ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۲۳۰۰

نگاهی به قسمت نهم سریال «بامداد خمار»؛ رحیم و محبوبه در آستانه یک تغییر بزرگ

نگاهی به قسمت نهم سریال «بامداد خمار»؛ رحیم و محبوبه در آستانه یک تغییر بزرگ

در قسمت نهم، «بامداد خمار» از فضای تکراری قسمت‌های گذشته فاصله می‌گیرد و به سمت چند موقعیت تعیین‌کننده حرکت می‌کند. مواجهه رحیم و بصیرالملک و تحولات احتمالی خط داستانی طاووس می‌تواند مسیر ادامه فصل را تغییر دهد.

فرارو- دیشب قسمت نهم فصل دوم سریال «بامداد خمار» پخش شد و قصه با تمرکز بیشتر بر رحیم نجار وارد مرحله تازه‌ای شد. 

به گزارش فرارو، در این قسمت، رحیم برای روبه‌رو شدن با بصیرالملک تلاش می‌کند و همزمان رابطه او با محبوبه وارد موقعیت پیچیده‌تری می‌شود

قسمت نهم فصل دوم «بامداد خمار» زمانی جذاب‌تر می‌شود که سریال بالاخره تصمیم می‌گیرد داستان را به جلو ببرد. پس از چند قسمت که بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف امتداد دادن موقعیت‌های مشابه کرده بود، روایت این بار نشانه‌هایی از تغییر مسیر نشان می‌دهد. با این حال، مشکل اساسی سریال همچنان پابرجاست. «بامداد خمار» هنوز میان میل به تعریف کردن یک داستان عاشقانه و ناتوانی در ساختن یک رابطه عاشقانه باورپذیر گرفتار است. 

قسمت نهم بیش از قسمت‌های قبلی فرصت می‌دهد رحیم نجار به عنوان یک شخصیت مستقل دیده شود. این برای سریالی که بخش مهمی از درام خود را بر رابطه او با محبوبه بنا کرده، ضروری است. 

اما همین‌جا تناقض اصلی سریال آشکار می‌شود. هرچه رحیم بیشتر دیده می‌شود، پرسش درباره چرایی عشق او و محبوبه جدی‌تر می‌شود. «بامداد خمار» بارها به مخاطب می‌گوید این دو یکدیگر را دوست دارند اما کمتر موفق می‌شود این احساس را به تجربه‌ای دراماتیک تبدیل کند. عشق در این سریال بیش از آنکه در رفتار شخصیت‌ها شکل بگیرد، اغلب در دیالوگ‌ها و موقعیت‌های توضیحی تعریف می‌شود. 

قسمت نهم؛ یک قدم جلو اما نه بیشتر

رحیم نجار در بامداد خمار

بهترین لحظات قسمت نهم زمانی شکل می‌گیرند که سریال از توضیح عشق فاصله می‌گیرد و به شکاف میان تصویری که رحیم و محبوبه از یکدیگر ساخته‌اند و واقعیتی که با آن مواجه شده‌اند نزدیک می‌شود. این تضاد ظرفیت ایجاد یک درام جدی را دارد اما سریال هنوز به اندازه کافی از آن استفاده نمی‌کند. 

مهم‌ترین پیشرفت قسمت نهم در ریتم آن دیده می‌شود. داستان بالاخره احساس می‌کند قرار است به نقطه‌ای برسد. اتفاقات این قسمت تاثیر بیشتری بر ادامه روایت دارند و سریال کمتر در همان موقعیت‌های قبلی متوقف می‌ماند. 

اما این تغییر هنوز کامل نیست. «بامداد خمار» همچنان تمایل دارد اطلاعاتی را که مخاطب می‌تواند از دل موقعیت دریافت کند، چند بار توضیح دهد. انتظار رحیم برای مواجهه با بصیرالملک نمونه روشنی از همین مسئله است. طولانی شدن چنین بخش‌هایی نه‌تنها تنش ایجاد نمی‌کند، بلکه از قدرت مواجهه نهایی هم می‌کاهد. 

در عین حال مواجهه رحیم و بصیرالملک نیز از همین ضعف رنج می‌برد. سکانسی که باید نتیجه طبیعی مسیر داستان باشد، تا حدی مصنوعی به نظر می‌رسد. گویی روایت برای رسیدن به یک نقطه مشخص، شخصیت‌ها را به آن موقعیت منتقل کرده است. 

یکی از مشکلات «بامداد خمار» در این مرحله کمبود اتفاق نیست، بلکه ناتوانی در تشخیص این مسئله است که کدام اتفاق واقعاً برای پیشبرد داستان ضروری است. بعضی سکانس‌ها را می‌توان حذف کرد بدون اینکه اطلاعات مهمی از دست برود. درام زمانی قدرت می‌گیرد که هر صحنه یا شخصیت را تغییر دهد یا مسیر داستان را عوض کند. قسمت نهم هنوز در چند نقطه از این قاعده فاصله دارد. 

در سوی دیگر، خط داستانی طاووس می‌تواند یکی از عناصر مهم ادامه فصل باشد. نشانه‌هایی وجود دارد که او ممکن است برای رسیدن به منفعت بیشتر تصمیم‌هایی بگیرد که سرنوشت محبوبه و خجسته را تغییر دهد. این مسیر در صورت پرداخت درست، ظرفیت ایجاد تعارض تازه‌ای را دارد و می‌تواند داستان را از چرخه تکرار بیرون بیاورد. 

قسمت نهم را نمی‌توان بازگشت کامل «بامداد خمار» به فرم مطلوب دانست. سریال هنوز بیش از اندازه توضیح می‌دهد و رابطه‌ای که قرار است مرکز ثقل آن باشد، همچنان از نظر احساسی به اندازه کافی قانع‌کننده نیست. 

با این حال، این قسمت یک تغییر مهم دارد. داستان دوباره شروع به حرکت می‌کند. اگر قسمت‌های بعدی بتوانند از توضیح فاصله بگیرند و اجازه دهند شخصیت‌ها با تصمیم‌ها و پیامدهایشان روایت را جلو ببرند، «بامداد خمار» می‌تواند بخشی از انرژی ازدست‌رفته فصل دوم را بازپس بگیرد. 

فعلا قسمت نهم بیشتر یک نشانه امیدوارکننده است تا یک نقطه عطف. این قسمت نشان می‌دهد سریال هنوز می‌تواند از سکون چند قسمت گذشته فاصله بگیرد، به شرط آنکه به مخاطب اعتماد کند و به جای توضیح دادن داستان، اجازه دهد داستان خودش را روایت کند.

ارسال نظرات
خط داغ