توافق مکه؛ تولد یک قدرت نظامی تازه یا فقط یک نمایش سیاسی؟
از امضای توافق تا دفاع مشترک؛ سه مانع جدی پیش روی ائتلاف مکه
توافق دفاعی ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی در مکه، پاسخی به تضعیف ترتیبات امنیتی سنتی و افزایش رویارویی مستقیم دولتهاست. بااینحال، این همکاری هنوز با نبود برداشت مشترک از تهدیدها، محدودیتهای عملیاتی، تفاوت تجهیزات و ابهام در تعهدات دفاعی مواجه است. ترکیه نیز با سه چالش اقتصادی، مشروعیت سیاسی و انتظارات اغراقآمیز روبهروست. موفقیت توافق به ایجاد اهداف مشترک، هماهنگی نظامی مؤثر و سازوکار تصمیمگیری روشن وابسته خواهد بود.
فرارو- عثمان سرت، مدیر پژوهش مؤسسه آنکارا در ترکیه و خبرنگار حوزه دیپلماسی در شبکههای تلویزیونی کانال ۷ و سیانان ترک
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست ای، توافق دفاعی ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی که هفتم اوت در مکه امضا شد، صرفاً واکنشی به یک تهدید ناگهانی نیست، بلکه بازتاب نیاز دیرینه این سه کشور به هماهنگی امنیتی در شرایطی است که ساختارهای سنتی امنیت جهانی و منطقهای با بحران روبهرو شدهاند. تشدید درگیریهای مستقیم میان دولتها، تضعیف اعتماد به ائتلافهای موجود و گسترش رقابتهای ژئوپلیتیکی، زمینه شکلگیری چنین ابتکاری را فراهم کرده است. بااینحال، این توافق هنوز با محدودیتهای مهمی در زمینه توان نظامی مشترک، هماهنگی عملیاتی، مشروعیت سیاسی و تعریف اهداف راهبردی روبهروست.
تغییر محیط امنیتی و ضرورت همکاری سهجانبه
تحولات سه سال گذشته بهویژه حملات حماس به اسرائیل و جنگ ویرانگر متعاقب آن با حمایت آمریکا ضرورت بازنگری در ترتیبات امنیتی را برجسته کرده است. همزمان، تلاش برای ایجاد نظمی منطقهای بر پایه توافقهای ابراهیم که بسیاری از کشورهای منطقه را کنار میگذارد یا در تقابل با آنها قرار میدهد، به تشدید روند شکلگیری ائتلافهای جایگزین کمک کرده است.
یکی از عوامل اصلی اهمیت توافق مکه، کاهش آستانه آغاز درگیری مستقیم میان دولتهاست. در گذشته، کشورهای رقیب اغلب از نیروهای نیابتی برای مقابله با یکدیگر استفاده میکردند؛ اما در خاورمیانه، نقش نیروهای نیابتی در برخی منازعات کاهش یافته و دولتها بیش از گذشته مستقیماً وارد رویارویی شدهاند. سیاستهای نظامی اسرائیل و رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا از عوامل مؤثر در این تحول معرفی میشوند. ایران نیز در واکنش به تهدیدها، هم برای دفاع از خود اقدامات متقابلی انجام داده است.
توافق مکه ناتو نیست
با وجود شباهت برخی عبارتهای توافق مکه به اصل دفاع جمعی ناتو، نباید این دو ساختار را یکسان دانست. ناتو در بستر تاریخی و جغرافیایی متفاوتی شکل گرفت و مأموریت اولیه آن مقابله با بلوکی بود که تهدیدی مشترک برای اعضای خود محسوب میشد. ماده پنجم پیمان ناتو، حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند؛ اصلی که تنها یک بار، پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به آمریکا، رسماً مورد استناد قرار گرفت.
در مقابل، ترکیه، پاکستان و عربستان با مجموعهای از تهدیدها مواجهاند که الزاماً بهطور مستقیم امنیت هر سه کشور را به یک اندازه تهدید نمیکند. بنابراین، هنوز نمیتوان از شکلگیری برداشت مشترک و یکپارچهای از تهدید سخن گفت. تفاوت در جغرافیا، ساختار نیروها، سازگاری تجهیزات و سطح هماهنگی عملیاتی نیز موانعی هستند که برطرف کردن آنها به زمان نیاز دارد.
بااینحال، تحولات منطقهای زودتر از انتظار، توافق را در معرض آزمون قرار دادهاند. عربستان در ارتباط با حملات حوثیها در یمن به این همکاری استناد کرده است. انتظار میرود مشارکت در صنایع دفاعی، کمکهای فنی متقابل و هماهنگی مواضع دیپلماتیک، از محورهای اصلی توسعه این شراکت باشد. توافق مکه هنوز ناتو نیست، اما دیگر نمیتوان آن را صرفاً بیانیهای سیاسی دانست. پرسش اصلی این است که آیا سه کشور میتوانند از این چارچوب، الگویی مشترک برای امنیت منطقهای بسازند یا خیر.
چرا ترکیه به چنین ائتلافی نیاز دارد؟
دامنه نگرانیهای امنیتی ترکیه نیز در سالهای گذشته گسترش یافته است. آنکارا که زمانی عمدتاً بر دفاع از مرزهای خود تمرکز داشت، اکنون منافع و حضور امنیتی خود را از شاخ آفریقا تا قفقاز دنبال میکند. این تحول را نمیتوان صرفاً به سیاستهای توسعهطلبانه حزب عدالت و توسعه یا برداشت موسوم به «نوعثمانیگرایی» نسبت داد. ناکامی در ایجاد نظمی باثبات پس از جنگ سرد نیز ترکیه را به گسترش حضور نظامی و شبکه روابط خارجی خود سوق داده است.
در شرایطی که نهادهای تنظیمکننده اقتصاد جهانی کارآمدی گذشته را ندارند، حفاظت از منافع تجاری نیز بیش از پیش به زیرساختهایی مانند بنادر، پایگاهها و ائتلافها وابسته شده است. دولت حزب عدالت و توسعه، بهویژه در پانزده سال نخست قدرت، چارچوبی برای این سیاست ایجاد کرد. رویکرد احمد داووداوغلو در دوران وزارت خارجه و تجربه رجب طیب اردوغان در تعامل با رهبران خارجی طی ۲۴ سال گذشته، از عوامل شکلگیری ظرفیت کنونی آنکارا برای چنین ابتکارهایی محسوب میشوند.
سه معضل اساسی پیش روی آنکارا
نخستین چالش ترکیه، ظرفیت اقتصادی آن است. این کشور با یکی از عمیقترین بحرانهای اقتصادی تاریخ جمهوری خود روبهروست. اگرچه برخورداری از نیروی دفاعی قدرتمند در چنین شرایطی امکانپذیر است، اما تأمین هزینههای آن میتواند فشار بیشتری بر سایر بخشهای عمومی وارد کند. افزایش بودجه دفاعی ممکن است به محدود شدن منابع بهداشت، آموزش و کشاورزی و تشدید دشواریهای معیشتی شهروندان منجر شود؛ مسئلهای که پایداری بلندمدت سیاست امنیتی را زیر سؤال میبرد.
دومین چالش، مشروعیت اجتماعی دولت ترکیه است. اگرچه اعزام نیرو به خارج از کشور و تشکیل ائتلافهای دفاعی در گذشته توانسته حمایت پارلمانی فراتر از شمار کرسیهای حزب حاکم کسب کند، دولت کنونی با رویکردی تقابلی به سیاست داخلی و تلاش برای حذف رقبای خود شناخته میشود. از آنجا که توافقهای بینالمللی و اعزام نیروهای نظامی به خارج به تأیید پارلمان نیاز دارند، تضعیف روابط با مخالفان میتواند دستیابی به حمایت گسترده و پایدار را دشوارتر کند.
سومین معضل، تبلیغات اغراقآمیز درباره ماهیت و تواناییهای ائتلاف است. نام مکه به دلیل جایگاه مقدس این شهر برای مسلمانان، ارزش نمادین قابلتوجهی دارد؛ اما معرفی فوری توافق سهجانبه بهعنوان «ناتوی اسلامی»، در شرایطی که جزئیات عملیاتی و تعهدات آن هنوز روشن نیست، میتواند انتظارات غیرواقعبینانه ایجاد کند. ادعاهایی مانند اینکه مجموع سه کشور بزرگترین ناوگان تانک جهان، دومین مجموعه بزرگ خودروهای نظامی یا سومین ناوگان بزرگ بالگردها را در اختیار دارد نیز توان واقعی همکاری را صرفاً با جمعزدن تجهیزات مقایسه میکنند، بیآنکه تفاوت در آمادگی، فرماندهی و هماهنگی را در نظر بگیرند.
در نهایت، توافق مکه پاسخی به دگرگونی محیط امنیتی و ضعف ترتیبات موجود است، اما موفقیت آن به فراتر رفتن از نمادگرایی وابسته خواهد بود. این همکاری باید ظرفیت عملیاتی، اهداف مشترک و سازوکار تصمیمگیری روشنی ایجاد کند و همزمان محدودیتهای اقتصادی و سیاسی اعضا را در نظر بگیرد. واقعگرایی در ارزیابی توان ائتلاف، نهتنها از شکلگیری انتظارات نادرست جلوگیری میکند، بلکه برای پایداری بلندمدت آن نیز ضروری است.