر پوتین یا هر رهبر دیگری در روسیه حاضر خواهد بود برای تصرف ناروا، خطر از دست دادن کالینینگراد یا حتی آغاز جنگی هسته‌ای برای حفظ آن را بپذیرد؟

آرتیس پابریکس، وزیر دفاع پیشین لتونی نیز با اشاره به این تناقض گفته است که در بحث‌های امنیتی معمولاً بر احتمال قطع مسیر سووالکی به دست روسیه تأکید می‌شود، اما کمتر به این موضوع توجه می‌شود که در صورت آغاز جنگ، نیروهای ناتو ممکن است ابتدا کالینینگراد را هدف قرار دهند؛ اتفاقی که می‌تواند اهمیت نظامی شکاف سووالکی را نیز از میان ببرد.

کالینینگراد؛ منطقه‌ای با اهمیت نظامی و هسته‌ای

کالینینگراد مقر ناوگان بالتیک روسیه و یکی از پایگاه‌های مهم نظامی این کشور است. همچنین گزارش‌ها از استقرار موشک‌های هسته‌ای میان‌برد روسیه در این منطقه حکایت دارند. این منطقه از نظر حقوق بین‌الملل بخشی از خاک روسیه به شمار می‌رود و از دیدگاه مسکو، هرگونه محاصره آن می‌تواند اقدامی مستقیم علیه حاکمیت ملی و امنیت کشور تلقی شود.

اهمیت کالینینگراد را می‌توان با موقعیتی فرضی در آمریکا مقایسه کرد: گویی بندر پرل هاربر در منطقه‌ای قرار گرفته باشد که تمام سرزمین‌های اطراف آن تحت کنترل چین هستند. در چنین شرایطی، محاصره کالینینگراد صرفاً یک اقدام محدود برای فشار بر روسیه نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به بحرانی راهبردی تبدیل شود که مسکو آن را تهدیدی علیه یکی از مهم‌ترین مواضع نظامی خود ارزیابی کند.

تهدید هسته‌ای مسکو؛ هشدار یا خط قرمز واقعی؟

مقام‌های روسیه اخیراً هشدار داده‌اند که اگر ناتو کالینینگراد را محاصره کند، مسکو در صورت لزوم از سلاح هسته‌ای استفاده خواهد کرد. مارک روته، دبیرکل ناتو این تهدیدها را جدی ندانسته است، اما چنین موضعی لزوماً از شدت خطر نمی‌کاهد. استدلال مطرح‌شده این است که روسیه ممکن است در صورت محاصره کالینینگراد، گزینه‌های متعارف نظامی محدودی در اختیار داشته باشد. بخش بزرگی از ارتش این کشور در جنگ اوکراین درگیر است و توانایی آن برای دفاع از منطقه در برابر یک حمله زمینی گسترده یا شکستن محاصره، نامطمئن خواهد بود.

پیش از حمله روسیه به اوکراین، سپاه یازدهم ارتش روسیه مستقر در کالینینگراد، بین ۱۲ تا ۱۸ هزار نیروی اسمی داشت و از یک تیپ تفنگداران دریایی نیز پشتیبانی می‌شد. با این حال، گزارش شده است که بخشی از این نیروها به اوکراین اعزام شده و در آنجا جان باختگانی هم داشته‌اند. در مقابل، ارتش لهستان حدود ۱۰۰ هزار نیروی فعال و ۴۰ هزار نیروی ذخیره دارد و به‌سرعت در حال تقویت توان آتش خود است.

در چنین وضعیتی، برخی محافل امنیتی روسیه معتقدند که مسکو در صورت محاصره کالینینگراد ممکن است ناچار شود فوراً یک اولتیماتوم هسته‌ای صادر کند و اگر ناتو عقب‌نشینی نکند، طی چند روز تهدید خود را عملی سازد. این ارزیابی به معنای قطعی بودن استفاده روسیه از سلاح هسته‌ای نیست، اما نشان می‌دهد که محاصره این منطقه می‌تواند خطر تشدید بحران را به سطحی بسیار فراتر از یک درگیری متعارف برساند.

سابقه دو بحران؛ از محدودیت‌های ترانزیتی تا کنترل کشتی‌ها

نگرانی روسیه درباره محاصره کالینینگراد صرفاً به سناریوهای فرضی محدود نیست. در ژوئن ۲۰۲۲، لیتوانی اعلام کرد انتقال برخی کالاهای مشمول تحریم‌های اتحادیه اروپا به کالینینگراد را محدود خواهد کرد. این کالاها شامل نفت، زغال‌سنگ، فلزات، مصالح ساختمانی و فناوری‌های پیشرفته بودند.

به گفته مقام‌های منطقه کالینینگراد، این محدودیت‌ها می‌توانست حدود نیمی از نیازهای وارداتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. پس از تهدیدهای تند روسیه، اتحادیه اروپا عقب‌نشینی کرد و اعلام کرد که تحریم‌ها شامل حمل‌ونقل ریلی نخواهند شد.

در ژوئن ۲۰۲۵ نیز سوئد اعلام کرد قصد دارد کشتی‌های متعلق به ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» روسیه را نه‌تنها در آب‌های سرزمینی خود، بلکه در منطقه اقتصادی دریایی‌اش بازرسی کند.

این اقدام، در کنار سیاست‌های مشابه کشورهای حوزه بالتیک، می‌توانست محدودیت‌های دریایی گسترده‌ای برای روسیه ایجاد کند و دسترسی کالینینگراد و حتی سن‌پترزبورگ را تحت فشار قرار دهد. پس از تهدیدهای نظامی مسکو و اعزام یک جنگنده روسی برای بازداشتن یک شناور گشتی استونی از نزدیک شدن به یک نفتکش، سوئد و کشورهای بالتیک عملاً از تشدید این اقدامات عقب نشستند. این سابقه نشان می‌دهد که اختلاف بر سر ترانزیت و کنترل کشتی‌ها نیز می‌تواند به رویارویی امنیتی منجر شود.

تناقض در پیام‌های لهستان و ناتو

رادک سیکورسکی، وزیر خارجه لهستان اخیراً گفته است که تقابل با روسیه نباید صرفاً به جنگ اوکراین محدود شود. او با اشاره به حضور نظامی لهستان در لتونی و کاهش نیروهای روسیه در منطقه، خواستار افزایش فشار نظامی ناتو شده است؛ فشاری که به گفته او می‌تواند مسکو را وادار کند بخشی از نیروهایش را از اوکراین خارج کند. اما در همین حال، برخی مقام‌های لهستانی درباره احتمال حمله روسیه به ناتو با هدف آزمایش انسجام این ائتلاف هشدار می‌دهند.

درس اصلی بحران کالینینگراد این است که فشار نظامی بر یک منطقه راهبردی، به‌ویژه زمانی که طرف مقابل آن را بخشی حیاتی از امنیت ملی خود می‌داند، ممکن است پیامدهایی فراتر از هدف اولیه داشته باشد. اگر کشورهای اروپایی بخواهند از تشدید تقابل با روسیه جلوگیری کنند، باید در کنار ارزیابی تهدیدهای مسکو، پیامدهای اقدامات خود را نیز با دقت بسنجند.

محاصره کالینینگراد می‌تواند از یک ابزار فشار به بحرانی تبدیل شود که مهار آن بسیار دشوارتر از آغاز آن خواهد بود؛ بحرانی که در بدترین سناریو، خطر درگیری هسته‌ای را به واقعیتی جدی تبدیل می‌کند.

نویسنده : آناتول لیون
ارسال نظرات
خط داغ