رضا نصری: ایران دیگر زیر بمباران مذاکره نمیکند/ پایان جنگ را ایران تعیین خواهد کرد
«ایران تصمیم خود را گرفته است. دیگر زیر بمباران مذاکره نخواهد کرد، به توافقهایی تن نخواهد داد که طرف مقابل تعهدات خود ذیل آنها را اختیاری میداند.»
رضا نصری، پژوهشگر حقوق بین الملل، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود، نوشت: «راهبرد ایران را اکنون میتوان در سه کلمه خلاصه کرد: دیگر بس است.
سه دهه است ایران بهخاطر برنامه غنیسازی صلحآمیز خود تحت فشار و آزار مداوم قرار دارد؛ برنامهای که زمانی آن را به سختگیرانهترین نظام بازرسیای که تاکنون بر سر آن توافق شده بود، سپرده بود. دولتهایی که با هر افزایش قیمت بنزین از واکنش رأیدهندگان خود تنشان به لرزه میافتند، با خونسردی و حسابگری، برای نابودی اقتصاد کشوری با نود میلیون جمعیت تلاش کردند تا جوانانش را به ورطه ناامیدی بکشاندند و رؤیاهایشان را به خاک بسپاردند. سپس ویرانیطلبی خود افتخار کردند. وزیر خزانهداری آمریکا وعده داد «ایران را دوباره ورشکسته کنیم». او با غروری بیمارگونه در برابر سنای آمریکا اعلام کرد: «ما در این کشور کمبود دلار ایجاد کردیم»؛ و سقوط ارزش ریال از ۸۰۰ هزار به ۲.۴ میلیون ریال را همچون غنیمتی به نمایش گذاشت. کمتر دولتی در تاریخ، فقیرسازی عامدانه یک جمعیت غیرنظامی را به مایه مباهات - با رسم شکل و نمودار - در یک ارائه رسمی تبدیل کرده است.
اقتصاد تنها یکی از جبهههای این جنگ بود. ایران را از نظام بانکی جهان منزوی کردند، دسترسیاش به دارو را محدود ساختند و داراییهایش را در خارج از کشور توقیف کردند. بدافزار استاکسنت را علیه سانتریفیوژهایش به کار گرفتند. از لندن و واشنگتن، از طریق شبکههای ماهوارهای فارسیزبان، جنگ روانی را به خانههای ایرانیان کشاندند، به این امید که مردم ایران را به جان یکدیگر بیندازند. در هر مجمع و محفلی ایران را بدنام کردند و سپس پرسیدند چرا به آنها اعتماد ندارد. دانشمندان هستهای ایران را در خیابانهای تهران ترور کردند و قهرمان جنگیاش را در فرودگاه بغداد به قتل رساندند. تنها در عرض یک سال، سه بار میز مذاکره را ترک کردند و به بمباران روی آوردند. فرماندهان و رهبران ایران را کشتند و کودکانش را نیز به قتل رساندند: دختران دانشآموز میناب، خانوادههایی را که در سالن ورزشی لامرد پناه گرفته بودند؛ همانگونه که در سال ۱۹۸۸، شصتوشش کودک را در پرواز ۶۵۵ هواپیمایی ایران کشتند.
توافق امضا کردند و سپس آن را تکهتکه کردند. در سال ۲۰۱۸، توافق هستهای برجام را کنار گذاشتند، با وجود آنکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران به تعهداتش را تأیید کرده بود. یادداشت تفاهم اسلامآباد نیز تنها چند هفته پس از امضا نقض شد. نهادهای بینالمللی را به ابزارهای اعمال فشار و اجبار تبدیل کردند: قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در آستانه بمباران ژوئن ۲۰۲۵ به تصویب رسید و سازوکار موسوم به «بازگشت خودکار تحریمها» که دولتهای اروپایی به جریان انداختند، در حالی که مدتها بود خود به تعهداتشان عمل نمیکردند.
همه این اقدامات در خدمت یک رژیم آپارتایدِ نسلکش انجام شد که سی سال است خواهان این جنگ بوده، و به سود لابیای در واشنگتن، لندن، پاریس و برلین که با صرف هزینههای هنگفت برای به راه انداختن آن تلاش کرده است.
همچون شغالها، گرداگرد ایران حلقه زدند و در انتظار سقوطش نشستند. اما ایران سقوط نکرد.
اکنون ایران تصمیم خود را گرفته است. دیگر زیر بمباران مذاکره نخواهد کرد، به توافقهایی تن نخواهد داد که طرف مقابل تعهدات خود ذیل آنها را اختیاری میداند، و کشتار کودکانش و به فقر کشاندن مردمش را به عنوان ابزارهایی متعارف در سیاستگذاری نخواهد پذیرفت. ایران به این چرخه پایان خواهد داد و برای این کار، از تمامی ابزارهای لازم استفاده خواهد کرد.
آنها این جنگ را مطابق زمانبندی خود آغاز کردند. پایان آن را ایران تعیین خواهد کرد.»