۱۰ تا از بهترین سریالهای ژانر پزشکی از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵؛ از «چاله» تا «پلی لیست بیمارستان»
در یک دهه اخیر، سریالهای پزشکی فقط به اتاق عمل و نجات بیماران نپرداختهاند و تصویری متفاوت از زندگی پزشکان و فضای بیمارستان ارائه کردهاند. سریالهای «چاله»، «دکتر خوب»، «پلیلیست بیمارستان» از جمله آثاری هستند که هرکدام با روایت و شخصیتهای متفاوت، جای خود را در میان بهترین سریالهای پزشکی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ باز کردهاند.
فرارو- سریال «چاله» (The Pitt) در یکسال گذشته به یکی از مهمترین سریالهای پزشکی تبدیل شد و فصل جدید آن کمتر از سه ماه دیگر منتشر میشود.
به گزارش فرارو، اما این ژانر در یک دهه گذشته فقط به این سریال محدود نبوده است. از «دکتر خوب» و «نیو آمستردام» تا «پلیلیست بیمارستان» و «این قرار است درد داشته باشد»، سریالهایی ساخته شدند که هرکدام تصویری متفاوت از پزشکان، بیماران و زندگی در بیمارستان ارائه کردند.
در این فهرست ۱۰ سریال پزشکی برتر بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ را مرور کردهایم؛ آثاری که بعضی با فضای پرتنش اورژانس، بعضی با شخصیتهای متفاوت و بعضی با پرداختن به مشکلات نظام درمان، از نمونههای معمول این ژانر فاصله گرفتند.
سریال «چاله» (The Pitt)
داستان در بخش اورژانس بیمارستانی در پیتسبورگ میگذرد و اتفاقات یک شیفت ۱۵ ساعته را دنبال میکند؛ شیفتی که قرار نیست برای پزشکان و پرستاران لحظهای آرام داشته باشد.
نکته جذاب سریال این است که بحرانها پشت سر هم وارد داستان میشوند، اما تمرکز فقط روی نجات بیماران نیست. پزشکان باید همزمان با کمبود زمان، فشار کاری، تصمیمهای سخت و پیامدهای روانی شغلشان کنار بیایند. به همین دلیل، «چاله» تصویری کمتر قهرمانانه و انسانیتر از کادر درمان ارائه میدهد.
سریال از همان ابتدا مخاطب را وارد فضای شلوغ اورژانس میکند و فرصت زیادی برای فاصله گرفتن از اتفاقات نمیدهد. اگر سریالهای پزشکی معمولاً بین بیمارستان و زندگی شخصی شخصیتها رفتوآمد میکنند، «چاله» ترجیح میدهد مخاطب را تقریباً تمام مدت داخل همان محیط نگه دارد. همین محدودیت، به یکی از مهمترین نقاط قوت سریال تبدیل شده است.
سریال «این قرار است درد داشته باشد» (This Is Going to Hurt)
اگر بسیاری از سریالهای پزشکی، پزشک را قهرمان داستان نشان میدهند، «این قرار است درد داشته باشد» تصویر بسیار تلختری ارائه میکند. این مجموعه بریتانیایی بر اساس خاطرات آدام کی ساخته شده و زندگی یک پزشک جوان در بخش زنان و زایمان بیمارستان را دنبال میکند.
شخصیت اصلی باید در شرایطی سخت با بیماران مختلف روبهرو شود، تصمیمهای پزشکی مهم بگیرد و در عین حال تلاش کند زندگی شخصیاش را از هم نپاشاند. فشار کاری، خستگی و اشتباهات حرفهای در این سریال بخشی طبیعی از زندگی شخصیتها هستند، نه اتفاقاتی استثنایی که فقط برای ایجاد هیجان وارد داستان شده باشند.
یکی از جذابیتهای اصلی «این قرار است درد داشته باشد» استفاده از طنز تلخ است. سریال در یک لحظه میتواند مخاطب را بخنداند و چند دقیقه بعد او را با موقعیتی بسیار تلخ روبهرو کند. نتیجه، تصویری انسانی از پزشکانی است که برخلاف قهرمانهای همیشگی این ژانر، همیشه نمیتوانند همهچیز را کنترل کنند.
سریال «پلی لیست بیمارستان» (Hospital Playlist)
داستان درباره پنج پزشک است که سالهاست با یکدیگر دوست هستند و در کنار کار در بیمارستان، زندگی شخصی و روابط خودشان را هم دنبال میکنند. پروندههای پزشکی همچنان بخش مهمی از داستان هستند، اما سریال نمیخواهد هر بار مخاطب را با یک بحران بزرگ غافلگیر کند. بخش زیادی از جذابیت آن از لحظات ساده زندگی شخصیتها میآید؛ گفتوگوهای دوستانه، مشکلات خانوادگی، روابط عاطفی و حتی علاقه مشترک آنها به موسیقی.
همین ویژگی باعث شده «پلیلیست بیمارستان» حالوهوای متفاوتی پیدا کند. شخصیتها فقط پزشک نیستند و بیمارستان نیز فقط محلی برای انجام عمل جراحی یا نجات بیمار نیست. مخاطب به مرور با آدمهایی آشنا میشود که بیرون از روپوش پزشکی، دغدغهها و ضعفهای خودشان را دارند.
اگر بعضی سریالهای پزشکی به دنبال هیجان مداوم هستند، «پلیلیست بیمارستان» بیشتر روی رابطه آدمها و جزئیات زندگی آنها حساب میکند و همین آرامش، بخشی از جذابیت آن است.
سریال «دکتر خوب» (The Good Doctor)
شان مورفی، پزشکی جوان با اوتیسم است که توانایی فوقالعادهای در تشخیص بیماریها و حل مسائل پزشکی دارد، اما در برقراری ارتباط اجتماعی با چالشهایی روبهروست.
ورود شان به یک بیمارستان بزرگ باعث میشود او فقط با بیماران و بیماریهای پیچیده مواجه نباشد؛ بلکه مجبور شود جایگاه خودش را میان همکارانی پیدا کند که همه از ابتدا به تواناییهایش اعتماد ندارند. سریال از همین تضاد برای ساختن بخش مهمی از داستان استفاده میکند. به همین دلیل، «دکتر خوب» در کنار داستانهای پزشکی، درباره اعتماد، پیشداوری و پذیرفتهشدن هم صحبت میکند.
نقطه قوت اصلی سریال، ترکیب پروندههای پزشکی با مسیر شخصیتی شان است؛ مسیری که باعث میشود مخاطب فقط برای سرنوشت بیماران منتظر قسمت بعدی نباشد.
سریال «رزیدنت» (The Resident)
در بسیاری از سریالهای پزشکی، مشکل اصلی بیماری است و پزشک باید راهی برای درمان آن پیدا کند. اما «رزیدنت» از همان ابتدا تلاش میکند سؤال دیگری را مطرح کند: اگر خود سیستم درمان مشکل داشته باشد آن وقت باید چکار کرد.
داستان سریال علاوه بر پروندههای پزشکی، به مسائل مالی، منافع اقتصادی، مدیریت بیمارستان و تصمیمهایی میپردازد که ممکن است همیشه بر اساس بهترین منفعت بیمار گرفته نشوند. شخصیتهای اصلی در چنین فضایی مجبورند میان آنچه از نظر پزشکی درست است و آنچه سیستم بیمارستان از آنها میخواهد، انتخاب کنند.
همین نگاه باعث میشود «رزیدنت» فقط مجموعهای از پروندههای پزشکی نباشد. سریال تلاش میکند بخشی از مشکلات ساختاری نظام درمان را هم وارد داستان کند و نشان دهد تصمیمهای پشت میز مدیریت چگونه میتوانند روی زندگی بیمار و پزشک اثر بگذارند.
سریال «نیو آمستردام» (New Amsterdam)
این سریال با ورود مکس گودوین به عنوان مدیر پزشکی یک بیمارستان بزرگ آغاز میشود. او برخلاف مدیری که فقط به دنبال حفظ شرایط موجود باشد، تصمیم میگیرد ساختار بیمارستان را تغییر دهد و بیماران را دوباره در مرکز توجه قرار دهد.
مشکل اینجاست که تغییر یک سیستم بزرگ به این سادگی نیست. ایدههای مکس با محدودیتهای مالی، قوانین اداری، کمبود نیرو و مشکلات کارکنان روبهرو میشوند. همین تضاد میان ایدهآلهای شخصیت اصلی و واقعیت بیمارستان، بخش مهمی از داستان را میسازد.
سریال در کنار پروندههای پزشکی، موضوعاتی مانند هزینه درمان، دسترسی نابرابر به خدمات پزشکی و فشار کاری کارکنان را نیز مطرح میکند. بنابراین بیمارستان در «نیو آمستردام» فقط پسزمینه داستان نیست؛ خودش یکی از شخصیتهای مهم سریال به حساب میآید.
سریال «بیمارستان شیکاگو» (Chicago Med)
این سریال از سال 2015 خیلی زود به یکی از مجموعههای شناختهشده درام پزشکی تبدیل شد. داستان در بخش اورژانس یک بیمارستان بزرگ میگذرد. در اینجا هر بیمار میتواند بحران تازهای ایجاد کند و پزشکان همیشه مجبورند در زمان محدود تصمیم بگیرند.
سریال از فرمول آشنای ژانر پزشکی استفاده میکند، اما همین فرمول را در قالب داستانهای متعدد ادامه میدهد. بیمارانی که با شرایط اضطراری وارد بیمارستان میشوند، پزشکانی که باید درباره درمان آنها تصمیم بگیرند و روابطی که میان اعضای کادر درمان شکل میگیرد، ستون اصلی داستان هستند.
«بیمارستان شیکاگو» برای مخاطبی که به درامهای پزشکی کلاسیک علاقه دارد انتخاب مناسبی است. این سریال هم فضای اورژانس و پروندههای مختلف را دارد و هم به اندازه کافی روی شخصیتهای اصلی سرمایهگذاری میکند تا داستان در طول چند فصل ادامه پیدا کند.
سریال «پیوند» (Transplant)
این سریال با یک موقعیت متفاوت وارد ژانر پزشکی میشود. بشیر حمدان پزشکی سوری است که پس از مهاجرت به کانادا باید مسیر حرفهای خود را دوباره از ابتدا بسازد. او در کشور خودش پزشک بوده، اما حالا برای بازگشت به حرفهای که به آن تعلق دارد باید با موانع تازهای روبهرو شود.
این ایده باعث میشود بیمارستان در سریال فقط محل درمان بیماران نباشد. برای بشیر، بیمارستان بخشی از تلاش برای ساختن یک زندگی تازه است. او باید هم با پروندههای پزشکی کنار بیاید و هم جایگاه خودش را در محیطی پیدا کند که برایش ناآشناست.
«پیوند» از همین مسیر موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت، تعلق و شروع دوباره را به داستان پزشکی وارد میکند. شخصیت اصلی نیز مانند بسیاری از پزشکان این ژانر با تصمیمهای دشوار روبهرو میشود، اما مسئله او فقط نجات یک بیمار نیست.جذابیت سریال در همین ترکیب است؛ مخاطب همزمان با یک درام پزشکی و داستان مردی روبهروست که تلاش میکند حرفه و زندگیای را که پشت سر گذاشته دوباره به دست بیاورد
سریال «کد سیاه» (Code Black)
یکی از پرتنشترین انتخابهای این فهرست است. داستان در اورژانس بیمارستانی اتفاق میافتد که گاهی تعداد بیماران آنقدر زیاد میشود که امکانات و نیروهای موجود دیگر پاسخگوی شرایط نیستند. در چنین موقعیتی، پزشکان باید با سرعت بیشتری تصمیم بگیرند و هر انتخاب میتواند پیامد جدی داشته باشد.
عنوان سریال هم به همین شرایط بحرانی اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن فشار روی اورژانس از حد معمول فراتر میرود. بنابراین برخلاف برخی درامهای پزشکی که فرصت زیادی برای پرداختن به زندگی شخصی شخصیتها دارند، «کد سیاه» بیشتر روی فضای شلوغ و پراضطراب بیمارستان تمرکز میکند.
بخش جذاب سریال، حس دائمی کمبود زمان است. پزشکان نمیتوانند برای هر تصمیم ساعتها فکر کنند و در بسیاری از موارد باید با اطلاعات محدود دست به انتخاب بزنند.
این فضای فشرده باعث میشود «کد سیاه» برای علاقهمندان به سریالهای پزشکی پرسرعت گزینه مناسبی باشد. در اینجا بیمارستان جایی نیست که بحران هر چند قسمت یکبار اتفاق بیفتد؛ بحران تقریباً همیشه در جریان است.
سریال «بیمارستان لنوکس هیل» (Lenox Hill)
این سریال با تمام آثار دیگر این فهرست یک تفاوت اساسی دارد؛ این مجموعه مستند است و داستان آن از ذهن فیلمنامهنویس بیرون نیامده است. دوربین وارد بیمارستان لنوکس هیل در نیویورک میشود و زندگی واقعی چند پزشک را در بخشهای مختلف دنبال میکند.
همین ویژگی باعث میشود تماشای سریال تجربه متفاوتی باشد. در اینجا خبری از بحرانهای طراحیشده برای ایجاد هیجان یا دیالوگهای از پیش نوشتهشده نیست. تصمیمهای پزشکی واقعی هستند و پزشکان باید با شرایطی مواجه شوند که نتیجه آنها همیشه مشخص نیست.
«لنوکس هیل» برای مخاطبی که از درامهای ساختگی فاصله میگیرد و میخواهد تصویر نزدیکتری از زندگی واقعی پزشکان ببیند، یکی از متفاوتترین انتخابهای این فهرست است.