پشت پرده شایعات مرگ کیم جونگ اون؛ چه کسی از غیبت رهبر کره شمالی سود میبرد؟
شایعه مرگ کیم جونگ اون بار دیگر با انتشار تصاویری از حضور او در یک نمایشگاه دولتی زیر سؤال رفت؛ اما این نخستین بار نیست که خبر مرگ رهبر کره شمالی منتشر میشود. بررسی سابقه این شایعات نشان میدهد چگونه پنهانکاری سیاسی، خلأ اطلاعاتی و رقابت روایتها میتوانند یک ادعای بیمدرک را به خبری جهانی تبدیل کنند.
فرارو- کیم جونگ اون هنوز زنده است؛ دستکم آخرین تصاویر منتشرشده از رسانههای دولتی کره شمالی در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶، او را در نمایشگاه پوشاک و کفش در پیونگیانگ نشان میدهند. اما اندکی قبل از انتشار این تصاویر، ادعایی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده بود که میگفت رهبر کره شمالی پس از خونریزی مغزی در بیمارستانی در پکن درگذشته است. این ادعا را وانجون شی، فعال مخالف حکومت چین مقیم آمریکا، مطرح کرد؛ بدون آنکه مدرک قابل راستیآزمایی ارائه دهد. مقامهای کره جنوبی نیز اعلام کردند اطلاعاتی در تأیید این خبر ندارند.
به گزارش فرارو، ماجرا، با این حال، بسیار بزرگتر از یک شایعه تازه است. نام کیم جونگ اون طی سالهای گذشته بارها با خبرهایی درباره بیماری شدید، ناپدیدشدن و حتی مرگ گره خورده است. پرسش مهم این است که چگونه در یکی از بستهترین نظامهای سیاسی جهان، نبود اطلاعات به بستری برای تولید روایتهای رقیب تبدیل میشود و چه کسانی میتوانند از این وضعیت سود ببرند.
از غیبتهای مرموز تا شایعه مرگ در پکن
یکی از مشهورترین موجهای شایعه درباره کیم جونگ اون در سال ۲۰۲۰ شکل گرفت. غیبت او در مراسم سالگرد تولد کیم ایل سونگ، بنیانگذار کره شمالی، در ۱۵ آوریل، گمانهزنیها درباره وضعیت سلامتیاش را شدت داد. گزارشهایی درباره جراحی قلب و وخامت حال او منتشر شد و برخی روایتها حتی احتمال مرگش را مطرح کردند. مقامهای کره جنوبی در آن زمان از مردم خواستند با احتیاط با این خبرها برخورد کنند و گفتند نشانه غیرعادیای از تحولات کره شمالی مشاهده نکردهاند. کیم سرانجام در اول ماه مه در مراسم افتتاح یک کارخانه ظاهر شد و به موج گمانهزنیها پایان داد.
این نخستین بار نبود که غیبت رهبر کره شمالی به شایعات دامن میزد. در سال ۲۰۱۴ نیز او حدود شش هفته از انظار عمومی دور ماند؛ غیبتی که پرسشهایی درباره سلامت و موقعیت سیاسیاش ایجاد کرد. او در نهایت در حالی ظاهر شد که هنگام راهرفتن از عصا استفاده میکرد. چند سال بعد، در ژوئن ۲۰۲۱، کاهش وزن محسوس او بار دیگر موضوع بحث رسانهها شد؛ موضوعی که نشان میداد حتی تغییرات ظاهری رهبر کره شمالی میتواند به سوژهای برای گمانهزنیهای سیاسی تبدیل شود.
در موج تازه اکتبر ۲۰۲۶، روایت از یک غیبت ساده فراتر رفت. شی مدعی شد کیم پس از خونریزی مغزی به بیمارستانی در پکن منتقل شده، به کما رفته و در نهایت درگذشته است؛ حتی ادعا کرد جسد او مخفیانه به کره شمالی بازگردانده شده است. اما برای این جزئیات، شواهد مستقلی ارائه نشد. رسانههای رسمی کره شمالی نیز مستقیماً به شایعه پاسخ ندادند و روز ۲۰ اکتبر تصاویری از حضور کیم در نمایشگاه پوشاک و کفش را منتشر کردند؛ تصاویری که بنا بر گزارش رسمی، مربوط به بازدید روز قبل بود.
چرا کره شمالی به کارخانه تولید شایعه تبدیل شده است؟
برای فهمیدن اینکه چرا شایعه مرگ کیم جونگ اون هر چند وقت یکبار دوباره خبرساز میشود، لازم نیست سراغ نظریههای پیچیده تبلیغات سیاسی برویم. بخش مهمی از ماجرا به یک واقعیت ساده برمیگردد: وقتی اطلاعات کم باشد، شایعه جای آن را میگیرد.
در کره شمالی، اطلاعات درباره وضعیت سلامت رهبر، تصمیمهای پشت درهای بسته و حتی چگونگی انتقال قدرت بهشدت محدود است. رسانههای دولتی هم تصویری کنترلشده از کیم جونگ اون ارائه میکنند و خبرنگاران مستقل امکان چندانی برای بررسی اتفاقات داخل کشور ندارند. در چنین فضایی، کافی است رهبر برای چند روز در انظار عمومی دیده نشود تا موجی از حدسوگمان به راه بیفتد؛ از بیماری و جراحی گرفته تا شایعه مرگ. بررسیهای رسانه تخصصی «اِنکی نیوز» درباره اتفاقات سال ۲۰۲۰ نیز نشان میداد که سکوت رسانههای رسمی میتواند زمینه را برای گسترش گمانهزنیها در شبکههای اجتماعی فراهم کند.
عامل مهم دیگر، اهمیت موضوع برای جهان است. خبر مرگ رهبر کره شمالی، حتی اگر تأییدنشده باشد، فقط به زندگی یک سیاستمدار مربوط نمیشود. چنین اتفاقی میتواند پرسشهای بزرگی درباره آینده برنامه هستهای این کشور، روابط آن با چین و روسیه، جانشین احتمالی کیم و امنیت شبهجزیره کره ایجاد کند. همین پیامدهای احتمالی باعث میشود مردم و رسانهها به چنین خبری توجه کنند و آن را بیشتر بازنشر دهند؛ حتی زمانی که هنوز مدرک معتبری برای تأییدش وجود ندارد.
از سوی دیگر، در فضای رسانهای امروز، یک شایعه برای تبدیلشدن به خبر جهانی لزوماً به تأیید رسانههای بزرگ نیاز ندارد. گاهی یک ادعای بیمدرک در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و آنقدر توجه جلب میکند که رسانههای جریان اصلی هم ناچار میشوند درباره صحت آن گزارش بدهند. به این ترتیب، خبری که ابتدا پشتوانه محکمی نداشته، به موضوع بحث رسانههای جهان تبدیل میشود. در علوم ارتباطات، این فرایند با مفهوم «دستورکارگذاری» توضیح داده میشود: رسانهها و شبکههای اجتماعی همیشه نمیتوانند تعیین کنند مردم چه فکری داشته باشند، اما میتوانند توجه آنها را به سمت موضوعی خاص ببرند. در مورد کیم جونگ اون، حتی یک شایعه تأییدنشده میتواند بحث درباره جانشینی او و آینده حکومت کره شمالی را دوباره به صدر اخبار بازگرداند.
البته پربازدیدشدن یک شایعه به این معنا نیست که حتماً پشت آن یک نقشه سیاسی یا عملیات اطلاعاتی قرار دارد. باید میان انتشار یک خبر نادرست و یک عملیات سازمانیافته برای فریب افکار عمومی تفاوت گذاشت. برای اثبات اینکه یک دولت یا سازمان اطلاعاتی پشت چنین شایعهای قرار دارد، به شواهدی مانند هماهنگی هدفمند میان حسابها، ارتباط با بازیگران سیاسی یا مدارک قابلاتکا از طراحی و هدایت پیامها نیاز است. در ماجرای اخیر، ادعا به حساب وانجون شی نسبت داده شده، اما اطلاعات علنی موجود بهتنهایی برای نسبتدادن آن به دولت یا سازمان اطلاعاتی مشخص کافی نیست. بنابراین، پرسش درباره اینکه چه کسی از انتشار این شایعه سود میبرد، مهم است؛ اما پاسخ به این پرسش را نباید با مدرک دخالت در انتشار آن اشتباه گرفت.
پشت پرده چه کسی است و چه کسی سود میبرد؟
در اینجا باید میان سه سطح تفاوت گذاشت: کسی که شایعه را آغاز میکند، شبکهای که آن را گسترش میدهد و بازیگرانی که ممکن است از پیامدهای سیاسی آن بهره ببرند. این سه لزوماً یکسان نیستند.
در مورد موج اخیر، گزارش خبرگزاری یونهاپ منشأ ادعا را پستهای وانجون شی معرفی کرده است؛ فردی که خود را رئیس حزب دموکراتیک چین مینامد و در آمریکا زندگی میکند. این گزارش همچنین یادآور شده که او پیشتر ادعاهای تأییدنشده دیگری، از جمله درباره مرگ شی جینپینگ، منتشر کرده بود. این سابقه میتواند دلیلی برای احتیاط در ارزیابی اعتبار ادعاهای او باشد، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که هدفش اجرای یک عملیات تبلیغاتی مشخص بوده است.
در سطح دوم، رسانهها و حسابهایی قرار دارند که خبر را بازنشر میکنند. برخی ممکن است واقعاً تصور کنند خبر معتبر است؛ برخی به دنبال جذب مخاطب و بازدید بیشترند و برخی نیز ممکن است از انتشار روایتهای تأییدنشده برای حمله سیاسی به یک حکومت استفاده کنند. اقتصاد توجه در شبکههای اجتماعی به محتوای فوری، هیجانانگیز و تهدیدمحور پاداش میدهد. عبارت «رهبر کره شمالی مرده است» بهمراتب بیشتر از «اطلاعات معتبری درباره وضعیت سلامتی رهبر کره شمالی وجود ندارد» قابلیت وایرالشدن دارد.
در سطح سوم، بازیگران سیاسی بالقوه قرار میگیرند. خبر مرگ رهبر یک قدرت هستهای میتواند بر محاسبات امنیتی، بازارها و روابط دیپلماتیک تأثیر بگذارد. رقبای کره شمالی ممکن است از طرح پرسش درباره ثبات نظام حاکم سود تبلیغاتی ببرند؛ در مقابل، انتشار تصاویر رهبر از سوی رسانههای رسمی پیونگیانگ میتواند پیام استمرار قدرت و کنترل اوضاع را منتقل کند. اما اینها منافع احتمالی هستند، نه مدرک مشارکت این بازیگران در تولید شایعه اخیر.
در واقع، انتشار تصاویر کیم در نمایشگاه پوشاک و کفش نیز خود بخشی از سیاست ارتباطی حکومت است: رهبر در میان مقامها و در یک رویداد عمومی دیده میشود و تصویر تداوم فعالیت دولت به نمایش درمیآید. بااینحال، چون رسانههای مستقل به رویداد دسترسی نداشتند، تصاویر رسمی بهتنهایی امکان راستیآزمایی مستقل تمام جزئیات ادعاهای مربوط به زمان و مکان را فراهم نمیکنند.
در نهایت، شاید مهمترین نکته این باشد که شایعه مرگ کیم جونگ اون بیش از آنکه پرده از یک توطئه اثباتشده بردارد، ضعف ساختاری نظام اطلاعرسانی کره شمالی را آشکار میکند. هرچه اطلاعات مستقل کمتر باشد، روایتهای بیمدرک فرصت بیشتری برای رشد پیدا میکنند. در چنین فضایی، حتی یک حساب کاربری میتواند با ادعایی بزرگ، رسانههای بینالمللی را به واکنش وادارد؛ بیآنکه الزاماً پشت آن شبکهای مخفی یا طرحی پیچیده وجود داشته باشد.