چرا جامعه روایت مسئولان از اتفاقات را نمیپذیرد؟
وقتی مبالغه در ادبیات مسئولی بیش از حد به کارگرفته میشود و با برخی واقعیتهای محسوس مردم تفاوت دارد، اعتبار روایت رسمی از بین میبرد.
در جامعه شبکهای امروز، مردم به این سادگی اقناع نمیشوند. اقناع یک فرایند عقلانی محض نیست؛ یک فرایند عاطفی - اعتمادی است. باید اعتماد را بازسازی کرد وگرنه حتی بهترین استدلالها هم خریدار نخواهد داشت.
شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم، یکی از ریشههایی است که نه تنها در این حوزه بلکه در حوزه تبیین دستاوردهای دستگاهها برای مردم نیز تاثیرگذار است. وقتی مبالغه در ادبیات مسئولی بیش از حد به کارگرفته میشود و با برخی واقعیتهای محسوس مردم تفاوت دارد، اعتبار روایت رسمی از بین میبرد.
مسئولی که از هزینهها و اشکالات، پیش از بیان دستاوردها صحبت میکند، باورپذیرتر خواهد بود. واقعیت این است که پس از سالها وعدههای تحققنیافته طبیعی است که مردم به روایت رسمی با پیشفرض «شاید درست نباشد» نگاه میکنند. این بیاعتمادی محصول یک روز نیست، محصول سالهاست. این را اضافه کنید به تنوع منابع اطلاعاتی امروزِ مردم که مخاطب را دچار سردرگمی کرده است که کدام رسانه خارجی یا داخلی راست میگوید و کدام یک دروغ.
راه پیشِ رو در تعامل با افکار عمومی
چه اصراری وجود دارد که فقط فلان مسئول حرف بزند؟ باید باور کنیم که استفاده از شاهدان ماجرا به جای مسئولان موجب ارتباط بهتر افکارعمومی با روایتها میشود. یک مادر مینابی، یک رزمنده یا یک کارآفرین بسیار تأثیرگذارتر از یک مسئول در پشت تریبون میتوانند با مردم حرف بزنند.
واقعیت دیگر در این زمینه این است که مردم با اعداد و داستانهای شکل گرفته در جنگ و مذاکرات ارتباط بیشتری میگیرند تا بیانیه ها. زبان ساده و بدون شعار در این زمینه بهتر عمل خواهد کرد. البته چالش گفتوگوی دوسویه در فضای اجتماعی ما در این موضوع نیز خودنمایی میکند. شاید تکراری باشد اگر بگوییم که مردم باید فرصت پرسیدن، نقد کردن و شنیدن پاسخ را داشته باشند، اما این واقعیتی است که در اقناع جامعه اثرگذار است.
حتما واکنش مردم به عذرخواهی مدیران ژاپنی را در فضای مجازی دیده باشید و مقایسه کاربران در این زمینه به چشمتان خورده باشد. درواقع پذیرش خطاها و ترمیم اعتماد ضعف نیست، بلکه قویترین ابزار بازسازی اعتماد است. رفتاری که کمتر توسط مردم دیده میشود.
اختلاف نظرها در خیابان، فضای مجازی، رسانهها و گفتوگوهای اجتماعی درباره دستاوردهای جنگ و مذاکرات، ریشه در یک کلیدواژه دارد: اعتماد اجتماعی. اعتماد پیششرط هر اقناعی است. تا وقتی مردم احساس کنند روایت رسمی با تجربه زیسته آنها فاصله دارد و مسئولان از پذیرش خطا پرهیز میکنند، دستاوردها باورپذیر نخواهند بود. راه بازسازی اعتماد، بیانیههای پرطمطراق نیست؛ بلکه در روایت صادقانه هزینهها (معیشت، اشتغال، تورم و…) و گفتوگوی دوسویه با مردم درباره دستاوردهاست.