آموزش رایگان؟
دوستی میگفت دخترش امسال به کلاس هفتم رفته است. دیروز از دفتر مدرسه آمده بودند و دخترش و چند دانشآموز دیگر را از سر کلاس خواسته و به دفتر برده بودند. دلیلش چه بود؟ به دلیل بدهی!
دوستی میگفت دخترش امسال به کلاس هفتم رفته است. دیروز از دفتر مدرسه آمده بودند و دخترش و چند دانشآموز دیگر را از سر کلاس خواسته و به دفتر برده بودند. دلیلش چه بود؟ به دلیل بدهی!
آموزش تا پایان متوسطه بر اساس قانون اساسی رایگان است. در مورد اصل قانون اساسی قاعدتاً نمیتوان چیزی گفت، اما میشود روشهایی را بکار برد که ظاهرا تناقضی با قانون نداشته باشند.در دهه ۷۰ که دانش آموز بودم کارنامه نوبت اول را به دانش آموزانی که کمک به مدرسه پرداخت نکرده بودند تا زمان ادای بدهی نمی دادند!. از آن پس برای دریافت وجه از خانوادهها شیوههای جدیدتری پیدا شد: تغییر نام بعضی از مدارس دولتی به «مدرسه نمونه مردمی»، به این صورت که مثلاً مدرسهای که دو تایم داشت، یک تایمش میشد مدرسه نمونه مردمی و تایم دیگر مدرسه عادی. برای ورود به مدرسه نمونه مردمی آزمونی برگزار میشد که قبول شدن در آن چندان مشکل نبود. پس از قبول شدن، دانشآموزان هزینه میپرداختند و در آن مدرسه ثبتنام میکردند. دلیلی که برای این موضوع عنوان شد این بود که ما از تعدادی از خانوادهها که شرایط بهتری دارند پول میگیریم و برای مدرسهای که همه بچهها در آن تحصیل میکنند هزینه میکنیم. در ابتدا راهکار خوبی به نظر میرسید، اما بعداً مشکلاتش پیدا شد. مشکل اول این بود که مدیران نمونه مردمی قبل از دیگر مدارس معلمها را انتخاب میکردند و معلمان باسابقهتر نصیب آن مدارس میشدند. از طرفی، دانشآموزانی که سطح درسیشان بالا بود اما به دلیل نداشتن پول نمیتوانستند عنوان نمونه باشند و عادی میماندند، که تأثیر خوبی روی روحیه آنها نداشت. خوشبختانه آن مدارس برچیده شدند.
مدارس تیزهوشان راهکار دیگری بود که برای دریافت هزینه استفاده شد. مدارس تیزهوشان، که در آن زمان در سال ۱۳۸۸ حدود ۳۳۰ مدرسه بود، در سال ۱۳۹۲ به بیش از ۶۰۰ مدرسه رسید و تا سال ۱۳۹۶ به ۷۰۰ مدرسه رسید. با افزایش مدارس تیزهوشان، مبلغ اختصاصیافته به آنها کافی نبود. بنابراین برای حل مشکل، مدیران مدارس ابتدا بهصورت داوطلبانه از دانشآموزان مبلغی پول میگرفتند!!! تا اینکه در سال ۱۳۹۶ تصویب شد این مدارس به میزان نصف شهریه مدارس غیردولتی بتوانند شهریه دریافت کنند، و این مدارس رسماً پولی شدند.
طرح دیگری که انجام شد، مدارس هیئتامنایی بودند که قرار بود قسمتی از هزینههای آنها بهصورت داوطلبانه از اولیا تأمین شود، با این توضیح که گرفتن شهریه ممنوع است. اما همین عنوان «هیئتامنا» کافی بود که از ابتدا مردم قبول کنند نمیتوانند انتظار ثبتنام رایگان در این مدارس را داشته باشند. هر زمان که دولت به دلیل مشکلات مالی از توان کافی برای تأمین اعتبارات آموزش و پرورش برخوردار نمیشد، فشار به اولیا برای پرداخت پول بیشتر میشد. از اواخر دهه ۸۰ که فشار تحریمها زیاد شد، الزام و اجبار نانوشته مدارس به دریافت وجه از اولیا هم زیاد شد، تا جایی که اکنون بعضی از مدارس دولتی بهراحتی از واژه «شهریه» استفاده میکنند. البته همیشه وزارت آموزش و پرورش در زمان ثبتنام مدارس اعلام میکند گرفتن شهریه غیرقانونی است و اولیا برای شکایت کردن تشریف بیاورند!!!
دوستی میگفت دخترش که وارد پایه هفتم شده، با تعدادی از همکلاسیهایش در زمان درس از طرف دفتر فراخوانده شده بودند و به آنها گفته شده بود که شما هزینه کمک به مدرسه را پرداخت نکردهاید، و از آنها خواسته شده بود که هرچه زودتر از اولیایشان بخواهند مراجعه کنند.
حالا خودتان را جای یک دختر کلاس هفتمی که تازه وارد مدرسه جدید شده بگذارید. چه حسی پیدا میکنید؟ احتمالاً آن دختر درباره آموزش رایگان چیزی نمیداند، فقط میداند که مدرسه از او پول میخواهد و پدر و مادرش هم نمیتوانند این پول را پرداخت کنند. تصور آنچه در این شرایط بر یک نوجوان معصوم میگذرد دردناک است. شرایطی که گفته شد مربوط به امروز و دیروز و یا این دولت و دولتهای گذشته نیست، بلکه شرایطی است که همواره بر دوش خانوادههای فقیر و فرزندان آنها سنگینی میکند، که اخلاقاً هر کس موظف است به اندازه توان خود در این زمینه تلاش کند.
تقصیر این دختر نیست، تقصیر پدر و مادرش هم نیست. قانون نوشته آموزش رایگان است و کار به صورتحساب و احضار از سر کلاس رسیده؛ کسی باید جواب این فاصله را بدهد. جوابش پیش کسانی است که سالهاست از حق مستضعفین حرف میزنند.