آخرین امید سرباز نابینا برای دیدن دوباره فرزندانش
یک سرباز اوکراینی که در انفجار مین تقریبا تمام بینایی خود را از دست داده بود، با وجود توصیه پزشکان به تخلیه چشم باقیماندهاش، به امید دیدن دوباره سه دخترش تن نداد.
فرارو- میکولا کاسییوک، سرباز اوکراینی که در انفجار مین تقریباً تمام بینایی خود را از دست داده بود، برخلاف توصیه پزشکان برای تخلیه چشم باقیماندهاش، امیدش را از دست نداد. دو سال پس از این حادثه، گروهی از جراحان آمریکایی در کییف تلاش کردند با جراحی ترمیمی، چشم او را حفظ کنند و امکان بازگشت بخشی از بیناییاش را فراهم آورند.
به گزارش فرارو، کاسییوک پیش از ورود به اتاق عمل دعا کرد و گفت: میخواهم بتوانم دوباره فرزندانم را ببینم.
وی ۱۶ آوریل ۲۰۲۴، هنگام حرکت همراه گروهی از سربازان در منطقه دونتسک، روی مین قدم گذاشت. خودروی انتقال مجروحان نیز زیر آتش قرار گرفت و تقریباً تمام سرنشینان آن کشته شدند. همسرش، تتیانا، هنگام دیدن او در بیمارستان بهسختی توانست چهره متورم و زخمیاش را بشناسد.
پزشکان پس از آسیب شدید ناشی از ترکش، یکی از چشمهای او را خارج کردند. چشم دیگر نیز آسیب دیده بود و با وجود چندین عمل جراحی، بینایی میکولا بهبود چندانی نیافت. وی بهتدریج یاد گرفت بدون دیدن زندگی کند؛ با تلفن همراه قدیمیاش تماس بگیرد، به اخبار گوش دهد و کارهای روزمره را انجام دهد. با این حال، هنوز میتواند اندکی نور را تشخیص دهد و همین نشانه کوچک، امیدش را زنده نگه داشته است.
گروهی از جراحان آمریکایی که از طریق یک مأموریت پزشکی به کییف آمده بودند، جراحی او را بر عهده گرفتند. هدف اولیه آنها بازسازی حدقه و پلک، محافظت از چشم و بهبود وضعیت آن بود؛ اقدامی که میتوانست راه را برای درمانهای بعدی، از جمله پیوند قرنیه، باز کند.
نتیجه عمل بهتر از انتظار پزشکان بود. جراحان توانستند حرکت چشم را بهبود دهند و با استفاده از پیوند پوست از پشت گوش، به محافظت بهتر پلک از چشم کمک کنند. با این حال، هنوز مشخص نیست آسیبهای عمیقتر تا چه اندازه است و آیا چشم میتواند پیامهای بینایی را به مغز منتقل کند یا خیر.
پزشکان قرار است تا شش ماه وضعیت وی را زیر نظر بگیرند و سپس درباره درمانهای احتمالی بعدی تصمیم بگیرند. بازگشت بینایی همچنان نامطمئن است و ایجاد دوباره بافت اسکار روی قرنیه میتواند روند بهبودی را دشوار کند.
میکولا و همسرش سه دختر دارند. دخترانش در حال بزرگ شدناند، اما او نمیتواند مسیر زندگی آنها را ببیند. تتیانا نیز در کنار مراقبت از همسرش، پیگیری درمان و رسیدگی به امور خانواده را بر عهده دارد و میگوید این شرایط او را فرسوده کرده است.
با وجود همه دشواریها، میکولا هنوز به دیدن دوباره جهان امیدوار است؛ جهانی که آخرین بار پیش از انفجار مین دیده بود.