ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۵۱۳

بهترین فیلم‌های فانتزی ۲۰۲۵؛ از «لیلو و استیچ» تا «سفید برفی»

بهترین فیلم‌های فانتزی 2025؛ از «لیلو و استیچ» تا «سفید برفی»

ژانر فانتزی در سال ۲۰۲۵ ترکیبی از بازسازی‌های پرهزینه، اقتباس‌های بازی‌های ویدیویی و دنباله‌های محبوب بود. در میان این آثار، «لیلو و استیچ» با بیش از یک میلیارد دلار فروش جهانی، یکی از بهترین‌ها بود.

فرارو-  فیلم سینمایی «لیلو و استیچ» (Lilo & Stitch)  با عبور از مرز یک میلیارد دلار، پرفروش‌ترین فیلم فانتزی سال ۲۰۲۵ شده بود. این موفقیت در شرایطی رقم خورد که تعدادی از بازسازی‌ها و دنباله‌های پرهزینه نتوانستند به ارقامی که از آن‌ها انتظار می‌رفت، دست پیدا کنند.

به گزارش فرارو، فانتزی در سال ۲۰۲۵ ترکیبی از آثار آشنا و پروژه‌های تازه بود؛ از بازسازی «سفیدبرفی» و «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» گرفته تا اقتباس سینمایی از بازی «ماینکرفت». در این میان، نوستالژی، شخصیت‌های شناخته‌شده و ارتباط با نسل‌های مختلف، نقش مهمی در جذب مخاطب داشتند. در ادامه نگاهی بهبرخی از این فیلم‌ها خواهیم داشت.

فیلم سینمایی «جمعه عجیب‌تر»

فیلم سینمایی جمعه عجیب تر

بیش از دو دهه بعد از اکران نسخه اصلی، «جمعه عجیب‌تر» (Freakier Friday) دوباره ماجرای جابه‌جایی بدن را به سینما آورد. لیندسی لوهان و جیمی لی کرتیس پس از سال‌ها برای ادامه داستان «جمعه عجیب» کنار یکدیگر قرار گرفتند و این بار نسل جدیدی از خانواده وارد ماجرا شد. همین ترکیب باعث شد فیلم هم روی خاطره مخاطبان قدیمی حساب کند و هم تماشاگران جوان‌تر را هدف بگیرد.

داستان همچنان بر موقعیتی عجیب و کمدی بنا شده اما جابه‌جایی شخصیت‌ها دیگر محدود به رابطه مادر و دختر نیست. فیلم تلاش می‌کند اختلاف میان نسل‌ها را نیز به بخشی از شوخی‌ها و موقعیت‌های داستانی تبدیل کند.

«جمعه عجیب‌تر» در پایان اکران خود ۱۵۳.۱ میلیون دلار درآمد داشت. این رقم نشان می‌دهد بازگشت یک فیلم قدیمی، حتی پس از بیش از ۲۰ سال، می‌تواند مخاطب خود را پیدا کند.

فیلم سینمایی «سفید برفی»

فیلم سینمایی سفید برفی

کمتر بازسازی دیزنی در سال‌های اخیر پیش از اکران تا این اندازه با حاشیه همراه بود. «سفیدبرفی»  از زمان معرفی بازیگران و انتشار نخستین تصاویر، با بحث‌های مختلفی روبه‌رو شد. انتخاب ریچل زگلر برای نقش سفیدبرفی، حضور گل گدوت و اظهارنظرهای بازیگران درباره نسخه اصلی، بخشی از توجه رسانه‌ها را به خود اختصاص داد.

این حواشی در نهایت به موفقیت تجاری فیلم منجر نشد. «سفیدبرفی» در نهایت نمونه‌ای شد که نشان داد شهرت یک داستان کلاسیک، لزوماً موفقیت مالی آن را تضمین نمی‌کند.

فیلم سینمایی «حالا مرا می‌بینی: حالا نمی‌بینی»

فیلم سینماییی حالا مرا میبینی

بازگشت شعبده‌بازها به پرده سینما در سال ۲۰۲۵ نشان داد مجموعه «حالا مرا می‌بینی» هنوز برای بخشی از مخاطبان جذابیت دارد. سومین قسمت با عنوان «حالا مرا می‌بینی: حالا نمی‌بینی»  بار دیگر سراغ ترکیب آشنای شعبده، سرقت، معما و غافلگیری رفت و در کنار تعدادی از بازیگران قبلی، چهره‌های جوان‌تری را نیز وارد داستان کرد.

یکی از نکات مهم درباره فیلم، ادامه داشتن برنامه استودیو برای این مجموعه بود. ساخت قسمت چهارم حتی پیش از اکران قسمت سوم تأیید شده بود. بنابراین عملکرد «حالا مرا می‌بینی: حالا نمی‌بینی» را باید بیشتر در چارچوب ادامه یک مجموعه قدیمی دید.

فیلم سینمایی «شرور: برای همیشه»

فیلم سینمایی شرور

موفقیت قسمت نخست باعث شده بود انتظار ها از فیلم بالا باشد. «شرور»  در سال ۲۰۲۴ بیش از ۷۰۰ میلیون دلار به دست آورد و به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های موزیکال آن سال تبدیل شد. قسمت دوم نیز با حضور سینتیا اریوو و آریانا گرانده تلاش کرد همان فضای داستانی و موسیقایی را ادامه دهد.

با این حال، درآمد جهانی فیلم به ۵۲۵.۸ میلیون دلار رسید؛ رقمی که فاصله محسوسی با عملکرد قسمت اول داشت. واکنش منتقدان نیز نسبت به فیلم نخست ضعیف‌تر بود و بخشی از نقدها به ریتم داستان در نیمه دوم مربوط می‌شد.

برخی منتقدان معتقد بودند روایت در بخش‌هایی بیش از اندازه سریع پیش می‌رود و فرصت کافی برای پرداخت بعضی شخصیت‌ها و اتفاقات وجود ندارد. موسیقی فیلم نیز برای بخشی از منتقدان به اندازه قسمت اول تأثیرگذار نبود. با این حال، بازی اریوو و گرانده همچنان یکی از نقاط قوت اثر باقی ماند. «شرور: برای همیشه» توانست مخاطب قابل توجهی جذب کند، اما نتوانست جایگاه قسمت نخست را تکرار کند.

فیلم سینمایی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم»

چگونه اژدهای خود ر ا تربیت کنیم

فاصله ۱۵ ساله با نسخه انیمیشن، «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» را به یکی از متفاوت‌ترین بازسازی‌های سال تبدیل کرد. نخستین قسمت این مجموعه در سال ۲۰۱۰ ساخته شد و هنوز برای بخش بزرگی از مخاطبان خاطره‌انگیز است. همین مسئله نسخه جدید را با خطر مقایسه دائمی با انیمیشن اصلی روبه‌رو می‌کرد.

نسخه لایو‌اکشن تلاش کرد داستان و شخصیت‌های آشنا را تا حد زیادی حفظ کند. حضور دین دبلوا، کارگردان نسخه انیمیشنی، در ساخت فیلم جدید نیز به حفظ ارتباط میان دو اثر کمک کرد. رابطه هیکاپ و اژدهایش، بی‌دندان، همچنان قلب اصلی داستان است و جلوه‌های ویژه بیشتر برای بازسازی دنیای آشنای مجموعه به کار گرفته شده‌اند.

حاصل این تلاش، ۶۳۶.۳ میلیون دلار فروش جهانی بود. واکنش منتقدان نیز در مجموع مثبت ارزیابی شد و فیلم توانست بخشی از مخاطبان قدیمی و تماشاگران تازه را با خود همراه کند. عملکرد مناسب این بازسازی در نهایت راه را برای ادامه داستان در قالب لایو‌اکشن هموار کرد.

فیلم سینمایی «ماینکرفت»

فیلم سینمایی ماینکرفت

یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها پیش از اکران «ماینکرفت» این بود که آیا یک بازی ویدیویی با ساختار آزاد و غیرخطی می‌تواند به فیلمی موفق تبدیل شود یا نه. در نهایت پاسخ خود را در سالن‌های سینما گرفت و با رسیدن به رقم ۹۶۱.۱ میلیون دلار، به یکی از موفق‌ترین آثار سال تبدیل شد.

داستان درباره چهار شخصیت است که وارد دنیای مکعبی ماینکرفت می‌شوند و با کمک استیو تلاش می‌کنند راه بازگشت به دنیای واقعی را پیدا کنند. جک بلک، جیسون موموآ و اما مایرز از بازیگران اصلی این فیلم هستند.

واکنش منتقدان به «ماینکرفت» یکدست نبود، اما استقبال تماشاگران بسیار گسترده‌تر بود. این اثر در رتبه پنجم پرفروش‌ترین فیلم‌های سال قرار گرفت و تنها فاصله‌ای اندک با مرز یک میلیارد دلار داشت. اختلاف میان واکنش منتقدان و استقبال عمومی، یکی از نکات جالب درباره فیلم بود. به نظر می‌رسید شناخت قبلی مخاطبان از جهان ماینکرفت، انگیزه کافی برای تماشای نسخه سینمایی آن ایجاد کرده است.

فیلم سینمایی «لیلو و استیچ»

فیلم سینمایی لیلو و استیج

در میان تمام این آثار، «لیلو و استیچ» را از یک شخصیت قدیمی برد. نسخه لایو‌اکشن انیمیشن سال ۲۰۰۲ در شرایطی اکران شد که عملکرد «سفیدبرفی» تردیدهایی درباره آینده بازسازی‌های دیزنی ایجاد کرده بود. با این حال، استیچ خیلی زود مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.

این بازسازی به رقم یک میلیارد و ۳۸ میلیون دلار رسید و چهارمین فیلم پرفروش سال ۲۰۲۵ شد. اهمیت این عدد زمانی بیشتر مشخص می‌شود که آن را با نسخه انیمیشن اصلی مقایسه کنیم. فیلم سال ۲۰۰۲ در زمان اکران خود کمتر از ۳۰۰ میلیون دلار در سراسر جهان درآمد داشت.

البته موفقیت تجاری به معنای استقبال یکدست منتقدان نبود. برخی تغییرات در داستان و پایان جدید فیلم مورد بحث قرار گرفت اما مخاطبان خانوادگی همچنان ارتباط خود را با شخصیت استیچ حفظ کردند. نتیجه نشان داد یک شخصیت آشنا، اگر همچنان ظرفیت ایجاد خاطره و ارتباط عاطفی داشته باشد، می‌تواند سال‌ها بعد دوباره مخاطب را به سینما بکشاند.

ارسال نظرات
خط داغ