شکستن چرخه تنش روزمره؛ سادهترین عادتها بیشترین تاثیر را دارند
بر طبق علم روانشناسی یک تکنیک تنفسی ۱۰ ثانیهای همراه با تکرار درونی یک عبارت آرامشبخش، مؤثرترین ترفند نامرئی برای مهار استرس و حفظ آرامش در طول روز کاری هستند.
فرارو- در زندگی مدرن معمولاً بهرهوری به قیمت فرسودگی ذهنی تمام میشود، به همین دلیل رواندرمانگران راهکاری سریع، کاملاً نامحسوس و در دسترس برای جلوگیری از انباشت فشارهای عصبی روزمره پیشنهاد میکنند.
به گزارش فرارو به نقل از ریل سیمپل، بسیاری از افراد در طول هفتههای پرمشغله کاری نوعی زندگی مبتنی بر «حالت خودکار» را تجربه میکنند؛ صبح زود از خواب برمیخیزند، مسواک میزنند، لباس میپوشند و بیدرنگ پشت سیستم کاری مینشینند یا راهی محل کار میشوند.
هرچند چنین برنامههای پیشبینیپذیر و منظمی در گام اول به بیدار شدن از رختخواب و آغاز فعالیت روزانه کمک میکند، اما حرکت بیوقفه و شتابزده به بهانه افزایش بهرهوری، اغلب به بهای افت جدی سلامت روان تمام میشود.
کارولینا کوریا، رواندرمانگر، معتقد است ساختارهای اجتماعی و کاری افراد را بهگونهای بار آوردهاند که پیامهای هشداردهنده بدن را نادیده بگیرند. به گفته او، جامعه همواره پیشروی سرسختانه و تحت فشار قرار دادن خود چه در محیط کار و چه در خانه را تشویق کرده است. از این رو، کاهش سرعت یا مکث کردن در نظر بسیاری معادل عقب ماندن یا نشانه ضعف تلقی میشود.
علاوه بر این، تصوری نادرست رواج یافته است که مراقبت از سلامت روان نیازمند فرآیندهای طولانیمدت مانند جلسات مشاوره یا سفرهای تعطیلات است. پیامد چنین باوری آن است که افراد تخلیه بار روانی را به تعویق میاندازند و در نتیجه، تنشهای انباشتهشده در طول روز به شبها، زمان خواب و حتی روابط فردی و خانوادگی سرایت میکند.
راهکار اصولی، بهرهگیری از ابزارهای کوچک اما مداوم در سراسر روز برای جلوگیری از این انباشت فرساینده است.
کارآمدترین راهکار روانی روزانه
به باور کوریا، مؤثرترین راهکار ذهنی که بالاترین بازدهی را دارد، به شکلی غافلگیرکننده ساده است: تنفس عمیق و تثبیتکننده همراه با یک ذکر درونی روزانه. روند تمرین به این صورت است که فرد یک دم آرام و عمیق انجام میدهد و سپس بازدمی طولانیتر از دم را بیرون میفرستد. همزمان با بازدم، جملهای کوتاه و آرامشبخش در سکوت ذهن تکرار میشود. عبارت پیشنهادی این رواندرمانگر شامل سه بخش مشخص است: «من اینجا هستم. من در امانم. میتوانم آرام بگیرم.»
هر یک از این عبارات نقشی کارکردی در بازتنظیم سیستم عصبی دارند؛ جمله «من اینجا هستم» آگاهی فرد را از افکار نگرانکننده جدا کرده و او را به بدن و لحظه حال پیوند میدهد. جمله «من در امانم» به دستگاه عصبی سیگنال میدهد تهدیدی وجود ندارد و میتواند از حالت آماده باش یا تنش خارج شود. در نهایت، جمله «میتوانم آرام بگیرم» مجوزی است تا فرد تنشها، انقباضها و گرفتگیهای درونی را رها کند.
کوریا توصیه میکند افراد ترجیحاً صبحها، پیش از آنکه محیط شلوغ اطراف بر آنها اثر بگذارد، این عبارت را برای خود برگزینند تا در موقعیتهای پرتنش، پیش از مکالمات دشوار یا در ترافیکهای سنگین از آن بهره بگیرند.
خودآگاهی بدنی و مکث قبل از واکنش
دکتر آنا الیتزور، کارشناس برجسته سلامت روان، رویکرد دیگری را در تکمیل این تنفس هدفمند معرفی میکند: بازتاب و خودآگاهی ذهنی. به عقیده او، بدن و ذهن ما پیوسته در حال ارسال نشانهها هستند؛ نشانههایی نظیر فک منقبض شده در اواخر روز یا چند باره خواندن یک ایمیل به دلیل آزردگی از متن آن. شناخت این واکنشهای جسمانی مانع از تشدید ناگهانی اضطراب میشود.
این رویکرد هنگام تنشهای بینفردی نقشی کلیدی ایفا میکند. ایجاد وقفهای کوتاه پیش از پاسخ دادن در لحظات بحرانی، به رفتارهای سنجیدهتر میانجامد و از درگیریهای پشیمانکننده جلوگیری میکند. در چنین موقعیتهایی، کافی است فرد چند ثانیه مکث کند، نفسی آرام بکشد، عبارت آرامشبخش را در ذهن مرور کند و سپس با تسلط کامل تصمیم بگیرد.
چرا این روش اثربخش و ماندگار است؟
اغلب ما آموزش دیدهایم که هیجانات ناخوشایند را در لحظه سرکوب کنیم، بیدون آنکه جعبهابزاری برای مهار بحرانها داشته باشیم. تمایز بزرگ این تکنیک در دسترسپذیری مطلق آن نهفته است. این روش به هیچ نرمافزار، زیرانداز یوگا یا اتاق خلوتی نیاز ندارد و اطرافیان متوجه اجرای آن نخواهند شد.
این تمرین ذهنی را میتوان در جلسات کاری، درون خودرو یا حتی در صف خرید تنها ظرف ده ثانیه انجام داد. تکرار مداوم این ترفند کوچک نه تنها اثری آنی در پی دارد، بلکه با گذشت زمان اثر آرامبخش آن به صورت فزاینده و ریشهدار در مغز تثبیت میشود.