فیلم بهمن قبادی با تهیهکنندگی اسکورسیزی در تورنتو زیر تیغ انتقاد/ پای هوش مصنوعی در میان است
یک منتقد سینما معتقد است استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی در بخشهایی از فیلم «درختان تماشا میکنند»، نهتنها به کیفیت بصری اثر لطمه زده، بلکه در مواردی آن را از یک تجربه سینمایی انسانی و خلاقانه دور کرده است.
فرارو- فیلم «درختها تماشا میکنند» به کارگردانی بهمن قبادی، یک اثر ترسناک روانشناختی است که داستان آن در شهر ماردین ترکیه میگذرد؛ جایی که یک افسانه کردی درباره تولد دوباره انسانها در قالب درختان، به هسته اصلی روایت تبدیل میشود. با این حال، آنچه بیش از داستان و فضای وهمآلود فیلم توجه منتقدان را جلب کرده، استفاده گسترده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی است؛ موضوعی که نقد تندی از سوی ورایتی به دنبال داشته است.
به گزارش فرارو به نقل از ورایتی، سیدهانت آدلاکها، منتقد این نشریه، معتقد است استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی در بخشهایی از فیلم، نهتنها به کیفیت بصری اثر لطمه زده، بلکه در مواردی آن را از یک تجربه سینمایی انسانی و خلاقانه دور کرده است.
داستان فیلم با سه دختر جوان کرد در ماردین آغاز میشود که درباره افسانهای قدیمی صحبت میکنند؛ افسانهای درباره انسانهایی که پس از مرگ، به شکل درخت بازمیگردند و زندگی دوم خود را در قالب اشیای چوبی و مبلمان ادامه میدهند.
سالها بعد، دریا با بازی اوا گرین همراه با دخترش کانی به ماردین بازمیگردد. کانی ناشنواست و توانایی تکلم ندارد و دریا نیز برای انجام یک پژوهش مردمشناختی به زادگاهش آمده است.
از همان ابتدا، فضای خانهای که دریا اجاره کرده، نشانههایی از اتفاقات غیرعادی را در خود دارد. دو درخت بلند بیرون خانه مدام در حرکتاند و سگ دریا به شکلی غیرعادی به یک صندلی منبتکاریشده واکنش نشان میدهد. کانی نیز معتقد است این صندلی خودش حرکت میکند.
به تدریج، صندلی به یکی از عناصر اصلی وحشت فیلم تبدیل میشود؛ شیئی که ظاهراً با روحی از گذشته دریا ارتباط دارد و مرز میان خاطره، افسانه و واقعیت را از بین میبرد.
اوا گرین و بازیگران جوان؛ نقاط قوت فیلم
آدلاکها در نقد خود، با وجود انتقادهای شدید از فیلم، به توانایی بهمن قبادی در کارگردانی بازیگران و خلق برخی از صحنههای وهمآلود اشاره میکند.
اوا گرین تلاش میکند به شخصیت دریا عمق احساسی بیشتری بدهد و بازیگران جوانی که نقش دختران دوران کودکی را ایفا میکنند نیز از نقاط قوت فیلم هستند. بازی نوا کوش در نقش کانی نیز یکی از عناصر برجسته اثر معرفی شده است؛ شخصیتی که با وجود ناشنوایی و ناتوانی در تکلم، حضور پررنگی در فضای دلهرهآور فیلم دارد.
در برخی صحنهها، قبادی و فیلمبردارانش، صبا مظلوم و تورج اصلانی، از قاببندیهای غیرمعمول برای افزایش حس رمزآلود فیلم استفاده میکنند. نماهایی از بالای سر شخصیتها یا قابهایی که بخشی از صورت آنها را پنهان میکند، باعث میشود مخاطب نهتنها درباره هویت شخصیتها، بلکه درباره واقعیت آنچه میشنود نیز دچار تردید شود.
این بخشها نشان میدهد قبادی همچنان در خلق فضای بصری و هدایت بازیگران توانایی قابل توجهی دارد.
مشکل از جایی آغاز میشود که هوش مصنوعی وارد قاب میشود
مشکل اصلی فیلم زمانی جدیتر میشود که تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی به بخشهای مختلف روایت راه پیدا میکنند.
بخشی از فلشبکها و روایتهایی که قرار است گذشته شخصیتها و ریشههای افسانه را توضیح دهند، با استفاده از تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی ساخته شدهاند. به تدریج این فناوری حتی در نماهای معرف و تصاویر واسطهای فیلم نیز حضور پیدا میکند.
این منتقد سینما معتقد است این تصاویر نهتنها از نظر زیباییشناختی ضعیف هستند، بلکه با فضای انسانی و سینمایی بخشهای دیگر فیلم تضاد شدیدی ایجاد میکنند.
او در نقد خود مینویسد هرچه فیلم پیش میرود، اتصال نماها دشوارتر میشود و تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی به جای آنکه در خدمت روایت باشند، به عنصری جداافتاده و آزاردهنده تبدیل میشوند.
از نگاه او، این مسئله زمانی جدیتر میشود که بخشهایی از اسطورهشناسی فیلم و گذشته شخصیتها نیز به طور کامل با همین فناوری بازسازی شدهاند.
انتقاد از جشنوارهها؛ مخاطب باید بداند
نقد این نشریه صرفاً متوجه فیلم قبادی نیست. آدلاکها حتی این پرسش را مطرح میکند که آیا جشنوارههای بزرگ سینمایی نباید درباره نمایش فیلمهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، استانداردهای شفافتری داشته باشند.
فیلم «درختها تماشا میکنند» در بخش سنترپیس جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد و همین موضوع باعث شده بحث درباره نحوه مواجهه جشنوارههای معتبر با آثار تولیدشده یا تکمیلشده با هوش مصنوعی دوباره مطرح شود.
این منتقد سینما معتقد است دستکم مخاطبان باید پیش از خرید بلیت بدانند یک فیلم تا چه اندازه از تصاویر یا ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کرده است.
این بحث در شرایطی مطرح میشود که استفاده از هوش مصنوعی در صنعت سینما با نگرانیهایی درباره حقوق هنرمندان، مالکیت دادهها و تصاویر دارای حق نشر و آینده مشاغل خلاق همراه شده است.
حضور مارتین اسکورسیزی در پروژه
یکی دیگر از بخشهای بحثبرانگیز ماجرا، حضور مارتین اسکورسیزی به عنوان تهیهکننده اجرایی فیلم است. نام اسکورسیزی در سالهای اخیر در بحث استفاده از هوش مصنوعی در مراحل پیشتولید فیلم نیز مطرح شده است. در ماه ژوئن، شرکت آلمانی Black Forest Labs ویدیویی تبلیغاتی منتشر کرد که در آن اسکورسیزی با استفاده از مدل هوش مصنوعی «Flux» مشغول ساخت طرحهای اولیه تصویری برای یک فیلم بود.
این اقدام با واکنش انجمن کارگردانان هنری مواجه شد و این انجمن در بیانیهای از رویکرد اسکورسیزی انتقاد کرد.
اسکورسیزی در واکنش، بر علاقه خود به نقطه تلاقی فناوری و داستانگویی تأکید کرده و گفته بود که فناوری میتواند مرزهای خلاقیت را گسترش دهد. او همچنین سینما را رسانهای جوان دانسته بود که باید با ذهنی باز درباره آینده آن فکر کرد.
با این حال، منتقد ورایتی معتقد است حضور اسکورسیزی به عنوان تهیهکننده اجرایی، صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست؛ چراکه چنین نامهایی میتوانند به اعتبار و دیدهشدن یک فیلم کمک کنند.
مسئلهای فراتر از یک فیلم
«درختها تماشا میکنند» در نهایت به نمونهای از یک بحث بزرگتر تبدیل شده است: هوش مصنوعی در سینما دقیقاً باید در کجا متوقف شود؟ از یک سو، این فناوری میتواند ابزار تازهای برای تصویرسازی، پیشتولید و گسترش جهان بصری فیلمسازان فراهم کند. از سوی دیگر، استفاده گسترده از تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی میتواند در صورت نبود هماهنگی با زبان بصری فیلم، به گسست زیباییشناختی و کاهش حس انسانی اثر منجر شود.
نقد این نشریه درباره فیلم قبادی دقیقاً بر همین نقطه متمرکز است. از نگاه منتقد، مشکل صرفاً این نیست که بخشی از تصاویر با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ مسئله آن است که این تصاویر در مواردی چنان از سایر اجزای فیلم فاصله میگیرند که به جای تقویت روایت، آن را از تجربه سینمایی منسجم دور میکنند.
در نتیجه، فیلمی که میتوانست بر پایه افسانهای کردی، بازیهای قدرتمند و فضای وهمآلود خود تجربهای متفاوت خلق کند، در بخشهایی با تصاویر مصنوعی و ناهماهنگ مواجه میشود؛ تصاویری که به باور منتقد این نشریه بیش از آنکه به هنر سینمایی خدمت کنند، یادآور ظرفیتها و محدودیتهای فعلی هوش مصنوعی در سینما هستند.