آیا ایران سرانجام درهای آژانس را تخته میکند؟
تغییر دکترین هستهای ایران کلید خورده است؟
درخواست ۳۲ چهره محافظهکار ایرانی برای خروج فوری از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، بحثی را که پیشتر مطرح بود، به بخشی گستردهتر از فضای سیاسی ایران کشانده است. تشدید اختلاف با آژانس، بازگشت تحریمهای سازمان ملل و جنگ با آمریکا، فشارها برای بازنگری در عضویت را افزایش دادهاند؛ بااینحال، خروج از پیمان همچنان با موانع سیاسی و خطر تشدید انزوای بینالمللی روبهروست.
فرارو– دکتر وندی رمضانالبان، پژوهشگر پسادکتری در مرکز مطالعات ترکیه در مدرسه مطالعات عالی علوم اجتماعی پاریس
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، در شرایطی که توجه رسانهها در ماه سپتامبر به درگیریها در تنگه هرمز و تحولات مجمع عمومی سازمان ملل متحد معطوف بود، تحرکی مهم در فضای سیاسی داخلی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفت. در ۲۸ سپتامبر، ۳۲ چهره محافظهکار ایرانی با انتشار نامهای سرگشاده خواستار خروج فوری ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) شدند؛ اقدامی که میتواند پیامدهای مهمی برای روابط تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، روسیه، چین و کشورهای غربی داشته باشد.
از زمان بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در سپتامبر ۲۰۲۵، جریانهای اصول گرا بارها خواستار خروج از این پیمان شدهاند. مجلس ایران نیز در سال ۲۰۲۵ طرحی را برای آغاز روند خروج تدوین کرد، اما این طرح هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. در سپتامبر امسال، شماری از نمایندگان بار دیگر طرحی با عنوان «سهفوریتی» را به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد کنونی ایران ارائه کردند.
با وجود تکرار این درخواستها، خروج ایران از انپیتی تاکنون به دلیل نبود اجماع سیاسی محقق نشده است. ایران با وجود جنگ، فشار اقتصادی بیسابقه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل همچنان عضو این پیمان باقی مانده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا ادامه عضویت در انپیتی همچنان برای تهران یک امتیاز راهبردی محسوب میشود یا شرایط بهگونهای تغییر کرده که هزینههای ماندن در آن افزایش یافته است.
گسترش بحث خروج از پیمان در ساختار سیاسی ایران
امضاکنندگان نامه ۲۸ سپتامبر از جریان محافظهکار هستند و بسیاری از آنان در دولتهای محافظهکار پیشین مسئولیت داشتهاند. آنها در بیانیه خود استدلال کردند که عضویت در انپیتی دیگر در خدمت منافع ایران نیست و از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، مجلس و شورای عالی امنیت ملی خواستند همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در چارچوب این پیمان را متوقف و روند خروج را فوراً آغاز کنند.
بااینحال، تصویب قانونی در مجلس بهتنهایی برای وادارکردن قوه مجریه به خروج از پیمان کافی نیست. تجربه تعلیق قانون عفاف و حجاب در اوت ۲۰۲۴ نشان داد که شورای عالی امنیت ملی در موضوعاتی که آنها را مرتبط با امنیت ملی میداند نقشی تعیینکننده دارد.
در گذشته، مخالفت با مذاکره با آمریکا و انتقاد از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ از مواضع اصلی بخشهایی از جریان محافظهکار بود؛ هرچند برخی چهرههای این جریان در سال ۲۰۱۲ از عادیسازی روابط نیز حمایت کرده بودند. از سال ۲۰۲۲ و همزمان با بنبست مذاکرات ایران و آمریکا، تندروترین چهرهها بهصورت علنی خواستار خروج از انپیتی شدند. سعید جلیلی، مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران در فاصله سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ و حمید رسایی، نماینده مجلس و عضو جبهه پایداری از جمله این چهرهها هستند.
بااینحال، جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۵ انحصار این بحث در اختیار فوقمحافظهکاران را از میان برد. پس از جنگ، برخی چهرههای جریان میانهرو، متشکل از اصلاحطلبان و نیروهای میانهگرا که بهطور سنتی از عادیسازی روابط با غرب حمایت میکردند، نیز در مواضع خود تجدیدنظر کردند.
خروج از انپیتی؛ اهرم فشار در مذاکرات
تهران مدتهاست تهدید به خروج از انپیتی را بهعنوان ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات با غرب به کار میگیرد؛ رویکردی که به یک جریان سیاسی خاص محدود نبوده است. حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران و از حامیان جدی مذاکره با غرب، در خاطرات خود نوشته است که در مه ۲۰۰۵، زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و بهصورت دوجانبه با روسها مذاکره میکرد، تهدید کرد در صورت ارجاع پرونده هستهای ایران از سوی شورای حکام آژانس به شورای امنیت سازمان ملل، تهران از انپیتی خارج خواهد شد. بااینحال، هنگامی که شورای حکام در فوریه ۲۰۰۶ پرونده ایران را ارجاع داد، این تهدید عملی نشد.
تفاوت شرایط کنونی با گذشته در آن است که اظهارات اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نشانههایی از تغییر احتمالی در سطح بحثهای رسمی ارائه میدهد. محسن رضایی پس از تصویب قطعنامه اخیر آژانس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که آژانس موضوع هستهای ایران را سیاسی کرده است و هشدار داد چنین اقداماتی میتواند کشورها را به خروج از پیمان سوق دهد.
قطعنامه یادشده نگرانیها درباره همکاری محدود ایران با آژانس را تکرار کرد و در مقایسه با قطعنامه پیشین، مؤلفه تازهای نداشت. ازاینرو، میتوان اظهارات محسن رضایی را تلاشی برای ارسال پیامی سیاسی و تغییر لحن تهران ارزیابی کرد. هرچند این موضع ممکن است بخشی از راهبرد مذاکره با آمریکا باشد، سابقه تهدید به خروج از انپیتی از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی، اهمیت این اظهارات را افزایش میدهد.
خروج از پیمان لزوماً به معنای ساخت بمب نیست
خروج از انپیتی را نباید با تصمیم قطعی برای ساخت سلاح هستهای یکسان دانست. محسن رضایی در مصاحبهای با شبکه الجزیره که ۱۹ سپتامبر منتشر شد، بار دیگر بر پایبندی خود به فتوای رهبر پیشین جمهوری اسلامی تأکید کرد؛ فتوایی که به گفته او در سال ۱۹۹۵ صادر شده و تولید سلاحهای کشتار جمعی را ممنوع میکند.
محسن رضایی همچنین راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهد و معتقد است واشنگتن باید شرایط ایران برای پایان جنگ را بپذیرد. ایران در جریان مجمع عمومی سازمان ملل در ماه گذشته پیشنهاد کرده بود درگیریها در همه جبههها پایان یابد، داراییهای مسدودشده ایران آزاد شود و محاصره بنادر این کشور برداشته شود؛ پیشنهادهایی که با تفاهمنامه مورد توافق دو طرف در ژوئن همراستا بود، اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا آن را رد کرد.
در عین حال، مشخص نیست تهدید اخیر رضایی نشانه تصمیمی جدی برای خروج از پیمان است یا صرفاً ادامه الگویی قدیمی از تهدیدهای دیپلماتیک. برخی کارشناسان ایرانی نیز معتقدند خروج از انپیتی، بدون دستیابی قبلی به سلاح هستهای، میتواند ایران را با مجازاتهای بیشتر و فشار بینالمللی شدیدتری مواجه کند؛ زیرا چنین اقدامی احتمالاً بهعنوان گامی به سوی تسلیحاتیشدن برنامه هستهای تعبیر خواهد شد.
از سوی دیگر، برخی معتقدند جایگاه هنجاری فتوای منع سلاحهای کشتار جمعی از سال ۲۰۲۴ و همزمان با شکلگیری مواضع تازه هستهای ایران، تا حدی تضعیف شده است؛ زیرا در آن مقطع، برخی خطوط قرمز زبانی و سیاسی پیشین در بحث هستهای تغییر کرد.
روابط ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در دوره اخیر بهشدت تیره شده است. تهران مواضع رافائل گروسی، مدیرکل آژانس را بیش از گذشته مورد انتقاد قرار میدهد و این نهاد را تا حدی مسئول جنگ ۱۲روزه میداند.
مقامهای ایرانی همچنین آژانس را به دلیل محکومنکردن صریح حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران مورد انتقاد قرار دادهاند. این وضعیت، زمینه سیاسی بحث خروج از انپیتی را تقویت میکند، اما بهخودیخود به معنای وجود اجماع برای خروج نیست. همچنان اختلافنظر میان جریانهای سیاسی ایران درباره هزینهها و منافع چنین تصمیمی وجود دارد.