ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۷۴۶

وقتی سرطان و آبرو هم ابزار دیده‌شدن می‌شوند؛ بازی خطرناک با احساسات مردم

وقتی سرطان و آبرو هم ابزار دیده‌شدن می‌شوند؛ بازی خطرناک با احساسات مردم

در روزهای اخیر دو ماجرای متفاوت در فضای مجازی توجه‌ها را به خود جلب کرده؛ دو اتفاق که در ظاهر ارتباطی با هم ندارند، اما هر دو یک پای ثابت دارند: استفاده از احساسات انسانی برای دیده‌شدن. یک‌سو ماجرای صفحه‌ای است که با ادعای ابتلا به بیماری سخت مخاطبانش را تحت تأثیر قرار داد و سوی دیگر ویدیویی که با موضوع انتشار یک فیلم خصوصی منتشر شد.

در روزهای اخیر دو ماجرای متفاوت در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شده است؛ در یکی، ادعای ابتلا به سرطان برای جلب توجه مخاطبان مطرح شد و در دیگری، انتشار ویدئویی احساسی درباره یک فیلم خصوصی، بخشی از کمپین تبلیغاتی یک فیلم از آب درآمد. دو اتفاق متفاوت که یک نقطه مشترک دارند: استفاده از احساسات شدید مخاطب برای دیده‌شدن.

ماجرای ادعای ابتلا به سرطان

طبق گزارشی که از سوی پلیس منتشر شده، گرداننده یک صفحه با تظاهر به ابتلا به بیماری سخت و انتشار ادعاهای کذب، احساسات مخاطبان را تحت تأثیر قرار داده و صفحه او متوقف شده است. گزارش‌های رسانه‌ای این فرد را امیر سلیمانی معرفی کرده‌اند، هرچند جزئیات پرونده و اتهامات او باید بر اساس روند رسمی رسیدگی قضایی بررسی شود.

ماجرا زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که محتوای منتشرشده درباره بیماری این فرد، واکنش گسترده کاربران را به دنبال داشت. در چنین شرایطی، مخاطب معمولاً با فرض واقعی بودن بیماری، واکنش عاطفی نشان می‌دهد؛ از ابراز همدردی و دعا گرفته تا بازنشر محتوا.

ماجرای آناهیتا افشار چه بود؟

در اتفاقی دیگر، آناهیتا افشار ویدئویی احساسی منتشر کرد که در آن از مخاطبان می‌خواست فیلمی خصوصی منتسب به خودش را دست‌به‌دست نکنند. انتشار این ویدئو در ابتدا باعث شد برخی کاربران تصور کنند با یک اتفاق واقعی درباره حریم خصوصی این بازیگر روبه‌رو هستند.

اما در ادامه مشخص شد این ویدئو بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم «بی‌دار» بوده است. این فیلم به کارگردانی حسین دوماری با بازی آناهیتا افشار، شهاب حسینی و محمدرضا فروتن ساخته شده و قرار است از ۲۲ مهر اکران شود.

این شیوه تبلیغاتی واکنش‌های متفاوتی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت. برخی آن را یک روش متفاوت برای جلب توجه دانستند و برخی دیگر معتقد بودند استفاده از موضوعی مانند انتشار تصاویر خصوصی، مخاطب را ابتدا در معرض یک نگرانی واقعی قرار می‌دهد.

مرز میان جلب توجه و فریب کجاست؟

شبکه‌های اجتماعی بر پایه جلب توجه مخاطب فعالیت می‌کنند و محتوایی که بتواند احساساتی مانند ترس، نگرانی، خشم یا همدردی ایجاد کند، معمولاً واکنش بیشتری به دنبال دارد. با این حال، دو اتفاق اخیر این پرسش را مطرح کرده‌اند که استفاده از موضوعات حساس انسانی برای افزایش بازدید و تبلیغ، تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند.

در یک سو، بیماری و رنج انسان قرار دارد و در سوی دیگر، حریم خصوصی و ترس از انتشار تصاویر شخصی. هر دو موضوع در زندگی واقعی می‌توانند پیامدهای جدی برای افراد داشته باشند؛ اما در فضای مجازی ممکن است به بخشی از یک روایت برای جذب مخاطب تبدیل شوند.

وقتی اعتماد مخاطب آسیب می‌بیند

ماجرای این دو مورد تنها به میزان بازدید یا موفقیت یک صفحه و کمپین تبلیغاتی محدود نمی‌شود. مسئله مهم‌تر، اعتمادی است که مخاطب هنگام مواجهه با چنین محتواهایی به خرج می‌دهد.

اگر کاربر بارها با روایت‌هایی روبه‌رو شود که در ابتدا واقعی به نظر می‌رسند اما بعد مشخص می‌شود بخشی از یک سناریو یا تبلیغات بوده‌اند، ممکن است در مواجهه با نمونه‌های واقعی نیز با تردید بیشتری رفتار کند.

در نهایت، ماجرای امیر سلیمانی و کمپین «بی‌دار» دو نمونه متفاوت از یک فضای مشترک در شبکه‌های اجتماعی هستند؛ فضایی که در آن برای جلب توجه، احساسات مخاطب به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تولید محتوا تبدیل شده است. تفاوت اما در اینجاست که سرطان، بیماری، آبرو و حریم خصوصی برای مخاطب صرفاً موضوع محتوا نیستند؛ بخشی از زندگی واقعی انسان‌ها هستند. مرز میان تبلیغ خلاقانه، روایت ساختگی و فریب مخاطب نیز دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند.

منبع : عصر ایران
ارسال نظرات
خط داغ