فریدون مجلسی در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد
پشت پرده اظهارات «جی دی ونس»
دیپلمات پیشین ایران معتقد است آمریکا میخواهد اطمینان پیدا کند که ایران در فاصله کوتاهی قادر به بازسازی یک ظرفیت گسترده غنیسازی نخواهد بود. ایران نیز میخواهد اطمینان پیدا کند که پس از کاهش ظرفیت هستهای، دوباره با تحریم، تهدید نظامی یا خروج آمریکا از توافق مواجه نمیشود. اگر مذاکراتی شکل بگیرد، احتمالاً توافق نهایی باید ترکیبی از محدودیت فنی، نظارت بینالمللی، رفع تحریمها و تضمینهای سیاسی باشد. در غیر این صورت، هر توافقی شکننده خواهد بود.
فرارو- اظهارات تازه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نشان میدهد واشنگتن پایان جنگ با ایران را به دریافت تضمینهای سیاسی محدود نمیکند و خواهان تغییر ملموس در ظرفیت غنیسازی ایران است. ونس تأکید کرده است که ایران باید «کاهش معناداری» در ظرفیت غنیسازی خود ایجاد کند و آمریکا حاضر نیست صرفاً در برابر وعدهای برای کاهش ظرفیت در آینده، توافق کند. او همچنین با اشاره به غنیسازی ۶۰ درصدی ایران، این سطح را با ادعای تهران درباره نداشتن قصد ساخت سلاح هستهای در تعارض دانسته است.
به گزارش فرارو، این موضع در حالی مطرح میشود که تهران پیشتر تأکید کرده بود مسئله اصلی در مذاکرات فعلی، پایان جنگ، رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز است و ورود به بحث هستهای را منوط به تحقق شروط خود میداند.
فرارو برای بررسی این موضوع با فریدون مجلسی، تحلیلگر سیاست خارجی و دیپلمات پیشین ایران گفتگو کرده است:
اظهارات جیدی ونس را باید یک شرط جدید دانست یا ادامه همان سیاستی است که آمریکا در سالهای گذشته دنبال کرده است؟
فریدون مجلسی: این خواسته در اصل موضوع تازهای نیست، اما در شرایط فعلی اهمیت و کارکرد آن تغییر کرده است. آمریکا از مدتها پیش نسبت به سطح و ظرفیت غنیسازی ایران حساس بوده، اما امروز واشنگتن تلاش میکند این مسئله را به یکی از پایههای اصلی توافق پایان جنگ تبدیل کند.
تفاوت مهم اینجاست که آمریکا دیگر صرفاً درباره نیت ایران سؤال نمیکند، بلکه میخواهد یک تغییر قابل مشاهده در وضعیت فنی برنامه هستهای ایران ایجاد شود. از نگاه واشنگتن، تضمین سیاسی به تنهایی کافی نیست و ایران باید بخشی از ظرفیت غنیسازی خود را عملاً کاهش دهد.
هنوز مشخص نیست منظور آمریکا از «کاهش معنادار ظرفیت غنیسازی» دقیقاً چیست. آیا میتوان گفت واشنگتن به دنبال توقف کامل غنیسازی است؟
فریدون مجلسی: در حال حاضر نمیتوان چنین نتیجهای گرفت. ونس عدد مشخصی درباره تعداد سانتریفیوژها، سطح نهایی غنیسازی یا میزان ذخایر اورانیوم ارائه نکرده است. بنابراین آمریکا خواهان کاهش قابل توجه ظرفیت غنیسازی است، نه اینکه الزاماً خواهان توقف کامل آن شده است.
البته سابقه مذاکرات نشان میدهد هرگاه آمریکاییها درباره محدودیت ظرفیت هستهای ایران صحبت کردهاند، مجموعهای از مسائل را همزمان در نظر داشتهاند؛ از سطح غنیسازی و تعداد سانتریفیوژها گرفته تا حجم ذخایر اورانیوم و امکان نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
در برجام، ایران پذیرفته بود برای مدت مشخصی غنیسازی را در سطح ۳.۶۷ درصد محدود کند، ذخایر اورانیوم غنیشده را به ۳۰۰ کیلوگرم برساند و تعداد سانتریفیوژهای فعال را کاهش دهد. در مقابل، تحریمهای اقتصادی مرتبط با برنامه هستهای لغو شد. ب
نابراین اگر امروز آمریکا از کاهش ظرفیت سخن میگوید، میتوان انتظار داشت که مجموعهای از همین متغیرها دوباره در مذاکرات مطرح شود؛ هرچند هنوز معلوم نیست مدل جدید دقیقاً چه شکلی خواهد داشت.
ونس مشخصاً درباره غنیسازی ۶۰ درصدی ایران صحبت کرده است. چرا این سطح برای آمریکا تا این اندازه حساس است؟
فریدون مجلسی: مسئله از نظر فنی روشن است. غنیسازی ۶۰ درصد هنوز به سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد نرسیده، اما فاصله فنی میان ۶۰ و ۹۰ درصد به مراتب کمتر از فاصله میان اورانیوم طبیعی و سطوح بالاتر غنیسازی است. بنابراین آمریکا این موضوع را از منظر «زمان گریز هستهای» نگاه میکند؛ یعنی مدت زمانی که در صورت تصمیم یک کشور برای ساخت سلاح، لازم است تا مواد شکافتپذیر لازم را تولید کند.
داشتن اورانیوم ۶۰ درصد به خودی خود به معنای داشتن سلاح هستهای نیست. ساخت سلاح، مسائل فنی و مهندسی دیگری نیز دارد. اما از دید آمریکا، بالا رفتن سطح غنیسازی باعث کاهش زمان واکنش و افزایش نگرانی درباره امکان حرکت به سمت ظرفیت تسلیحاتی میشود. به همین دلیل ونس نیز استدلال کرده که اگر ایران قصد ساخت سلاح ندارد، باید درباره ضرورت تولید سوخت با غنای بالا توضیح قانعکنندهای ارائه کند.
چرا واشنگتن در این مقطع دوباره روی تغییر ظرفیت فنی برنامه هستهای تأکید میکند؟
فریدون مجلسی: به اعتقاد من، یکی از دلایل اصلی این است که آمریکاییها تجربه برجام را پشت سر گذاشتهاند. در سال ۲۰۱۵ توافقی حاصل شد که محدودیتهای گستردهای بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد و در مقابل، رفع تحریمها را قرار میداد. اما دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق خارج شد و تحریمها را بازگرداند.
ایران نیز از سال ۲۰۱۹ به تدریج از محدودیتهای هستهای برجام فاصله گرفت.امروز آمریکا نمیخواهد توافق جدید صرفاً مجموعهای از تعهدات سیاسی باشد که در صورت تغییر شرایط دوباره قابل بازگشت است.
واشنگتن میخواهد ابتدا وضعیت فنی برنامه هستهای تغییر کند و سپس درباره تضمینها و امتیازات سیاسی صحبت شود.البته همین مسئله میتواند مذاکرات را بسیار دشوار کند؛ زیرا ایران نیز تجربه خروج آمریکا از برجام را فراموش نکرده است و طبیعی است که بخواهد پیش از پذیرش محدودیتهای جدید، درباره ضمانت اجرای توافق و رفع تحریمها اطمینان پیدا کند.
آیا میتوان گفت غنیسازی به گره اصلی مذاکرات تبدیل شده است؟
فریدون مجلسی: بله، اما نباید تصور کنیم تمام مسئله فقط غنیسازی است. اختلافات دیگری هم وجود دارد؛ از تحریمها و داراییهای بلوکهشده گرفته تا مسئله تنگه هرمز و ترتیبات امنیتی منطقه.مشکل مهمتر «ترتیب اقدامات» است. ایران میگوید ابتدا باید جنگ متوقف شود، فشار و محاصره پایان پیدا کند و تنگه هرمز به وضعیت عادی بازگردد.
آمریکا در مقابل میخواهد مسئله هستهای در مرکز توافق قرار بگیرد. رویترز نیز گزارش داده که ایران در پیشنهادهای اخیر خود، مسئله بازگشایی هرمز و پایان درگیری را در اولویت قرار داده و تهران تأکید کرده مذاکرات هستهای را در این مرحله محور اصلی نمیداند.
اگر ایران با کاهش ظرفیت غنیسازی موافقت نکند و آمریکا نیز از این شرط عقبنشینی نکند، آیا راه مذاکرات بسته خواهد شد؟
فریدون مجلسی: دیپلماسی اساساً هنر پیدا کردن همین راههای میانه است. ممکن است به جای توقف کامل غنیسازی، درباره سطح، حجم ذخایر، تعداد سانتریفیوژهای فعال، محل نگهداری مواد و میزان دسترسی بازرسان توافق شود.
حتی در برجام نیز مسئله به معنای تعطیلی کامل برنامه هستهای ایران نبود؛ بلکه مجموعهای از محدودیتهای فنی و نظارتی ایجاد شد تا نگرانی درباره انحراف برنامه هستهای کاهش پیدا کند. بنابراین اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، امکان طراحی یک توافق جدید وجود دارد. اما تفاوت امروز با سال ۲۰۱۵ این است که دو طرف اکنون با سطح بسیار بالاتری از بیاعتمادی و در شرایط جنگی مذاکره میکنند.
در نهایت، آیا میتوان گفت غنیسازی همان موضوعی است که میتواند مسیر پایان جنگ را باز یا بسته کند؟
فریدون مجلسی: تصور نمیکنم موضوع صرفاً به یک عدد، مثلاً ۶۰ یا ۳.۶۷ درصد، محدود شود. مسئله اصلی این است که دو طرف چه تعریفی از «امنیت» و «تضمین» دارند.
آمریکا میخواهد اطمینان پیدا کند که ایران در فاصله کوتاهی قادر به بازسازی یک ظرفیت گسترده غنیسازی نخواهد بود. ایران نیز میخواهد اطمینان پیدا کند که پس از کاهش ظرفیت هستهای، دوباره با تحریم، تهدید نظامی یا خروج آمریکا از توافق مواجه نمیشود.
اگر مذاکراتی شکل بگیرد، احتمالاً توافق نهایی باید ترکیبی از محدودیت فنی، نظارت بینالمللی، رفع تحریمها و تضمینهای سیاسی باشد. در غیر این صورت، هر توافقی شکننده خواهد بود.