ناامنی در خیابان، رقابت در صندوق رأی؛ جدال سیاسی بر سر آینده فرانسه
چرا مهاجران اروپا، بازنده نهایی آشوب فرانسه خواهند بود؟
گسترش اعتراضات در فرانسه، دولت را همزمان با چالشهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی مواجه کرده است. اعتراضهایی که با مطالبات آموزشی آغاز شدند، به تخریب اموال و درگیری با نیروهای امنیتی کشیده شدهاند. تحلیلگران معتقدند که تشدید ناآرامیها میتواند به سود جریانهای راست افراطی تمام شود؛ نیروهایی که بر محدودیت مهاجرت تأکید میکنند.
فرارو- گسترش اعتراضات و درگیریهای خیابانی در فرانسه، دولت این کشور را با چالشی همزمان در حوزههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبهرو کرده است. اعتراضهایی که با مطالبات دانشجویی درباره وضعیت نظام آموزشی آغاز شد، بهتدریج با تخریب اموال عمومی و خصوصی، درگیری با نیروهای امنیتی و گسترش ناآرامیها در شهرهای مختلف همراه شد.
به گزارش فرارو، در پاریس نیز تجمع معترضان به ورودی موزه لوور رسید و مانع از بازگشایی آن در ساعت معمول شد. در همین حال، دولت از احتمال اعلام وضعیت اضطراری سخن گفته و در برخی مناطق محدودیت رفتوآمد شبانه برقرار کرده است.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که نارضایتی از کیفیت خدمات عمومی، مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید، به یکی از محورهای بحث در جامعه فرانسه تبدیل شده است. همزمان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهاراتی مهاجران را مسئول وضعیت فرانسه معرفی کرده و خواستار بسته شدن سریع مرزها شده است.
با این حال، اعتراضات جاری تنها با مسئله مهاجرت توضیح داده نمیشود و مطالبات آموزشی و مشکلات انباشتهشده در بخشهای مختلف خدمات عمومی نیز در شکلگیری آن نقش دارند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا دولت میتواند با ترکیبی از اقدامات امنیتی و اقتصادی، دامنه ناآرامیها را مهار کند یا بحران موجود به عاملی برای تشدید شکافهای سیاسی و تقویت جریانهای مخالف تبدیل خواهد شد.
دولت میان کنترل خیابان و اعلام وضعیت اضطراری
دولت فرانسه برای مهار ناآرامیها، منع رفتوآمد شبانه را در برخی شهرهای شمالی و مناطقی از پاریس به اجرا گذاشته است. بر اساس گزارشهای مطرحشده، محدودیتهای میدان جمهوری و برخی محلههای پایتخت از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح در نظر گرفته شده است. در عین حال، مقامهای دولتی اعلام کردهاند که در صورت وخامت بیشتر اوضاع امنیتی، امکان اعلام وضعیت اضطراری وجود دارد.
از نگاه برخی ناظران، محدودیتهای محلی میتواند گامی اولیه برای کنترل ناآرامیها باشد؛ بهویژه آنکه شدت خشونت و تخریب در همه شهرها یکسان نیست. واگذاری بخشی از تصمیمگیری به مقامهای محلی نیز این امکان را فراهم میکند که تدابیر امنیتی متناسب با شرایط هر منطقه اتخاذ شود. با این حال، موفقیت چنین سیاستی به توانایی نیروهای امنیتی در جلوگیری از گسترش درگیریها و همزمان پرهیز از تشدید تنش با معترضان بستگی دارد.
اعتراف وزیر کشور فرانسه به از دست رفتن کنترل اوضاع در برخی شهرها، ابعاد دشواری مدیریت بحران را آشکار کرده است. به گفته او، حدود ۶۰ هزار نیروی امنیتی در جریان اعتراضات مستقر شدند، اما این تعداد برای مقابله با تخریب و غارت کافی نبود. یکی از توضیحهای مطرحشده درباره این ناکامی، فعالیت گروههای کوچک و متحرکی است که بهسرعت میان نقاط مختلف جابهجا میشدند و امکان واکنش هماهنگ نیروهای امنیتی را کاهش میدادند.
در سطح سیاسی نیز دولت با فشار فزایندهای روبهرو است. رئیسجمهور فرانسه استعفای وزیر کشور را نپذیرفته، اما در عین حال خواستار تغییر روشهای پلیس در مقابله با عاملان تخریب شده است. دولت همچنین جریان چپ رادیکال را به دامن زدن به ناآرامیها متهم کرده است؛ اتهامی که در فضای سیاسی فرانسه به بخشی از جدال بر سر مسئولیت بحران تبدیل شده است.
مطالبات آموزشی و اقتصادی؛ ریشههایی فراتر از ناآرامیهای خیابانی
اعتراضات با مطالبات دانشجویان درباره وضعیت آموزش آغاز شد، اما دامنه نارضایتیها به مشکلات گستردهتری کشیده شده است. فرسودگی برخی زیرساختهای آموزشی، نگرانی درباره کیفیت خدمات عمومی و دشواریهای معیشتی از جمله موضوعاتی هستند که در این اعتراضات مطرح شدهاند. این مشکلات را نمیتوان صرفاً به عملکرد یک دولت محدود کرد؛ بخشی از آنها نتیجه سیاستها و کاستیهایی است که طی سالهای گذشته انباشته شدهاند.
در حوزه آموزش، برخی مطالبات به وضعیت ساختمانها، امکانات مدارس و کیفیت ارائه خدمات مربوط میشود. در مقابل، تخریب مدارس و اموال عمومی در جریان اعتراضات، واکنشهایی را برانگیخته است. همین مسئله نشان میدهد که باید میان اصل مطالبات اجتماعی و اقدامات خشونتآمیز برخی شرکتکنندگان تمایز گذاشت؛ زیرا گسترش تخریب میتواند حمایت عمومی از خواستههای اولیه معترضان را تحت تأثیر قرار دهد.
فشارهای اقتصادی نیز به این وضعیت دامن زدهاند. کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده معیشتی، در کنار افت کیفیت برخی خدمات عمومی، زمینه نارضایتی را تقویت کرده است. در تحلیلهای مطرحشده، تحولات اقتصاد جهانی و پیامدهای جنگ آمریکا و ایران و بسته شدن تنگه هرمز نیز از عوامل مؤثر بر فشارهای اقتصادی اروپا دانسته شدهاند. با این حال، مشکلات آموزشی و زیرساختی فرانسه سابقهای مستقل دارند و نمیتوان همه آنها را به تحولات اخیر منطقهای نسبت داد.
هزینههای حمایت اروپا از اوکراین در جنگ با روسیه نیز به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده است. منتقدان ممکن است این هزینهها را عاملی برای افزایش فشار بر اقتصادهای اروپایی بدانند، در حالی که مدافعان این سیاست، آن را در چارچوب نگرانیهای امنیتی و ضرورت تقویت توان دفاعی اروپا توجیه میکنند.
در نتیجه، بحث درباره بحران فرانسه تنها به مدیریت خیابان محدود نمیشود و پرسشهای گستردهتری درباره اولویتهای اقتصادی و امنیتی دولتهای اروپایی را نیز در بر میگیرد.
چرا راست افراطی میتواند از بحران بهرهبرداری کند؟
تداوم اعتراضات در آستانه انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، به این تحولات بُعدی انتخاباتی داده است. برخی تحلیلگران معتقدند که تشدید ناآرامیها میتواند به سود جریانهای راست افراطی تمام شود؛ نیروهایی که بر امنیت، کنترل مهاجرت و ضرورت برخورد سختگیرانهتر با ناآرامیها تأکید میکنند. در چنین شرایطی، تصاویر تخریب و ناتوانی نهادهای امنیتی در کنترل برخی مناطق میتواند به ابزاری برای زیر سؤال بردن عملکرد دولت امانوئل مکرون و دولت سباستین لوکورنو تبدیل شود.
مارین لوپن و جریان سیاسی نزدیک به او میتوانند با برجسته کردن مسئله امنیت، تلاش کنند حمایت بخشهایی از جامعه را که از تداوم بیثباتی نگراناند، جلب کنند. با این حال، میزان تأثیر اعتراضات بر انتخابات به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله مدتزمان تداوم بحران، نحوه واکنش دولت و اینکه آیا مطالبات معیشتی و آموزشی معترضان در فضای سیاسی به حاشیه رانده میشود یا همچنان در مرکز توجه باقی میماند.
در سوی دیگر، جریان چپ نیز با انتقادهایی درباره نقش خود در تشدید اعتراضات روبهرو شده است. دولت، حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» به رهبری ژانلوک ملانشون را به تحریک ناآرامیها متهم کرده است. با این حال، این اتهام را نمیتوان به معنای اثبات هدایت همه اعتراضات یا اقدامات خشونتآمیز از سوی این حزب دانست. آنچه روشن است، رقابت سیاسی بر سر تفسیر بحران شدت گرفته و هر جریان تلاش می کند مسئولیت وضعیت موجود را متوجه رقیب خود کند.
آیا تدابیر امنیتی برای آرام کردن جامعه کافی است؟
دولت فرانسه علاوه بر اقدامات امنیتی، با فشار برای حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده نیز روبهرو است. تخریب فروشگاهها و خسارتهای واردشده به فعالیتهای اقتصادی، صاحبان مشاغل و مقامهای محلی را به مطالبه جبران خسارت و افزایش حمایتهای دولتی واداشته است. مطرح شدن سازوکارهای حمایتی و جبران بخشی از زیانها میتواند فشار بر کسبوکارها را کاهش دهد، اما بهتنهایی پاسخگوی همه مطالبات اجتماعی نخواهد بود.
تنوع گروههای حاضر در اعتراضات، یافتن راهحلی جامع را دشوار کرده است. دانشجویان، شهروندان ناراضی از وضعیت اقتصادی، صاحبان فروشگاهها و مقامهای محلی، هر یک خواستهها و نگرانیهای متفاوتی دارند. از همین رو، گفتوگو میان دولت، احزاب سیاسی، اتحادیهها و نمایندگان محلی میتواند در کنار اقدامات امنیتی، مسیرهایی برای کاهش تنش فراهم کند.
بحران کنونی فرانسه در نقطه تلاقی سه مسئله قرار گرفته است: ضرورت برقراری امنیت، انباشت نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی و رقابت سیاسی در آستانه انتخابات. منع رفتوآمد و احتمال اعلام وضعیت اضطراری ممکن است در کوتاهمدت دامنه برخی ناآرامیها را محدود کند، اما مهار پایدار بحران به پاسخگویی به مطالبات عمومی نیز وابسته است.
ادامه تنشها میتواند فضای سیاسی را برای جریانهای مخالف دولت تغییر دهد، اما اثر نهایی آن بر انتخابات به روند تحولات و توانایی حکومت در بازگرداندن آرامش و ترمیم اعتماد عمومی بستگی خواهد داشت.